دیروز از بندرعباس برگشتم. دلیل رفتنم هم پوشش خبری نخستین جشنواره بینالمللی فرهنگی هنری خلیج فارس بود که از این به بعد در دهم اردیبهشت هر سال و همزمان با «روز ملی خلیج فارس» در استان هرمزگان برگزار میشود.
این سفر سه روزه حاشیههای بعضاً جالبی نیز به همراه داشت که برخی از آنها در پی میآید.

ـ مهمانان و اصحاب فرهنگ و رسانه با پرواز ۴۷۶ روز جمعه ۹ اردیبهشت از تهران راهی بندرعباس شدند و پس از فرود در این شهر با شاخههای گل مورد استقبال «همایون امیرزاده» مدیر کل ارشاد استان در هرمزگان و دبیر جشنواره و سایر مسئولان برگزاری جشنواره قرار گرفتند.
ـ اصحاب فرهنگ و رسانه با چند دستگاه ون از فرودگاه به هتل منتقل شدند. ونها مسیر ساحلی را برای رسیدن به هتل پیمودند تا این مسیر برای مهمانان و اصحاب فرهنگ و رسانه جذابیت بیشتری داشته باشد. جالب اینکه یکی از رانندگان در اظهار نظری جالب، بندرعباس را «شهر همیشه بیدار» خواند و مدعی شد اگر ساعت ۲ بعد از نیمه شب نیز به بازارهای آن مراجعه شود، مغازهها باز هستند!
ـ صبح روز شنبه ۱۰ اردیبهشت ماه، مهمانان و مدعوین نخستین جشنواره خلیج فارس با دو قایق مسافربری بزرگ از بندرعباس راهی جزیره هرمز شدند. در طول مسیر یک تیم سهنفره خبری از آسیای شرقی نیز حضور داشتند که برخی واکنشهای آنان با تبسم و خنده سایر خبرنگاران و گزارشگران همراه بود.
ـ هنگام نزدیک شدن به جزیره و در فاصله حدوداً ۵۰۰ متری آن، یک اسکیباز نوجوان به انجام هنرنمایی پرداخت. وی دو بار تعادل خود را از دست داد و در آب واژگون شد. جالب اینکه برخی حاضران در قایق برای این حادثه عبارت «زمین خوردن» را به کار بردند.
ـ یکی از شاعران حاضر در جشنواره، پس از اهتزاز پرچم مقدس جمهوری اسلامی ایران در قلعه پرتغالیها به نشانه استکبار ستیزی، اشعاری در وصف خلیجفارس قرائت کرد. اشتباه لبّی وی هنگام تلفظ یک نام یونانی، خنده را به لبان حاضران هدیه کرد.
ـ برای رونمایی از نقشه خاکی خلیجفارس نیاز به پیمودن یک مسیر چند کیلومتری در جزیره بود که برای این امر، ۶ دستگاه اتوبوس شرکت واحد از بندرعباس به جزیره هرمز منتقل شده بود. برخی اهالی جزیره که برای نخستین بار چند اتوبوس در جزیره میدیدند، حسابی ذوقزده شده بودند.
ـ بازگشت از جزیره بیش از ۸۰ دقیقه طول کشید. این در حالی بود که یکی از خدمه قایق مسافربری مدعی بود که مسیر جزیره تا بندرعباس را ۴۵ دقیقهای طی میکنند. از طرف دیگر GPS تلفن همراه نیز سرعت قایق را ۲۱ کیلومتر در ساعت نشان میداد. اگر فاصله درج شده در ویکیپدیای فارسی یعنی ۸ کیلومتر حد فاصل بندر تا جزیره صحیح باشد، آنگاه با سرعت متوسط ۲۰ کیلومتر در ساعت باید این مسیر در کمتر از ۲۵ دقیقه طی شود. حال ۲۵ دقیقه کجا، ۴۵ دقیقه کجا و ۸۰ دقیقه کجا؟
- پس از تشکیل ناموفق زنجیره انسانی در پارک غدیر بندرعباس، مراسم اختتامیه نخستین دوره جشنواره در تالار شهید آوینی بندرعباس برگزار شد. مجری برنامه در طول اجرای خود، دو بار به مهمانان ویژه حاضر در مراسم خوشامد گفت و از حضور آنان قدردانی کرد که در هر دو بار نام «سید محمد حسینی» وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی را از قلم انداخت!
وی در اعلام خبر تغییر نمادین ۱۰ روزه نام خبرگزاری فارس به «خبرگزاری خلیج فارس» در هر سال نیز دچار اشتباه شد و به گونهای این موضوع را اعلام کرد که همگان چنین برداشت کردند این خبرگزاری برای همیشه نام خود را تغییر داده است.
- داریوش ارجمند هنگام دریافت جایزه خود اجازه خواست چند کلامی با حاضران صحبت کند. وی ضمن ابراز خرسندی از توجه ویژه مسئولان فرهنگی به خلیجفارس، دریاچه خزر را به «یک کاسه آب» تشبیه کرد و خلیجفارس را «دریای واقعی» دانست. معلوم نیست اگر ارجمند قصد اظهارنظر درباره وضعیت این روزهای دریاچه ارومیه را داشت از چه تعبیری استفاده میکرد؟!
ـ محمدرضا رحیمی، معاون اول رئیسجمهور در سخنانی، جعل نام خلیج فارس را حاصل فتنهانگیزی انگلستان خواند. وی همچنین از کشورهای بیهویتی که قصد مصادره نام خلیج فارس به سود خود را دارند با تعابیر «مورچهای در برابر پیر» و «پشهای مقابل یک پیر» یاد کرد که در نوع خود جالب بود.
ـ حضور «عبدالمجید ارفعی» نخستین مترجم منشور کوروش در فرودگاه بندرعباس نیز با واکنشهای جالب مردم و برخی از افراد کادر پروازی همراه بود. ارفعی که به دلیل چهره خاص خود (سبیلهای فوقالعاده خفن!) از جذابیت ویژهای برخوردار است با پیشنهادهای بسیاری برای گرفتن عکس یادگاری مواجه میشد و البته با رویی گشاده استقبال میکرد.
ـ هنگام بازگشت از بندرعباس، بلیت پرواز «داریوش ارجمند» به نام «محمدرضا شریفینیا» صادر شده بود. ارجمند در فرودگاه تهران هم با بدشانسی مواجه شد و برای دریافت بار خود، مدتها کنار تسمه انتقال بار به انتظار ایستاد. غافل از اینکه بسته وی از روی تسمه نقاله سقوط کرده و در کنار آن افتاده است. همین امر موجب شد وی آخرین نفری باشد که بار خود را از فرودگاه تحویل میگیرد.
پینوشت:
سفر خستهکنندهای بود، هر چند که لذتهای خاص خودش رو داشت و برای اولین بار بندرعباس رو از نزدیک دیدم. کلاً عاشق جنوبی و جنوبیام و اصلاً احساس غربت نمیکردم، حتی موقع برگشت هم یه حس غریبی تو مایههای دلتنگی به سراغم اومده بود.