۲۴
اردیبهشت

دوئل مختار با حرمله؛ واقعیت یا تحریف تاریخ؟

شب گذشته (جمعه ‏شب) و در قسمت سی‌ام مجموعه تلویزیونی پربیننده مختارنامه، «حرملة‌بن کاهل» یکی از شقی‌ترین قاتلان دشت کربلا و سرسخت‌ترین دشمن مختار (البته در سریال) به سزای اعمال جنایتکارانه‌اش رسید.
او که دو مرتبه از دست مأموران مختار ثقفی گریخته بود، ‌این بار توسط انبوهی از خونخواهان حسین علیه السلام محاصره شد تا مجبور به مبارزه با مختار باشد. حرمله و مختار،‌ چهر‌ه در چهره هر دو با یک خنجر رو در روی هم قرار گرفتند تا بینندگان تلویزیونی، دوئلی به سبک فیلم‌های وسترن اسپاگتی را شاهد باشند. دوئلی که به سود مختار به پایان رسید و خنجر وی گلوی حرمله را درید تا شاید آبی باشد بر دل‌های تفتیده همه آن‌هایی که سال‌هاست بر گلوی چاک‌چاک طفل شیرخواره می‌گریند.

اما جدای از تکنیک‌های سینمایی،‌ آیا این روایت با نقل‌های تاریخی هم‌خوانی دارد؟
با نگاهی به متون موجود، پاسخ سؤال «خیر» است!

در یکی از معتبرترین کتب حدیثی، یعنی؛ «امالی» شیخ طوسی به نقل از منهال‌بن عمرو آمده است: وقتی از مکه بر می‌گشتم، بر امام زین‌العابدین (ع) وارد شدم. به من فرمود: «ای منهال! حرملة بن کاهل اسدی، چه می‌کند؟».
گفتم: او در کوفه زنده بود که من آمد.
امام (ع) دستانش را کامل بالا آورد و فرمود: «خداوندا! داغی آهن را بر او بچشان. خداوندا! داغی آهن را بر او بچشان. خداوندا! داغی آتش را بر او بچشان»
به کوفه آمدم. مختار، پیروز شد و امور را به دست گرفت، و او دوست من بود. من چند روزی در خانه‌ام بودم تا این که رفت و آمد مردم، تمام شد. سوار بر مرکب شدم و به سوی مختار رفتم او را در بیرون خانه‌اش دیدم.
گفت: ای منهال! در دوران حکومت ما، پیش ما نیامدی و برای آن، به ما شادباش نگفتی و در آن با ما همکاری نکردی؟
به او اطلاع دادم که در مکه بودم و اکنون آمده‌ام. با او قدم زدیم و حرف زدیم تا به کِناس (محله بنی اسد) رسیدیم. مختار ایستاد، گویی که در انتظار چیزی است. جای حرملة‌بن کاهله، به مختار اطلاع داده شده بود و او کسی را در پی حرمله فرستاده بود. مدتی نگذشت که گروهی می‌آمدند که پا بر زمین می‌کوبیدند و نیز گروهی که می‌دویدند، تا این که گفتند: ای امیر! مژده باد که حرملة‌بن کاهل، دستگیر شد!
طولی نکشید که او را آوردند. وقتی مختار به حرمله نگاه کرد، گفت: ستایش، خداوندی راست که تو را در دسترس قرار داد!
آن گاه گفت: جلاد، جلاد!
جلادی آوردند. مختار به وی گفت: دستانش را قطع کن پس دستانش قطع شد.
آن گاه به او گفت: پاهایش را قطع کن. پاهایش هم قطع شد.
آن گاه گفت: آتش، آتش!
آتش و نی‌هایی را آوردند و حرمله را در آن انداختند و آتش با او شعله کشید.
گفتم: سبحان‌الله!
به من گفت: ای منهال! تسبیح گفتن، خوب است؛ اما تو برای چه تسبیح گفتی؟
گفتم: ای امیر! در این سفرم، هنگامی که از مکه بر می‌گشتم، بر علی بن الحسین (ع) وارد شدم. به من فرمود: «ای منهال! حرملة‌بن کاهل اسدی، چه می‌کند؟»
گفتم: در کوفه زنده بود که من آمدم. پس دستانش را کاملاً بالا آورد و فرمود: «خداوندا! داغی آهن را به او بچشان. خداوندا! داغی آهن را به او بچشان. خداوندا! داغی آتش را به او بچشان».
مختار به من گفت: از علی بن الحسین شنیدی که این را می‌گفت؟
گفتم: به خدا سوگند، شنیدم که چنین می‌گفت.
مختار از مرکبش پیاده شد و دو رکعت نماز خواند و سجده‌ای طولانی به جا آورد و سوار که شد، حرمله سوخته بود. با هم سوار شدیم و حرکت کردیم و به مقابل خانه‌ام رسیدیم. گفتم: ای امیر! اگر صلاح بدانی، تشریف فرما شوی و بر من منت بگذاری و نزد من فرود آیی و از غذای من بخوری.
مختارگفت: ‌ای منهال! به من می‌گویی که علی‌بن الحسین (ع) چهار دعا کرد و خداوند، آن را به دست من به اجابت رساند و آنگاه مرا دعوت به خوردن می‌کنی؟! امروز، روز روزه است،‌ برای سپاس‌گزاری از خدا به خاطر توقیفی که به من داد که این کار را بکنم.
حرمله، همان کسی است که حامل سر امام حسین (ع) بود.

منابع دیگر از جمله «الامالی» شجری (به نقل از بشربن غالب اسدی) شبیه این روایت را بیان کرده‌اند.

۱۲
اردیبهشت

سفر به بندرعباس و شرکت در جشنواره خلیج‌فارس

دیروز از بندرعباس برگشتم. دلیل رفتنم هم پوشش خبری نخستین جشنواره بین‌المللی فرهنگی هنری خلیج فارس بود که از این به بعد در دهم اردیبهشت هر سال و هم‌زمان با «روز ملی خلیج فارس» در استان هرمزگان برگزار می‌شود.
این سفر سه روزه حاشیه‌های بعضاً جالبی نیز به همراه داشت که برخی از آنها در پی می‌آید.

ـ مهمانان و اصحاب فرهنگ و رسانه با پرواز ۴۷۶ روز جمعه ۹ اردیبهشت از تهران راهی بندرعباس شدند و پس از فرود در این شهر با شاخه‌های گل مورد استقبال «همایون امیرزاده» مدیر کل ارشاد استان در هرمزگان و دبیر جشنواره و سایر مسئولان برگزاری جشنواره قرار گرفتند.

ـ اصحاب فرهنگ و رسانه با چند دستگاه ون از فرودگاه به هتل منتقل شدند. ون‌ها مسیر ساحلی را برای رسیدن به هتل پیمودند تا این مسیر برای مهمانان و اصحاب فرهنگ و رسانه جذابیت بیشتری داشته باشد. جالب اینکه یکی از رانندگان در اظهار نظری جالب، بندرعباس را «شهر همیشه بیدار» خواند و مدعی شد اگر ساعت ۲ بعد از نیمه شب نیز به بازارهای آن مراجعه شود، مغازه‌ها باز هستند!

ـ صبح روز شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه، مهمانان و مدعوین نخستین جشنواره خلیج فارس با دو قایق مسافربری بزرگ از بندرعباس راهی جزیره هرمز شدند. در طول مسیر یک تیم سه‌نفره خبری از آسیای شرقی نیز حضور داشتند که برخی واکنش‌های آنان با تبسم و خنده سایر خبرنگاران و گزارشگران همراه بود.

ـ هنگام نزدیک شدن به جزیره و در فاصله حدوداً ۵۰۰ متری آن، یک اسکی‌باز نوجوان به انجام هنرنمایی پرداخت. وی دو بار تعادل خود را از دست داد و در آب واژگون شد. جالب اینکه برخی حاضران در قایق برای این حادثه عبارت «زمین خوردن» را به کار بردند.

ـ یکی از شاعران حاضر در جشنواره، پس از اهتزاز پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در قلعه پرتغالی‌ها به نشانه استکبار ستیزی، اشعاری در وصف خلیج‌فارس قرائت کرد. اشتباه لبّی وی هنگام تلفظ یک نام یونانی، خنده را به لبان حاضران هدیه کرد.

ـ برای رونمایی از نقشه‌ خاکی خلیج‌فارس نیاز به پیمودن یک مسیر چند کیلومتری در جزیره بود که برای این امر، ۶ دستگاه اتوبوس شرکت واحد از بندرعباس به جزیره هرمز منتقل شده بود. برخی اهالی جزیره که برای نخستین بار چند اتوبوس در جزیره می‌دیدند، حسابی ذوق‌زده شده بودند.

ـ بازگشت از جزیره بیش از ۸۰ دقیقه طول کشید. این در حالی بود که یکی از خدمه قایق مسافربری مدعی بود که مسیر جزیره تا بندرعباس را ۴۵ دقیقه‌ای طی می‌کنند. از طرف دیگر GPS تلفن همراه نیز سرعت قایق را ۲۱ کیلومتر در ساعت نشان می‌داد. اگر فاصله درج شده در ویکی‌پدیای فارسی یعنی ۸ کیلومتر حد فاصل بندر تا جزیره صحیح باشد، آن‌گاه با سرعت متوسط ۲۰ کیلومتر در ساعت باید این مسیر در کمتر از ۲۵ دقیقه طی شود. حال ۲۵ دقیقه کجا، ۴۵ دقیقه کجا و ۸۰ دقیقه کجا؟

- پس از تشکیل ناموفق زنجیره انسانی در پارک غدیر بندرعباس، مراسم اختتامیه نخستین دوره جشنواره در تالار شهید آوینی بندرعباس برگزار شد. مجری برنامه در طول اجرای خود، دو بار به مهمانان ویژه حاضر در مراسم خوشامد گفت و از حضور آنان قدردانی کرد که در هر دو بار نام «سید محمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را از قلم انداخت!
وی در اعلام خبر تغییر نمادین ۱۰ روزه نام خبرگزاری فارس به «خبرگزاری خلیج فارس» در هر سال نیز دچار اشتباه شد و به گونه‌ای این موضوع را اعلام کرد که همگان چنین برداشت کردند این خبرگزاری برای همیشه نام خود را تغییر داده است.

- داریوش ارجمند هنگام دریافت جایزه خود اجازه خواست چند کلامی با حاضران صحبت کند. وی ضمن ابراز خرسندی از توجه ویژه مسئولان فرهنگی به خلیج‌فارس، دریاچه خزر را به «یک کاسه آب»‌ تشبیه کرد و خلیج‌فارس را «دریای واقعی»‌ دانست. معلوم نیست اگر ارجمند قصد اظهارنظر درباره وضعیت این روزهای دریاچه ارومیه را داشت از چه تعبیری استفاده می‌کرد؟!

ـ محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیس‌جمهور در سخنانی، جعل نام خلیج فارس را حاصل فتنه‌انگیزی انگلستان خواند. وی همچنین از کشورهای بی‌هویتی که قصد مصادره نام خلیج فارس به سود خود را دارند با تعابیر «مورچه‌ای در برابر پیر» و «پشه‌ای مقابل یک پیر» یاد کرد که در نوع خود جالب بود.

ـ حضور «عبدالمجید ارفعی» نخستین مترجم منشور کوروش در فرودگاه بندرعباس نیز با واکنش‌های جالب مردم و برخی از افراد کادر پروازی همراه بود. ارفعی که به دلیل چهره خاص خود (سبیل‌های فوق‌العاده خفن!) از جذابیت ویژه‌ای برخوردار است با پیشنهادهای بسیاری برای گرفتن عکس یادگاری مواجه می‌شد و البته با رویی گشاده استقبال می‌کرد.

ـ هنگام بازگشت از بندرعباس، بلیت پرواز «داریوش ارجمند» به نام «محمدرضا شریفی‌نیا» صادر شده بود. ارجمند در فرودگاه تهران هم با بدشانسی مواجه شد و برای دریافت بار خود،‌ مدت‌ها کنار تسمه انتقال بار به انتظار ایستاد. غافل از اینکه بسته وی از روی تسمه نقاله سقوط کرده و در کنار آن افتاده است. همین امر موجب شد وی آخرین نفری باشد که بار خود را از فرودگاه تحویل می‌گیرد.

پی‌نوشت:
سفر خسته‌کننده‌ای بود،‌ هر چند که لذت‌های خاص خودش رو داشت و برای اولین بار بندرعباس رو از نزدیک دیدم. کلاً عاشق جنوبی و جنوبی‌ام و اصلاً احساس غربت نمی‌کردم، حتی موقع برگشت هم یه حس غریبی تو مایه‌های دلتنگی به سراغم اومده بود.

۰۱
اردیبهشت

دانستنی‌های سربازی / آنچه باید درباره خدمت سربازی بدانید

قبل از نوروز داشتم مکتوباتم رو مرتب می‌کردم که چشمم به دفترچه ۶۰ برگ مربوط به کلاس‌های آموزشی خدمت مقدس سربازی افتاد! می‌خواستم بندازمش دور که دیدم برخی نکاتش ممکنه برای دیگران مفید باشه.
بنابراین با توجه به اینکه با فرا رسیدن فردا دقیقاً‌ دو سال از اولین روزی که به پادگان وارد شدم می‌گذره ( البته خدا رو شکر من فقط ۵۷ روز در پادگان آموزشی بودم و بعدش دیگه لباس فرم سربازی تن نکردم) برخی از این نکات رو می‌نویسم،‌ شاید برای دیگران مفید افتد.

* نکات مربوط به دوران آموزشی

ـ اول این که فراموش نکنید توی دوران آموزشی به خودتون سخت نگیرید، یعنی اگر احیاناً‌ بهتون توهین شد، نشنیده بگیرید تا شخصیتتون خورد نشه.

ـ تنها حربه برای آزار دادن شما توی دوران آموزشی «مرخصی» هست. برای همین همیشه سعی می‌کنند شما رو تهدید به این کنند که از مرخصی خبری نیست، بنابراین سعی کنید مسلط به اعصابتون باشید و البته باور نکنید!

ـ اگه اهل مطالعه هستید حتما کتاب با خودتون ببرید، چون توی دو ماه آموزشی می‌تونید ۵-۶ تا رمان ۴۰۰-۵۰۰ صفحه‌ای بخونید. اینجوری از دپ‌زدن هم فرار می‌کنید!

ـ اگر خطایی از شما سر زد و خواستند مؤاخذتون کنند بهترین کار اینه که بگید «توجیه نبودم»، البته این فقط توی دوران آموزشی جواب می‌ده!

ـ‌ کدتون رو خیلی زود به حافظه بسپرید. جاتون توی دسته و گروهان رو هم یاد بگیرید.

ـ اگر خوش‌شانس بودید و قرار شد توی سپاه (نیروی مقاومت) خدمت کنید؛‌ سعی کنید حتما توی آموزشی «ارشد»‌ یه چیزی بشید، چون اینجوری نظافت سلف و سرویس‌های بهداشتی و هم‌چنین پست ندارید. ضمناً یه روز مرخصی تشویقی هم بیش از دیگران دریافت می‌کنید.

* نکات بعد از آموزشی:

ـ‌ انواع مرخصی در طول خدمت شامل «استحقاقی»، «تشویقی»، «استعلاجی» و «تو راهی» هست که سه تای اول به ازای هر ماه ۲٫۵ روز هست (۴۰ روز در ۱۶ ماه)
نحوه محاسبه مرخصی تو راهی نیز بدین شکل است که برای مسافت‌‌های ۳۰۰ تا ۶۰۰ کیلومتر به ازای هر ۴ ماه یک روز مرخصی و برای مسافت‌‌های بیش از ۶۰۰ کیلومتر به ازای هر ۴ ماه ۲ روز مرخصی به شما تعلق می‌گیره.
در پایان دوره خدمت نباید بیش از ۱۰ روز مرخصی استحقاقی برای شما باقی مانده باشد. ضمناً‌ یک دوره مرخصی نمی‌‌تواند بیش از ۱۵ روز به طول انجامد.
همچنین اگر مجموع مرخصی‌ها در کل دوره بیش از ۴۰ روز شود، یا باید به هر نحوی که شده مرخصی تشویقی از مسئولتون بگیرید و یا به ازای هر یک روز مرخصی اضافه، یک روز خلأ بکشید (یعنی؛ یک روز خدمت کنید).

ـ غیبت در دوران خدمت (و زمانی که جنگ نیست) اگر کم‌تر از ۶۰ روز باشه، ۲ تا ۹ روز اضافه خدمت داره و البته به تعداد روزهای غیبت هم باید خلأ بکشید.

ـ فرار از خدمت در دوران عادی (زمانی که جنگ نیست) اگر بیش از ۶۰ روز باشد با تشکیل پرونده و دادسرای نظامی همراه خواهد بود.

ـ دو ماه قبل از آن که خدمت شما تمام شود (مثلا برای لیسانسه‌‌ها در ماه پانزدهم) نسبت به تشکیل پرونده برای صدور کارت پایان خدمت اقدام کنید تا به محض پایان، کارت رو دریافت کنید.

* نکات اضافه‌تر:

ـ دونستن درجه‌ها چیزی هست که به محض ورود به پادگان براتون مهم می‌شه. پس بهتره که یاد بگیرید تا یه وقت سوتی ندید!
توی سپاه درجات به ترتیب زیر هست:
درجه‌داری (گروهبان / رزم‌آور / رزم‌دار)
افسری جزء (ستوان۳ / ستوان۲ / ستوان۱ / سروانی)
افسری ارشد (سرگردی / سرهنگ۲ / سرهنگ)
سرداری (سرتیپ۲ / سرتیپ / سرلشگر / سپهبد)

ـ ترتیب نفرات هم به این شکل هست:
نفر (۱نفر)
تیم (۶نفر)
گروه (۲تیم)
دسته (۶گروه)
گروهان (۲دسته)
گردان (۳ تا ۵ گروهان)
هنگ (بیش از ۳ گردان)
تیپ (بیش از ۲ هنگ)
لشگر (بیش از ۲ تیپ)
سپاه (شامل چند لشگر)

ـ در آخر دعا کنید که کد محل آموزشیتون ۲۵۶ باشه. یعنی بهترین پادگان آموزشی کشور که همانا پادگان شهید مدرس کرج (هتل مدرس) باشه.

خوندن این پست هم خالی از لطف نیست
موفق باشید
:)

۰۱
فروردین

آیا اسلام با نوروز ایرانی مخالف است؟

در جوامع روایی شیعه و سنّی، روایات مخالف با گرامی‌داشت نوروز از اعتبار کافی برخوردار نیست و از آنجایی که قاعده «تسامح در ادلّه سنن» شامل نوروز نیز می‌شود، اصل این آیین پسندیده مورد تأیید اسلام است.

دین از آدم تا خاتم یکی است و تنها در مقاطع گوناگون و با توجه به افزایش فهم و درک بشر تکمیل شده و گسترش یافته است. همچنین دین در این مسیر تکاملی، برچیدن بساط همه سنت‌های قومی، قبیله‌ای یا ملی را هدف‌گذاری نکرده و تنها اصول مغایر با فطرت آدمی را نفی می‌کند.
از همین رو، ظهور آخرین و برترین دین آسمانی نیز با نکوداشت سنت‌های پسندیده همراه بوده و اسلام مقدس بسیاری از سنت‌های صحیح اعراب نظیر «حرمت ماه‌های حرام» و «میزان دیه» را به رسمیت شناخته و تأیید کرده است.
پذیرش سنت‌های صحیح پیشینیان همواره یکی از مؤکدات اسلام بوده و هست، چنانچه امیر‌المؤمنین علیه‌السلام در نامه خود به مالک اشتر می‌نویسد: «آیین‌ پسندیده‌ای را تغییر نده که بزرگان امت به آن صورت رفتار کرده و به وسیله آن مردم را در کنار هم جمع کرده‌اند.»

با توجه به این گفتار گوهربار امام علی (ع) توجه به سنت‌های پسندیده نیاکان امری ضروری به نظر می‌رسد و تا آنجا که یک سنت، مفسده‌ای در پی نداشته باشد یا بدعتی ناصواب محسوب نشود، طرد نمی‌شود. «نوروز» نیز یک آیین قدیمی نزد ایرانیان است که در آن یکی از سنت‌های پسندیده اسلامی یعنی؛ «صله رحم» به دفعات انجام می‌گیرد. به همین سبب در نگاه نخست با ترویج خرافه یا تعارض با نصّ دین همراه نیست.

از سوی دیگر، با بررسی روایات اسلامی در مصادر شیعی و سنّی با دو دیدگاه متفاوت درباره نوروز مواجه می‌شویم. دسته‌ای از روایات از تصدیق آیین نوروز خبر می‌دهند و دسته‌ای دیگر آن را مذمّت کرده‌اند.

در منابع روایی شیعیان، احادیث موافقی در دو کتاب از کتب اربعه شیعه یعنی؛ «کافی» به قلم شیخ کلینی و «من لایحضره‌الفقیه» به قلم شیخ صدوق موجود است و از نوروز با عبارت «نیروز» و به نیکی یاد شده است.

مدایح دیگری نیز در کتاب‌های «مصباح‌المتهجّد» شیخ طوسی و «بحار‌الانوار» علامه مجلسی (ره) موجود است که همین امر، نظریه تأیید اسلامی آیین‌ نوروز را تقویت می‌کند.
در صحاح ستّه اهل سنت و در معتبرترین آن‌ها یعنی؛ «صحیح بخاری» نیز روایتی در تمجید نوروز از سوی امیرالمؤمنین (ع) وجود دارد. البته «بخاری» روایت دیگری را نیز در «تاریخ الکبیر» آورده است که امام علی (ع) از دریافت برخی هدایا در این روز حذر می‌فرمود.

در باب نظریه دوم که نوروز را مذمّت می‌‌کند، احادیثی در کتب شیعی موجود است که از جمله آنها می‌توان به روایتی از «قطب‌الدین رواندی» صاحب کتاب «لبّ اللباب» اشاره کرد که در این روایت، اعیاد «فطر» و «قربان» به عنوان جایگزین «نوروز» و «مهرگان» معرفی شده‌اند.

اما در مجموع و با بررسی کلی روایات موجود درباره نوروز می‌توان نتیجه گرفت که این آیین ایرانی، محرّمات شرعی را به همراه ندارد. از سوی دیگر و با توجه به قاعده «تسامح در ادلّه سنن» و این موضوع که در اسناد تاریخی، نشانه‌ای از مخالفت پیشوایان دینی با گرامی‌داشت نوروز مشاهده نشده است، می‌توان چنین نتیجه گرفت که مخالفت با نوروز به اقتضای قواعد عمومی دین نیاز نیست و بلکه می‌توان نوروز را ـ‌به دلیل معروفات و محسّناتی که دارد‌ـ یکی از شعائر دینی محسوب کرد.