تبليغات X
۰۴
دی

«مُجامله» روش امام حسین (ع) در امر به خوبی‌ها بود

حجت‌الاسلام شهاب با اشاره به کارکرد امر به معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی گفت: «مجامله» خوش‌رفتاری با اهل باطل است. این روش، سیره امام حسین (ع) در مقابله با کفّار و ستمگران بود.

حجت‌الاسلام سید عبدالحمید شهاب، ‌مدیر دفتر آیت‌الله علوی ‌گرگانی در تهران با اشاره به ضرورت امر به معروف و نهی از منکر در جوامع اسلامی گفت: با توجه به آیات و روایات مشخص می‌شود که امر به معروف و نهی از منکر، روش هدایت‌گری انبیاء و اولیا الهی در برخورد با جاهلان است.

وی افزود: البته نباید این نکته را فراموش کرد که امر به معروف و نهی از منکر بسیار ظریف است و نباید دافعه و دلزدگی از دین ایجاد کند.

حجت‌الاسلام شهاب با استناد به آیه ۱۹۹ سوره اعراف گفت: مراد از عبارت «خُذ العفو» در این آیه، مدارا کردن با مردم است. البته منظور از مدارا سکوت در برابر جهل ظالم نیست. این امر مذموم است و امام صادق (ع) نیز به شدت انسان‌ها را از «مُداهنه» باز داشته است.

این کارشناس علوم دینی با اشاره به عبارت «وامُر بالعُرف» در آیه مبارکه ۱۹۹ سوره اعراف گفت: این عبارت، دومین مرتبه از امر به معروف است. این مورد مصادیق بسیاری دارد که یکی از آنها صحبت‌ کردن با زبان نرم و «قول لیّن» است.

وی افزود:‌ اگر در صحبت با اهل باطل، خوش‌رفتاری کنار نهاده و روشی مغضوبانه پیش گرفته شود، آنگاه کارآیی امر به معروف و نهی از منکر به صفر می‌رسد.

این خطیب تهرانی، مخاطبان امر به معروف پس از جاهلان را کفّار و مشرکین خواند و گفت: قرآن در برخورد با این گروه، به «مُجامله» امر کرده است. «مجامله» خوش‌رفتاری با اهل باطل است. در حدیثی از امام صادق (ع) در کتاب شریف «وافی» آمده است، «علیکم بالمجاملة» و انسان را به خوش‌ رفتاری توصیه کرده است.

مدیر امور دفتری آیت‌الله علوی‌گرگانی، خوش‌رفتاری در نیت، قول و عمل را لازمه امر به معروف دانست و ادامه داد: روش تربیتی ائمه به این صورت بوده است. آنها در مقابل رفتار اشتباهی که از یک مشرک سر می‌زد، با عالی‌ترین شکل ممکن، تحت لوای دستورات دین با آن برخورد می‌کردند.

این کارشناس علوم دینی با بیان اینکه امام حسین (ع) در مقابل تمام مصیبت‌هایی که به وی و خاندانش روا شد، روش «مُجامله» را در پیش گرفت، اظهار داشت: امام حسین (ع) ‌دستانش را رو به آسمان گرفت و فرمود «اللهم اهد هولاء القوم فانّهم لا یعلمون» و برای کج‌فهمی آن مردمان، طلب هدایت کرد.

شهاب در پاسخ به این سئوال که چگونه می‌توان امر به خوبی‌ها را در جامعه نهادینه کرد، گفت: ابتدا باید هر فردی مراقب عمل خود باشد. بدین معنی که هر شخصی با عمل نیک خود، زشتی کردار شخص خاطی را به وی یادآوری کند.

۳۰
آذر

تبلیغ‌ چهره ‌به ‌چهره در حال فراموشی است

یک استاد حوزه علمیه و کارشناس تبلیغ در سایر ادیان گفت: برخلاف مبلغان مسیحی، در حال حاضر، بیشتر از آنکه به تبلیغ چهره ‌به‌ چهره بپردازیم، تبلیغ جمعی و منبری را ترجیح می‌دهیم.


*  *  *  *  *

حجت‌الاسلام مصطفی اسکندری از اساتید مجرّب حوزه علمیه قم و کارشناس علوم تبلیغی در سایر ادیان، به مقایسه شیوه‌های تبلیغ در آئین مسیحیت و آئین اسلام پرداخت که مشروح آن در پی می‌آید.

* تبلیغ‌ چهره ‌به ‌چهره در حال فراموشی است

اسکندری با بیان اینکه نخستین گام در مقایسه شیوه‌های تبلیغ در اسلام و مسیحیت، شناسایی ارکان تبلیغ است،‌ گفت: تبلیغ درای ۵ رکن است که عبارت از مبلّغ، محتوا، شیوه‌های تبلیغ، ابزار و مخاطب هستند.

وی، تبلیغ در آئین مسیحیت را دارای شرایط ویژه‌ای خواند و گفت: مسیحیت تمام ۵ شرط لازم برای تبلیغ را ندارد. در تبلیغ مسیحیت، سه رکن از ارکان تبلیغ از اهمیت بیشتری برخوردارند که عبارت از شیوه، ابزار و مخاطب هستند.

این کارشناس علوم دینی افزود: برخی مؤلفه‌ها در بین مبلغان مسیحی بسیار پررنگ است و باید در آن زمینه از آنها درس بگیریم. از جمله اینکه صبر و استقامت یک مبلغ مسیحی بسیار زیاد است. به عنوان مثال مارش چاز، مبلغ اروپایی آئین مسیحیت، ۴۵ سال در الجزایر و چاد به تبلیغ مسیحیت پرداخته است.

این کارشناس امور تبلیغی با بیان اینکه مسیحیت از محتوای غنی برای ارائه برخودار نیست، افزود: از آنجایی که در مسیحیت، محتوایی قابل ارائه چندانی وجود ندارد، مبلغان این دین به دنبال آن هستند تا آرامش را به افراد القاء کنند.

این استاد حوزه علمیه،‌ برخی از شیوه‌های تبلیغ در مسیحیت را منطبق با آئین‌ اسلام دانست و افزود: از جمله آنها می‌توان به تبلیغ چهره‌به‌چهره اشاره کرد. بر روی این موضوع در روایات اسلامی نیز تاکید بسیاری شده است، اما متاسفانه در حال حاضر، بیشتر از آنکه به تبلیغ چهره‌به‌چهره بپردازیم، تبلیغ جمعی و منبری را ترجیح می‌دهیم.

اسکندری افزود: مبلغان مسیحی بیشترین توجه خود را به تبلیغات دو نفره و چهره‌به‌چهره معطوف می‌دارند و به صورت انفرادی مطالب را برای مخاطب ارائه می‌کنند.

* توجه به حوصله مخاطب و بیان مضامین در کوتاه‌ترین زمان

اسکندری با تأکید بر «آفند» در مناظرات بین ادیان به جای «پدافند» گفت: یکی از شیوه‌های تبلیغی که از نزدیک مشاهده کرده‌ام این است که مبلغان مسیحی در بحث و گفتگو به جای دفاع، تهاجم را در پیش می‌گیرند و در مناظره با مسلمانان مسائلی مانند قصاص و حقوق زنان را مورد هجوم قرار می‌دهند.

این کارشناس علوم دینی با بیان این موضوع که مبلغان مسیحی، روش تبلیغ غیر مستقیم را در تبلیغات خود مدّنظر قرار می‌دهند، اظهار داشت: در این شیوه، به جای ارائه مطالب مستقیم در قالب متون دینی، مطالب در قالب‌هایی همچون فیلم و عکس و به صورت غیرمستقیم ارائه می‌شود.

اسکندری افزود: در چند سال اخیر، با فرا رسیدن ایام محرم، تلویزیون به پخش برنامه‌هایی از عزاداری و پخش نذری برای امام حسین (ع) توسط ارامنه می‌پردازد. این اقدام هموطنان مسیحی در نوع خود بسیار جالب و قابل تعمق است و نشان از ارادت غیر شیعیان به امام حسین و اهل‌بیت (ع)‌دارد. اما نباید از تأثیرات سوء این اقدام تلویزیون غافل شد. چرا که وقتی یک مسلمان با یک مسیحی در اعتقادات خود احساس قرابت کند، پذیرش سخنان و باور آئین مسیحیت برایش آسان‌تر می‌شود.

این کارشناس امور تبلیغی با بیان اینکه مبلغان مسیحی در تبلیغ و گفت‌وگو با مخاطبان، علاقه آنها را در نظر می‌گیرند، ادامه داد: این مبلغان با توجه به علایق و سلایق شخص و جامعه، آنها را به سمت فرهنگ و آئین مورد نظر خود سوق می‌دهند و همین امر، درصد موفقیت را افزایش می‌دهد.

این استاد حوزه، ارائه پیام به زبان مناسب و منطبق با فرهنگ افراد را یکی دیگر از مؤلفه‌های مورد توجه در آئین مسیحیت عنوان کرد و افزود: مبلغان مسیحی معمولاً سعی در فراگیری زبان‌های مناطق مختلف دارند، چرا که اگر با گویش محلی با کسی صحبت شود، جلب اعتماد راحت‌تر صورت می‌گیرد.

اسکندری،‌ ارائه پیام با زبان کوتاه را یکی دیگر از مهم‌ترین نکات در تبلیغ دانست و گفت: متأسفانه مبلغان ما کمتر به این نکته توجه دارند. مبلغان مسیحی در تبلیغات دسته‌جمعی، زمان کوتاهی را صرف می‌کنند. به عنوان مثال، دعای کمیل یا زیارت عاشورا را می‌توان در کمتر از ۲۰ دقیقه قرائت کرد اما با طولانی‌کردن آن، مخاطب را خسته و آزرده می‌کنیم.

* تشکیک و ایجاد وسواس فکری، کاهش اعتقادات دینی را به همراه دارد

اسکندری، یکی از مهم‌ترین عوامل موفقیت در تبلیغ را داشتن بردباری و استقامت عنوان کرد و گفت: مبلغان مسیحی سعی می‌کنند صبورانه و به نحوی که مخاطب احساس همدردی کند، با افراد وارد صحبت شوند. مبلغان مسیحی معمولاً هنگامی که با غیر مسیحیان به ویژه مسلمانان قصد صحبت دارند، مطالبی را از مسیحیت عنوان می‌کنند که با مخاطب در آن دارای اشتراک هستند و این اقدام، از موضع‌گیری مخاطب در قبال مبلغ می‌کاهد.

وی، ایجاد شک و تردید را یکی دیگر از شیوه‌های تبلیغ در مسیحیت عنوان کرد و ادامه داد: این مورد در برخورد با مسلمانان به فراوانی استفاده می‌شود. به عنوان مثال «هنری مارتین» موسیونر معروف زمان قاجار، در سفرش به نقاط مختلف ایران به ایجاد تردید و وسواس فکری می‌پرداخت. چرا که تردید زمینه مناسب برای رها کردن مذهب قبلی و پذیرش مذهب جدید را به وجود می‌آورد.
این کارشناس علوم دینی ادامه داد: یکی دیگر از شیوه‌هایی که در آئین مسیحیت روی آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، مهاجرت مسلمانان به کشورهای مسیحی است. زیرا تعلقات خانوادگی و مذهبی در کشور غیر اسلامی کم‌رنگ می‌شود و پذیرش آئین جدید از سوی شخص مهاجر راحت‌تر می‌شود.

این استاد حوزه با بیان اینکه مبلغان مسیحی تا حد ممکن در تبلیغ از جدل دوری می‌کنند، ادامه داد: آنها تأکید دارند که در مناظره با مسلمانان وارد مباحث جدلی نشوند.

* استفاده از ابزارهای نوین موفقیت در تبلیغ را به همراه دارد

اسکندری، کمک‌های مادی را یکی دیگر از شیوه‌های مهم در تبلیغ مسیحیت دانست و افزود: این موضوع در آئین اسلام نیز وجود دارد، اما بدان توجه چندانی نمی‌شود. ضمن اینکه در آئین مسیحیت هر شخص نسبتاً معتقدی خود را موظف به تبلیغ دین مسیح می‌داند، اما در آئین اسلام، بیشترین وظیفه تبلیغ بر عهده روحانیون است.

وی افزود: در بین مسلمانان جوانان، دانشجویان، انسان‌های مبتلا به فقر و بیماری و مهاجران مهم‌ترین گزینه‌های یک مبلغ مسیحی برای تبلیغ هستند.

این استاد حوزه علمیه، کمبود اطلاعات از مسائل اسلام را در جذب مسلمانان به آئین مسیحیت مؤثر دانست و گفت: عدم پایبندی افراد به اسلام نیز یکی دیگر از نکاتی است که در پیوستن مسلمانان به آئین مسیحیت موثر است. خودباختگی و علاقه به بیگانگان نیز یکی از دلایل تمایل به مسیحیت است.

وی، علاقه به آزادی در عین دینداری را یکی از عوامل مؤثر در پیوستن به آئین مسیحیت دانست و افزود: ممکن است یک شخص به خدا ایمان داشته باشد اما به شرب خمر و زنا نیز علاقه نشان دهد. این آزادی رفتار در آئین مسیحیت بیشتر به چشم می‌خورد و همین امر باعث تمایل مسلمانان ضعیف‌النفس به آن می‌شود.

این کارشناس تبلیغ، استفاده از ابزارهای نوین را به عنوان یکی از دلایل موفقیت مبلغان مسیحی یاد کرد و افزود: ابزار مبلغان ما به منبر و خطابه و کتاب و مجلات دینی خلاصه می‌شود، اما مسیحیان بیش از یک‌هزار و ۵۰۰ شبکه رادیویی و تلویزیونی در سطح جهان دارند. همچنین به صورت گسترده از اینترنت استفاده می‌کنند.

اسکندری در پایان تصریح کرد: نباید این نکته را فراموش کرد که مسیحیان از بودجه‌های کلانی نسبت به مسلمانان در امر تبلیغ برخوردار هستند.

۲۷
آذر

هدیه تهرانی: اگر به جای هنرمند مانند یک مجرم با من برخور شود، کلاً می‌روم

اواخر هفته گذشته رسانه‌ها به نقل از «هدیه تهرانی»، هزینه آماده‌سازی عکس‌های نمایشگاه اخیر وی را بر اساس صحبت‌های او ۲۲۰ میلیون تومان عنوان کردند و به نقل از او نوشتند: «برای تأمین این هزینه، از سازمان میراث فرهنگی وام گرفتم.»
تهرانی که از ابتدای جلسه مذکور با انتقاد سخت حاضران روبرو شده بود، در حالی که سعی می‌کرد واکنش تندی از خود نشان ندهد، با صدایی بغض آلود به سئوالات خبرنگاران پاسخ می‌داد و در نهایت با چشمانی اشک‌‌بار خانه هنرمندان را ترک کرد.
در ادامه وی به تکذیب رقم منتشر شده در رسانه‌ها پرداخت و سخنگوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از تأسیس صندوق حمایت از فعالان عرصه هنر خبر داد و گفت: در همین راستا برای نمایشگاه عکس «آبان‌گان» هدیه تهرانی از محل این صندوق ۶۰ میلیون تومان تسهیلات ارائه شده است.

هدیه تهرانی

در آخرین روز برپایی این نمایشگاه، پیرامون آن گفت‌وگویی با وی انجام دادیم که مشروح آن در پی می‌آید:

* در برخی رسانه‌ها از قول شما عنوان شد که ۲۲۰ میلیون تومان برای برپایی نمایشگاه خود از سازمان میراث فرهنگی دریافت کرده‌اید که البته بلافاصله پس از آن تکذیب شد. واقعیت ماجرا چیست؟
ـ من گفتم که از قول من این موضوع را تکذیب کنند. ۲۲۰ میلون تومان هزینه کل نمایشگاه بود، چرا که برای برپایی آن یک گروه ۵۰ نفری، حدود ۴ ماه به طور مداوم با بنده همکاری داشته‌اند.

* ممکن است میزان وام دریافتی از سازمان میراث فرهنگی را بیان کنید؟
ـ مبلغ ۸۰ میلیون تومان درخواست شده بود که با کسب ۲۰ میلیون تومان حق مالیات و بیمه، به ۶۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرد. البته هنوز هم این ۶۰ میلیون تومان را به صورت کامل دریافت نکردم.

* برای دریافت این وام با چه ارگانی رایزنی کرده‌اید؟
ـ برای دریافت این وام با صندوق بخش فرهنگی و هنری سازمان میراث فرهنگی مذاکره کردم و امکان استفاده از تسهیلات این صندوق برای همگان امکان‌پذیر است.

* یعنی برای دریافت این وام با آقای مشایی مذاکره نداشتید؟
ـ خیر. بنده ملاقاتی با آقای مشایی نداشتم. البته ایشان به طور سرزده از نمایشگاه من بازدید کردند، اما ایشان را ملاقات نکردم.

* شما عنوان کرده‌اید که هدف‌تان از برگزاری این نمایشگاه، انگیزه‌های مالی نبوده است. آیا به دنبال بازگشت هزینه‌هایتان نیستید؟
ـ برای برپایی این نمایشگاه سختی‌های فراوانی را متحمل شدم و به دلیل اعتباری که داشتم، از کمک‌های مالی دوستانم استفاده کردم و اگر بازگشت هزینه‌ها در کار نباشد، ورشکسته می‌شوم (با خنده)، البته قیمت‌گذاری تابلوها به گونه‌ای است که اگر همه آنها به فروش برسد، تقریباً هزینه برپایی نمایشگاه باز می‌گردد.

* انگیزه‌تان از اینکه به هنر عکاسی روی آوردید، چه بود؟ زیرا قبلا ًهنرپیشه‌هایی نیز به این عرصه پا گذاشتند اما با اقبال عمومی مواجه نشدند.
ـ من تنها انسانی نیستم که در روی کره زمین عکاسی می‌کنم. پس باید این سئوال را از عکاسان دیگر نیز پرسید. هر انسانی انگیزه‌های خاص خود را دارد. من قبل از فعالیت بازیگری، فعالیت‌های هنری دیگری از قبیل طراحی صحنه، نقاشی و موسیقی داشته‌ام. یک هنرمند آزاد است که هر هنری را در رشته‌های هنری و در جهان‌بینی و شناخت هستی است، تجربه کند.

* برخی معتقدند که شهرت هدیه تهرانی باعث شده است که به برپایی نمایشگاه عکس بپردازد. نظر خودتان چیست؟
ـ خیر، چنین نیست. من دستیار کارگردان و مدیر پروژه‌های بزرگ نیز بوده‌ام، گالری داشته‌ام و طراحی و نقاشی و کار با فلز نیز می‌کنم. پس چرا تاکنون از آنها سخنی به میان نیامده است؟

* در برخی رسانه‌ها از قول شما عنوان شده است که دیگر شاهد کارهای هنری شما در داخل کشور نخواهیم بود، آیا این مطلب را تأئید می‌کنید؟
ـ یادداشت‌هایی که در دفتر نمایشگاه موجود است، از استقبال مردم و تأثیر تابلوها بر روی آنها حکایت می‌کند و همین برای من کافی است. اما این که همیشه به حاشیه‌ها پرداخت می‌شود و به جوسازی و جنجال می‌پردازند، باعث می‌شود که انسان از هر گونه فعالیتی در اینجا صرف‌نظر کند! من چهار سال از کار سینما گوشه‌گیری کردم و در طبیعت بودم و با مدیوم عکاسی شروع به تقسیم کشف و شهودم با دیگران کردم، اما همگان به من اشکال می‌گیرند، در صورتی که هیچ کدام از این اشکال‌ها، ایراد فنی و هنری نیست. حتی یک نفر از من راجع به تکنیک عکس‌برداری سئوال نکرده است. هیچ نگاه تخصصی و فرهنگی راجع به نمایشگاه وجود ندارد و فقط می‌پرسند که از کجا پول گرفته‌ای و چرا چهار طبقه خانه هنرمندان به نمایشگاه تو اختصاص یافته است؟
بنده میزان هزینه برپایی نمایشگاه را خودم عنوان کردم، آیا تاوان صداقت این است؟ اگر اسپانسر تجاری برای نمایشگاه استفاده می‌شد، می‌پسندیدید؟ من این طور نمی‌خواستم و از این ماجرا دوری کردم و می‌خواستم به خاطر مردم و به خاطر ایران، یک حرکت ملی و ‌ثبت‌شده باشد. اما اگر به جای هنرمند، به عنوان مجرم شناخته شوم، فعالیتی نخواهم داشت و مانند همان چهار سالی که گوشه‌گیری کردم، باز هم می روم. اصلاً، کلاً به گوشه دیگری می‌روم.

* وقتی هنرمندی در عرصه‌های دیگر هنری نیز پا می‌گذارد، باید منتظر واکنش‌های مختلف باشد و با اولین برخوردها صحنه را خالی نکند؟
ـ انتقاد و مخالفت کردن مشکلی ندارد اما نفی حضور … من صحنه‌ای را خالی نکردم. خوب است نقد صحیح صورت بگیرد تا اگر فقط فکر می‌کنم هنرمند هستم و در واقعیت چنین نیستم، بروم و هنرمند بشوم و یا اگر هستم و کارم اشکال دارد، به فکر رفع اشکال کارم باشم.

* اگر این روند ادامه پیدا کند، دیگر شاهد فعالیت هنری شما در داخل کشور نخواهیم بود؟
ـ هیچ‌وقت، هیچ چیز ثابت نیست. من هم نه هیچ چیزم ثابت است و نه به دنبال اثبات خود هستم. همه چیز در تغییر است و من هم تغییر می‌کنم. از روزی که شروع کردم، گفته‌ام که مشخص نیست بازیگری را ادامه بدهم یا نه. این مطلب در اولین مصاحبه‌ام نیز موجود است. فردا هم ممکن است به کار دیگری بپردازم. مسئله این است که یک انرژی و پویایی در جهان موجود است که قصد تقسیم آن را داریم.

* آیا در این تقسیم، اولویت با ایران است؟
ـ تا به حال که چنین بوده است.

* از این به بعد چطور؟
ـ من چهار سال است که از ایران بیرون نرفته‌ام و اگر تا آخر عمرم نیز از ایران بیرون نروم، علاقه زیادی به یاد گرفتن و مشاهده مناطق دیدنی کشورم دارم.

* و سخن پایانی؟
ـ من آنچه که دیده‌ام، با مردم تقسیم کرده‌ام. اگر کسی ذره‌ای هنر داشته باشد، نباید حرف بزند، بلکه آثارش باید حرف بزنند. از مردم خواستم، فارغ از نام هدیه تهرانی بیایند و تصویری که آب خلق کرده است را ببینند.

- – - – - – - – - -
پی‌نوشت:
- بعد از مدت‌ها یه گفت‌وگوی متفاوت گرفتم، در نوع خودش جالب بود برام
- «آبان‌گان» نام نمایشگاه هدیه تهرانی آنچنان بی‌ربط هم به آثار نمایش درآمده در آن نیست. آبان‌گان نام جشنی در ایران قدیم بوده است و آبان نیز نام دیگر آناهیتا، الهه آب است. عنصری که در تمامی عکس‌های تهرانی به چشم می‌خورد نیز آب است که یا بر عناصر دیگر قالب شده و یا عنصری مانند ماهی یا برگ بر آن قالب شده‌اند.
- لینک خبر در فارس

۱۳
آذر

پاسخ به برخی شبهات در مورد غدیر و تشیّع

به مناسبت فرا رسیدن بزرگترین عید شیعیان «غدیر» با دو تن از اساتید حوزه علمیه گفت‌وگو کردم تا به مهم‌ترین شبهات پیرامون غدیر و تشیّع پاسخ بدن.
متن کامل گفت‌وگوها در پی می‌آید:

* تشیّع، تجلی اسلام ناب پیامبر (ص) است

حجت‌الاسلام محمدابراهیم اعرابی، با اشاره به معنای واژه تشیّع و کاربرد آن گفت: «تشیّع» مفهوم و محتوای یک مکتب فکری مشخص یا همان مکتب اهل‌بیت (ع) است که در زمان پیامبر شکل گرفته است، اما مفهوم امروزی این واژه در دوران پس از پیامبر (ص) رواج یافته است. باید میان مفهوم تشیّع که همان اسلام ناب محمدی (ص) است و بروز اجتماعی آن که متعلق به دوران پس از پیامبر است، تفاوت قائل شد.

وی افزود: در زمان خود پیامبر (ص) نیز واژه «شیعه» از سوی ایشان به کار رفته است. پیامبر ذیل آیه هفتم سوره بیّنه، به امیرالمؤمنین علی (ع) اشاره کرد و گفت: «إن هذا وشیعته لهم‌الفائزون» و یا در روایت دیگری نقل شده است که پیامبر (ص) خطاب به امیرالمؤمنین علی (ع) گفت: «ستقدم علی الله أنت و شیعتک راضین مرضیین»، یعنی تو و پیروان تو بر خدا وارد می‌شوید، در حالی که هم شما از خدا خشنود هستید و هم خداوند از شما خشنود است.

این استاد حوزه علمیه، صرف به کار رفتن واژه شیعه از سوی پیامبر (ص) را دلیلی بر پایه‌گذاری تشیّع در زمان ایشان ندانست و گفت: پیامبر واژه شیعه را در زمان‌های دیگری نیز به کار برده است، از جمله «شیعه آل‌ابوسفیان» که از سوی خود رسول اکرم (ص) به کار رفته است.

وی افزود: این واژه در کلام پیامبر، بیشتر به معنای اتباع و پیروان بوده است و در دوران بعد از ایشان بود که تشیّع به عنوان یک اصطلاح، کاربرد پیدا کرد. البته این بدان معنا نیست که بخواهیم شیعه را یک جریان فکری متأخر از زمان پیامبر (ص) بدانیم.

اعرابی، معتقدان به پیدایش تشیّع پس از رحلت پیامبر را مرتبط به ماجرای پس از سقیفه دانست و ادامه داد: عده‌ای پیدایش شیعه را در مقابل حکومت خلیفه سوم مرتبط می‌دانند. گروه دیگری نیز قدرت یافتن حکومت علی (ع) زمینه‌ساز پیدایش شیعه می‌دانند. عده‌ای نیز پیدایش تشیّع را به ایام پس از شهادت امام حسین (ع) مرتبط می‌دانند. حتی عده‌ای معتقدند که تشیّع، اسلامی ایرانی است.

وی با بیان اینکه تشیّع، همان اسلام ناب محمدی (ص) است، ادامه داد: ما فهم عمیق و بی‌شائبه از اسلام را تشیّع می‌خوانیم. تشیّع، قرائتی از اسلام نبوی است که پس از رحلت نبی اکرم (ص) غروب کرد. تشیّع پس از رحلت پیامبر تجلی یافت و این تجلّی به صورت تدریجی بود و به دست ائمه معصومین (ع) در طول تاریخ ظهور کرد و حتی ممکن است که بخش‌هایی از آن هنوز بروز نکرده باشد و با ظهور امام زمان (عج) به صورت نهایی بروز و ظهور کند.

* اعتراض نکردن به رأی سقیفه از سوی علی (ع) در راستای حفظ اسلام بود

اعرابی، با اشاره به رویدادهای زندگانی پیامبر پس از حجة‌الوداع تا زمان رحلت گفت: در این بازه زمانی، در مورد رخ ‌دادن برخی حوادث در بین اهل تشیّع و تسنّن، اختلاف نظری وجود ندارد، اما در مورد دلالت آن‌ها اختلاف است.

به عنوان مثال، تشیّع معتقد است که خطبه پیامبر در غدیر خم و جمله «من کنت مولاه فهذه علی مولاه» دلالت بر «ولایت و امامت» امیرالمؤمنین علی (ع) است، اما اهل تسنن، تنها «محبت» را از واژه «مولا» برداشت می‌‌کنند. بنابراین، بر اصل صدور این خطبه و رخ‌ دادن واقعه غدیر، در بین هیچ یک از اهالی تشیع و تسنن، اختلافی وجود ندارد.

این استاد حوزه با تأکید بر اینکه اهل تسنن معتقدند که سقیفه، جریانی کاملاً عادی است و برنامه‌ای از پیش تعیین‌ شده نبوده است، ‌ادامه داد: اهل سنت عنوان می‌کنند که اگر سقیفه، ماجرایی غیرطبیعی بود، پس چرا از سوی همگان پذیرفته شد و اقدامی برای برملا کردن فتنه‌انگیز بودن آن صورت نگرفت.

وی ادامه داد: تشیّع معتقد است که ماجرای سقیفه، ماجرایی از پیش تعیین ‌شده و مدیریت ‌شده بوده است و یکی از دلایل آن را، سر باز زدن افراد صاحب نظر و بانفوذ از حضور در سپاه «أسامه» و در واقع، سرپیچی از فرمان پیامبر (ص) عنوان می‌کنند. همچنین ممانعت از دادن قلم و دوات در آخرین ساعات عمر پیامبر به ایشان نیز یکی دیگر از این دلایل است، چرا که بیم داشتند پیامبر، جانشین خود و رهبر مسلمین را به صورت کتبی نیز معرفی کند.

این کارشناس علوم دینی، یکی دیگر از مهم‌ترین دلایل غیرعادی بودن ماجرای سقیفه را بی‌توجهی به ماجرای غدیر و معرفی جانشینی امیرالمؤنین علی (ع) دانست و گفت: در صلاحیت علی (ع) برای جانشینی پیامبر (ص) نباید شکی به دل راه داد، چرا که ویژگی‌های علی (ع) بسیار بارز و برای همه پذیرفته بود.

وی افزود: از جمله ویژگی‌های بارز حضرت علی (ع)، ولادت ایشان در خانه کعبه و بزرگ‌شدن در دامن پیامبر (ص) از سن ۴ سالگی، نخستین اسلام آورنده به دین پیامبر، خوابیدن در بستر پیامبر در ماجرای «لیلة‌المبیت»، اعلام آمادگی و حمایت از پیامبر در دعوت عمومی پیامبر و ازدواج با دختر پیامبر است.

اعرابی تأکید کرد: علی (ع) از ماجرای سقیفه به وضوح در خطبه «شقشقیه» ابراز ناخرسندی کرده است، همچنین در فردای سقیفه، به صراحت به خلیفه دوم گفت که «أفسدّ علینا امورنا» یعنی امور ما را بر هم زدی و حق ما را رعایت نکردی! خلیفه دوم نیز منکر این موضوع نشد، اما دلیل دخالت خود در سقیفه را جلوگیری از فتنه بیان کرد.

این استاد حوزه علمیه با تأکید بر عدم پذیرش رأی شورای سقیفه از سوی امیرالمؤمنین (ع) گفت: امام علی (ع) برای جلوگیری از تفرقه و خونریزی بین مسلمانان، نتیجه سقیفه را پذیرفت. همچنین وی نمی‌خواست دین فاسد شود و کفر بازگردد.

اعرابی در پایان تصریح کرد: علی (ع) در خطبه سوم نهج‌البلاغه، به صراحت از تنهایی و بی‌یاور بودن برای عدم اقدام در ماجرای سقیفه نام می‌برد. همچنین علی (ع) با توجه به سفارش پیامبر به «صبر»، تلاشی برای بر هم زدن رأی شورای سقیفه نکرد.

* روایت غدیر، روایتی متواتر است

حجت‌الاسلام سیدحسین تولّایی با اشاره به واقعه بزرگ و تاریخی غدیر گفت: در اصل واقعه غدیر، هیچ اختلافی بین علمای اهل تسنّن و تشیع وجود ندارد و روایت غدیر، روایتی مُتواتر است.

وی در تعریف روایت متواتر گفت: حدیث متواتر یعنی حدیثی که سلسله راویان آن در هر طبقه به اندازه‌ای زیاد باشد که امکان توافق آنها بر کذب به طور عادی غیرممکن باشد. در روایت غدیر نیز تعداد راویان در طبقه صحابه بیش از یکصد نفر است.

این استاد حوزه، اختلاف تشیع و تسنن را در تعریف واژه «مولا» بیان کرد و ادامه داد: اهل تسنن معتقد است که مراد پیامبر از واژه «مولا» در عبارت «من کنت مولاه فهذا علی مولاه»، «دوستی» است، در صورتی که شیعه، اتلاق قید مولا به علی (ع) را به عنوان ولی و سرپرست در نظر می‌گیرد. برای اثبات این موضوع نیز دلایل متعددی وجود دارد.

* منابع اهل تسنّن بر نزول آیه «اکمال» در روز غدیر صحّت گذاشته‌اند

تولّایی، یکی از دلایل اثبات ولایت و سرپرستی علی (ع) در واقعه غدیر را آیه «اکمال» عنوان کرد و گفت: به راستی آیا بیان این نکته از سوی پیامبر که علی (ع) دوست کسی است که پیامبر نیز با او دوست است، اینقدر مهم است که خدا در قرآن می‌فرماید «امروز دین شما را کامل کردم»؟
وی اظهار داشت: در برخی مصادر اهل سنت، مراد از آیه «الیوم اکملت لکم دینکم» را روز عرفه عنوان می‌کند که همگی آنها از نظر سندی ضعیف هستند، چرا که در سلسله راویان آنها، یا خلیفه اول وجود دارد و یا معاویه که آراء آنها در نزد شیعه اعتبار و حجیت ندارد. ضمن اینکه بسیاری از اهل سنت، از جمله «جلال‌الدین سیوطی شافعی»، «حافظ ابوالقاسم حسکانی»، «سبط ابن جوزی»، «ابن کثیر»، «سجستانی» و «محمد بن جریر طبری» روایت نزول آیه «اکمال» در غدیر را در کتب خود نقل کرده‌اند.

* آیه «سأل سائل» دلیل بر ولایت امام علی (ع) است

تولایی، یکی دیگر از دلایل شیعه مبنی بر ولایت امیرالمومنین علی (ع) را آیه «سَأَلَ سائِلٌ بِعَذابٍ واقِعٍ، لِلْکافِرینَ لَیْسَ لَهُ دافِعٌ» عنوان کرد و گفت: خداوند در این آیه می‌فرماید، کسی را یارای کمک به کسی که درخواست وقوع عذاب کرد، نیست.

این کارشناس علوم دینی در مورد ارتباط این آیه با واقعه غدیر گفت: بیش از ۲۰ تن از علمای اهل سنت از جمله «هروی»، «ابواسحاق ثعلبی» و «حاکم حسکانی» نقل می‌کنند که این آیه در شأن «حارث‌ بن نعمان فهری» نازل شده است. وی هنگامی که جمله «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» را از زبان سایر صحابه شنیده بود، هرچه سریع‌تر خود را به پیامبر رسانید و گفت: ای محمد! ما به دین تو ایمان آوردیم، نماز خواندیم، زکات دادیم، روزه گرفتیم و هرچه گفتی انجام دادیم، اما اکنون می‌گویی که به ولایت پسر عمویت علی نیز ایمان بیاوریم؟!

وی ادامه داد: حارث که از صحت این گفتار پیامبر مطمئن شد، با عصبانیت به سمت شتر خود بازگشت و گفت: خدایا! اگر گفتار محمد حق است، سنگی از آسمان فرو بفرست و مرا عذاب کن. نقل است که هنوز به شتر خود نرسیده بود که سنگ از آسمان افتاد و به سر وی اصابت کرد و کشته شد و در این هنگام آیه «سأل سائل» نازل شد.

* چرا نام علی (ع) در قرآن نیامد؟

تولایی، یکی دیگر از شبهات وارد شده به غدیر را عدم ذکر نام مبارک امام علی (ع)‌ در قرآن بیان کرد و گفت:‌ عده‌ای از اهل سنت نسبت به تشیّع اشکال می‌کنند که اگر به درستی، خلافت و امامت علی (ع) حق بود، پس چرا نامش در قرآن ذکر نشد تا مانع از ظهور اختلاف شود؟

این استاد حوزه علمیه در پاسخ به این شبهه گفت: قرآن، کتاب کلیات است و تمام مسائل به صورت کلّی در آن بیان می‌شود، مثلاً در قرآن گفته می‌شود که نماز بخوانید، اما کیفیت و چگونگی آن بیان نشده است. ضمن اینکه عداوت و دشمنی با اهل بیت و خاندان پیامبر (ص) به حدی بود که شاید اگر نام مبارک آنها در قرآن ذکر می‌شد، عده‌ای درصدد تحریف قرآن برمی‌آمدند.

تولایی ادامه داد: شاید دلیل اصلی عدم ذکر نام اهل‌بیت در قرآن را بتوان تمییز دادن مؤمن و مسلمان واقعی از مسلمان غیرواقعی دانست. یکی از امتحانات الهی، ایمان داشتن به امامت علی (ع) است و اگر این مورد در قرآن ذکر می‌شد، این امتحان دیگر ارزش نداشت.

* تعصب بی‌جا اسلام را از مسیر اصلی منحرف می‌کند

تولایی با انتقاد از تعصّب کور برخی مسلمانان گفت:‌ تعصب شیعه، تعصبی آگاهانه و از روی عقل و منطق است، اما برخی، به صورت موروثی در عقاید خود تعصب به خرج می‌دهند. شیعه برای اثبات بسیاری از موارد از کتب و مصنّفات اهل سنت روایت نقل می‌کند، اما اهل سنت، کتب روایی شیعه را قبول ندارند.

این استاد حوزه ادامه داد: در بزرگ‌ترین کتاب حدیثی اهل تسنن، یعنی «صحیح محمد بن اسماعیل بخاری» از امیرالمومنین علی (ع) که خلیفه چهارم آنها نیز هست، کمتر از ۳۰ روایت ذکر شده است، این در حالی است که از ابوهریره که تنها ۱۸ ماه محضر پیامبر را درک کرده است، نزدیک به ۴۵۰ روایت ذکر شده است، آیا این تعصبی بی‌دلیل نیست؟!

تولایی در پایان تصریح کرد: در صحیح بخاری هیچ اشاره‌ای به روایت غدیر که بیش از یکصد راوی در طبقه صحابه دارد، نشده است. این در حالی است که اهل تسنن به عدالت صحابه معتقد هستند، بنابراین عدم ذکر حدیث غدیر در بزرگ‌ترین جامع حدیثی اهل تسنن، خود دلیل دیگری بر اثبات ولایت علی (ع) است.

- – - – - – - – - -
پی‌نوشت:
تصویر استفاده شده در این پست کار زیبایی از ISLAMIC-SHIA-artists هست، برای دریافت اندازه بزرگ از اینجا اقدام کنید.