۰۱
اردیبهشت

قاری بین المللی قرآن: فعالیت‌های قرآنی کشور نیازمند مدیریت واحد است

مهدی قره‌شیخ‌لو گفت: اولین حرکت اصلاحی در حوزه فعالیت‌های قرآنی در کشور این است که یک مجموعه توانمند، قانونمند، با امکانات و حوزه مدیریتی مناسب در کشور تعریف کنیم تا بقیه بخش‌ها با آن هماهنگ شوند.

مهدی قره‌شیخ‌لو در تحلیل جایگاه قرآن در جامعه امروز کشور گفت: خوشبختانه بعد از انقلاب اسلامی قرآن در کشور جایگاه نسبتاً مناسبی بین مسئولان و مردم پیدا کرد. البته همچنان به نظر می‌رسد اقبالی که باید در یک جامعه اسلامی به قرآن صورت پذیرد به اندازه کافی نیست.

وی ادامه داد: بایستی مفاهیمی همچون انصاف، عدالت، محبت، ایثارف صداقت و طهارت در جامعه به صورت یک فرهنگ درآید و در زندگی مردم نمود پیدا کند. اگر این اتفاق بیفتد آن‌گاه می‌توان ادعا کرد قرآن در کشورمان به جایگاه مناسبی رسیده است.

این قاری بین‌‌المللی با تأکید بر ضرورت توجه بیشتر به مباحث قرآنی گفت: بایستی در زمینه‌های آموزشی، پژوهشی و اطلاع‌رسانی توجه بیشتری به قرآن داشت. دستگاه‌های مختلف کشور هر کدام در حوزه مسئولیتشان بایستی به فعالیت‌های قرآنی به عنوان یک کار مهم و درجه اول بنگرند، نه خدای ناکرده یک کار جانبی و تشریفاتی.

قره‌شیخ‌لو لازمه پاسخگویی به نیازهای حوزه قرآنی کشور را جامع‌نگری به فعالیت‌های قرآنی دانسته و تصریح کرد: متأسفانه کشور ما هنوز متولّی تعریف شده و ثابتی برای فعالیت‌های قرآنی ندارد و سازمان‌های مختلفی در این زمینه با هم رقابت می‌کنند و گاهی دلخوری‌هایی نیز پیش می‌آید.

وی ادامه داد: اولین حرکت اصلاحی در حوزه فعالیت‌های قرآنی در کشور این است که یک مجموعه توانمند، قانونمند، با امکانات و حوزه مدیریتی مناسب در کشور تعریف کنیم تا بقیه بخش‌ها با آن هماهنگ شوند. البته به این معنای تعطیلی سایر حوزه‌ها نیست و به منزله مرکز کنترل و فرماندهی قلمداد می‌شود.

این قاری بین‌‌المللی با تأکید بر اینکه بایستی هر روز و هر ساعت، سمت و سوی ما به قرآن بیشتر شود، گفت: بایستی بیش از آن که به دنبال مسائل شخصی خودمان باشیم دغدغه جایگاه مناسبی برای قران در کشور باشیم و اگر این اتفاق بیفتد اهل قرآن نیز جایگاه مناسبی خواهد یافت. انتظار ما این است که مسئولان کشور به این مطلب توجه بیشتری داشته باشند و از نیروهای قرآنی سابقه‌دار در بخش‌های مختلف مشورت بگیرند.

قره‌شیخ‌لو در پاسخ به این سوال که چرا استقبال از قرائت‌های مصری بیشتر است، گفت: بیش از صد سال است که مصری‌ها در این حوزه فعالیت می‌کنند و به نوعی پایه‌گذار آن هستند. بنابراین پیش‌کسوت بودن آنها و نوع فرهنگ قرآنی موجود در کشورشان باعث شده است که امتیازاتی نسبت به قاریان ایرانی داشته باشند. این نکته را هم نباید فراموش کرد که زبان قرآن، زبان مادری آن‌هاست. البته امروزه فاصله چندانی بین قاریان ایرانی و قاریان حال حاضر مصر وجود ندارد.

مسئول سایت سازمان دارالقرآن‌الکریم در پاسخ به این سوال که الگوی مصرفی که قرآن معرفی می‌کند، چیست، گفت: محوریت در قرآن، پرهیز از اسراف است. الگوی اصلاح مصرف به معنای مصرف نکردن نیست، بلکه به معنای درست مصرف کردن است و این مورد با عبارت عدم اسراف مشخص شده است. صحیح‌ترین الگوی مصرف «استفاده به اندازه نیاز» است که در عبارت سه کلمه‌ای «کلوا واشربوا ولاتسرفوا» خلاصه شده است.

قره‌شیخ‌لو تأثیرات قرآن در زندگی افراد را بسته به میزان درک و ظرفیت آنان دانسته و تصریح کرد: حداق تأثیر قرآن، انس با ظاهر قرآن است. افرادی که با ظاهر قرآن مأنوس هستند تأثیراتی را در زندگی‌شان احساس می‌کنند که دیگران از درک آن عاجز هستند. به خاطر همین هم به خواند قرآن سفارش شده است، اگر چه معنایش را هم متوجه نشویم.

قره‌شیخ‌لو در پایان ضمن مهم خواندن ارتباط مستقیم و جاری با قرآن از سوی هر فرد مسلمانی گفت: بایستی در طول روز حداقل‌زمانی را برای قرآن اختصاص دهیم که باعث برکت زندگی و رشد اهداف معنوی می‌شود. همانطوری که قرآن می‌فرماید: «انّما المومنون الّذین اذا ذکر الله وجلت قلوبهم واذا تلیت علیهم آیاته زادتهم ایماناً».

مهدی قره‌شیخ‌لو از سال ۱۳۵۹ فعالیت‌های قرانی خویش را آغاز و در سال ۷۱ رتبه اول قرائت در مسابقات بین‌المللی قرآن کریم را کسب کرد. وی تاکنون به بیش از ۴۰ کشور خارجی جهت مراودات و تبلیغات قرآنی سفر کرده است. قره‌شیخ‌لو داور مسابقات قرآن است و در حال حاضر مسئولیت سایت اینترنتی سازمان دارالقرآن‌الکریم با نام «تلاوت» را برعهده دارد.

لینک در خبرگزاری فارس

۰۴
فروردین

۱۲۰ تصویر زیبا از طبیعت به مناسبت فرا رسیدن بهار

سلام و درود
نمیدونستم سال جدید رو چطور آغاز کنم، به خاط همین تصمیم گرفتم با ۱۲۰ تصویر زیبا از طبیعت به پیشواز بهار برم.
امیدوارم خوشتون بیاد :)

دانلود با حجم ۶۴ مگابایت از لینک غیرمستقیم

۲۷
اسفند

در شب تولدم شاد نیستم

نمیدونم تا حالا شده تولدتون رو فراموش کرده باشید یا نه؟ امروز برای اولین بار تولدم رو فراموش کردم.
سر ناهار برادرم پرسید شب کی میای خونه؟ اصلاً میای خونه؟ فکر کردم برای کوتاه کردن موهاش میپرسه. گفتم اگه میخوای موهات رو اصلاح کنی همین الآن برات بزنم، چون شب معلوم نیست کی بر میگردم. دوباره ۱۰ دقیقه بعد سوالش رو تکرار کرد و من هم که زیاد سرحال نبودم به حالت بدی حرفهای قبلیم رو تکرار کردم و گفتم شب نمیام. بعدش مادرم گفت میخواد کادوی تولدت رو بده، چرا اینطوری برخورد میکنی؟ این رو که شنیدم یک لحظه ماتم برد. پرسیدم جدی میگید؟ مگه امروز چندمه؟

به نظرم وقتی آدم سالروز تولدش رو یادش میره حتماً یه گیر بزرگی داره. لااقل میشه گفت تو اون برهه از زمان آدم نرمالی نیست. به نظرم آدمی که حبّ ذات نداره مشکل داره! هر چی فکر کردم نفهمیدم چرا اینجوری شد. چرا تولدم یادم رفت. چرا فکر میکنم یه مشکلی دارم. چرا و چرا و چرا؟؟؟
نمیگم تولد خیلی موضوع مهمی هست، کلاً از تولد گرفتن و به جشن تولد رفتن بیزارم. ولی نمیدونم چرا این قدر این موضوع ناراحتم میکنه. تو شب تولدم شاد نیستم. خب این خودش مشکل بزرگیه، نیست؟!

این تصویری که این زیر میبینید کاریکاتورمه. یکی از دوستان اینترنتیم -که نه دیدمش و نه حتی اسم واقعیش رو میدونم- زحمتش رو کشید. اولش که تصویر کاریکاتورم رو دیدم یه کم جا خوردم، اما بعدش به تصدیق دوستام متوجه شدم خیلی شبیه خودم شده. اما به هیچ وجه غمی که تو چشمهاش هست رو قبول نکردم. به دوستم گفتم خیلی شبیه شده، اما چشمهاش خیلی غمگینه! آخه من کجا اینقدر دپرسم؟!!
اما الآن فکر میکنم چشمهاش مثل مال خودمه!

غروب رفتم ۷ تا از از دوستام از جمله ۲ تا از بهترین و نزدیکترینهاشون رو دیدم، بلکه تغییری حاصل بشه. اما نشد که نشد. حتی یحیی هم نتونست شادم کنه. به قول علیرضا امروز باردار غمی سنگینم. چراش رو خودم هم نمیدونم!

پی نوشت ها:
- به قول آرش کادوی تولد نشان دهنده شخصیت آدمهاست. البته اگر واقعاً قصد هدیه دادن به یک عزیز رو بخاطر ابراز محبت داشته باشید، نه فقط برای رفع تکلیف! من بهترین کادویی که به دوستان و عزیزانم تا به حال دادم «کتاب» بوده. شاید چیز دیگه ای هم گرفته بوده باشم اما تو ۹۰% موارد کتاب هم کنارش گذاشتم.

- نمیدونم چرا اکثر مواقع، مردم تو عدد شمع کیک تولد اشتباه میکنند. مثلاً وقتی یه نفر ۵ سالگیش تموم میشه و داره میره تو ۶ سال، نباید تعداد شمعهای کیک تولدش ۶ باشه. باید ۵ باشه که با فوت کردنش بگه من از ۵ سالگی رد شدم!

- وقتی ۲۴ سالگیت تموم میشه و میری تو ۲۵ سال، با خودت باید بشینی فکر کنی ببینی تو این یک سالی که بزرگتر شدی بر تو چی گذشته. آیا یک سال عاقل تر شدی یا بچه تر؟ به خدا نزدیکتر شدی یا به گناه؟ قدمی برای مردم برداشتی یا باری رو دوششون گذاشتی؟ تعداد دوستات زیاد شدن یا همون چند تا دوست رو هم از دست دادی؟ خلاصه اینجاست که میگن «حاسبوا قبل عن تحاسبوا».

- این دو هفته اخیر خیلی پر فراز و نشیب بود و طبیعتاً خیلی هم سخت گذشت. بعضی وقتها اتفاقاتی می افته که از درکشون عاجزم و این نفهمیدن ها و بی تجربگی هاست که بشر رو زجر میده. به قول شاعر: تلخی عمر بشر حاصل بی تجربگی ست!
کسی که دوست میداری تو را دوست ندارد و کسی که دوستت دارد را دوست نمیداری. دوست داشتن دو طرفه هم مثل دو خط موازیه که هیچوقت به هم نمیرسن!

- از همه دوستان و عزیزانی که از طریق ایمیل، SMS، تلفنی و حضوری تولدم رو تبریک گفتن تشکر میکنم. باور کنید حضور مادی و معنوی شما باعث شادی روح این مرحوم بود.

- موقع نوشتن این پست با خودم عهد کردم هرچی به ذهنم رسید بنویسم و چیزی رو سانسور نکنم. امیدوارم بعداً به این نتیجه نرسم که این پست رو ادیت یا حذف کنم.

پ.ن: ویرایش فقط به دلیل تغییر آپلودسنتر عکس بوده و هیچ تغییری در محتوای پست اعمال نشده است.

۲۴
اسفند

دلشاد تهرانی: پیامبر(ص)، اسوه حسنه زیست مسلمانی است

دلشاد تهرانی گفت: رویکردمان به زندگانی پیامبر بایستی رویکردی الگویی باشد نه تاریخی. راه عزت مسلمانی و راه زندگی سالم و ایمانی، سیره نبوی است و پیامبر نمونه کامل و اسوه حسنه زیست مسلمانی است.

دلشاد تهرانی

«مصطفی دلشادتهرانی» در گفت‌وگویی مشروح با خبرنگار آئین و اندیشه فارس، با اشاره به ولادت پیامبر اکرم(ص)، به تبیین آموزه‌های اخلاقی و دینی حضرت و سیره عملی ایشان پرداخت که در پی می‌آید:

# در کتب عهدین به آمدن پیامبر(ص) بشارت داده شده است

بشارت آمدن پیامبر آخرین، در کتب عهد قدیم مانند تورات و نیز عهد جدید مانند انجیل آمده است. این بشارات و توصیفات در اناجیل اربعه آمده است و نیازی به تأیید انجیل برنابا نیست. در مجموع عبارات موجود آن‌قدر واضح است که به سختی بتوان به شخص دیگری نسبت داد.
کلمه «فارقلیط» در انجیل از نظر معنایی همان عنوان احمد (ستوده) را می‌دهد. این گونه اشارات در کتاب‌های پیامبران قبل -ولو تصرف شده باشند- کفایت می‌کند که آمدن پیامبر آخرین را ثابت کند.
یکی از مسائلی که از نظر تاریخی در آن نمی‌توان تشکیک کرد، این است که یهود مدینه از آمدن پیامبر اسلام(ص) خبر داشتند و این مسأله را مطرح می‌کردند. از آنجایی که آنها ویژگی‌های پیامبر را می‌دانستند، انتظار می‌رفت وقتی ایشان ظهور کند قبل از دیگر مردمان به وی بپیوندند. بنابراین زمینه مناسبی ایجاد شد که قبایل اوس و خزرج تمایل به شناخت بیشتر این پیامبر(ص) پیدا کردند.
یهودیان تصور می‌کردند پیامبر جدید مؤید شریعت آنهاست اما بعد از دوران مکه که شریعت پیامبر کاملاً نمود پیدا کرد و انتظارات‌شان برآورده نشد، تنها اندکی ایمان آورده و مابقی سر ناسازگاری گذاشتند. البته در این که اهل یثرب از زمینه‌سازان مطرح‌شدن پیامبر(ص) بودند جای تردیدی نیست.

# تربیت پیامبر نزد دایه استثناء نیست

«دلشاد تهرانی» در پاسخ به این سوال که آیا تربیت کودک در دامان دایه از رسوم رایج عرب بوده است، گفت: احتمالاً رسمی در خانواده‌های شریف عرب وجود داشت که وقتی کودکی به دنیا می‌آمد، وی را به بادیه و نزد دایه می‌فرستادند. چند دلیل احتمالی برای این امر می‌توان برشمرد:
- به دلیل این که مکّه در مسیر آمد و رفت کاروان‌های بسیاری بوده، احتمال شیوع بیماری در آن بسیار بوده است. بنابراین با فرستادن کودک به بادیه در سالهای اول زندگی،‌ احتمال ابتلاء وی به بیماری‌ها را به حداقل می‌رساندند.
- خاندان شریف می‌خواستند کودک در سالهای نخست در بیابان بزرگ شود تا قوی بار آید.
- در قبائل اطراف مکه واژه‌ها دست‌نخورده‌تر بود و کودک در سال‌های اول زندگی، واژه‌های دقیق‌تر و اصیل‌تری یاد می‌گرفت.
- بزرگ‌شدن در صحرا و بیابان، نزد عرب نشانه شرافت بود.
بنابراین بزرگ‌شدن پیامبر در نزد دایه و به دور از مادرش، استثناء محسوب نمی‌شود.

# پیامبر اسوه حسنه زیست مسلمانی است

مدیر گروه نهج‌البلاغه دانشکده علوم حدیث در پاسخ به این سوال که رویکرد بایسته و شایسته به پیامبر و جایگاه ایشان در زندگی امروز مسلمانان کدام است، گفت: اکثر رویکردهایی که تا به امروز اتفاق افتاده است، پاسخ مناسبی برای این پرسش نیست. بیشترین رویکردی که به پیامبر شده، رویکرد تاریخی است.
ما پیامبر را شخصیتی تاریخی دیدیم که در زمانی به دنیا آمده، بزرگ شده، مبعوث شده، دوران مکی و مدنی سر شده و سپس رحلت کرده است. این نوع نگاه، نگاهی تاریخی و البته درست است، اما باید رویکرد دیگری در نظر بگیریم.
معتقدم رویکردمان به پیامبر بایستی رویکردی اسوه‌ای،‌ نمونه‌ای و الگویی باشد. یعنی پیامبر مدل زندگی ایمانی است. پیامبر اسوه حسنه زیست مسلمانی است. اگر به دنبال زیست مسلمانی، ایمانی و انسانی هستیم،‌ بهترین نمونه پیامبر(ص) است.
امیرالمؤمنین در خطبه ۱۶۰ نهج‌البلاغه جمله‌ای دارد که می‌گوید «لقد کان فی رسول‌الله کافٍ لکف الاسوة» یعنی پیامبر نمونه‌ای کافی برای شما، برای الگو گرفتن است. بعد حضرت می‌رسد به عبارت «فتأسٍّ‌ بنبیّ الاطیبِ‌ الأطهر، فإنّ‌ فیه‌ اُسوة لمَن‌ تَاسّی‌ و عزاء لمن‌ تعزّی‌ و أحب‌ العباد الی‌ الله‌ المتأسّی‌ بنبیّه‌ وَ المقتص‌ُ لأثره». پس به پیامبر پاک و پاکیزه‌ات اقتدا کن، بی‌گمان در پیامبر اسوه و نمونه‌ای است برای کسی که بخواهد الگو بگیرد و الگویی است عالی برای هر کس که بخواهد الگو پذیرد. محبوب‌ترین بندگان نزد خدا کسی ایت که به پیامبرش تأسّی کند و او را دنبال نماید.

# سیره مدل زندگی پیامبر را به ما معرفی می‌کند

نویسنده کتاب «چشمه خورشید» در پاسخ به این سئوال که سراغ کدام بخش از زندگی پیامبر برویم تا زندگی سالم و با عزتی داشته باشیم، گفت: چیزی که مدل زندگی پیامبر را به ما معرفی می‌کند سیره است. سیره یعنی مجموعه اصول کلی ثابت در زندگی.
گاهی برخی بزرگان مسلمانان ما را به سیره توجه داده‌اند. مثلاً سعدی علیه‌الرحمة می‌گوید: مپندار سعدی که راه صفا / توان رفت جز در پی مصطفی. اگر کسی زیست انسانی می‌خواهد باید دنباله‌روی راه و رسم پیامبر باشد. همچنین علامه اقبال لاهوری نیز می‌گوید: «تا کجا بی‌غیرت دین زیستن؟ / ای مسلمان مردن است این زیستن! ، مرد حق باز آفریند خویش را / جز به نور حق نبیند خویش را ، بر عیار مصطفی خود را زند / تا جهان دیگری پیدا کند».
باید توجه داشت رویکرد الگویی به معنای سَلَفی‌گری نیست. ظاهرگرایی و به پوست چسبیدن نیست. رویکرد الگویی، مدل زندگی نبوی را برای دنیای امروز استخراج می‌کند.

# بایستی با شناخت بخش‌های مختلف زندگی پیامبر، آنها را وارد زندگی‌مان کنیم

نویسنده کتاب «سیره نبوی» در پاسخ به این سوال که استخراج مدل منطبق با زندگی امروز از زندگانی پیامبر به چه صورت امکان‌پذیر است، گفت: ابتدا بایستی بخش‌های مختلف زندگی پیامبر(ص) را بشناسیم و سپس آنها را وارد زندگی‌مان کنیم. کتاب سیره نبوی دفتر-دفتر است و شامل دفاتر سیره فردی، سیره اجتماعی، سیره مدیریتی، سیره خانوادگی، سیره سیاسی، سیره نظامی و سیره اقتصادی است که هنوز سه دفتر آخر به چاپ نرسیده است. مثلاً در سیره فردی اصل اعتدال را داریم. همچنین اصل کیفیت استخدام وسیله را داریم. یعنی مسلمان نمی‌تواند با دروغ، خیانت و فریبکاری کارش را توجیه کند. آیا این اصول امروزه زنده است یا نه؟ مسلماً این اصول در زندگی امروز ما نقش دارد و بلکه بایستی امروزه بیشتر دغدغه این اصول را داشته باشیم.
وی افزود: در سیره اجتماعی نیز بیشتر از هر زمان دیگری به اصل «رفق و مدارا» نیاز داریم. همچنین اصول «تعاون و تکاون» و «عدالت اجتماعی» را داریم که کهنه‌شدنی نیستند.
وی تصریح کرد: در سیره مدیریتی،‌ اصل اصلاح رابطه خود و خدا، اصل تصمیم‌گیری، اصل آداب نبوی و اصل رعایت اهلیت را داریم. اصل رعایت اهلیت یعنی هر کسی در هر جایی قرار می‌گیرد شایستگی و صلاحیت‌های لازم برای آن را داشته باشد. خداوند در قرآن می‌فرماید: إنّ الله یأمرکم ان تؤدوا الأمانات إلی أهلها. خدا فرمان می‌دهد که امانت را به اهلش واگذارید. یعنی برای هر کاری بایستی کار به شخصی سپرده شود که شایستگی‌اش را دارد. این همان اصل شایسته‌سالاری است. حدیثی از پیامبر در صحیح بخاری آمده است که می‌گوید: إذا وسّد الأمر إلی غیر أهله فانتظر الساعة. هر گاه کار به غیر شایسته‌اش سپرده شود، منتظر هلاکت باشید. اگر کسانی زمام امور را به دست گیرند که صلاحیت لازم را نداشته باشند، فلاکت و تباهی ظاهر می‌شود. رعایت این اصل حکومت را متحول می‌کند.
امیرالمؤمنین می‌فرماید: «سوءالتدبیر مفتاح الفقر»، یعنی سؤمدیریت (بی‌تدبیری)، کلید فقر است. بنابراین هر جا فقری دیده می‌شود، علت آن در درجه اول، سوء مدیریت است. در حدیثی از پیامبر آمده اگر کسی به کسی کاری را بسپارد، در حالیکه کسی تواناتر از او باشد، به خداوند، رسولش و همه مسلمانان خیانت کرده است.

# رعایت اهلیت مهم‌ترین اصل در حوزه مدیریت است

نویسنده کتاب حکومت حکمت با اشاره به تعبیری از علی(ع) که می‌فرماید «واجعل لرأس کل أمرٍ من أمورک رأساً منهم لا یقهره کبیرها ولا یتشتًت علیه کثیرها»، گفت: امام به مالک اشتر می‌فرماید بر سر کارهایت کسی را قرار بده که بزرگی کار بر او چیره نشود و کثرت کار او را آشفته نسازد. این دقیقاً همان اصل رعایت اهلیت است.
امیرالمؤمنین در جای دیگری نیز می‌فرماید «أیّها النّاس! إنّ احقّ النّاس بهذا الأمر أقواهم علیه واعلمهم بأمر اللّه فیه»، مردم! سزاوارترین کس برای زمام‌داری، تواناترین آنان در کار مدیریت و داناترین آنان به فرمان‌های خدا در این کار است. با توجه به این گفتار به نظر می‌رسد در حوزه مدیریت، رعایت اهلیت کلیدی‌ترین اصل است. شاید بتوان گفت هر جا فسادی است حاصل عدم رعایت این اصل است و خردمندی اقتضا می‌کند که این مسئله به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
سعدی علیه‌الرحمة می‌گوید: ندهد هوشمند روشن‌رای / به فرومایه کارهای خطیر ، بوریا باف اگر چه بافنده است / نبرندش به کارگاه حریر. دلشاد تهرانی ادامه داد: مدیریت حریر بافی است نه گونی بافی! اگر مدیریت را به انسان خشن بسپاریم، به انسانی که ریزه‌کاری‌ها و لطایف انسانی را درک نمی‌کند و با زور می‌خواهد کار را جلو ببرد مثل این است که حریر بافی را به یک گونی‌باف سپرده باشیم.

امیرالمؤمنین در خطبه ۹۳ نهج‌البلاغه تعبیری در مورد امویان دارد اما سخن حقیقتی کلی را بیان می‌کند: «بعدها کسانی خواهند آمد و بر شما حکومت خواهند کرد که انواع بلاها، مصیبت‌ها، تحقیرها و روابط غیر انسانی را بر شما تحمیل خواهند کرد». برای درک این شرایط با مراجعه به خطبه ۱۵۸ می‌بینیم: «در چنین شرایطی هیچ خانه‌ای در شهر و هیچ خانه‌ای در روستا باقی نمی‌ماند مگر این که نا اهلان و ستمگران غمی در آن می‌نشانند و رنجی بدان وارد می‌کنند و در آن روز برای شما عذرخواهی در آسمان، دریا و در روی زمین نخواهد بود». حال حضرت دلیل آن را اینطور بیان می‌کند «أصفیتم بالأمر غیر أهله وأوردتموه غیر مورده» یعنی کسانی را که شایستگی‌های لازم را نداشتند برگزیدید و به آبشخور و جایگاهی که از آن ایشان نیست وارد کردید.
منظور آن که اگر کسانی زمام امور را در دست گیرند که شایستگی‌های لازم را نداشته باشند، دارائی‌هارا به باد می‌دهند و برای همه مردم رنج به بار می‌آورند. مردم را به ذلت می‌کشانند، مناسبات پر از خواری فراهم می‌کنند و این عوارض همینطور ادامه پیدا می‌کند.

در نامه ۶۲ نهج‌البلاغه حضرت عبارتی دارد که می‌فرماید: همه تأسف و اندوه من این است که کسانی زمام امور را به دست گیرند که نابخرد و نابکار باشند، آنگاه دارایی‌های مردم را میان خود دست‌به‌دست بگردانند و بندگان خدا را به بردگی خود گیرند و شایستگان را دشمن انگارند و فاسقان را حزب خود گیرند. این‌ها آموزه‌های سیره نبوی است که توسط امیرالمؤمنین بازگو شده و اگر همین یک اصل رعایت شود، بسیاری از موارد اصلاح می‌شود. مراد از الگوی زیست مسلمانی این است که این سیره با جامعیتش مورد توجه قرار گیرد و ما آن را به تناسب زمان اجرای و عملیاتی‌اش کنیم. در واقع، راه عزت مسلمانی و راه زندگی سالم و ایمانی، سیره نبوی است. علامه اقبال می‌گوید: تا شعار مصطفی از دست رفت / قوم را رمز بقا از دست رفت. البته منظور از شعار، شعار صرف نیست، منظور شعاری که همراه با عمل باشد، یعنی پیروی از سیره.

# پیامبر منهای ائمه و برعکس اشتباه است

دلشاد تهرانی در پاسخ به این سوال که با توجه به سیره و آموزه‌های پیامبر چگونه می‌توان ملاک‌های شایستگی فرد برای احراز پست را تشخیص داد،‌ گفت: ۵ معیار مختلف برای قرار گرفتن افراد در پست‌های مختلف از روایات استخراج می‌شود که عبارتند از: «معرفت» یعنی داشتن دانش و اطلاعات لازم. «درایت» یعنی داشتن تدبیر، فکر، تعقل، خردمندی و دوراندیشی لازم. «عدالت» یعنی ظلم نکردن،‌ تبعیض قائل نشدن و هر چیزی را در جای خود قرار دادن. «قوت» یعنی صبور بودن، داشتن حاشیه تحمل زیاد، شکننده نبودن و ثبات داشتن. «سلامت» یعنی لجباز، کینه‌جو، آزمند، تنگ‌نظر، حسود ، قدرت‌طلب، دنیا دوست، بخیل و شهوت‌گرا نبودن. بایستی این ۵ مورد را برای هر شخصی عملیاتی کنیم.
دلشاد تهرانی‌ سیره پیامبر و ائمه معصومین را مؤید یکدیگر دانسته و گفت: در سیره‌ای که بنده تنظیم کردم، ابتدا سیره را در قرآن می‌یابیم. سپس در امتداد آموزه‌های قرآن، آموزه‌های پیامبر قرار دارد و به همین ترتیب سیره بقیه معصومین علیهم‌السلام از نظر می‌گذرد. البته ائمه همگی یک واحدند و نباید از نظر خط و مشی بین آنها تفکیکی قائل شویم. پیامبر منهای ائمه و ائمه منهای پیامبر خطا و اشتباه است.

مصطفی دلشاد تهرانی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم حدیث است. این استاد دانشگاه علاوه بر کتاب «پیشگاه حقیقت» آثار دیگری نیز مانند «مدرسه حسینی»، «نهضت حسینی و عزت حسینی» و «حماسه حسینی و ظهور حقیقت آدمی» را تألیف و منتشر کرده که برخی از این آثار تا ۳۰ بار تجدید چاپ شده‌اند. سیره نبوی، دولت آفتاب، حکومت حکمت و چشمه خورشید عناوین برخی دیگر از آثار او را تشکیل می‌دهند. کتاب «سیره نبوی» که به بررسی زندگانی و احوال پیامبر اکرم(ص) می‌پردازد در سال۸۶ به عنوان کتاب سال برگزیده شد.

مرجع