تبليغات X
۱۶
مهر

«امام نیستم» اگر هارون یک مو از سرم کم کند

شب میلاد امام رضا(ع) است و این وبلاگ تا ساعاتی دیگر سه سالگی‌اش را پشت سر می‌گذارد.
به همین بهانه، یادداشتی درباره سفر امام رئوف به ایران و یکی ـ دو معجزه ایشان نوشتم که تقدیم می‌شه:

 

زمان هارون‌الرشید مسئولیت اداره معنوی مردم بر عهده‌ امام رضا(ع) بود. در آن زمان، تکلیف اقتضا می‌کرد که ایشان با سیاست خاص خود معارف دینی را نشر و گسترش دهد بدین صورت که امام‌ به‌صورت غیرمستقیم، مشت حکومت عباسی را برای مردم باز می‌کرد.

اصحاب از رک‌گویی و صراحت لهجه امام هراس داشتند و از ایشان سؤال کردند که آیا از غضب هارون نمی‌ترسید؟ امام فرمود: آنچه در این کار جرأتم بخشیده سخنی است که رسول خدا (ص) به یارانش فرمود: اگر ابوجهل توانست یک موی سرم را کم کند شما شهادت دهید که من پیامبر نیستم و من نیز می‏گویم اگر هارون یک موی از سرم کم کرد امام نیستم. (روضة الکافی به نقل از محمد بن سنان)

شرایط به وجود آمده پس از مرگ هارون الرشید موجب هجرت اجباری امام به مرو شد. امام رضا (ع) در مسیر حرکت خود به سمت مرو، از شهرهای مختلفی از جمله اهواز، بهبهان و نیشابور عبور کرد و ملاقات‌های گوناگونی با مردم داشت.

استقبال مردم نیشابور از امام رضا (ع) بی‌نظیر بود و از توقف امام در این شهر معجزات بسیاری نقل شده است. پس از ورود امام به نیشابور، علما و بزرگان این شهر انتظار داشتند که حضرت وارد منزل آنها شود، اما امام به سبک پیامبر (ص) مرکب خود را آزاد گذاشت تا هرجا که توقف کرد، آنجا منزل گزیند.
مرکب امام رضا (ع) مقابل خانه پیرزنی باتقوا توقف کرد. امام پسندید که آن پیرزن میزبان ایشان باشد. به همین دلیل، آن پیرزن بعدها به «بانوی پسنده» یا پسندیده مشهور شد.

نقل است که در همان ایام با اینکه فصل خزان طبیعت بود، امام(ع) نهال بادامی را در آن خانه غرس کرد. آن نهال به سرعت جوانه زد و سبز شد و مردم با استفاده از میوه آن شفا می‌گرفتند.

شیخ صدوق(ره) نقل کرده است که روزی امام قصد استحمام داشت، اما قنات حمام نزدیک محل اقامت ایشان خشک شده بود. امام دستی به قنات زد، دوباره احیا شد و تا مدت‌ها مردم از آن حمام ـ که به «حمام رضا» مشهور بود ـ استفاده می‌کردند.

پس از نیشابور و بیان حدیث مشهور «سلسلة الذهب»، حضرت در منطقه‌ای به نام «قریةالحمراء» (ده سرخ امروزی که در ۲۵ کیلومتری مشهد مقدس قرار دارد) معجزه دیگری را نمایان کرد. امام در آن روستا قصد تجدید وضو داشت، اما آبی نیافت، بنابراین با دست مبارک خود زمین را حفر کرد و آب از زمین جوشید. این چشمه هنوز هم جاری و ساری است! [*]

 

پی‌نوشت‌:

* «سید محمد حسینی» عزیز یک ماه پیش بهم گفت که یه فیلم مستند از این چشمه تهیه کرده، قطعاً دیدن داره!