۱۷
آذر

بیانات آیت‌الله وحید خراسانی در مورد عید غدیر

سلام، لابد پیش خودتون می‌گید دو سه روز از عید گذشته، چرا اینقدر دیر این مطلب رو می‌ذاری؟!
عرض می‌کنم خدمتتون؛ راستش هدفم از ارسال این پست، معرفی وبلاگ یک دوست عزیز هست. دوستی که مسبّب اصلی تهیه این گزارش بیانات آیت‌الله وحید شد.
یک روحانی جوان و صد البته آپدیت! منظورم حاج آقای باقری هست. ایشون زحمت ارسال صحبت‌های آقای وحید رو کشید و من هم سعی کردم تا اونجایی که می‌تونم ساده و روانش کنم تا برای همگان قابل فهم باشه.

راستی، اصل مطالب رو هم می‌تونید در اینجا ملاحظه کنید.
صوت سخنان آقای وحید رو هم که باز آقای باقری زحمتش رو کشیده، با حجم ۴٫۵+۴٫۵ مگ از اینجا و اینجا دانلود کنید.

آیت‌الله وحید

* * * * * * * *

آیت‌الله حسین وحید خراسانی در درس خارج خود در مسجد اعظم قم برگزار شد، با توجه به ایام فرخنده ولایت امیرالمؤمنین علی (ع) به جای تدریس به بیان برخی مطالب در مورد واقعه غدیر پرداخت.

این مرجع شیعی با تأکید بر اینکه حقیقت و سرّ واقعه غدیر همچنان کشف نشده است،‌ گفت: فردا روز انتصاب علی (ع) به عنوان ولیّ مسلمین است. «نصب» امری تعلّقی است و فهم آن وقتی میسّر می‌شود که عقلی فقیه و حکیم، آن را تجزیه و تحلیل کند.

وی با تأکید بر اینکه دست‌یافتن به سرّ غدیر از عهده هر کسی ساخته نیست، افزود: درک حقیقت غدیر مشروط به فهم دو «مَن» یعنی درک حقیقت رسول گرامی اسلام و علی (ع) است. برای درک این حقیقت باید دقت کرد که منصوب کیست، منصب چیست، نصب چیست و ناصب کیست؟

آیت‌الله وحید خراسانی، لازمه فهم «غدیر» پس از فهم «نصب» را منوط به درک «مبدأ» و «منتهای»‌ این نصب دانست و گفت: برای درک حقیقت غدیر باید ابتدا مقام «منصوب» را درک کرد و سپس «منصب» را فهمید و رابطه این دو را تبیین کرد.

وی با بیان اینکه حضرت علی (ع) «حکیم علی الاطلاق» است، گفت: بر این اساس، حق امیرالمؤمنین (ع) نیز باید بر اساس حکمت باشد.حکمت نیز به «کتاب» و «سنّت» منحصر می‌شود، چون فقط این دو در گفتار دارای عصمت هستند. بنابراین، «منصوب» باید از طریق خدا و از طریق رسول خدا شناخته شود، هر کس که پایبند به سه اصل عقل، کتاب و سنت است، باید در مورد این انتصاب تفکر کند.

این مرجع تشیّع، معیار شناخت «منصوب» و کسی که در غدیر به عنوان ولیّ نصب شده است را «سنّت قطعیه» اعلام کرد و افزود: برای شناخت منصوب غدیر،‌ باید این گفتار از پیامبر (ص) که به علی (ع) فرمود «أنت منّی وأنا منک» درک شود.

وی افزود: هیچ ‌یک از علمای اهل حدیث اعم از «محمد بن اسماعیل بخاری»، «مسلم بن حجاج نیشابوری»، «فخر رازی» و «حاکم نیشابوری» در اصل صدور این حدیث شکی ندارند.

آیت‌الله وحید خراسانی، با تأکید بر اینکه برای درک حدیث «أنت منّی وأنا منک» باید «أنت» و «أنا» فهمیده شود، گفت: این حدیث دو جمله بیشتر نیست اما در عظمت، دریایی است. پیامبر (ص) به علی (ع) می‌فرماید «تو از من هستی و من از تو هستم». برای درک این حدیث، اول باید «من» و «تو» را فهمید، سپس باید فهمید آن «من» چه منی است و «تو» چه تویی است.

وی در تعریف واژه‌های «من» و «تو» در حدیث «أنت منّی وأنا منک» گفت: «من» و «تو» چیزی غیر از اجزای بدن است. بدن دچار تغییرات مختلف می‌شود، اما «من» و «تو» آن حقیقتی است که مایه اصلی خلقت انسان است و قابل تغییر نیست. «من» جوهره انسان است و با مرگ نیز مانند بدن متلاشی نمی‌شود و از هم نمی‌پاشد.

آیت‌الله وحید خراسانی در مورد رسیدن به مقام رسالت گفت: حقیقت «من» اگر جوهره تکامل عقلی، علمی و اخلاقی را پیدا کند و به علم و مکارم نفسانی راه یابد، آن‌گاه از فضولات نفسانیه تصفیه می‌شود و لیاقت ارتباط با غیب و اتصال به نور وجود را پیدا می‌کند. «من» وقتی به این جا رسید، مقام نبوت پیدا می‌شود. سپس باز از آن مرتبه باید بالا رود تا به حدی برسد که از مقام تحمل‌گرفتن به مقام تحمیل‌دادن برسد. سپس، از مرحله استفاده به مقام افاده برسد. «من» به این مرحله که رسید «رسول» می‌شود.

وی ادامه داد: پس از مقام رسالت، «اولوالکتب» است، یعنی فرد به مقامی برسد که بتواند کتاب را تحویل بگیرد. پس از آن باید چقدر ترقی کند تا به مقام «اولوالعزم» برسد. در این مرحله، عقل به حدی می‌رسد که از همه ماسوی‌الله می‌گذرد. این جاست که دیگر کمیت عقل، لنگ است. وقتی به این مرحله رسید، آن چیزی می شود که از آن به «انسان کل وکل الانسانیه، عقل کل وکل العقل، علم کل وکل العلم» تعبیر می‌شود. وقتی به این مرحله رسید، «خاتم پیامبران» می‌شود.
آیت‌الله وحید خراسانی در تعریف «خاتم پیامبران» گفت: در این مرحله، خلقت و بعثت همه به ثمر نهایی می‌رسد. این مقام، «نبی‌الانبیاء والمرسلین» است، یعنی پیغمبری که پیامبر ۱۲۴هزار پیامبر است. حال عظمت «من» در حدیث «ای علی! تو از من هستی» مشخص می‌شود. معنی این کلمه مگر غیر از این است که «أنیت» من و تو یک حقیقت است، منتها بدن دو تا است.

این مرجع شیعی با اشاره به آیه ۴ سوره قلم که خداوند در آن به پیامبر (ص) می‌فرماید «انّک لعلی خلق عظیم» گفت:خدای علیّ عظیم به پیامبرش می‌فرماید که علم تو عظیم است. وقتی پیامبر به علی (ع) می‌فرماید «تو از من هستی»، در این صورت، علی (ع) نیز تکه‌ای از این علم و نظر است. یعنی تمام مکارم علمی و فضائل عملی که همه پیامبران تحت‌الشعاع او قرار دارند، دو قسمت شده است که یک قسمت محمد (ص) و قسمت دیگر علی (ع) است.

وی در مورد قسمت دوم حدیث «أنت منّی وأنا منک» گفت: نصّ این حدیث صحیح است، بنابراین منکر این حدیث، منکر سنّت است و منکر سنّت، منکر قرآن است. همین گفتار پیامبر به علی (ع)‌ که می‌فرماید «تو از من هستی»، برهان خلافت بلافصل علی (ع) است.

آیت‌الله وحید خراسانی در پایان سخنان خود تصریح کرد: وقتی علی (ع) از پیامبر است و پیامبر نیز از اوست، بنابراین اگر بین خاتم و علی (ع) سه فاصله قرار گیرد، ترجیح مرجوح بر راجح و تقدیم مفضول بر فاضل است.

۱۳
آذر

پاسخ به برخی شبهات در مورد غدیر و تشیّع

به مناسبت فرا رسیدن بزرگترین عید شیعیان «غدیر» با دو تن از اساتید حوزه علمیه گفت‌وگو کردم تا به مهم‌ترین شبهات پیرامون غدیر و تشیّع پاسخ بدن.
متن کامل گفت‌وگوها در پی می‌آید:

* تشیّع، تجلی اسلام ناب پیامبر (ص) است

حجت‌الاسلام محمدابراهیم اعرابی، با اشاره به معنای واژه تشیّع و کاربرد آن گفت: «تشیّع» مفهوم و محتوای یک مکتب فکری مشخص یا همان مکتب اهل‌بیت (ع) است که در زمان پیامبر شکل گرفته است، اما مفهوم امروزی این واژه در دوران پس از پیامبر (ص) رواج یافته است. باید میان مفهوم تشیّع که همان اسلام ناب محمدی (ص) است و بروز اجتماعی آن که متعلق به دوران پس از پیامبر است، تفاوت قائل شد.

وی افزود: در زمان خود پیامبر (ص) نیز واژه «شیعه» از سوی ایشان به کار رفته است. پیامبر ذیل آیه هفتم سوره بیّنه، به امیرالمؤمنین علی (ع) اشاره کرد و گفت: «إن هذا وشیعته لهم‌الفائزون» و یا در روایت دیگری نقل شده است که پیامبر (ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی (ع) گفت: «ستقدم علی الله أنت و شیعتک راضین مرضیین»، یعنی تو و پیروان تو بر خدا وارد می‌شوید، در حالی که هم شما از خدا خشنود هستید و هم خداوند از شما خشنود است.

این استاد حوزه علمیه، صرف به کار رفتن واژه شیعه از سوی پیامبر (ص) را دلیلی بر پایه‌گذاری تشیّع در زمان ایشان ندانست و گفت: پیامبر واژه شیعه را در زمان‌های دیگری نیز به کار برده است، از جمله «شیعه آل‌ابوسفیان» که از سوی خود رسول اکرم (ص) به کار رفته است.

وی افزود: این واژه در کلام پیامبر، بیشتر به معنای اتباع و پیروان بوده است و در دوران بعد از ایشان بود که تشیّع به عنوان یک اصطلاح، کاربرد پیدا کرد. البته این بدان معنا نیست که بخواهیم شیعه را یک جریان فکری متأخر از زمان پیامبر (ص) بدانیم.

اعرابی، معتقدان به پیدایش تشیّع پس از رحلت پیامبر را مرتبط به ماجرای پس از سقیفه دانست و ادامه داد: عده‌ای پیدایش شیعه را در مقابل حکومت خلیفه سوم مرتبط می‌دانند. گروه دیگری نیز قدرت یافتن حکومت علی (ع) زمینه‌ساز پیدایش شیعه می‌دانند. عده‌ای نیز پیدایش تشیّع را به ایام پس از شهادت امام حسین (ع) مرتبط می‌دانند. حتی عده‌ای معتقدند که تشیّع، اسلامی ایرانی است.

وی با بیان اینکه تشیّع، همان اسلام ناب محمدی (ص) است، ادامه داد: ما فهم عمیق و بی‌شائبه از اسلام را تشیّع می‌خوانیم. تشیّع، قرائتی از اسلام نبوی است که پس از رحلت نبی اکرم (ص) غروب کرد. تشیّع پس از رحلت پیامبر تجلی یافت و این تجلّی به صورت تدریجی بود و به دست ائمه معصومین (ع) در طول تاریخ ظهور کرد و حتی ممکن است که بخش‌هایی از آن هنوز بروز نکرده باشد و با ظهور امام زمان (عج) به صورت نهایی بروز و ظهور کند.

* اعتراض نکردن به رأی سقیفه از سوی علی (ع) در راستای حفظ اسلام بود

اعرابی، با اشاره به رویدادهای زندگانی پیامبر پس از حجة‌الوداع تا زمان رحلت گفت: در این بازه زمانی، در مورد رخ ‌دادن برخی حوادث در بین اهل تشیّع و تسنّن، اختلاف نظری وجود ندارد، اما در مورد دلالت آن‌ها اختلاف است.

به عنوان مثال، تشیّع معتقد است که خطبه پیامبر در غدیر خم و جمله «من کنت مولاه فهذه علی مولاه» دلالت بر «ولایت و امامت» امیرالمؤمنین علی (ع) است، اما اهل تسنن، تنها «محبت» را از واژه «مولا» برداشت می‌‌کنند. بنابراین، بر اصل صدور این خطبه و رخ‌ دادن واقعه غدیر، در بین هیچ یک از اهالی تشیع و تسنن، اختلافی وجود ندارد.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه اهل تسنن معتقدند که سقیفه، جریانی کاملاً عادی است و برنامه‌ای از پیش تعیین‌ شده نبوده است، ‌ادامه داد: اهل سنت عنوان می‌کنند که اگر سقیفه، ماجرایی غیرطبیعی بود، پس چرا از سوی همگان پذیرفته شد و اقدامی برای برملا کردن فتنه‌انگیز بودن آن صورت نگرفت.

وی ادامه داد: تشیّع معتقد است که ماجرای سقیفه، ماجرایی از پیش تعیین ‌شده و مدیریت ‌شده بوده است و یکی از دلایل آن را، سر باز زدن افراد صاحب نظر و بانفوذ از حضور در سپاه «أسامه» و در واقع، سرپیچی از فرمان پیامبر (ص) عنوان می‌کنند. همچنین ممانعت از دادن قلم و دوات در آخرین ساعات عمر پیامبر به ایشان نیز یکی دیگر از این دلایل است، چرا که بیم داشتند پیامبر، جانشین خود و رهبر مسلمین را به صورت کتبی نیز معرفی کند.

این کارشناس علوم دینی، یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل غیرعادی بودن ماجرای سقیفه را بی‌توجهی به ماجرای غدیر و معرفی جانشینی امیرالمؤنین علی (ع) دانست و گفت: در صلاحیت علی (ع) برای جانشینی پیامبر (ص) نباید شکی به دل راه داد، چرا که ویژگی‌های علی (ع) بسیار بارز و برای همه پذیرفته بود.

وی افزود: از جمله ویژگی‌های بارز حضرت علی (ع)، ولادت ایشان در خانه کعبه و بزرگ‌شدن در دامن پیامبر (ص) از سن ۴ سالگی، نخستین اسلام آورنده به دین پیامبر، خوابیدن در بستر پیامبر در ماجرای «لیلة‌المبیت»، اعلام آمادگی و حمایت از پیامبر در دعوت عمومی پیامبر و ازدواج با دختر پیامبر است.

اعرابی تأکید کرد: علی (ع) از ماجرای سقیفه به وضوح در خطبه «شقشقیه» ابراز ناخرسندی کرده است، همچنین در فردای سقیفه، به صراحت به خلیفه دوم گفت که «أفسدّ علینا امورنا» یعنی امور ما را بر هم زدی و حق ما را رعایت نکردی! خلیفه دوم نیز منکر این موضوع نشد، اما دلیل دخالت خود در سقیفه را جلوگیری از فتنه بیان کرد.

این استاد حوزه علمیه با تأکید بر عدم پذیرش رأی شورای سقیفه از سوی امیرالمؤمنین (ع) گفت: امام علی (ع) برای جلوگیری از تفرقه و خونریزی بین مسلمانان، نتیجه سقیفه را پذیرفت. همچنین وی نمی‌خواست دین فاسد شود و کفر بازگردد.

اعرابی در پایان تصریح کرد: علی (ع) در خطبه سوم نهج‌البلاغه، به صراحت از تنهایی و بی‌یاور بودن برای عدم اقدام در ماجرای سقیفه نام می‌برد. همچنین علی (ع) با توجه به سفارش پیامبر به «صبر»، تلاشی برای بر هم زدن رأی شورای سقیفه نکرد.

* روایت غدیر، روایتی متواتر است

حجت‌الاسلام سیدحسین تولّایی با اشاره به واقعه بزرگ و تاریخی غدیر گفت: در اصل واقعه غدیر، هیچ اختلافی بین علمای اهل تسنّن و تشیع وجود ندارد و روایت غدیر، روایتی مُتواتر است.

وی در تعریف روایت متواتر گفت: حدیث متواتر یعنی حدیثی که سلسله راویان آن در هر طبقه به اندازه‌ای زیاد باشد که امکان توافق آنها بر کذب به طور عادی غیرممکن باشد. در روایت غدیر نیز تعداد راویان در طبقه صحابه بیش از یکصد نفر است.

این استاد حوزه، اختلاف تشیع و تسنن را در تعریف واژه «مولا» بیان کرد و ادامه داد: اهل تسنن معتقد است که مراد پیامبر از واژه «مولا» در عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، «دوستی» است، در صورتی که شیعه، اتلاق قید مولا به علی (ع) را به عنوان ولی و سرپرست در نظر می‌گیرد. برای اثبات این موضوع نیز دلایل متعددی وجود دارد.

* منابع اهل تسنّن بر نزول آیه «اکمال» در روز غدیر صحّت گذاشته‌اند

تولّایی، یکی از دلایل اثبات ولایت و سرپرستی علی (ع) در واقعه غدیر را آیه «اکمال» عنوان کرد و گفت: به راستی آیا بیان این نکته از سوی پیامبر که علی (ع) دوست کسی است که پیامبر نیز با او دوست است، اینقدر مهم است که خدا در قرآن می‌فرماید «امروز دین شما را کامل کردم»؟
وی اظهار داشت: در برخی مصادر اهل سنت، مراد از آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» را روز عرفه عنوان می‌کند که همگی آنها از نظر سندی ضعیف هستند، چرا که در سلسله راویان آنها، یا خلیفه اول وجود دارد و یا معاویه که آراء آنها در نزد شیعه اعتبار و حجیت ندارد. ضمن اینکه بسیاری از اهل سنت، از جمله «جلال‌الدین سیوطی شافعی»، «حافظ ابوالقاسم حسکانی»، «سبط ابن جوزی»، «ابن کثیر»، «سجستانی» و «محمد بن جریر طبری» روایت نزول آیه «اکمال» در غدیر را در کتب خود نقل کرده‌اند.

* آیه «سأل سائل» دلیل بر ولایت امام علی (ع) است

تولایی، یکی دیگر از دلایل شیعه مبنی بر ولایت امیرالمومنین علی (ع) را آیه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» عنوان کرد و گفت: خداوند در این آیه می‌فرماید، کسی را یارای کمک به کسی که درخواست وقوع عذاب کرد، نیست.

این کارشناس علوم دینی در مورد ارتباط این آیه با واقعه غدیر گفت: بیش از ۲۰ تن از علمای اهل سنت از جمله «هروی»، «ابواسحاق ثعلبی» و «حاکم حسکانی» نقل می‌کنند که این آیه در شأن «حارث‌ بن نعمان فهری» نازل شده است. وی هنگامی که جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را از زبان سایر صحابه شنیده بود، هرچه سریع‌تر خود را به پیامبر رسانید و گفت: ای محمد! ما به دین تو ایمان آوردیم، نماز خواندیم، زکات دادیم، روزه گرفتیم و هرچه گفتی انجام دادیم، اما اکنون می‌گویی که به ولایت پسر عمویت علی نیز ایمان بیاوریم؟!

وی ادامه داد: حارث که از صحت این گفتار پیامبر مطمئن شد، با عصبانیت به سمت شتر خود بازگشت و گفت: خدایا! اگر گفتار محمد حق است، سنگی از آسمان فرو بفرست و مرا عذاب کن. نقل است که هنوز به شتر خود نرسیده بود که سنگ از آسمان افتاد و به سر وی اصابت کرد و کشته شد و در این هنگام آیه «سأل سائل» نازل شد.

* چرا نام علی (ع) در قرآن نیامد؟

تولایی، یکی دیگر از شبهات وارد شده به غدیر را عدم ذکر نام مبارک امام علی (ع)‌ در قرآن بیان کرد و گفت:‌ عده‌ای از اهل سنت نسبت به تشیّع اشکال می‌کنند که اگر به درستی، خلافت و امامت علی (ع) حق بود، پس چرا نامش در قرآن ذکر نشد تا مانع از ظهور اختلاف شود؟

این استاد حوزه علمیه در پاسخ به این شبهه گفت: قرآن، کتاب کلیات است و تمام مسائل به صورت کلّی در آن بیان می‌شود، مثلاً در قرآن گفته می‌شود که نماز بخوانید، اما کیفیت و چگونگی آن بیان نشده است. ضمن اینکه عداوت و دشمنی با اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) به حدی بود که شاید اگر نام مبارک آنها در قرآن ذکر می‌شد، عده‌ای درصدد تحریف قرآن برمی‌آمدند.

تولایی ادامه داد: شاید دلیل اصلی عدم ذکر نام اهل‌بیت در قرآن را بتوان تمییز دادن مؤمن و مسلمان واقعی از مسلمان غیرواقعی دانست. یکی از امتحانات الهی، ایمان داشتن به امامت علی (ع) است و اگر این مورد در قرآن ذکر می‌شد، این امتحان دیگر ارزش نداشت.

* تعصب بی‌جا اسلام را از مسیر اصلی منحرف می‌کند

تولایی با انتقاد از تعصّب کور برخی مسلمانان گفت:‌ تعصب شیعه، تعصبی آگاهانه و از روی عقل و منطق است، اما برخی، به صورت موروثی در عقاید خود تعصب به خرج می‌دهند. شیعه برای اثبات بسیاری از موارد از کتب و مصنّفات اهل سنت روایت نقل می‌کند، اما اهل سنت، کتب روایی شیعه را قبول ندارند.

این استاد حوزه ادامه داد: در بزرگ‌ترین کتاب حدیثی اهل تسنن، یعنی «صحیح محمد بن اسماعیل بخاری» از امیرالمومنین علی (ع) که خلیفه چهارم آنها نیز هست، کمتر از ۳۰ روایت ذکر شده است، این در حالی است که از ابوهریره که تنها ۱۸ ماه محضر پیامبر را درک کرده است، نزدیک به ۴۵۰ روایت ذکر شده است، آیا این تعصبی بی‌دلیل نیست؟!

تولایی در پایان تصریح کرد: در صحیح بخاری هیچ اشاره‌ای به روایت غدیر که بیش از یکصد راوی در طبقه صحابه دارد، نشده است. این در حالی است که اهل تسنن به عدالت صحابه معتقد هستند، بنابراین عدم ذکر حدیث غدیر در بزرگ‌ترین جامع حدیثی اهل تسنن، خود دلیل دیگری بر اثبات ولایت علی (ع) است.

- – - – - – - – - -
پی‌نوشت:
تصویر استفاده شده در این پست کار زیبایی از ISLAMIC-SHIA-artists هست، برای دریافت اندازه بزرگ از اینجا اقدام کنید.

۱۳
آذر

لیست ۵۰۰ شخصیت تأثیرگذار جهان اسلام در سال ۲۰۰۹

تقریباً دو هفته پیش بود که این کتاب رو اتفاقی توی نت دیدم، ولی خب طبق معمول این «بلاگ‌ها» دان شده بود و نتونستم اون موقع این مطلب رو اینجا بنویسم.

این لیست توسط پروفسور جان اسپوزیتو و دکتر ابراهیم کالین (اساتید دانشگاه Georgetown) و از طرف مرکز تحقیقات و مطالعات اسلامی در اردن آماده شده است.

حالم به هم خورد از اینکه این مردک ملک عبدالله اوله!!!
جالب اینه که ۲۴ نفر تو این لیست از کشور عربستان هستند.

می‌تونید PDF این کتاب رو از اینجا با حجم ۳٫۵ مگ دانلود کنید.

۱۳
آذر

این آقای قرائتی چقدر شیرینه!

رفته بودم دانشکده علوم پزشکی دانشگاه تهران برای پوشش اختتامیه جشنواره سوره حمد
آقای قرائتی صحبت کرد، انصافاً خیلی هم شیرین صحبت کرد، ‌بیرون که اومدم تا بره دم ماشین که سوار بشه، خفتش کردم و یه مصاحبه اختصاصی کوچولو ازش گرفتم

جالب اینکه تا گفتم خبرنگارم با همون لهجه قشنگش گفت «خِبرگزاری نه! مصاحبه نمی‌کنم» ولی یه سئوال پرسیدم که غیرتش جریحه‌دار شد و جواب داد :)

حجت‌الاسلام قرائتی

این هم متن مصاحبه:

حجت‌الاسلام والمسلمین محسن قرائتی در پاسخ به این سئوال که آیا در کل قرآن غور کنیم یا در موضوعات مرتبط با انسان و کمال تعمّق کنیم، گفت: سعی کنید تمام قرآن را مطالعه کنید. اگر می‌توانید تفسیر نمونه یا تفسیر نور را شبی ۱۵ دقیقه مطالعه کنید.
وی افزود: با روزی یک ربع مطالعه تفاسیر قرآن، در کمتر از دو سال می‌توان تمام قرآن را مطالعه کرد. اگر تنها به بخش‌های خاصی از قرآن توجه شود و بخش‌های دیگر مغفول بماند، مانند آن است که انسان یک دست خویش را چندین بار بشوید و دست دیگر را آلوده باقی بگذارد.
رئیس ستاد اقامه نماز کشور با تأکید بر اینکه برای تشویق جوانان به نماز خواندن، باید معارف نماز را بیان کنیم، گفت: الحمدلله جوانان ما با نماز مأنوس هستند، اما باید بیشتر روی معارف آن‌ها کار شود و اسرار نماز را برای آن‌ها بیان کرد.
قرائتی در پاسخ به این سئوال که بیان اسرار نماز از سوی چه کسی و یا چه ارگانی باید انجام شود، گفت: ما تا آنجایی که از دستمان بر می‌آمده است، در مجالس و منابر مختلف گفته‌ایم و در کتاب‌ها نوشته‌ایم.
این استاد تبلیغ در پاسخ به این سئوال که آیا مبلغان امروز کشور از اقبال و موفقیت برخوردار هستند، گفت: خوشبختانه مبلغان ما از موفقیت خوبی برخوردار هستند و نباید از روی شکل ظاهری و نحوه بیان آن‌ها قضاوت کرد.
قرائتی در پایان در پاسخ به این سئوال که علت موفقیت وی در تبلیغ دین چیست، گفت: توفیق در تبلیغ دین، در این دنیا مشخص نمی‌شود. شهرت، دلیل بر توفیق نیست. شهرت قرائتی باعث نمی‌شود که اعمال او در روز قیامت پذیرفته شود. چه بسا انسان‌های گمنامی که از توفیقات بسیاری در عرصه تبلیغ دین برخوردار هستند.

- – - – - – - – - – - – - – - – -
پی‌نوشت:
این آقای قرائتی خیلی شیرین صحبت می‌کنه، خدا حفظش کنه ان‌شاءالله
یه جوری حرفش رو میزنه که به هیچ‌کس بر نمی‌خوره، در عین حال حرفش رو هم زده!

موقع اهدای جوایز، موسیقی پخش می‌شد، رفت پشت تریبون و گفت: «ببخشیدا! آخوند دعوت می‌کنن که بهش کراوات هدیه نمی‌دن! جشنواره سوره حمده، آهنگ گذاشتن و دست زدنتون چیه؟!»

آخر مراسم، دوباره انگار که چیزی یادش اومده باشه رفت پشت تریبون و گفت: «موقع ازدواج، خانم من یه قالی ابریشم بافته بود که فروختیم و باهاش خونه خریدیم. این خونه الآن ۲۵۰ میلیون می‌ارزه. خب حالا به خانم من که ۲۵۰ میلیون به شوهرش کمک کرده نمی‌گن هنرمند، اما به خانمی که ماتیک بزنه و ساز بگیره دستش می‌گن هنرمند!»
این رو که گفت، ملت از خنده ترکیدن :)

راستی عکس‌های این همایش رو هم می‌تونید در اینجا ببینید.

۰۸
آبان

گفت‌وگوی ادیان در مکتب رضوی شکل گرفت

محمدحسین رجبی، استاد دانشگاه در حوزه تاریخ اسلام و تشیع با تشبیه مناظرات علمی امام رضا (ع) با دانشمندان مسیحی، زرتشتی و یهودی به «کنفرانس بزرگ ادیان» گفت: گفت‌وگوی ادیان برای نخستین بار در تاریخ اسلام در مکتب رضوی شکل گرفت.

محمدحسین رجبی

محمدحسین رجبی، استاد دانشگاه و کارشناس تاریخ اسلام و تشیع، با بیان اینکه امام رضا (ع) به درخواست مأمون به مقرّ خلافت وی یعنی شهر مرو در خراسان هجرت کرد، گفت: مأمون می‌خواست شاخص‌ترین فرد اهل بیت (ع) را به همکاری با خود وا دارد تا جلوی قیام‌ها و انقلاب‌های مردمی را بگیرد.

وی با بیان اینکه امام رضا (ع) در مسیر حرکت به سوی مرو از شهرهای بسیاری از جمله نیشابور گذر کرد، افزود: نیشابور در اواخر قرن دوم از شهرهای بزرگ ایران و از مراکز مهم علمی جهان اسلام بود. در آن زمان، قم به حوزه بزرگ علمی شیعه امامیه شهرت داشت و نیشابور نیز از بزرگ‌ترین حوزه‌های علمیه عامّه به شمار می‌رفت.

این استاد دانشگاه با بیان اینکه طبق قول‌های تاریخی، امام رضا (ع) سوار بر استری سیاه و سفید به نیشابور رسید، افزود: امام در آن شهر با استقبال بی‌نظیری از سوی مردم و علمای شهر روبرو شد و آن‌ها از امام خواستند تا حدیثی را از پدارن خود نقل کند. امام رضا (ع) در آن لحظه، حدیث «سلسلةالذهب» را قرائت کرد.

رجبی، حدیث قدسی را حدیثی دانست که سند آن به خداوند متعال برسد و افزود: سند حدیث «سلسلةالذهب» نیز از امامان معصوم (ع) به پیامبر (ص)، سپس به جبرائیل و در نهایت به خداوند متعال می‌رسد.

وی با اشاره به نقل‌های مختلفی که از این حدیث بیان شده است، گفت: معنای تمام این نقل‌ها یکی است. خداوند می‌فرماید: هرکس که با اخلاص به یگانگی خدا شهادت بدهد، وارد دژ نیرومند من می‌شود و از عذاب الهی به دور خواهد بود. البته با توجه به ادامه حدیث، لازمه در امان ماندن از عذاب الهی، پذیرش ولایت ائمه (ع) است.
این کارشناس تاریخ اسلام و تشیّع گفت: امام رضا (ع)، اساسی‌ترین پایه ایمان به یگانگی خدا را پذیرش امامت خود که به معنای پذیرش سایر امامان نیز است، مشروط دانست.
رجبی با اشاره به شخصیت علمی امام رضا (ع) گفت: مأمون قصد داشت با روبرو کردن امام (ع)‌ با علمای بزرگ سایر مذاهب در مناظرات علمی، از این مناظرات در مسیر اهداف خود بهره‌برداری کند.

وی، مناظرات علمی امام رضا (ع) را به کنفرانس بزرگ بین ادیان تشبیه کرد و افزود: «فضل بن سهل بن ذوالریاستین» مأمور تشکیل این جلسه شد. فضل با دعوت از علما و رؤسای ادیان مختلف،‌ بیش از ۴۰ عالم و دانشمند را برای شرکت در این مناظره دعوت کرد.
رجبی با بیان اینکه هدف مأمون از برگزاری این مناظرات، سنجش میزان دانش امام (ع) بود، افزود: در این مناظره، مشهورترین چهره‌های سایر ادیان حضور داشتند. «جاثلیق» سرآمد علمای مسیحی آن زمان، «رأس‌الجالوت» بزرگ علمای یهود و صابئین و «نسطاس رومی» بزرگ مذهب زرتشت و تنی چند از رؤسای علم کلام نیز حضور داشتند.

این استاد دانشگاه افزود: امام رضا (ع) در آن جلسه که خود مأمون نیز حضور داشت، در مناظره علمی، بر تمام رؤسا و علمای حاضر در مجلس غلبه کرد و همگان در برابر دانش و خردش زانو زدند. حتی نقل است که امام، انجیل را از بر می‌خواند و جاثلیق مسیحی در مناظره با امام از هوش رفت.

رجبی در پایان تصریح کرد: امام رضا (ع) به دلیل علم سرشار و دانش فراوان خود به «عالِم آل محمد» مشهور شد.

تچر آی تی