۰۷
بهمن

ویژگی‌های اهل ولایت امام باقر (ع) از دیدگاه آیت‌الله وحید خراسانی

اهل ولایت «باقر علوم نبییّن» کسی است که اگر تمام مردم از او به نیکی یاد کنند، به هیچ وجه خوشنود نمی‌شود.

ماجرای «افسانه غرانیق» یا آیات شیطانی ـ همانطور که از نامش بر می‌آید ـ ‌ماجرایی ساختگی و روایتی جعلی است که سعی در خطاپذیر جلوه دادن پیامبر دارد.

این افسانه، جایگاه عصمت پیامبر (ص) را هدف قرار می‌دهد و مدعی است که ایشان هم می‌توانند توسط شیطان فریفته شوند. در صورتی‌که خداوند در قرآن می‌فرماید: «وَمَا یَنطِقُ عَنِ الْهَوَى، إِنْ هُوَ إِلَّا وَحْیٌ یُوحَى»، یعنی پیامبر هرگز از روی هوس سخن نمی‌گوید و سخنی بجز وحی که به او الهام شده، بر زبان نمی‌راند. حال اگر در انتساب سخنی به پیامبر مطمئن باشیم، با خیال راحت می‌توانیم آن را بپذیریم.

یکی از این سخنان که در بیان آن توسط وجود شریف پیامبر اسلام (ص) شک و شبهه‌ای وجود ندارد، اعطای لقب «باقرالعلوم» از سوی پیامبر به امام پنجم شیعیان است.

آیت‌الله وحید خراسانی از مراجع عظام تقلید در سخنانی که در حدود دو ماه پیش به مناسبت شهادت امام باقر (ع) در مسجد اعظم قم بیان کرد، با اشاره به روایتی از پیامبر (ص) گفت: رسول خدا فرمود: «ای جابر! باید بمانی تا سلام مرا به باقر علم النبیین برسانی». اصلاً عمر طولانی جابر نیز به برکت همین دعای پیامبر بود تا زنده بماند و سلام پیامبر را به فرزندش ابلاغ کند.

آیت‌الله وحید خراسانی پی‌بردن به معنای «باقر» و رسیدن به مفهوم آن را مشکل بیان می‌کند و معتقد است برای پی‌بردن به عظمت جایگاه این امام بزرگوار می‌توان احادیث بر جای مانده از ایشان را مطالعه و بررسی کرد.

در یکی از این احادیث که در جلد ۷۵ بحارالانوار آمده است، ‌امام باقر (ع) «جابر بن یزید جعفی» را به رعایت ۵ شرط که اولین آن‌ها «ظلم نکردن» است، سفارش می‌کند.

آیت‌الله وحید خراسانی در تفسیر این حدیث می‌گوید: امام در این حدیث از جابر می‌خواهد که عنوان ظلم را از لوح وجود خود پاک کند. اگر همین قسمت از حدیث امام رعایت شود، برای اصلاح دنیا و آخرت بشر کافی است.

این مرجع تقلید شیعیان با طرح این سؤال که چرا امام باقر (ع) ابتدا بحث ظلم را بیان می‌کند، می‌گوید: در کلام معصوم (ع) داریم که «دِعَامَةُ الْإِنْسَانِ الْعَقْل» یعنی «عقل» عمود خیمه آدمیت است. در حدیثی در «مستدرک‏الوسائل» نیز آمده است که «مَثَلُ الْعَقْلِ فِی الْقَلْبِ کَمَثَلِ السرَاجِ فِی الْبَیْت»، بنابراین نسبت ظلم به عقل مانند نسبت ظلمات به نور است. اگر در انسان، ظلم راه یابد، نور عقل وی خاموش می‌شود.

آیت‌الله وحید به ادامه حدیث اشاره می‌کند و می‌گوید: امام باقر (ع) در ادامه حدیث می‌فرماید که ای جابر! ولی ما کسی نیست مگر آن کسی که اگر تمام اهل مصر و بلد جمع شوند، تمام مردم شهر بر خوبی او اتفاق کنند، ابداً خشنود نشود و در او تأثیری نگذارد. اهل ولایت امام باقر (ع) اینچنین هستند.

این مرجع شیعیان با اشاره به قسمت‌های دیگری از حدیث مذکور می‌گوید: امام باقر (ع) می‌فرماید: اگر کسی به تو خیانت کرد، تو به او خیانت نکن و اگر تکذیب شدی و تو را به دروغ نسبت دادند، غمگین مشو!

منظور امام این است که اگر انسان را نیز ستایش کردند، از این ستایش خشنود نشود. بیان همین لطایف از سوی امام است که نشان می‌دهد «باقر علوم نبییّن» است.

۰۴
بهمن

کربلا در کربلا می‌ماند اگر …

قادر طهماسبی در جمع عموم مردم کمتر شناخته شده است، اما کمتر کسی است که غزل زیبای او با مطلع «سرّ نی در نینوا می‌ماند اگر زینب نبود، کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود» را نشنیده باشد.

غزلی زیبا با مفاهیم عمیق که در رثای اسوه صبر و شکیبایی حضرت زینب (س) سروده شده است. اما آیا تا به حال از خود پرسیده‌ایم که واقعا کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود؟!

بارها شنیده‌ایم که بیماری امام سجاد (ع) از روی حکمت و به خواست خداوند بوده است تا نسل امامت از طریق ایشان تداوم یابد، اما کمتر شنیده‌ایم که از نقش بی‌بدیل امام زین‌العابدین (ع) در زنده نگهداشتن قیام عاشورا و رسوایی حکومت اموی سخنی رانده شود و معمولاً ایشان در سایه شخصیت عمّه بزرگوارشان قرار می‌گیرند، در صورتی که اگر با دقت تاریخ را مرور کنیم، آنگاه می‌توانیم بگوییم که کربلا در کربلا می‌ماند اگر «زینت عابدان» نبود.

بر اساس اعتقاد تشیّع، تنها پیامبر و ائمه اطهار از انجام گناه و اشتباه مصون هستند، بنابراین امام سجاد (ع) بر تمام مردم زمان خود از جمله حضرت زینب (س) ولایت دارد.

این موضوع به خوبی در مجلس ابن‌زیاد نیز قابل مشاهده است. نقل است که وی در مقابل کاروان اسرا به سر مبارک امام حسین (ع) جسارت می‌کند و این عمل هتّاکانه او، زینب کبری (س) به انجام واکنش وا می‌دارد.

در این هنگام، امام سجاد (ع) با رعایت حریم و احترام عمّه بزرگوارشان، به ایشان می‌فرماید: «سکوت اختیار کنید! شما عالمه‌ای هستید که استاد ندیده‌اید». حضرت زینب (س) نیز به امر امام زمان خویش سکوت می‌کند.

اوج هنرنمایی و افشاگری امام سجاد (ع) را می‌توان در کاخ یزید مشاهده کرد، ‌آنجا که امام در مقابل یزید، بزرگان اموی و حضّار از منبر بالا می‌رود و در معرفی خود می‌فرماید: «أنا بن مکة و منی، أنا بن الزمزم و الصفا، أنا بن محمّد المصطفی، أنا بن علی المرتضی، أنا بن فاطمة الزهراء …»؛‌ من فرزند مکّه و منایم، من فرزند زمزم و صفایم، من فرزند محمّد مصطفایم، من فرزند علی مرتضایم، من فرزند فاطمه زهرایم…

می‌گویند صدای ناله و ضجّه، ستون‌های کاخ یزید را به لرزه انداخت و یزید از بیم تأثّر و تألّم حضّار، مؤذن را به اذان‌گفتن وا داشت.

نوای «أشهد أنّ محمّداً رسول الله» مؤذّن که بلند شد، امام سجاد (ع) طاقت نیاورد و رو به یزید گفت: این محمّد (ص) جّد توست یا جدّ من؟ اگر بگویی جدّ توست که دروغ گفته‌ای و اگر قبول داری که جدّ بزرگوار من است، پس چرا به‌روی خاندانش شمشیر کشیدی؟!

جّو کاخ یزید متشنّج شد و او در مقابل سرزنش دیگران چاره‌ای جز عذرخواهی ندید. یزید، «عبیدالله بن زیاد» را مسئول شهادت امام حسین (ع) معرفی کرد و برای دلجویی از امام سجاد (ع) و خاندان اهل بیت، در صدد برآوردن خواسته‌های آنان برآمد. امام سجاد (ع) برگزاری مراسم عزاداری برای شهدای کربلا، آزادی اسرا و بازگشتن آنها به مدینه را خواستار شد.

امام سجاد (ع) به عنوان تنها مرد کاروان اسرا و امام زمانه، از عهده وظایف خویش به خوبی برآمد و در آخر نیز موفق به آزادی اسرا و افشای ظلم و فساد یزید شد. پس چه خوب است اگر دفعه بعد عبارت «کربلا در کربلا می‌ماند اگر زینب نبود» را خواندیم یا شنیدیم، درباره آن کمی بیشتر بیاندیشیم.

- – - – - – - -
پی‌نوشت‌ها:
ـ منابع تاریخی و منقول مطالب بالا نزد نگارنده محفوظ است
ـ تصویر تزئینی نمی‌دونم هنر کدوم هنرمنده، واقعاً زیباست!
ـ یک‌ماهی می‌شد که مطلبی ننوشته بودم،‌ دل و دماغ نداشتم، اما سعی می‌کنم دوباره این بلاگ رو به حالت سابق برگردونم.

مرجع