تبليغات X
۲۸
شهریور

دی‌کاپریو در هیبت «گتسبی بزرگ» می‌آید

روزگار «دهه بیست خشمگین»[۱] آمریکا، حکایت گانگسترهای عاشق‌پیشه است؛ تبهکارانی به شدت مغرور و خشن و در عین حال لطیف و رمانتیک.

این موضوع در ادبیات نه چندان مطرح دهه ۲۰ آمریکا نیز خودنمایی کرد و تکان جانانه‌ای به «رمان آمریکایی» داد.

در این دهه نویسندگان بزرگی همچون «ارنست میلر همینگوی» ظهور کردند و با تکیه بر گستاخی و ماجراجویی، آثار ماندگاری را خلق کردند. هرچند که همینگوی به دلیل نگارش «پیرمرد و دریا» و دو سال پس از آن یعنی در ۱۹۵۴ موفق به دریافت جایزه از آکادمی سوئدی نوبل شد، اما بدون شک نام «وداع با اسلحه» که در ۱۹۲۹ منتشر شد، نام صاحبش را نیز بر سر زبان‌‌ها انداخت.

اما در این میان نویسندگان دیگری نیز بودند که پیش از همینگوی و در همان دهه بیست خشمگین، آثار بزرگ و اعجاب‌آوری را خلق کردند. شهرت این نویسندگان گاه به اندازه‌ای بود که حسادت مردی نظیر «همینگوی» را هم بر می‌انگیخت!

«هیلمن» می‌گوید: آن شب جشن کتاب بود … همینگوی مانند یک «توفان دریایی» وارد مجلس شد و تا چشمش به او افتاد، شروع کرد هر چه به دهنش می‌رسید، نثارش کرد … من به همینگوی گفتم: تحقیرش می‌کنی چون از تو بهتر است، چون هر چه زور می‌زنی‌ نمی‌‌توانی مثل «اسکات» بنویسی.»

 

 

آری، «فرانسیس اسکات کی فیتزجرالد» تنها دو سال از همینگوی بزرگ‌تر بود اما در ۲۹ سالگی اثری را خلق کرد که نه تنها همینگوی، بلکه همگان به بزرگی آن اقرار کردند.
«گتسبی بزرگ»‌ در ۱۹۲۵ خلق شد تا بیانگر گانگستر درون ناآرام اما به شدت عاشق فیتزجرالد باشد.

«گتسبی بزرگ»‌ اگر چه از معایب بسیاری و لحن گزارشی خود رنج می‌برد اما چنان باورپذیر و با ظرافت نگاشته شد که توانست داستان‌نویسی آن سال‌های آمریکا را ـ که زیر سایه بزرگ نویسندگان قرن نوزدهم انگلیس بود ـ از محاق خارج کند.

این رمان چنان با اقبال عمومی مواجه شد که تنها پس از یک سال از انتشار، وارد صنعت نوپای سینمای آن روز شد و به شیوه صامت روی پرده رفت. البته این اقتباس‌ها باز هم ادامه یافت و در سال ۱۹۴۹، «الیوت نوجنت» نسخه دوم که اثر ضعیفی محسوب می‌شد را روی پرده نقره‌ای برد.

قطعا قوی‌ترین اقتباس سینمایی «گتسبی بزرگ» را می‌توان در نسخه ۱۹۷۴ با بازی «رابرت ردفورد»‌ مشاهده کرد که توسط «فرانسیس فورد کاپولا»ی مشهور بازنویسی شده بود؛ هر چند که یادآور خوبی برای «فیلم نوآر» محسوب نمی‌شود. [۳]

علاوه بر یک اثر اقتباسی دیگر در سال ۲۰۰۰، «گتسبی بزرگ»‌ تاکنون بیش از ۲۰بار توسط نمایشنامه‌نویسان بازنویسی شده و روی صحنه رفته است.

به تازگی و در سال ۲۰۱۲ نیز،‌ اقتباس جدیدی با بازی «لئوناردو دی‌کاپریو»‌ در نقش گتسبی و «کری مولیگان»[۴] در نقش «دی‌زی بوچانان» روی پرده سینما می‌رود. «باز لوهرمان» کارگردان این اثر علاقه شدیدی به داستان‌های مشهور دارد و این موضوع را در آثار پیشین خود نشان داده است. به نظر می‌رسد عنوان «دومین رمان برتر قرن بیستم»‌[۲] آنقدر وسوسه‌برانگیز بوده است که لوهرمان را به ساخت آن ترغیب کند.

 

 

پس از «گتسبی بزرگ»‌، فیتز جرالد هرگز نتوانست به موفقیت بزرگ دیگری دست یابد و دلیل عمده آن را باید در بیماری همسرش «زلدا مایر» جست‌وجو کرد. وی در طول سال‌های ۱۹۳۰ تا ۱۹۳۴، سه بار در آسایشگاه‌های روانی بستری شد و در همین ایام، فیتزجرالد هم روزبه‌روز به الکل بیشتر وابسته شد.
او برای نوشتن یک داستان کوتاه، ۳۵۰۰ دلار دستمزد دریافت می‌کرد و به واقع یک میلیونر تمام‌عیار بود اما جنون زلدا و اثر الکل آن‌قدر قلبش را تکیده کرده بود که در سال ۱۹۴۰ از تپش باز ایستد و «اسکات فیتزجرالد» را در سن ۴۴ سالگی به آغوش خاک بسپرد.

 

 

پی‌نوشت‌ها:
۱ـ عبارتی از «ویلیس ویگر» نویسنده کتاب «تاریخ ادبیات آمریکا»
۲ـ دومین رمان برتر در فهرست موسسه انتشاراتی Random House آمریکا که در سال ۱۹۹۹ منتشر شد.
۳ـ متأسفانه این فیلم هنوز زیرنویس فارسی ندارد.
۴ـ بازیگران مشهوری برای ایفای این نقش در نظر گرفته شده بودند اما این نقش به هیچ کدام (ناتالی پورتمن، کی‌یرا نایتلی، اسکارلت جوهانسون، ربکا هال و … ) نرسید.

۱۴
شهریور

گاهی عسل هم شور می‌شود

هر شب با عسل مست می‌کنم
و بعد، شانه‌های لرزانم
در تشک به خاک می‌رسد

•••

چشمانم را می‌بندم
تاریک و شور می‌شود
غلیان می‌کنم
تنها نیستم
و می‌دانم، عسل هم گاهی شور می‌شود!

•••

ورق می‌زنم
بریل نمی‌دانم
حرف‌هایم ناتمام می‌ماند

•••

آغوش باز می‌کنم
برای خیالت
پرواز می‌کنی
بوی همیشه‌بهار می‌آید

•••

سحر سوسو می‌زند
از عمق خواب‌های آشفته
بوی نان تازه، چای و عسل می‌آید
من اما…

•••

شب‌ می‌شود
دوباره مست می‌شوم
گناه از من نیست
رنگ چشمان تو خراب می‌کند *

 

* وام گرفته از؛ «خاصیت نگاه تو ما را خراب کرد / این آفتاب غوره ما را شراب کرد»