۱۸
آذر

فرج الله سلحشور: نمی دانم برای چه کسی باید کار کنم

برای پنجشنبه ساعت ۱۱ قرار مصاحبه را تنظیم کردم. ساختمان سریال یوسف (ع) بنایی دو طبقه و قدیمی بود که در یکی از کوچه‌های فرعی میدان هفت تیر قرار داشت. باورش کمی سخت بود که تمامی مراحل تدوین سریال در این ساختمان انجام شده باشد.
زنگ ساختمان را به صدا در آورده و با راهنمایی خانم منشی وارد طبقه اول شدم. داخل راهروی ساختمان چند تابلو از نماهای سریال یوسف نصب شده بود تا مشخص شود این ساختمان جهت انجام پروژه سریال یوسف (ع) اجاره شده است.
دفتر کار آقای کارگردان یک اتاق کوچک ۱۵ متری بود. در زدم و به محض ورود با روی خندان و چهره بشاش آقای سلحشور پذیرایی شدم. یک قفسه کتابخانه، چند مبل مندرس، یک میز اداری، یک دستگاه تلویزیون به همراه یک دستگاه ویدئو، تمام امکانات دفتر نویسنده و کارگردان سریال را تشکیل می‌داد. روی میز آقای کارگردان کنار یک لپ‌تاپ، برگه‌های پرینت شده نظرات بینندگان به چشم می‌خورد که نشان می‌داد آقای سلحشور نقطه نظرات بینندگان را به طور جدی دنبال می‌کند.
کمتر از یک ساعت به ظهر شرعی باقی مانده بود و از آنجایی که می‌دانستم ایشان اهل نماز اول وقت است، رفتم سراغ اصل موضوع تا مصاحبه‌ام نیمه تمام نماند

*چرا علاقه‌ای به مصاحبه کردن ندارید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. منتظرم بخش‌هایی از سریال یوسف دیده شود تا حرفی برای گفتن داشته باشم. این طور نباشد که هنوز مردم سریال را ندیده‌اند و پاسخ بسیاری از سئوالهایشان را نگرفته‌اند، در حالیکه پاسخ اکثر شبهاتشان در خود سریال نهفته است و وجود دارد. بنابراین نیازی به توضیح پیشاپیش من نیست. بهتر است که سریال دیده شود تا خود به خود پاسخ سوالات داده شود، دست آخر اگر سوالی ماند به آن می‌پردازیم.

*فکر نمی‌کنید اگر به برخی سوالات و شبهات سریع‌تر پاسخ داده نشود، ممکن است عده‌ای از بینندگان سریال را از دست بدهید؟
بنده فکر می‌کنم سریال یوسف سیر صعودی خود را تا انتها حفظ کند و مطمئن باشید هرچه جلوتر برویم، سریال روان‌تر و جاافتاده‌تر خواهد شد.

*بخش عمده‌ای از انتقادات در رابطه با فیلم‌نامه است. جنابعالی به عنوان نویسنده سریال، تا چه حد متن فیلم‌نامه را مطابق با منابع شیعی و به دور از اسرائیلیات می‌دانید؟
بنده مطلب راجع به اسرائیلیات را به هیچ وجه قبول ندارم. فکر می‌کنم منابعی که برای نگارش فیلم‌نامه استفاده کردیم تا به امروز با این استحکام در مورد سوره یوسف استفاده نشده است. بنده معتقدم تاکنون این قدر قوی و مستدل به سوره مبارکه یوسف از طرف هیچ کدام از نویسندگان، محققین و مفسرین نگاه نشده است. و کمتر تفسیری تاریخی وجود دارد که موارد زیادی از اسرائیلیات در آن رخنه نکرده باشد و به لطف خدا در مورد سریال حضرت یوسف، وجود این مورد بسیار بسیار کم است. حالا اگر کسی ردپایی از اسرائیلیات در این سریال سراغ دارد عنوان کند تا ببینیم آیا واقعاً جزء اسرائیلیات هست یا نه.

*در مورد اسرائیلیات مواردی مطرح شده است، اگر ممکن است به چند مورد از آن پاسخ دهید. به عنوان مثال ازدواج دو خواهر در شریعت اسلام حرام اعلام شده است و از آنجایی که ما معتقدیم دین خدا از آدم تا خاتم یکی است، بنابراین زمان حضرت یعقوب نیز این حکم جاری و ساری بوده است. بنابراین عده‌ای معتقدند حضرت یعقوب پس از فوت همسرش، خواهر ایشان را به همسری اختیار می‌کند. چه پاسخی بر این مدعا دارید؟
نظر مرحوم علامه طباطبایی و بسیاری از مفسرین با این‌ها موافق نیست. بسیاری از مفسرین و تاریخ دانان ما معتقدند که در ادیان گذشته ازدواج همزمان با دو خواهر ممکن بوده است. ضمن اینکه آیه قرآن نیز بر این نکته تصریح می‌کند، بنابراین نمی‌تواند جزء اسرائیلیات باشد.

*اتفاقاً عده‌ای خلاف نظر شما را دارند و دلیل آن را هم آیه ۲۳ سوره نساء عنوان می‌کنند.
بله، در سوره مبارکه نساء ازدواج همزمان با دو خواهر حرام اعلام شده است اما بلافاصله بعد از آن گفته شده است «الا ما قد سلف». بنابراین آیه قرآن تصریح می‌کند که در گذشته ازدواج همزمان با دو خواهر وجود داشته است و اسرائیلیات یعنی مطالبی که حقیقت ندارد، در حالیکه در گذشته جمع بین دو خواهر وجود داشته است.

*مورد بعدی فوت مادر حضرت یوسف(ع) است. عده‌ای معتقدند مادر حضرت یوسف فوت نمی‌کند و بعدها به همراه حضرت یعقوب و پسرانش وارد مصر می‌شود ، در صورتیکه در سریال شما مادر حضرت یوسف فوت می‌کند.
بسیاری از مفسرین ما معتقدند که مادر حضرت یوسف فوت کرده است و خاله آن حضرت است که وارد مصر می‌شود. کما اینکه در فرهنگ اسلامی خاله مثل مادر است، چه برسد به آن که خاله همسر پدر نیز باشد. ضمن اینکه تمامی تاریخ‌نویسان و داستان نویسان معتقدند مادر حضرت یوسف در جوانی از دنیا رفته است.

*شما در سریالتان حضرت یوسف را دو بار فروختید اما موضوع فروش آن حضرت تنها یک بار در قرآن بیان شده است، چه پاسخی دارید؟
بله، در قرآن یوسف فقط یک بار فروخته می‌شود کما اینکه خیلی مطالب مهم دیگر هم در قرآن بیان نمی‌شود. چرا که قرآن بنایش بر اطاله کلام نیست. قرآن به ذکر یک مثال اکتفا می‌کند و ما بخشی از اطلاعاتمان را باید از طریق کتب تاریخی تکمیل کنیم. به عنوان مثال در مورد برتری حضرت یوسف نسبت به برادرانش، هم حضرت یعقوب و هم حضرت یوسف چندین بار خواب می‌بینند که در تاریخ آمده است اما در قرآن ذکر نشده است.

*یکی دیگر از اشکالاتی که به فیلمنامه شما وارد می‌کنند سن کم حضرت یعقوب هنگام تولد یوسف (ع) است، چرا که یعقوب سریال شما حدوداً ۴۵-۵۰ ساله است اما دربرخی منابع نقل شده است که یعقوب (ع) در سنین پیری صاحب یوسف می‌شود و این سن گاهی تا ۹۰ سالگی هم ذکر شده است.
معمولاً به این شبهات توسط آقای طاهری دامن زده می‌شود. منابع مطالعاتی ایشان اکثراً منابع خارجی غیر دینی بوده است، علی الخصوص رمانی به نام ژوزف که توسط شخصی به نام توماس نوشته شده است.
این ادعا به هیچ وجه سندیت ندارد. حضرت یعقوب در اوان جوانی به کنعان رفته و با دختر دایی‌اش ازدواج می‌کند. ایشان بعد از ازدواج هفت سال در کنعان کار می‌کند. حضرت یعقوب از همسر اولش صاحب شش فرزند می‌شود که اگر این کودکان شیر به شیر هم به دنیا آمده باشند می‌شود حدود هفت سال. هفت سال هم طول می‌کشد تا حضرت یعقوب با خواهر دوم (راحیل) ازدواج کند. اگر به دنیا آمدن فرزندان راحیل را هم هفت سال در نظر بگیریم جمعاً می‌شود ۲۱‌ سال.
همچنین حضرت یعقوب هنگام ازدواج جوان بوده است یعنی حداکثر ۳۰ سال. بنابراین از جمع این دو عدد می‌توان نتیجه گرفت که حضرت یعقوب هنگام ولادت یوسف (ع) ۴۵ تا ۵۰ سال داشته است.

*شما از آقای طاهری نام بردید، ایشان مدعی است که استخوان‌بندی فیلمنانه شما دقیقاً با کتاب دوجلدیشان تفاوتی ندارد و این دو فقط در نازک‌کاری متفاوتند. این ادعا تا چه حد صحت دارد؟
این ادعا به هیچ وجه صحت ندارد. البته ناگفته نماند فکر می‌کنم خود خداوند هم العیاذ بالله استخوان‌بندی داستانش را از فیلم‌نامه آقای طاهری یاد گرفته است! چون اسکلت داستانی که در قرآن ذکر شده شبیه اسکلت کتاب آقای طاهری است. مسلماً ادعای آقای طاهری را هر کسی در طول تاریخ می‌تواند مطرح کند، چرا که منبع همه داستانها یکی‌ست. بنابراین همگی شبیه به هم هستند.

*شما کتاب آقای طاهری را خوانده‌اید؟
اصلاً و ابداً. من فقط یک بار جلد این کتاب را دیده‌ام. دقیقاً به همین دلیل این کتاب را نخواندم که مبادا روزی به کپی‌برداری از آن متهم شوم. در ضمن به خاطر تهمتی که آقای طاهری بارها و بارها به عنوان جاعل به بنده روا داشته‌اند، در روز قیامت از ایشان نخواهم گذشت و در دنیا فقط به خاطر پدر بزرگوارشان می‌گذرم. از ایشان استدعا دارم نظرات علما را در سایت سیما فیلم بخوانند، گمان می‌کنم این علما از پدر ایشان عالم تر باشند. ضمن اینکه ایشان می توانند سناریوی بنده را با کتاب پدرشان مقایسه کنند.

*شما مدعی شده‌اید که ۶۰ جلد تفسیر و منبع مختلف را مطالعه کرده‌اید، اما در اوایل سریال از ذکر نام آنها در تیتراژ امتناع کردید، چرا؟
برای اینکه همین الآن هم تیتراژ سریال طولانی است و قسمت زیادی از زمان خود سریال را اشغال می‌کند. البته اخیراً نام منابع را نیز به تیتراژ اضافه کرده‌ایم.
من از تمام ۶۰ جلد تفسیر شیعه کپی تهیه کرده بودم و حتی بسیاری از بخشهای عربی آن را هم دادم برایم ترجمه کردند. بنده آیه به آیه داستان را مطالعه می‌کردم و شرح و بسط آن را در این ۶۰ جلد تفسیر می‌خواندم.

*برای بررسی صحت و سقم فیلم‌نامه‌ای که نوشتید چه اقداماتی انجام دادید؟ آیا فیلم‌نامه را جهت بازبینی به مراجع عظام ارائه کردید؟
من ابتدا فیلم-داستان را نوشتم سپس فیلم‌نامه را. فیلم-داستان را به چند نفر از علما در قم و تهران ارائه کردم اما از آنجایی که فیلم‌نامه اصلی ده جلد ۲۰۰ صفحه‌ای بود کسی حاضر به خواندن آن نشد.

*یکی از منتقدان فیلم‌نامه شما حضرت آیت‌الله سبحانی هستند. آیا فیلم‌نامه‌تان را به دفتر ایشان هم ارائه کردید؟
متأسفانه خیر.

*آیا انتقادات ایشان را وارد می‌دانید؟
خیر. زیرا ایشان عنوان کردند من در سریال اسرائیلیات می‌بینم اما مصداقی برای آن عنوان نکردند. مثلاً ایشان ازدواج همزمان دو خواهر را رد نکردند اما گفتند چرا این مورد در سریال نشان داده شده است. بنابراین مطلبی که صحت آن تأیید می‌شود دیگر اسرائیلیات نیست، چرا که اسرائیلیات یعنی دروغ و تحریف.

*آقای سلحشور از اشکالات محتوایی که بگذریم برخی اشکالات تاریخی هم عنوان شده است. عده‌ای دکورها و صحنه‌آرایی را فاقد مؤلفه‌های تاریخی لازم برای بیان عظمت مصر عنوان می‌کنند. حتی اشکالات دقیق‌تری هم عنوان می‌کنند، از جمله اینکه می‌گویند میوه موز صد سال قبل از میلاد مسیح (ع) وارد مصر شده است در صورتیکه حضرت یوسف سه‌هزار سال قبل از میلاد می‌زیسته. شما در سریالتان از این میوه استفاده کرده‌اید، آیا روی مسائل تاریخی هم اشراف داشتید؟
ما تحقیق کردیم اما نه روی تاریخچه موز و نه تا این حد. تاریخچه موز ربطی به زندگانی حضرت یوسف ندارد و ما بنا را بر این گذاشتیم که نعمتهای خدا از قدیم موجود بوده است. این ایرادات به نوعی ایرادات بنی‌اسرائیلی هستند.

*در مورد مسائل تکنیکی نیز ایرادات فراوانی مطرح شده است. از جمله اولین این انتقادها انتخاب بازیگران اصلی سریال است. به عنوان مثال از انتخاب خانم ریاحی برای ایفای نقش زلیخا انتقاد شده است و انتخاب خانم آسایش برای ایفای نقش قطام در سریال امام علی (ع) را هوشمندانه‌تر می‌دانند. فکر نمی‌کنید می‌توانستید انتخاب‌های بهتری در بخش بازیگران سریال داشته باشید؟
من به دنبال بازیگری بودم که سن و سالی از وی گذشته باشد و چهره‌اش هم بتواند گریم جوانی را بپذیرد و هم گریم پیری را. از تمام بازیگران موجود که چهره‌شان مستعد این دو منظور بود تست گرفتیم که بهترین گزینه خانم ریاحی بود. ما از خیلی از بازیگران تست گرفتیم از جمله خانم طباطبایی، خانم گودرزی ، خانم ریاضی و خیلی‌های دیگر. نا گفته نماند که از خیلی از چهره های جوان‌تر تست گرفتیم اما جواب نگرفتیم، چون با گریم جواب نمی‌دادند.

*به چه دلیل؟ اتفاقاً چهره جوان را راحت‌تر می‌توان پیر کرد اما چهره میانسال را به سختی ‌می‌توان جوان کرد.
نه با گریم در نمی‌آمد. وقتی که با گریم چهره را پیر می‌کردیم باز هم مشخص بود که شخص جوان است. تنها چهره‌ای که هم گریم جوانی روی چهره‌اش جواب داد و هم گریم پیری، خانم ریاحی بود. ضمن اینکه توان بازیگری‌ای که از خانم ریاحی دیدیم در بازیگران دیگر ندیدیم.

*اتفاقاً عده‌ای از بازی متوسط خانم ریاحی انتقاد می‌کنند و میگویند خانم ریاحی در آن سکانس معروفی که همه منتظر دیدنش بودند نتوانست چهره زلیخای مغرور، مستحکم و مدبر را به تصویر بکشد.
ببینید این روایتی که ما در این سکانس ارائه کردیم یکی از چندین روایت مختلفی بود که عنوان شده است. متأسفانه برخی تفاسیر صحنه‌های ناجوری از این رویداد نقل می‌کنند که اصلاً قابل ذکر نیست. من اینها را قبول نداشتم و این تفسیری که نشان دادم را قبول دارم. اتفاقاً بسیاری از علما با بنده تماس گرفتند و روایت نمایش داده شده را تأیید کردند و گفتند این تفسیر بهترین نگاه به این حادثه بوده‌است.
اگر هم به هر شکل دیگری جز این نگاه می‌کردیم مفسده داشت. البته عده‌ای عنوان می‌کنند که می‌توانستید این صحنه را طولانی‌تر کنید و یوسف می‌توانست نصایح بیشتری داشته باشد. همچنین زلیخا هم می‌توانست ولوله بیشتری بکند. طبیعی است که باید تبعات سوءش را هم میپذیرفتیم و احتمال وقوع بدآموزی زیاد بود که ما سعی کردیم از آن اجتناب کنیم.

*اگر تفسیر ارائه شده شما را بپذیریم باز هم ایراداتی بر آن وارد است، از جمله آن که شما شخصیت مقتدری چون زلیخا را خرد کردید. زلیخایی که در تاریخ همواره از قدرت، اقتدار و عظمت آن یاد شده است و حتی حافظ شیرازی هم به این نکته اشاره کرده است. قاعدتاً یکی از اصلی‌ترین مواردی که باعث برجسته شدن شخصیت حضرت یوسف می‌شود علاوه بر زیبایی و عصمت، ایستادگی در برابر زنی مقتدر و مستحکم به نام زلیخا است، نه زلیخایی که اینچنین در سریال شما ضعیف و شکننده است. این طور فکر نمی‌کنید؟
به نظر من زلیخا در سریال یوسف با قدرت و اقتدار برخورد می‌کند و به یوسف می‌گوید که من صاحب تو هستم و تو برده منی و هر چه از تو بخواهم باید برآورده کنی.

*اتفاقاً یکی دیگر از ایراداتی که به این سکانس وارد می‌کنند دیالوگ زلیخا است که به یوسف می‌گوید «من می‌خواهم خودم را در اختیار تو بگذارم»، چرا که زلیخا یوسف را برای خودش می‌خواست نه اینکه بخواهد خود را در اختیار یوسف قرار دهد.
زلیخا چه مقتدر باشد چه شکننده این عین آیه قرآن است که زلیخا می‌گوید من برای تو هستم و در قرآن بیان شده است که زلیخا به دنبال رسیدن به نفسانیات خودش بوده است. ضمن اینکه این مسئله با بینش مذهبی ما هم در تضاد است. ما نمی‌توانیم زن شوهرداری که به دنبال خیانت و گناه است را مثبت و مقتدر نشان بدهیم. این زن به دنبال هوای نفس خودش است، شاید بعدها تغییر کند اما در این مرحله به دنبال نفسانیات است و گناهکار می‌باشد.

*از نقش زلیخا که بگذریم انتقادات بسیاری متوجه نقش یوسف(ع) است. عده‌ای معترض هستند که چرا شما چهره یوسف را نشان دادید و ای کاش اجازه می‌دادید بکر بودن چهره یوسف و تصویری خیالی که هر کس از این چهره در ذهن دارد دست نخورده باقی بماند.
ما به روایات و دستورهای دین گوش می‌کنیم. در دین مقدس اسلام نسبت به نشان دادن چهره انبیای الهی هیچ منعی وجود ندارد و تنها به تصویر کشیدن چهره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) نهی شده است. کما اینکه در همین کشور خودمان قبلاً ده‌ها فیلم مذهبی که غربی‌ها ساخته‌اند و انبیاء را به بدترین شکل به تصویر کشیده‌اند نمایش داده‌ایم و هیچ‌کس هم اعتراضی نکرده است.

*اما قبول دارید که چهره یوسف(ع) یک چهره خاص است؟
ببینید قداستی که برخی از ما برای نشان دادن چهره انبیاء الهی قائل میشویم بیشتر متأثر از نظرات شخصی و سلیقه مذهبی خودمان است. من گمان میکنم اگر چهره قهرمان یک فیلم نشان داده نشود تأثیر چندانی نخواهد داشت، چرا که بیننده نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

*یعنی شما با فیلم محمد رسول الله (ص) ارتباط برقرار نکردید؟
خیر. با محمد رسول الله به عنوان پیامبر اکرم (ص) ارتباط برقرار نکردم. اما با حمزه به عنوان عموی پیامبر خیلی خوب ارتباط برقرار کردم. البته از آنجایی که مصطفی عقاد کارگردان بزرگی بوده و بازیگران برجسته‌ای هم در فیلم حضور داشتند و همچنین هزینه هنگفتی برای ساخت آن خرج شد، این فیلم، فیلم خوبی از آب درآمد. به نظر من هنوز فیلمی که حق مطلب را در مورد پیامبر اسلام ادا کرده باشد ساخته نشده است.

*شما اشاره کردید به هزینه‌های هنگفت فیلم محمد رسول الله (ص). مگر شما هم هزینه‌های میلیاردی برای ساخت سریال یوسف در اختیار نداشتید؟
ما یک مدیر روابط عمومی داشتیم که مجبور به اخراج ایشان شدیم. به دلیل اینکه ایشان به وظیفه‌اش به خوبی عمل نمی‌کرد. ایشان بعد از این جریان مدیر روابط عمومی سیما فیلم شد و شروع به دروغگویی و سخن‌پراکنی در مورد سریال یوسف کرد. جالب این که مسئولان سیما فیلم که خود از عوامل صدا و سیما بودند مانع دروغگویی‌های ایشان نشدند. مسئولان سیما فیلم رقم‌های دروغینی که ایشان به عنوان هزینه ساخت سریال مطرح می‌کردند را می‌شنیدند اما سکوت می‌کردند و این هنوز هم برای من یک معماست.
رقم‌هایی مثل ۱۰، ۱۲ و حتی ۱۴ میلیارد تومان برای ساخت سریال یوسف عنوان شده است که هیچ کدام واقعیت ندارد. قرارداد ما با صدا و سیما شش میلیارد و چهارصد میلیون تومان بوده که البته هنوز نزدیک به سیصد میلیونش را دریافت نکرده‌ایم. البته کمک‌های ناچیزی هم از منابع مختلف دریافت کردیم که در کل بودجه ساخت سریال به ۷ میلیارد تومان رسید.

*فکر نمی‌کنید ۷ میلیارد تومان مبلغ زیادی است؟
خیر. ۷ میلیارد تومان در حال حاضر هزینه ساخت دو فیلم سینمایی است. مثل فیلم رستاخیز آقای درویش و فیلم ملک سلیمان آقای بحرانی. ما یک سریال ۴۵ قسمتی ساختیم نه یک فیلم دو ساعته. آن هم یک سریال تاریخی با آن دکورهای عظیم و هزینه‌های خاص خودش. ضمن اینکه همین الآن هم سریالهای رتبه «الف ویژه» در حال ساخت هستند که رقم‌های بالای ۱۸ میلیارد و ۲۲ میلیارد مصرف کرده‌اند و البته هنوز هم ناتمام مانده‌اند.

*برگردیم به چهره یوسف (ع). به چه صورت فرد مناسب برای بازی در نقش یوسف (ع) را انتخاب کردید؟
ما نزدیک به دو سال متوالی از افراد مختلف، اعم از حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای تست گرفتیم. آلبومهای بسیاری تهیه شد و مجدداً تک‌تک چهره‌های داخل آلبوم را بررسی کردیم و از ایشان تست گرفتیم و سرانجام آقای زمانی را انتخاب کردیم.

*آقای زمانی قبل از سریال یوسف هم سابقه بازیگری داشت؟
خیر، ایشان اصلاً بازیگری نکرده بودند. چهره ایشان برای ایفای نقش یوسف مناسب بود، ضمن اینکه از ایشان تست گرفتیم و احساس کردیم می‌تواند از عهده این نقش برآید. بنابراین ۵-۶ ماه کلاس فشرده بازیگری بطور خصوصی برای ایشان برگزار کردیم تا برای ایفای نقش آماده شود.

*قرارداد آقای زمانی به چه صورت بود؟
ایشان تا نوروز ۸۷ با ما قرار داد داشت و ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کرد. سعی کردیم ایشان را تأمین کنیم تا نقش دیگری تا قبل از شروع سریال ایفا نکند. چرا که بکر بودن چهره ایشان برایمان مهم بود. مثلاً آقای اردلان شجاع‌کاوه نقش فرشته وحی را برای ما بازی کرد اما به دلیل بازی در چند نقش کمدی، قبل از شروع سریال، این نقش در ذهن بینندگان تخریب شد.

*در حال حاضر خبری از پروژه‌های جدید بازیگری آقای زمانی دارید؟
ایشان هنوز برای بازی در فیلمی مشغول به کار نشده است و بنا هم ندارد تا پایان سریال یوسف در نقش دیگری ظاهر شود. این تصمیمی است که خودش گرفته و محبتی است که به سریال یوسف دارد.

*راجع به بازیگر کودکی سریال یوسف هم انتقاداتی شده است و عده‌ای معتقدند اگر جای بازیگران یوسف و بنیامین عوض می‌شد بهتر بود.
شاید جاذبه‌های بصری بنیامین بیشتر از یوسف بود اما خشونتی که در چهره بنیامین وجود دارد در چهره یوسف نیست.
شما عنوان کردید که بکر بودن چهره یوسف برایتان مهم بود و دوست نداشتید مردم ذهنیتی منفی از بازیگر آن در خاطرشان داشته باشند. در مورد بازیگر نقش حضرت یعقوب این حساسیت وجود نداشت؟ با توجه به این نکته که آقای پاک‌نیت قبلاً ‌نقش منفی هم بازی کرده‌اند، از جمله حضورشان در سریال روزی-روزگای که براحتی از ذهن بینندگان پاک نخواهد شد.
بازیگران دیگری هم بودند که می‌توانستند این نقش را بازی کنند اما به خاطر شخصیت مثبت و معتقدی که از آقای پاک‌نیت سراغ داشتم، همچنین توانمندی ایشان در بازیگری باعث شد که انتخاب شوند.

*این مطلب که خودتان مایل به بازی در این نقش بوده‌اید حقیقت دارد؟
بدم نمی‌آمد ولی رها کردن پشت دوربین در کارگردانی یک نقیصه است. کارگردان باید پشت دوربین باشد تا بر کارش تمرکز داشته باشد.

*حدوداً‌ ۲۳ فیلم، کارتون و سریال از داستان یوسف ساخته شده است. شما تا قبل از ساخت این سریال چه تعداد از آنها را دیدید؟
من فقط یوسفی که قبل از انقلاب در ایران ساخته شده بود را دیده‌ام. یک نسخه هم از ایتالیایی‌ها دیدم که بسیار ضعیف بود و به نظر می‌رسید قصد تخریب و تحقیر تمدن مصر را داشته‌اند. من در ندیدن این فیلم‌ها تعمد داشتم،‌ زیرا نمی‌خواستم از آنها تأثیر بپذیرم.

*همزمان با پخش سریال یوسف در ایران، این سریال با دوبله عربی از شبکه الکوثر پخش می‌شود. آیا نظارتی بر دوبله سریال دارید؟
متأسفانه من هنوز موفق به دیدن دوبله عربی سریال نشده‌ام. بر دوبله آن هم هیچ نظارتی نداشته و ندارم. فقط مشاوره‌ای با مدیر دوبلاژ داشتم و بازیگران اصلی را معرفی کردم تا صداهای بهتری برایشان انتخاب کنند.
*در حال حاضر برخی سایت‌های اینترنتی اقدام به ضبط سریال از تلویزیون و قرار دادن آن برای دریافت توسط کاربران می‌کنند. قصد ندارید سریال یوسف را پس از اتمام با کیفیت بالا و قیمت مناسب به دست مخاطبان و علاقمندان برسانید؟
سروش سیما چنین قصدی دارد و قرار است طی سه مرحله و در هر مرحله ۱۵ قسمت از سریال را روانه بازار کند. تا آنجا که بنده خبر دارم اولین ۱۵ قسمت سریال برای پخش آماده شده است.

*و صحبت آخر؟
عده‌ای از سر دلسوزی و خیرخواهی از سریال انتقاد می‌کنند. عده‌ای نیز با سینمای مذهبی مخالفند و انتقاد و کوبیدن سریال از سوی آنها امری عادی است. در این میان سکوت دوست برای بنده بی‌معنی و غیر قابل هضم است. متأسفانه در جنگی که دشمنان علیه سریال یوسف به راه انداخته‌اند من حمایتی از جانب دوستان نمی‌بینم و اگر هم حمایتی بوده است بسیار کم و نادر بوده. آیا دوستان این سریال را یک سریال مذهبی و قابل دفاع نمی‌دانند یا اینکه نسبت به این سریال بی‌تفاوتند؟ اگر یوسف یک سریال مذهبی نیست که قصور از من است و سکوت دوستان قابل فهم. اما اگر این طور که از اخبار و شنیده‌ها بر‌ می‌آید سریال یوسف یک اثر مذهبی است، بی‌تفاوتی ایشان در مقابل این همه عنادی که آشکارا می‌بینند برای من قابل درک نیست. لااقل روش مسلمانی نیست، شیوه امر به معروف نیست.
بنده شخصا‌ً وظیفه خود می‌دانم که زمینه رشد و تشویق آثار مذهبی را فراهم کنم و اگر اثر خوبی در تلویزیون ببینم تماس می‌گیرم و کارگردان آن را تشویق می‌کنم و یا در محفلی از آن اثر تعریف می‌کنم ولی متأسفانه خیلی از مذهبیون ما سکوت کرده‌اند و دشمن با تمام توان و عنادش این سریال را می‌کوبد و هیچ کس هم چیزی نمی‌گوید. این برای من به هیچ وجه قابل فهم نیست.

*با این صحبت‌هایی که فرمودید باز هم منتظر کار جدیدی از سوی شما باشیم یا خیر؟
با این همه عنادی که به سریال یوسف شد و با این همه بی‌تفاوتی و بی‌مهری‌ای که دوستان نسبت به ما داشتند دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن ندارم. واقعاً نمی دانم برای چه کسی باید کار کنم؟!

پ.ن:
این روزنامه دنیای اقتصاد هم عجب سوتی خفنی داد!

البته فرداش عذرخواهی کرد.

سایر پیوندها:

خبرگزاری فارس

سایت تحلیلی خبری عصر ایران

جامعه خبری تحلیلی الف

آفتاب

صنایع نیوز

۱۴
آذر

ناگفته‌های فرج الله سلحشور در مورد سریال یوسف پیامبر

در گفتگویی مفصل با کارگردان سریال یوسف پیامبر، وی به تمامی انتقادها پاسخ داد.
به گزارش اینجانب، فرج الله سلحشور نویسنده و کارگردان سریال یوسف پیامبر به تمامی انتقادها پاسخ داد.
در این گفتگوی یک ساعته، سلحشور با اشاره به منابع مورد استفاده در نگارش فیلمنانه، سریال یوسف را عاری از اسرائیلیات دانسته و وجود هر گونه مطالب مرتبط با این موضوع در سریال را رد کرد.
وی ادامه داد: «بنده برای نگارش فیلمنامه، یک کپی از تمامی تفاسیر شیعی تهیه و آنها را دقیقاً مطالعه کردم. حتی سفارش ترجمه بسیاری از بخشهای عربی را هم دادم تا تسلط بیشتری روی موضوع داشته باشم. بنابراین فکر نمی‌کنم موردی از اسرائیلیات وارد فیلمنامه شده باشد.»
در ادامه این گفتگو، سلحشور به موارد دیگری از جمله انتخاب بازیگران، هزینه‌های تولید و شایعات پیرامون سریال اشاره کرد. ایشان با بیان اینکه بازیگران موجود در سریال بهترین گزینه‌های موجود بوده‌اند گفت: «مدتها از افراد مختلف، اعم از حرفه‌ای و غیر حرفه‌ای، تست گرفتیم. اما با در نظر گرفتن مولفه‌‌هایی از جمله میزان گریم‌پذیری و توانایی‌های بازیگران، سرانجام دست به انتخاب زدیم.
وی با کم‌هزینه دانستن سریال یوسف پیامبر در مقایسه با برخی از فیلمها و سریالهای در دست ساخت گفت: «رقمهای ۱۰، ۱۲ و حتی ۱۴ میلیارد تومانی که در برخی رسانه‌ها برای ساخت سریال یوسف عنوان شده است به هیچ وجه واقعیت ندارد و سریال یوسف با هزینه ای کمتر از ۷ میلیارد تومان ساخته شده است.»
سلحشور در پایان از بی‌مهری‌ها و انتقادات نابجایی که به سریال یوسف شده است ابراز گله کرد و افزود: «با این همه عنادی که به سریال یوسف شد و با این همه بی‌تفاوتی و بی‌مهری‌ای که دوستان نسبت به ما داشتند دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن ندارم.»
لازم به ذکر است مشروح این گفتگو به زودی ازهمین وبلاگ منتشر خواهد شد.

۰۴
آذر

گلشیفته در الکامپ

سلام
امروز صبح موفق شدم از چهاردهمین نمایشگاه بین‌المللی الکامپ بازدید کنم. متأسفانه باید بگم نمایشگاه هیچ نکته قابل توجهی نداشت و ضعیف‌تر از سال قبل بود. ضمناً از اونجایی که مثل سالهای قبل برای بازدید از نمایشگاه نیازی به ثبت‌نام (چه آنلاین، چه حضوری) نبود، محیط نمایشگاه خیلی شلوغ بود و از هر قشری برای بازدید به نمایشگاه اومده بودن. جالب اینکه این وسط خیلی‌هاشون بچه مدرسه‌ای بودن!!!
من نمی‌دونم آخه این نمایشگاه به چه درد دانش‌آموزان مقطع راهنمایی می‌خوره؟!

متأسفانه خدمات رفاهی نمایشگاه هم خیلی ضعیف بود. به عنوان مثال شما برای میل کردن یک ساندویچ مزخرف باید نیم ساعت تو صف می‌ایستادید!
شاید بیرون نمایشگاه از داخلش جذاب‌تر بود. دستفروش‌ها بساط کرده بودن، بساط کردنی! بیشتر هم کار فرهنگی می‌کردن! یعنی CD و DVD (اون هم از نوع فیلم) می‌فروختند. بیشترین تبلیغاتشون هم روی فیلمهای Body Of Lies (همون فیلم جنجالی گلشیفته فراهانی)، Quantum of Solace (از سری فیلم‌های معروف جیمز باند) و Saw 5 (از سری اسلشرهای معروف) بود.

فروشنده چنان نام گلشیفته فراهانی رو نعره می‌زد که انگار خود گلشیفته اومده برای بازدید از نمایشگاه.

جالب اینکه تمامی این دستفروشان محترم و زحمتکش مدعی عالی بودن کیفیت فیلمها بودن، در صورتیکه تا این لحظه بهترین کیفیتی که از دو فیلم‌ اولی تو نت موجوده TS (تله سینک) هست و تنها فیلم اره۵ از کیفیتی قابل قبول (DVDRip) برخوردار است.

به نظرم تلخ‌ترین قسمت ماجرا، ماجرای تاکسی‌هاست. راننده‌های محترم تاکسی از برگزاری نمایشگاه بیشترین سوء استفاده ممکن رو برده و کرایه‌های نجومی از مسافران دریافت می‌کنند. به عنوان مثال از مترو میرداماد تا محل دائم نمایشگاه بین المللی تهران ۱۰۰۰ تومان دریافت می‌کردند. همچنین برای مسیر نمایشگاه-میدان ونک.

حالا متوجه می‌شم که برگزاری نمایشگاه کتاب و امثالهم در مصلای بزرگ امام خمینی(ره) چه نعمتیه!

———

+ Telesync: این کیفیت تقریباً مشخصاتی شبیه به نوع CAM (پرده‌ای) دارد با این تفاوت که فیلم از صدای بهتری برخوردار است (مثلاً ممکنه به کمک میکروفونی که در مکان مناسبی قرار داره صدای فیلم ضبط شده باشه). در اکثر موارد Telesync فیلمی است که در یک سینمای خالی یا توی اتاقک نمایش توسط یک دوربین حرفه‌ای فیلمبرداری می‌شود و نسبت به نوع CAM کیفیت تصویر بهتری دارد.

ان‌شاءالله بزودی یک مطلب کامل راجع به کیفیت فیلم‌های موجود در نت برای شما عزیزان قرار میدم. ;)

۰۲
آذر

گزارش تصویری از نمایشگاه مطبوعات

سلام و درود
قول داده بودم گزارشی تصویری از نمایشگاه مطبوعات ارائه کنم.

من چهارشنبه هفته قبل نمایشگاه بودم.
از طریق متروی شهید بهشتی و ون‌های صلواتی داخل محوطه مصلی، ساعت ۱۱ خودم رو رسوندم نمایشگاه.
به نظرم خیلی سوت و کور اومد.

از در ورودی که داخل شدم، همون اول این دکور مفهومی (Conceptual) نظرم رو جلب کرد.

یه مقدار که جلوتر می‌رفتی سمت چپ روزنامه جام‌جم با اون دکور متمول و خاصش قرار داشت.

به فاصله چند متر جلوتر، سمت راست غرفه خبرگزاری فارس قرار داشت که انصافاً از حال و هوای دیگه‌ای برخوردار بود. ماشاءالله بچه‌های باشگاه خبری توانا غرفه رو گذاشتن بودن رو سرشون. امکان نداشت شخص معروفی توی نمایشگاه بیاد و بچه‌های توانا ایشون رو توی فارس خفت نکنن!
(موقع برگشت آقایان پیمان ابدی (بدلکار) و محمدرضا عیوضی (خواننده) توی غرفه فارس بودن و داشتن مصاحبه می‌کردن، متأسفانه بدلیل تموم شدن شارژ گوشیم نتونستم عکسی بگیرم)

درست روبروی غرفه فارس، پایین پله‌ها، غرفه انتشارات همشهری قرار داشت. طبعاً شلوغترین قسمت غرفه هم مربوط می‌شد به «همشهری جوان». متءسفانه کسی از بچه‌های تحریره حضور نداشت و وقتی سراغشون رو گرفتم گفتند پاسخ شنیدم که عصرها به نمایشگاه سر می‌زنن. همشهری جوان به مناسبت برگزاری نمایشگاه، اشتراک مجله رو با ۲۵% تخفیف ارائه می‌کرد. جای شما سبز من هم یک ۶ ماهی مشترک شدم.

جلوتر سمت راست غرفه خبرگزاری ایسنا قرار داشت و تقریباً روبروی اون هم روزنامه اطلاعات

بعد از این دوتا، یک نام معروف دیگه هم به چشم می‌خورد، یکی از معدود نمایندگان رایانه‌ای نمایشگاه!

از این جا به بعد هم غرفه‌های استانها شروع می‌شد که تزئینات غرفه چند تا از اونها چشم‌نواز بود.

غرفه استان قزوین:

غرفه استان فارس:

غرفه استان بوشهر:

غرفه استان خوزستان:

گاهی اوقات نکات جالبی هم در غرفه‌ها به چشم می‌خورد:

غرفه‌های روزنامه‌های ورزشی و سینمایی هم در یک راستا قرار داشتند:

غرفه‌های متفرقه هم که تا دلتون بخواد زیاد بود، اما یکی-دو تاشون به نسبت معروف‌تر بودند:

موقع نماز که شد برگزاری نماز جماعت د رنوع خودش جالب و صد البته باشکوه بود. اما یک صحنه‌ دیدم که ترجیح دادم عکس اون رو بذارم، بجای عکس صفوف نماز جماعت. داخل یک غرفه که از وجناتش مشخص بود تو کار محصولات فرهنگی-مذهبی هستن نماز جماعتی سه نفره تشکیل شده بود. به نظرم حرکت جالبی بود، ولی از اونجایی که نفر چهارم داشت نگاه میکرد، مجبور شدم زاویه دوربین رو تغییر بدم. (پشت پرینتر رو نگاه کنید)

یکی از خلوت‌ترین راهروهای نمایشگاه، راهروی غرفه‌های خارجی نمایشگاه بود.

اما به نظر من جالب‌ترین سوژه نمایشگاه هم توی یکی از همین غرفه‌ها بود! دقیق‌تر بگم، داخل غرفه کشور اندونزی بود.

این وسیله‌ای که در تصویر دیدید، در واقع یک نوع ساز محلی است. متصدی غرفه توضیح داد که در زمانهای قدیم، قبل از اختراع برق، از این وسیله برای اطلاع رسانی و جمع کردن مردم استفاده می‌شده است. البته اندازه وسیله اصلی حدود ۳ برابر وسیله‌ای است که در تصویر می‌بینید. البته این وسیله که از چوب نی بامبو درست شده است امروزه برای سرگرمی و به عنوان یکی از آلات موسیقی استفاده می‌شود.

متصدی غرفه آهنگ زیبای سلطان قلب‌ها رو با این وسیله نواخت که میتونید فیلم آنرا با حجم۳٫۵ مگ و از لینک مستقیم زیر دریافت کنید (فقط کافیه این آدرس رو بدید به دانلود منیجرتون، خودش شروع می‌کنه به دانلود کردن)

http://files.myopera.com/tirgas/mkalhor/Namayeshgahe%20Matbooat.rar

این هم فایل صوتی این آهنگ با حجم ۶۶۰ کیلوبایت مخصوص دوستانی که اینترنت دایال آپ دارن (لینک مستقیم است)

http://files.myopera.com/tirgas/mkalhor/Namayeshgahe%20Matbooat.mp3

مرجع عکس و مدل