۰۴
دی

«مُجامله» روش امام حسین (ع) در امر به خوبی‌ها بود

حجت‌الاسلام شهاب با اشاره به کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی گفت: «مجامله» خوش‌رفتاری با اهل باطل است. این روش، سیره امام حسین (ع) در مقابله با کفّار و ستمگران بود.

حجت‌الاسلام سید عبدالحمید شهاب، ‌مدیر دفتر آیت‌الله علوی ‌گرگانی در تهران با اشاره به ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی گفت: با توجه به آیات و روایات مشخص می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر، روش هدایت‌گری انبیاء و اولیا الهی در برخورد با جاهلان است.

وی افزود: البته نباید این نکته را فراموش کرد که امر به معروف و نهی از منکر بسیار ظریف است و نباید دافعه و دلزدگی از دین ایجاد کند.

حجت‌الاسلام شهاب با استناد به آیه ۱۹۹ سوره اعراف گفت: مراد از عبارت «خُذ العفو» در این آیه، مدارا کردن با مردم است. البته منظور از مدارا سکوت در برابر جهل ظالم نیست. این امر مذموم است و امام صادق (ع) نیز به شدت انسان‌ها را از «مُداهنه» باز داشته است.

این کارشناس علوم دینی با اشاره به عبارت «وامُر بالعُرف» در آیه مبارکه ۱۹۹ سوره اعراف گفت: این عبارت، دومین مرتبه از امر به معروف است. این مورد مصادیق بسیاری دارد که یکی از آنها صحبت‌ کردن با زبان نرم و «قول لیّن» است.

وی افزود:‌ اگر در صحبت با اهل باطل، خوش‌رفتاری کنار نهاده و روشی مغضوبانه پیش گرفته شود، آنگاه کارآیی امر به معروف و نهی از منکر به صفر می‌رسد.

این خطیب تهرانی، مخاطبان امر به معروف پس از جاهلان را کفّار و مشرکین خواند و گفت: قرآن در برخورد با این گروه، به «مُجامله» امر کرده است. «مجامله» خوش‌رفتاری با اهل باطل است. در حدیثی از امام صادق (ع) در کتاب شریف «وافی» آمده است، «علیکم بالمجاملة» و انسان را به خوش‌ رفتاری توصیه کرده است.

مدیر امور دفتری آیت‌الله علوی‌گرگانی، خوش‌رفتاری در نیت، قول و عمل را لازمه امر به معروف دانست و ادامه داد: روش تربیتی ائمه به این صورت بوده است. آنها در مقابل رفتار اشتباهی که از یک مشرک سر می‌زد، با عالی‌ترین شکل ممکن، تحت لوای دستورات دین با آن برخورد می‌کردند.

این کارشناس علوم دینی با بیان اینکه امام حسین (ع) در مقابل تمام مصیبت‌هایی که به وی و خاندانش روا شد، روش «مُجامله» را در پیش گرفت، اظهار داشت: امام حسین (ع) ‌دستانش را رو به آسمان گرفت و فرمود «اللهم اهد هولاء القوم فانّهم لا یعلمون» و برای کج‌فهمی آن مردمان، طلب هدایت کرد.

شهاب در پاسخ به این سئوال که چگونه می‌توان امر به خوبی‌ها را در جامعه نهادینه کرد، گفت: ابتدا باید هر فردی مراقب عمل خود باشد. بدین معنی که هر شخصی با عمل نیک خود، زشتی کردار شخص خاطی را به وی یادآوری کند.

۰۳
دی

پرهیز از پایمال‌ کردن حق‌الناس در عزاداری‌ها

بر اساس روایات اسلامی، در بُعد شخصی، باید‌ حق‌الله در عزاداری‌ها رعایت شود. همچنین در بعد اجتماعی نیز، عزاداری نباید موجب پایمال‌کردن حق‌الناس شود و محرّمات الهی را در پی داشته باشد.

آنچه که از روایات و احادیث به دست می‌آید این است که عزداری فی‌نفسه نه تنها امری نفی شده و مکروه نیست، بلکه روایاتی نیز بر استحباب آن دلالت می‌کند.

به عنوان مثال در جلد ۴۶ بحارالانوار حدیثی به نقل از امام صادق آمده است که می‌فرماید پدرم فرمود: «یا جعفر! اوقف لی من مالی کذا وکذا النوادب تندبنی عشر سنین بمنی ایام منی»، ای جعفر! از مال خودم فلان مقدار وقف نوحه‌خوانان کن که به مدت ده سال در منا در ایام حج بر من نوحه‌خوانی و سوگواری کنند.

بنابراین اگر اصل و بنای عزاداری اشتباه بود، بر انجام آن توسط اهل‌بیت (ع) صحّه گذاشته نمی‌شد. اما نکته‌ای که باید به آن توجه شود این است که مویه و عزاداری بر ائمه با سایر انسان‌های معمولی متفاوت است.

چنانچه در حدیثی از امام صادق (ع) در «باب جواز البکاء علی المیت و المصیبة» بحارالانوار آمده است:‌ گریه و مویه در مصیبت‌ها جز بر حسین (ع) مکروه است.

مفسّران در تفسیر این حدیث، با استناد به آیه ۱۴۸ سوره نساء یعنی «لاَّ یُحِبُّ اللّهُ الْجَهْرَ بالسُّوَءِ مِنَ الْقَوْلِ إِلاَّ مَن ظُلِمَ» عنوان می‌کنند که چون در حق حسین (ع) ظلم شد، جزع، مویه و بی‌قراری در عزای ایشان خالی از اشکال است. البته همواره باید به این نکته توجه داشت که انجام یک عمل مستحبی نباید با ارتکاب گناه و یا پایمال کردن حق‌الناس همراه باشد.

به عنوان مثال سینه‌زنی حسین (ع) نباید به سرخی و کبودی بدن بینجامد، چرا که براساس یک قاعده فقهی، هر عملی که موجب رساندن آزار بر بدن باشد، حرام است. همچنین پیامبر اسلام (ص) فرموده است «انّ لبدنک علیک حقّاً» یعنی بر بدن انسان حقوقی مترتب است که باید آنها را ادا کند.

در بعد اجتماعی نیز عزاداری نباید موجب پایمال‌کردن حق‌الناس شود. بنابراین هر گونه عزاداری که باعث ایجاد سدّ معبر و بر‌هم ‌زدن آرامش شود، شرعاً اشکال دارد. ضمن اینکه رعایت حق‌الله نیز باید در عزاداری‌ها مورد نظر قرار گیرد، چرا که بخشی از حق‌الله در حق‌الناس نهفته است.

همچنین از امام صادق (ع) در جلد ۴۴ بحارالانوار نقل شده است که پیامبر (ص) در وفات فرزندش ابراهیم اندوهگین و گریان شد، اما چیزی نگفت که خشم خدا را برانگیزد و فرمود: «ولا نقول ما یسخط الرّب».

بنابراین مداحان و مرثیه‌سرایان، باید دقت فراوانی را در گفتار و اشعار خود به کار ببرند تا نه تنها خشم خدا را در پی نداشته باشد، بلکه موجب اشاعه و گسترش خرافه و بدعت‌گذاری در دین نیز نشود، چرا که بروز بدعت‌ها، در پی نابودی سنت‌هاست.

علی (ع) در خطبه ۱۴۵ نهج‌البلاغه می‌فرماید: «ما احدثت بدعة الّا ترک بها سنة»، بنابراین باید نهایت دقت و ظرافت به کار گرفته شود تا مرگ سنّت‌ها و بروز بدعت‌ها، جامعه اسلامی را به سوی تباهی رهنمون نسازد.

- – - – - – - – - – - – - -

پی نوشت:

دانلود کتاب نایاب «عزاداری‌های نامشروع» ترجمه مرحوم جلال آل احمد

۳۰
آذر

تبلیغ‌ چهره ‌به ‌چهره در حال فراموشی است

یک استاد حوزه علمیه و کارشناس تبلیغ در سایر ادیان گفت: برخلاف مبلغان مسیحی، در حال حاضر، بیشتر از آنکه به تبلیغ چهره ‌به‌ چهره بپردازیم، تبلیغ جمعی و منبری را ترجیح می‌دهیم.


*  *  *  *  *

حجت‌الاسلام مصطفی اسکندری از اساتید مجرّب حوزه علمیه قم و کارشناس علوم تبلیغی در سایر ادیان، به مقایسه شیوه‌های تبلیغ در آئین مسیحیت و آئین اسلام پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید.

* تبلیغ‌ چهره ‌به ‌چهره در حال فراموشی است

اسکندری با بیان اینکه نخستین گام در مقایسه شیوه‌های تبلیغ در اسلام و مسیحیت، شناسایی ارکان تبلیغ است،‌ گفت: تبلیغ درای ۵ رکن است که عبارت از مبلّغ، محتوا، شیوه‌های تبلیغ، ابزار و مخاطب هستند.

وی، تبلیغ در آئین مسیحیت را دارای شرایط ویژه‌ای خواند و گفت: مسیحیت تمام ۵ شرط لازم برای تبلیغ را ندارد. در تبلیغ مسیحیت، سه رکن از ارکان تبلیغ از اهمیت بیشتری برخوردارند که عبارت از شیوه، ابزار و مخاطب هستند.

این کارشناس علوم دینی افزود: برخی مؤلفه‌ها در بین مبلغان مسیحی بسیار پررنگ است و باید در آن زمینه از آنها درس بگیریم. از جمله اینکه صبر و استقامت یک مبلغ مسیحی بسیار زیاد است. به عنوان مثال مارش چاز، مبلغ اروپایی آئین مسیحیت، ۴۵ سال در الجزایر و چاد به تبلیغ مسیحیت پرداخته است.

این کارشناس امور تبلیغی با بیان اینکه مسیحیت از محتوای غنی برای ارائه برخودار نیست، افزود: از آنجایی که در مسیحیت، محتوایی قابل ارائه چندانی وجود ندارد، مبلغان این دین به دنبال آن هستند تا آرامش را به افراد القاء کنند.

این استاد حوزه علمیه،‌ برخی از شیوه‌های تبلیغ در مسیحیت را منطبق با آئین‌ اسلام دانست و افزود: از جمله آنها می‌توان به تبلیغ چهره‌به‌چهره اشاره کرد. بر روی این موضوع در روایات اسلامی نیز تاکید بسیاری شده است، اما متاسفانه در حال حاضر، بیشتر از آنکه به تبلیغ چهره‌به‌چهره بپردازیم، تبلیغ جمعی و منبری را ترجیح می‌دهیم.

اسکندری افزود: مبلغان مسیحی بیشترین توجه خود را به تبلیغات دو نفره و چهره‌به‌چهره معطوف می‌دارند و به صورت انفرادی مطالب را برای مخاطب ارائه می‌کنند.

* توجه به حوصله مخاطب و بیان مضامین در کوتاه‌ترین زمان

اسکندری با تأکید بر «آفند» در مناظرات بین ادیان به جای «پدافند» گفت: یکی از شیوه‌های تبلیغی که از نزدیک مشاهده کرده‌ام این است که مبلغان مسیحی در بحث و گفتگو به جای دفاع، تهاجم را در پیش می‌گیرند و در مناظره با مسلمانان مسائلی مانند قصاص و حقوق زنان را مورد هجوم قرار می‌دهند.

این کارشناس علوم دینی با بیان این موضوع که مبلغان مسیحی، روش تبلیغ غیر مستقیم را در تبلیغات خود مدّنظر قرار می‌دهند، اظهار داشت: در این شیوه، به جای ارائه مطالب مستقیم در قالب متون دینی، مطالب در قالب‌هایی همچون فیلم و عکس و به صورت غیرمستقیم ارائه می‌شود.

اسکندری افزود: در چند سال اخیر، با فرا رسیدن ایام محرم، تلویزیون به پخش برنامه‌هایی از عزاداری و پخش نذری برای امام حسین (ع) توسط ارامنه می‌پردازد. این اقدام هموطنان مسیحی در نوع خود بسیار جالب و قابل تعمق است و نشان از ارادت غیر شیعیان به امام حسین و اهل‌بیت (ع)‌دارد. اما نباید از تأثیرات سوء این اقدام تلویزیون غافل شد. چرا که وقتی یک مسلمان با یک مسیحی در اعتقادات خود احساس قرابت کند، پذیرش سخنان و باور آئین مسیحیت برایش آسان‌تر می‌شود.

این کارشناس امور تبلیغی با بیان اینکه مبلغان مسیحی در تبلیغ و گفت‌وگو با مخاطبان، علاقه آنها را در نظر می‌گیرند، ادامه داد: این مبلغان با توجه به علایق و سلایق شخص و جامعه، آنها را به سمت فرهنگ و آئین مورد نظر خود سوق می‌دهند و همین امر، درصد موفقیت را افزایش می‌دهد.

این استاد حوزه، ارائه پیام به زبان مناسب و منطبق با فرهنگ افراد را یکی دیگر از مؤلفه‌های مورد توجه در آئین مسیحیت عنوان کرد و افزود: مبلغان مسیحی معمولاً سعی در فراگیری زبان‌های مناطق مختلف دارند، چرا که اگر با گویش محلی با کسی صحبت شود، جلب اعتماد راحت‌تر صورت می‌گیرد.

اسکندری،‌ ارائه پیام با زبان کوتاه را یکی دیگر از مهم‌ترین نکات در تبلیغ دانست و گفت: متأسفانه مبلغان ما کمتر به این نکته توجه دارند. مبلغان مسیحی در تبلیغات دسته‌جمعی، زمان کوتاهی را صرف می‌کنند. به عنوان مثال، دعای کمیل یا زیارت عاشورا را می‌توان در کمتر از ۲۰ دقیقه قرائت کرد اما با طولانی‌کردن آن، مخاطب را خسته و آزرده می‌کنیم.

* تشکیک و ایجاد وسواس فکری، کاهش اعتقادات دینی را به همراه دارد

اسکندری، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در تبلیغ را داشتن بردباری و استقامت عنوان کرد و گفت: مبلغان مسیحی سعی می‌کنند صبورانه و به نحوی که مخاطب احساس همدردی کند، با افراد وارد صحبت شوند. مبلغان مسیحی معمولاً هنگامی که با غیر مسیحیان به ویژه مسلمانان قصد صحبت دارند، مطالبی را از مسیحیت عنوان می‌کنند که با مخاطب در آن دارای اشتراک هستند و این اقدام، از موضع‌گیری مخاطب در قبال مبلغ می‌کاهد.

وی، ایجاد شک و تردید را یکی دیگر از شیوه‌های تبلیغ در مسیحیت عنوان کرد و ادامه داد: این مورد در برخورد با مسلمانان به فراوانی استفاده می‌شود. به عنوان مثال «هنری مارتین» موسیونر معروف زمان قاجار، در سفرش به نقاط مختلف ایران به ایجاد تردید و وسواس فکری می‌پرداخت. چرا که تردید زمینه مناسب برای رها کردن مذهب قبلی و پذیرش مذهب جدید را به وجود می‌آورد.
این کارشناس علوم دینی ادامه داد: یکی دیگر از شیوه‌هایی که در آئین مسیحیت روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، مهاجرت مسلمانان به کشورهای مسیحی است. زیرا تعلقات خانوادگی و مذهبی در کشور غیر اسلامی کم‌رنگ می‌شود و پذیرش آئین جدید از سوی شخص مهاجر راحت‌تر می‌شود.

این استاد حوزه با بیان اینکه مبلغان مسیحی تا حد ممکن در تبلیغ از جدل دوری می‌کنند، ادامه داد: آنها تأکید دارند که در مناظره با مسلمانان وارد مباحث جدلی نشوند.

* استفاده از ابزارهای نوین موفقیت در تبلیغ را به همراه دارد

اسکندری، کمک‌های مادی را یکی دیگر از شیوه‌های مهم در تبلیغ مسیحیت دانست و افزود: این موضوع در آئین اسلام نیز وجود دارد، اما بدان توجه چندانی نمی‌شود. ضمن اینکه در آئین مسیحیت هر شخص نسبتاً معتقدی خود را موظف به تبلیغ دین مسیح می‌داند، اما در آئین اسلام، بیشترین وظیفه تبلیغ بر عهده روحانیون است.

وی افزود: در بین مسلمانان جوانان، دانشجویان، انسان‌های مبتلا به فقر و بیماری و مهاجران مهم‌ترین گزینه‌های یک مبلغ مسیحی برای تبلیغ هستند.

این استاد حوزه علمیه، کمبود اطلاعات از مسائل اسلام را در جذب مسلمانان به آئین مسیحیت مؤثر دانست و گفت: عدم پایبندی افراد به اسلام نیز یکی دیگر از نکاتی است که در پیوستن مسلمانان به آئین مسیحیت موثر است. خودباختگی و علاقه به بیگانگان نیز یکی از دلایل تمایل به مسیحیت است.

وی، علاقه به آزادی در عین دینداری را یکی از عوامل مؤثر در پیوستن به آئین مسیحیت دانست و افزود: ممکن است یک شخص به خدا ایمان داشته باشد اما به شرب خمر و زنا نیز علاقه نشان دهد. این آزادی رفتار در آئین مسیحیت بیشتر به چشم می‌خورد و همین امر باعث تمایل مسلمانان ضعیف‌النفس به آن می‌شود.

این کارشناس تبلیغ، استفاده از ابزارهای نوین را به عنوان یکی از دلایل موفقیت مبلغان مسیحی یاد کرد و افزود: ابزار مبلغان ما به منبر و خطابه و کتاب و مجلات دینی خلاصه می‌شود، اما مسیحیان بیش از یک‌هزار و ۵۰۰ شبکه رادیویی و تلویزیونی در سطح جهان دارند. همچنین به صورت گسترده از اینترنت استفاده می‌کنند.

اسکندری در پایان تصریح کرد: نباید این نکته را فراموش کرد که مسیحیان از بودجه‌های کلانی نسبت به مسلمانان در امر تبلیغ برخوردار هستند.

۲۸
آذر

اللّهم إنّی أعوذ بک من الکَرْب والبلاء

در روز دوم محرم‌الحرام‌ سال ۶۱ هجری، کاروان‌ امام‌ حسین (ع) با همراهی سپاه‌ «حرّ بن یزید ریاحى» وارد وادی «کربلا» شد و در این هنگام امام حسین (ع) فرمود: «اللّهم إنّی أعوذبک من الکَرْب والبلاء».

پس از آن که «حرّ بن یزید ریاحى» در منطقه «ذو حُسُم» به دستور «عبیداللَّه بن زیاد» مانع از ادامه سفر امام به کوفه شد، حرکت کاروان امام حسین (ع) به سوی «کَرْب و بَلا» آغاز شد.

پیشینه تاریخی کربلا، بسیار قدیمی بوده و به دوران بابلیان می‌رسد، اما شناخت دقیقی از تاریخ کربلا در پیش از اسلام وجود ندارد. درحال حاضر، کربلا در ۱۰۵ کیلومتری جنوب غربی بغداد قرار دارد و مساحت استان کربلا بیش از ۶ هزار کیلومتر است.

کاروان حسینی، روز پنجشنبه، دوم محرم‌الحرام سال ۶۱ هجری به سرزمین «نینوا» رسید. مکانی محنت‌بار که رسول اکرم (ص) نیز پیش از آن خبرش را به امام حسین (ع) داده بود.

در «مجمع‌الزوائد» آمده است: «احمد بن حنبل» از علمای اهل سنت، از پیامبر خدا (ص) روایت کرده است که ایشان فرمودند: «دخل علیَّ البیت ملک لم یدخل علیَّ قبلها فقال لی: إنّ ابنک هذا ـ یعنی حسیناً ـ مقتول. وإنْ شئت أریتک من تربة الأرض الّتی یقتل بها»، فرشته‌اى از فرشتگان بر من وارد شد که تاکنون نزد من نیامده بود. او به من گفت: همانا فرزند تو ـ یعنى حسین (ع) ـ را مى‌کشند و اگر مى‌خواهى خاک محل شهادت او را به تو نشان دهم.

همچنین در احادیث متواتر دیگری، خبر شهادت امام حسین (ع) به کرّات از زبان پیامبر نقل شده است. از دیگر مصادر حدیثی در این رابطه می‌توان به تاریخ الکبیر بخارى، البدایة والنهایه، اُسد الغابة، الاصابة، الخصائص الکبرى، کنز العمّال و خصائص الکبرى اشاره کرد.

در «لهوف» سید بن طاووس آمده است که وقتی کاروان امام حسین به «موضع البلاء» رسید، اسب آن حضرت از حرکت ایستاد. امام نام آن سرزمین را جویا شدند و پاسخ شنیدند: «غاضریه». امام حسین (ع) فرمودند: آیا این سرزمین نام دیگری هم دارد؟ گفتند: «شاطی الفرات». امام باز هم از نام دیگر آن سرزمین سئوال کردند و این بار پاسخ شنیدند: «کربلا».
در این هنگام، امام حسین (ع) آهی از دل کشیدند و فرمودند: «اللّهم إنّی أعوذبک من الکَرْب والبلاء».

۲۸
آذر

ارتباط آیه «کهیعص» با واقعه کربلا براساس روایتی از امام زمان (عج)

بسیاری از مفسّران قرآن کریم معتقدند که آیه «کهیعص» که از حروف رمزی و مقطّعه در قرآن است به ماجرای کربلا و شهادت امام حسین (ع) اشاره کرد.

دلیل این مفسران بر ارتباط آیه «کهیعص» با ماجرای کربلا، روایتی از «سعد بن عبدالله قمی» است که در کتب روایی از جمله «کمال‌الدین وتمام النعمة» شیخ صدوق (متولد نیمه اول قرن چهارم هجری) و «احتجاج»‌ مرحوم طبرسی (متولد نیمه اول قرن ششم هجری) آمده است.

از کتاب‌های متأخر نیز می‌توان به «تفسیر البرهان» سیدهاشم بحرانى و «بحار الانوار» علامه مجلسی اشاره کرد که این روایت در آن‌ها ذکر شده است.

بر پایه این گزارش،‌ سعد بن عبدالله قمی نقل می‌کند که در خدمت امام عسکری (ع) بودم و فردی از تأویل آیه کهیعص سئوال کرد. امام عسکری (ع) فرمود که از فرزندم «مهدی» پاسخ را دریافت کنید. آن‌گاه امام زمان (عج) فرمودند: «هذه الحروف من أنباء الغیب، أطلع الله علیها عبده زکریا علیه‌السلام، ثم قصّها على محمد صلى‌الله علیه وآله، وذلک أن زکریا سأل ربّه أن یعلّمه أسماء الخمسة، فأهبط علیه جبرئیل فعلّمه إیاها، فکان زکریا إذا ذکر محمداً وعلیاً وفاطمة والحسن سُرِّی عنه همّه، وانجلى کربّه، وإذا ذکر الحسین خنقته العبرة ووقعت علیه البهرة! فقال ذات یوم: یا إلهی! ما بالی إذا ذکرت أربعا منهم تسلیّت بأسمائهم من همومی، وإذا ذکرت الحسین تدمع عینی وتثور زفرتی؟! فأنبأه الله تعالى عن قصته، وقال: (کهیعص) فالکاف اسم کربلاء، والهاء هلاک العترة، والیاء یزید وهو ظالم الحسین علیه‌السلام، والعین عطشه، والصاد صبره.»

ماجرا از این قرار است که حضرت زکریا از پروردگارش درخواست کرد که «اسماء خمسه طیبه‏» را به وی بیاموزد. خداوند متعال، جبرئیل امین را بر او فرو فرستاد و آن اسماء را به او تعلیم داد.

حضرت زکریا هنگامی که نام‏های محمد (ص)، علی (ع)، فاطمه (س) و حسن (ع) را یاد می‏کرد، اندوه و ناراحتی‌اش بر طرف می‏شد و گرفتاریش از بین می‏رفت. امام هنگامی که از حسین (ع) یاد می‏کرد، بغض گلویش را می‏فشرد و مبهوت می‏شد. به همین دلیل روزی از خداوند سبب این اندوه و ناراحتی را جویا شد و گفت: بارالها! چرا وقتی آن چهار نفر را یاد می‏کنم، آرامش می‏یابم و اندوهم بر طرف می‏شود، اما وقتی حسین را یاد می‏کنم، اشکم جاری و ناله‏ام بلند می‏شود؟

خدای تعالی او را از داستان شهادت امام حسین (ع) آگاه کرد و فرمود: «کهیعص‏»! «ک» نام کربلاست و «ه» اشاره به کشته‌شدن عترت طاهره دارد. «ی» اشاره به نام یزید دارد که بر حسین (ع) ظلم کرد و «ع» اشاره به عطش و تشنگی آن امام و «ص» نیز نشان صبر و مقاومت ایشان است.

تچر آی تی