۲۶
آذر

پیام غدیر، وحدت مسلمین است

دکتر محمد حسین رجبی: زمانی در اندلس عده‌ای از مسمانها با مسیحیانی که کمر به حذف اسلام بسته بودند هم‌پیمان شدند و امروز هم رژیم‌هایی مثل مصر، عربستان سعودی و اردن حاضرند برای به زانو درآوردن مردم غزّه و فلسطین با اسرائیل همگام شوند.

ولایه

دکتر محمدحسین رجبی با اشاره به اهمیت مسئله «غدیر» گفت: «قرآن دارای محکمات و متشابهات است. متشابهات قرآن قابل بحث است و هر کسی نمی‌تواند متوجه منظور دقیق آن شود. مثل «الرحمن علی العرش استوی» ، آیا واقعاً خداوند جسم دارد که روی عرش بنشیند؟

از آنجایی که بعد از پیامبر اسلام وحی بر بشر قطع می‌شود، غدیر اهمیت ویژه‌ای پیدا می‌کند. چرا که اگر مسلمانان به حال خود رها شده باشند می‌توانند در قیامت ادعا کنند که کسی نبوده که متشابهات قرآن را از او سوال کنیم و بنابراین بر ما حرجی نیست.»

دکتر رجبی جهانی بودن دین اسلام را دلیل دیگری بر اهمیت غدیر خوانده و افزود: «اسلام دارای برنامه‌ای حکومتی است و اجرای احکام آن بدون تشکیل حکومت عملی نمی‌شود. بنابراین معقول نیست که پیامبر بدون این که راه و مسیر را مشخص کرده باشد مسلمانها را به حال خود رها کند. این مسیر همانا در روز غدیر با معرفی امیرالمومنین به عنوان وصی پیامبر مشخص شده است.»

این استاد دانشگاه «عید الله الاکبر» خواندن عید غدیر را ناشی از اهمیت ویژه آن دانسته و گفت: «پیامبر که مقام بالاتری از علی(ع) دارد و دین اسلام را ایشان معرفی کرده است. چرا این صفت را راجع به مبعث پیامبر به کار نمی‌برند؟ به این دلیل که اگر مسئله غدیر درست تبیین و اطاعت شود، مبعث معنا و مفهوم پیدا می‌کند و اگر مورد توجه واقع نشود مبعث هم به انحراف کشیده می‌شود.»

عضو هیئت علمی دانشگاه پذیرش ولایت امیرالمومنین را لازمه تکمیل دین از سوی خداوند عنوان کرد و ادامه داد: «خداوند امر ولایت امیرالمومنین را لازمه کمال اسلام می‌داند و از این روست که در آیه تبلیغ (یا ایّها الرسول بلّغ ما انزل الیک من ربک) با لحن نسبتاً شدیدی به پیامبر می‌گوید اگر این کار (معرفی علی) را انجام ندهی رسالتت را انجام نداده‌ای!»

دکتر رجبی با اشاره به ۲۳ سال تحمل زجر و محنت از سوی پیامبر و تأکیدشان بر این موضوع که هیچ پیامبری به مانند ایشان مورد آزار و اذیت امتش قرار نگرفته است گفت: «اهمیت غدیر تا حدی است که بعد از ۲۳ سال تبلیغ و تلاش پیامبر و کمتر از ۳ ماه مانده به رحلتشان، به ایشان امر می‌شود که اگر علی(ع) را به عنوان وصی خود معرفی نکنی تمام این ۲۳ سال هیچ و پوچ خواهد شد. چون بقا و استمرار مسیر صحیح اسلام وابسته به این موضوع است و وقتی پیامبر رسالتش را انجام می‌دهد آیه «اکمال» نازل می‌شود که «الیوم اکملت لکم دینکم و اتممت علیکم نعمتی و رضیت لکم الاسلام دینا». «و»ای که در این آیه شریف آمده است واو حالیه می‌باشد، یعنی در صورت ولایت علی (ع) است که دین شما کامل می‌شود، نعمت من تمام می‌شود و من راضی می‌شوم که اسلام دین شما باشد.»

دکتر رجبی مهمترین نقش غدیر را ایجاد وحدت در بین مسلمانها دانسته و ایجاد تفرقه در بین مسلمانها در اعصار مختلف را حاکی از عدم توجه به این موضوع عنوان کرد و افزود: «زمانی در اندلس عده‌ای از مسمانها با مسیحیانی که کمر به حذف اسلام بسته‌اند هم‌پیمان شدند و امروز هم رژیم‌هایی مثل مصر، عربستان سعودی و اردن حاضرند برای به زانو درآوردن مردم غزّه و فلسطین با اسرائیل همگام شوند.»

وی این همگامی را ناشی از باور غلط و منطق نادرستی دانست که ریشه در تاریخ دارد و گفت: «بعد از رحلت پیامبر، عده‌ای برای چیرگی بر دیگران تعمداً از خلافت علی (ع) ممانعت کردند و گفتند «ما نگذاشتیم بعد از پیامبر خلافت به علی برسد، مبادا که بنی‌هاشم تا قیامت بر بقیه قریش فخر بفروشد. رسالت آنها را کافی است اما امامت باید بین تیره‌های مختلف قریش گردش کند تا این افتخار نصیب هر قبیله‌ای شود.» حال اینکه اگر مسئله به این سادگی بود خداوند به پیامبر اینگونه امر نمی‌کرد.»

دکتر رجبی با اشاره به این که موضوع معرفی وصی امری نیست که در اختیار پیامبر باشد و ایشان فقط نقش معرفی کننده را دارد گفت: «از آنجایی که پیامبر از وجود رقابتهای داخلی در بین قبائل عرب آگاه بود در برخی روایتهای غدیر آمده است که پیامبر فرمودند: «من در ابلاغ فرمان خدا تعلل کردم تا شاید خدا این مأموریت را از دوش من بر دارد». اگر مسلماها به درک صحیحی از غدیر رسیده بودند با بی‌توجهی به آن باعث ایجاد تفرقه نمی‌شدند. برادری و وحدتی که توسط پیامبر در بین مسلمانها ایجاد شده بود با بی‌توجهی به پیام غدیر از بین رفت.»

وی در ادامه تصریح کرد: «از آنجایی که امکان فشردن دست علی (ع) جهت بیعت توسط ۱۲۰ هزار نفر حاضر در غدیرخم میسر نبود پیامبر پیشاپیش از ایشان به صورت زبانی بیعت گرفت تا کسی به بهانه‌ای نداشته باشد و نگوید که چون بیعت نکرده‌ام پس تکلیفی بر من نیست.»

دکتر رجبی با اشاره به سکوت علی(ع) بعد از غصب خلافت جهت جلوگیری از ایجاد تفرقه در بین مسلمانها افزود: «علی (ع) وحدت را مهم‌تر از خلافت احساس می‌کند و به فرموده خودش «خار در گلو و استخوان در چشم» از خلافت به حق خویش دست می‌شوید. بنابراین امروزه باید از هر موضوعی که باعث ایجاد شکاف و اختلاف بیشتر در بین مسلمانها می‌شود پرهیز و روی مشترکات تأکید کرد. بروز هرگونه اختلاف بین مسلمانها دشمنان اسلام را قوی‌تر می‌کند.»

دکتر رجبی مظلومیت مسئله غدیر را ناشی از باورهای غلط برخی مسلمانها و افراط در این زمینه دانسته و گفت: «عده‌ای برای پرهیز از تفرقه به ورطه افراط افتاده‌اند و از بیان اهمیت و جایگاه واقعی غدیر طفره می‌روند. حال آنکه بیان سیره پیامبر منافاتی با ایجاد وحدت ندارد.»

وی افزود: «سه جلد اول کتاب الغدیر علامه امینی(ره) به ذکر نام راویان سنی حدیث غدیر می‌پردازد. وقتی که «شیخ سلیم بشری» دانشمند معرف اهل تسنن و رئیس وقت دانشگاه الاظهر مصر در مناظره مکتوب با «علامه شرف الدین» می‌پذیرد که عید غدیر خم مربوط به ولایت امیرالمومنین (ع) است نه بحث محبت و دوستی، معنا ندارد که ما سخن پیامبر را نادیده بگیریم.»

دکتر رجبی در پایان ضمن کنار گذاشتن اختلافات کوچک و روشی در اعتقادات جهت حفظ وحدت بین مسلمانها گفت: «سنی‌ها اعلام می‌کنند که اهل عمل به سنت پیامبر هستند و به شیعیان خرده می‌گیرند که از مسیر پیامبر خارج شده‌اند. حال آیا تکرار گفتار پیامبر و عمل به آن خروج از سنت یامبر است یا عین عمل به آن؟»

پ.ن: عید همگی مبارک ;)

۱۸
آذر

فرج الله سلحشور: نمی دانم برای چه کسی باید کار کنم

برای پنجشنبه ساعت ۱۱ قرار مصاحبه را تنظیم کردم. ساختمان سریال یوسف (ع) بنایی دو طبقه و قدیمی بود که در یکی از کوچه‌های فرعی میدان هفت تیر قرار داشت. باورش کمی سخت بود که تمامی مراحل تدوین سریال در این ساختمان انجام شده باشد.
زنگ ساختمان را به صدا در آورده و با راهنمایی خانم منشی وارد طبقه اول شدم. داخل راهروی ساختمان چند تابلو از نماهای سریال یوسف نصب شده بود تا مشخص شود این ساختمان جهت انجام پروژه سریال یوسف (ع) اجاره شده است.
دفتر کار آقای کارگردان یک اتاق کوچک ۱۵ متری بود. در زدم و به محض ورود با روی خندان و چهره بشاش آقای سلحشور پذیرایی شدم. یک قفسه کتابخانه، چند مبل مندرس، یک میز اداری، یک دستگاه تلویزیون به همراه یک دستگاه ویدئو، تمام امکانات دفتر نویسنده و کارگردان سریال را تشکیل می‌داد. روی میز آقای کارگردان کنار یک لپ‌تاپ، برگه‌های پرینت شده نظرات بینندگان به چشم می‌خورد که نشان می‌داد آقای سلحشور نقطه نظرات بینندگان را به طور جدی دنبال می‌کند.
کمتر از یک ساعت به ظهر شرعی باقی مانده بود و از آنجایی که می‌دانستم ایشان اهل نماز اول وقت است، رفتم سراغ اصل موضوع تا مصاحبه‌ام نیمه تمام نماند

*چرا علاقه‌ای به مصاحبه کردن ندارید؟
بسم الله الرحمن الرحیم. منتظرم بخش‌هایی از سریال یوسف دیده شود تا حرفی برای گفتن داشته باشم. این طور نباشد که هنوز مردم سریال را ندیده‌اند و پاسخ بسیاری از سئوالهایشان را نگرفته‌اند، در حالیکه پاسخ اکثر شبهاتشان در خود سریال نهفته است و وجود دارد. بنابراین نیازی به توضیح پیشاپیش من نیست. بهتر است که سریال دیده شود تا خود به خود پاسخ سوالات داده شود، دست آخر اگر سوالی ماند به آن می‌پردازیم.

*فکر نمی‌کنید اگر به برخی سوالات و شبهات سریع‌تر پاسخ داده نشود، ممکن است عده‌ای از بینندگان سریال را از دست بدهید؟
بنده فکر می‌کنم سریال یوسف سیر صعودی خود را تا انتها حفظ کند و مطمئن باشید هرچه جلوتر برویم، سریال روان‌تر و جاافتاده‌تر خواهد شد.

*بخش عمده‌ای از انتقادات در رابطه با فیلم‌نامه است. جنابعالی به عنوان نویسنده سریال، تا چه حد متن فیلم‌نامه را مطابق با منابع شیعی و به دور از اسرائیلیات می‌دانید؟
بنده مطلب راجع به اسرائیلیات را به هیچ وجه قبول ندارم. فکر می‌کنم منابعی که برای نگارش فیلم‌نامه استفاده کردیم تا به امروز با این استحکام در مورد سوره یوسف استفاده نشده است. بنده معتقدم تاکنون این قدر قوی و مستدل به سوره مبارکه یوسف از طرف هیچ کدام از نویسندگان، محققین و مفسرین نگاه نشده است. و کمتر تفسیری تاریخی وجود دارد که موارد زیادی از اسرائیلیات در آن رخنه نکرده باشد و به لطف خدا در مورد سریال حضرت یوسف، وجود این مورد بسیار بسیار کم است. حالا اگر کسی ردپایی از اسرائیلیات در این سریال سراغ دارد عنوان کند تا ببینیم آیا واقعاً جزء اسرائیلیات هست یا نه.

*در مورد اسرائیلیات مواردی مطرح شده است، اگر ممکن است به چند مورد از آن پاسخ دهید. به عنوان مثال ازدواج دو خواهر در شریعت اسلام حرام اعلام شده است و از آنجایی که ما معتقدیم دین خدا از آدم تا خاتم یکی است، بنابراین زمان حضرت یعقوب نیز این حکم جاری و ساری بوده است. بنابراین عده‌ای معتقدند حضرت یعقوب پس از فوت همسرش، خواهر ایشان را به همسری اختیار می‌کند. چه پاسخی بر این مدعا دارید؟
نظر مرحوم علامه طباطبایی و بسیاری از مفسرین با این‌ها موافق نیست. بسیاری از مفسرین و تاریخ دانان ما معتقدند که در ادیان گذشته ازدواج همزمان با دو خواهر ممکن بوده است. ضمن اینکه آیه قرآن نیز بر این نکته تصریح می‌کند، بنابراین نمی‌تواند جزء اسرائیلیات باشد.

*اتفاقاً عده‌ای خلاف نظر شما را دارند و دلیل آن را هم آیه ۲۳ سوره نساء عنوان می‌کنند.
بله، در سوره مبارکه نساء ازدواج همزمان با دو خواهر حرام اعلام شده است اما بلافاصله بعد از آن گفته شده است «الا ما قد سلف». بنابراین آیه قرآن تصریح می‌کند که در گذشته ازدواج همزمان با دو خواهر وجود داشته است و اسرائیلیات یعنی مطالبی که حقیقت ندارد، در حالیکه در گذشته جمع بین دو خواهر وجود داشته است.

*مورد بعدی فوت مادر حضرت یوسف(ع) است. عده‌ای معتقدند مادر حضرت یوسف فوت نمی‌کند و بعدها به همراه حضرت یعقوب و پسرانش وارد مصر می‌شود ، در صورتیکه در سریال شما مادر حضرت یوسف فوت می‌کند.
بسیاری از مفسرین ما معتقدند که مادر حضرت یوسف فوت کرده است و خاله آن حضرت است که وارد مصر می‌شود. کما اینکه در فرهنگ اسلامی خاله مثل مادر است، چه برسد به آن که خاله همسر پدر نیز باشد. ضمن اینکه تمامی تاریخ‌نویسان و داستان نویسان معتقدند مادر حضرت یوسف در جوانی از دنیا رفته است.

*شما در سریالتان حضرت یوسف را دو بار فروختید اما موضوع فروش آن حضرت تنها یک بار در قرآن بیان شده است، چه پاسخی دارید؟
بله، در قرآن یوسف فقط یک بار فروخته می‌شود کما اینکه خیلی مطالب مهم دیگر هم در قرآن بیان نمی‌شود. چرا که قرآن بنایش بر اطاله کلام نیست. قرآن به ذکر یک مثال اکتفا می‌کند و ما بخشی از اطلاعاتمان را باید از طریق کتب تاریخی تکمیل کنیم. به عنوان مثال در مورد برتری حضرت یوسف نسبت به برادرانش، هم حضرت یعقوب و هم حضرت یوسف چندین بار خواب می‌بینند که در تاریخ آمده است اما در قرآن ذکر نشده است.

*یکی دیگر از اشکالاتی که به فیلمنامه شما وارد می‌کنند سن کم حضرت یعقوب هنگام تولد یوسف (ع) است، چرا که یعقوب سریال شما حدوداً ۴۵-۵۰ ساله است اما دربرخی منابع نقل شده است که یعقوب (ع) در سنین پیری صاحب یوسف می‌شود و این سن گاهی تا ۹۰ سالگی هم ذکر شده است.
معمولاً به این شبهات توسط آقای طاهری دامن زده می‌شود. منابع مطالعاتی ایشان اکثراً منابع خارجی غیر دینی بوده است، علی الخصوص رمانی به نام ژوزف که توسط شخصی به نام توماس نوشته شده است.
این ادعا به هیچ وجه سندیت ندارد. حضرت یعقوب در اوان جوانی به کنعان رفته و با دختر دایی‌اش ازدواج می‌کند. ایشان بعد از ازدواج هفت سال در کنعان کار می‌کند. حضرت یعقوب از همسر اولش صاحب شش فرزند می‌شود که اگر این کودکان شیر به شیر هم به دنیا آمده باشند می‌شود حدود هفت سال. هفت سال هم طول می‌کشد تا حضرت یعقوب با خواهر دوم (راحیل) ازدواج کند. اگر به دنیا آمدن فرزندان راحیل را هم هفت سال در نظر بگیریم جمعاً می‌شود ۲۱‌ سال.
همچنین حضرت یعقوب هنگام ازدواج جوان بوده است یعنی حداکثر ۳۰ سال. بنابراین از جمع این دو عدد می‌توان نتیجه گرفت که حضرت یعقوب هنگام ولادت یوسف (ع) ۴۵ تا ۵۰ سال داشته است.

*شما از آقای طاهری نام بردید، ایشان مدعی است که استخوان‌بندی فیلمنانه شما دقیقاً با کتاب دوجلدیشان تفاوتی ندارد و این دو فقط در نازک‌کاری متفاوتند. این ادعا تا چه حد صحت دارد؟
این ادعا به هیچ وجه صحت ندارد. البته ناگفته نماند فکر می‌کنم خود خداوند هم العیاذ بالله استخوان‌بندی داستانش را از فیلم‌نامه آقای طاهری یاد گرفته است! چون اسکلت داستانی که در قرآن ذکر شده شبیه اسکلت کتاب آقای طاهری است. مسلماً ادعای آقای طاهری را هر کسی در طول تاریخ می‌تواند مطرح کند، چرا که منبع همه داستانها یکی‌ست. بنابراین همگی شبیه به هم هستند.

*شما کتاب آقای طاهری را خوانده‌اید؟
اصلاً و ابداً. من فقط یک بار جلد این کتاب را دیده‌ام. دقیقاً به همین دلیل این کتاب را نخواندم که مبادا روزی به کپی‌برداری از آن متهم شوم. در ضمن به خاطر تهمتی که آقای طاهری بارها و بارها به عنوان جاعل به بنده روا داشته‌اند، در روز قیامت از ایشان نخواهم گذشت و در دنیا فقط به خاطر پدر بزرگوارشان می‌گذرم. از ایشان استدعا دارم نظرات علما را در سایت سیما فیلم بخوانند، گمان می‌کنم این علما از پدر ایشان عالم تر باشند. ضمن اینکه ایشان می توانند سناریوی بنده را با کتاب پدرشان مقایسه کنند.

*شما مدعی شده‌اید که ۶۰ جلد تفسیر و منبع مختلف را مطالعه کرده‌اید، اما در اوایل سریال از ذکر نام آنها در تیتراژ امتناع کردید، چرا؟
برای اینکه همین الآن هم تیتراژ سریال طولانی است و قسمت زیادی از زمان خود سریال را اشغال می‌کند. البته اخیراً نام منابع را نیز به تیتراژ اضافه کرده‌ایم.
من از تمام ۶۰ جلد تفسیر شیعه کپی تهیه کرده بودم و حتی بسیاری از بخشهای عربی آن را هم دادم برایم ترجمه کردند. بنده آیه به آیه داستان را مطالعه می‌کردم و شرح و بسط آن را در این ۶۰ جلد تفسیر می‌خواندم.

*برای بررسی صحت و سقم فیلم‌نامه‌ای که نوشتید چه اقداماتی انجام دادید؟ آیا فیلم‌نامه را جهت بازبینی به مراجع عظام ارائه کردید؟
من ابتدا فیلم-داستان را نوشتم سپس فیلم‌نامه را. فیلم-داستان را به چند نفر از علما در قم و تهران ارائه کردم اما از آنجایی که فیلم‌نامه اصلی ده جلد ۲۰۰ صفحه‌ای بود کسی حاضر به خواندن آن نشد.

*یکی از منتقدان فیلم‌نامه شما حضرت آیت‌الله سبحانی هستند. آیا فیلم‌نامه‌تان را به دفتر ایشان هم ارائه کردید؟
متأسفانه خیر.

*آیا انتقادات ایشان را وارد می‌دانید؟
خیر. زیرا ایشان عنوان کردند من در سریال اسرائیلیات می‌بینم اما مصداقی برای آن عنوان نکردند. مثلاً ایشان ازدواج همزمان دو خواهر را رد نکردند اما گفتند چرا این مورد در سریال نشان داده شده است. بنابراین مطلبی که صحت آن تأیید می‌شود دیگر اسرائیلیات نیست، چرا که اسرائیلیات یعنی دروغ و تحریف.

*آقای سلحشور از اشکالات محتوایی که بگذریم برخی اشکالات تاریخی هم عنوان شده است. عده‌ای دکورها و صحنه‌آرایی را فاقد مؤلفه‌های تاریخی لازم برای بیان عظمت مصر عنوان می‌کنند. حتی اشکالات دقیق‌تری هم عنوان می‌کنند، از جمله اینکه می‌گویند میوه موز صد سال قبل از میلاد مسیح (ع) وارد مصر شده است در صورتیکه حضرت یوسف سه‌هزار سال قبل از میلاد می‌زیسته. شما در سریالتان از این میوه استفاده کرده‌اید، آیا روی مسائل تاریخی هم اشراف داشتید؟
ما تحقیق کردیم اما نه روی تاریخچه موز و نه تا این حد. تاریخچه موز ربطی به زندگانی حضرت یوسف ندارد و ما بنا را بر این گذاشتیم که نعمتهای خدا از قدیم موجود بوده است. این ایرادات به نوعی ایرادات بنی‌اسرائیلی هستند.

*در مورد مسائل تکنیکی نیز ایرادات فراوانی مطرح شده است. از جمله اولین این انتقادها انتخاب بازیگران اصلی سریال است. به عنوان مثال از انتخاب خانم ریاحی برای ایفای نقش زلیخا انتقاد شده است و انتخاب خانم آسایش برای ایفای نقش قطام در سریال امام علی (ع) را هوشمندانه‌تر می‌دانند. فکر نمی‌کنید می‌توانستید انتخاب‌های بهتری در بخش بازیگران سریال داشته باشید؟
من به دنبال بازیگری بودم که سن و سالی از وی گذشته باشد و چهره‌اش هم بتواند گریم جوانی را بپذیرد و هم گریم پیری را. از تمام بازیگران موجود که چهره‌شان مستعد این دو منظور بود تست گرفتیم که بهترین گزینه خانم ریاحی بود. ما از خیلی از بازیگران تست گرفتیم از جمله خانم طباطبایی، خانم گودرزی ، خانم ریاضی و خیلی‌های دیگر. نا گفته نماند که از خیلی از چهره های جوان‌تر تست گرفتیم اما جواب نگرفتیم، چون با گریم جواب نمی‌دادند.

*به چه دلیل؟ اتفاقاً چهره جوان را راحت‌تر می‌توان پیر کرد اما چهره میانسال را به سختی ‌می‌توان جوان کرد.
نه با گریم در نمی‌آمد. وقتی که با گریم چهره را پیر می‌کردیم باز هم مشخص بود که شخص جوان است. تنها چهره‌ای که هم گریم جوانی روی چهره‌اش جواب داد و هم گریم پیری، خانم ریاحی بود. ضمن اینکه توان بازیگری‌ای که از خانم ریاحی دیدیم در بازیگران دیگر ندیدیم.

*اتفاقاً عده‌ای از بازی متوسط خانم ریاحی انتقاد می‌کنند و میگویند خانم ریاحی در آن سکانس معروفی که همه منتظر دیدنش بودند نتوانست چهره زلیخای مغرور، مستحکم و مدبر را به تصویر بکشد.
ببینید این روایتی که ما در این سکانس ارائه کردیم یکی از چندین روایت مختلفی بود که عنوان شده است. متأسفانه برخی تفاسیر صحنه‌های ناجوری از این رویداد نقل می‌کنند که اصلاً قابل ذکر نیست. من اینها را قبول نداشتم و این تفسیری که نشان دادم را قبول دارم. اتفاقاً بسیاری از علما با بنده تماس گرفتند و روایت نمایش داده شده را تأیید کردند و گفتند این تفسیر بهترین نگاه به این حادثه بوده‌است.
اگر هم به هر شکل دیگری جز این نگاه می‌کردیم مفسده داشت. البته عده‌ای عنوان می‌کنند که می‌توانستید این صحنه را طولانی‌تر کنید و یوسف می‌توانست نصایح بیشتری داشته باشد. همچنین زلیخا هم می‌توانست ولوله بیشتری بکند. طبیعی است که باید تبعات سوءش را هم میپذیرفتیم و احتمال وقوع بدآموزی زیاد بود که ما سعی کردیم از آن اجتناب کنیم.

*اگر تفسیر ارائه شده شما را بپذیریم باز هم ایراداتی بر آن وارد است، از جمله آن که شما شخصیت مقتدری چون زلیخا را خرد کردید. زلیخایی که در تاریخ همواره از قدرت، اقتدار و عظمت آن یاد شده است و حتی حافظ شیرازی هم به این نکته اشاره کرده است. قاعدتاً یکی از اصلی‌ترین مواردی که باعث برجسته شدن شخصیت حضرت یوسف می‌شود علاوه بر زیبایی و عصمت، ایستادگی در برابر زنی مقتدر و مستحکم به نام زلیخا است، نه زلیخایی که اینچنین در سریال شما ضعیف و شکننده است. این طور فکر نمی‌کنید؟
به نظر من زلیخا در سریال یوسف با قدرت و اقتدار برخورد می‌کند و به یوسف می‌گوید که من صاحب تو هستم و تو برده منی و هر چه از تو بخواهم باید برآورده کنی.

*اتفاقاً یکی دیگر از ایراداتی که به این سکانس وارد می‌کنند دیالوگ زلیخا است که به یوسف می‌گوید «من می‌خواهم خودم را در اختیار تو بگذارم»، چرا که زلیخا یوسف را برای خودش می‌خواست نه اینکه بخواهد خود را در اختیار یوسف قرار دهد.
زلیخا چه مقتدر باشد چه شکننده این عین آیه قرآن است که زلیخا می‌گوید من برای تو هستم و در قرآن بیان شده است که زلیخا به دنبال رسیدن به نفسانیات خودش بوده است. ضمن اینکه این مسئله با بینش مذهبی ما هم در تضاد است. ما نمی‌توانیم زن شوهرداری که به دنبال خیانت و گناه است را مثبت و مقتدر نشان بدهیم. این زن به دنبال هوای نفس خودش است، شاید بعدها تغییر کند اما در این مرحله به دنبال نفسانیات است و گناهکار می‌باشد.

*از نقش زلیخا که بگذریم انتقادات بسیاری متوجه نقش یوسف(ع) است. عده‌ای معترض هستند که چرا شما چهره یوسف را نشان دادید و ای کاش اجازه می‌دادید بکر بودن چهره یوسف و تصویری خیالی که هر کس از این چهره در ذهن دارد دست نخورده باقی بماند.
ما به روایات و دستورهای دین گوش می‌کنیم. در دین مقدس اسلام نسبت به نشان دادن چهره انبیای الهی هیچ منعی وجود ندارد و تنها به تصویر کشیدن چهره پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(ع) نهی شده است. کما اینکه در همین کشور خودمان قبلاً ده‌ها فیلم مذهبی که غربی‌ها ساخته‌اند و انبیاء را به بدترین شکل به تصویر کشیده‌اند نمایش داده‌ایم و هیچ‌کس هم اعتراضی نکرده است.

*اما قبول دارید که چهره یوسف(ع) یک چهره خاص است؟
ببینید قداستی که برخی از ما برای نشان دادن چهره انبیاء الهی قائل میشویم بیشتر متأثر از نظرات شخصی و سلیقه مذهبی خودمان است. من گمان میکنم اگر چهره قهرمان یک فیلم نشان داده نشود تأثیر چندانی نخواهد داشت، چرا که بیننده نمی‌تواند با آن ارتباط برقرار کند.

*یعنی شما با فیلم محمد رسول الله (ص) ارتباط برقرار نکردید؟
خیر. با محمد رسول الله به عنوان پیامبر اکرم (ص) ارتباط برقرار نکردم. اما با حمزه به عنوان عموی پیامبر خیلی خوب ارتباط برقرار کردم. البته از آنجایی که مصطفی عقاد کارگردان بزرگی بوده و بازیگران برجسته‌ای هم در فیلم حضور داشتند و همچنین هزینه هنگفتی برای ساخت آن خرج شد، این فیلم، فیلم خوبی از آب درآمد. به نظر من هنوز فیلمی که حق مطلب را در مورد پیامبر اسلام ادا کرده باشد ساخته نشده است.

*شما اشاره کردید به هزینه‌های هنگفت فیلم محمد رسول الله (ص). مگر شما هم هزینه‌های میلیاردی برای ساخت سریال یوسف در اختیار نداشتید؟
ما یک مدیر روابط عمومی داشتیم که مجبور به اخراج ایشان شدیم. به دلیل اینکه ایشان به وظیفه‌اش به خوبی عمل نمی‌کرد. ایشان بعد از این جریان مدیر روابط عمومی سیما فیلم شد و شروع به دروغگویی و سخن‌پراکنی در مورد سریال یوسف کرد. جالب این که مسئولان سیما فیلم که خود از عوامل صدا و سیما بودند مانع دروغگویی‌های ایشان نشدند. مسئولان سیما فیلم رقم‌های دروغینی که ایشان به عنوان هزینه ساخت سریال مطرح می‌کردند را می‌شنیدند اما سکوت می‌کردند و این هنوز هم برای من یک معماست.
رقم‌هایی مثل ۱۰، ۱۲ و حتی ۱۴ میلیارد تومان برای ساخت سریال یوسف عنوان شده است که هیچ کدام واقعیت ندارد. قرارداد ما با صدا و سیما شش میلیارد و چهارصد میلیون تومان بوده که البته هنوز نزدیک به سیصد میلیونش را دریافت نکرده‌ایم. البته کمک‌های ناچیزی هم از منابع مختلف دریافت کردیم که در کل بودجه ساخت سریال به ۷ میلیارد تومان رسید.

*فکر نمی‌کنید ۷ میلیارد تومان مبلغ زیادی است؟
خیر. ۷ میلیارد تومان در حال حاضر هزینه ساخت دو فیلم سینمایی است. مثل فیلم رستاخیز آقای درویش و فیلم ملک سلیمان آقای بحرانی. ما یک سریال ۴۵ قسمتی ساختیم نه یک فیلم دو ساعته. آن هم یک سریال تاریخی با آن دکورهای عظیم و هزینه‌های خاص خودش. ضمن اینکه همین الآن هم سریالهای رتبه «الف ویژه» در حال ساخت هستند که رقم‌های بالای ۱۸ میلیارد و ۲۲ میلیارد مصرف کرده‌اند و البته هنوز هم ناتمام مانده‌اند.

*برگردیم به چهره یوسف (ع). به چه صورت فرد مناسب برای بازی در نقش یوسف (ع) را انتخاب کردید؟
ما نزدیک به دو سال متوالی از افراد مختلف، اعم از حرفه‌ای و غیرحرفه‌ای تست گرفتیم. آلبومهای بسیاری تهیه شد و مجدداً تک‌تک چهره‌های داخل آلبوم را بررسی کردیم و از ایشان تست گرفتیم و سرانجام آقای زمانی را انتخاب کردیم.

*آقای زمانی قبل از سریال یوسف هم سابقه بازیگری داشت؟
خیر، ایشان اصلاً بازیگری نکرده بودند. چهره ایشان برای ایفای نقش یوسف مناسب بود، ضمن اینکه از ایشان تست گرفتیم و احساس کردیم می‌تواند از عهده این نقش برآید. بنابراین ۵-۶ ماه کلاس فشرده بازیگری بطور خصوصی برای ایشان برگزار کردیم تا برای ایفای نقش آماده شود.

*قرارداد آقای زمانی به چه صورت بود؟
ایشان تا نوروز ۸۷ با ما قرار داد داشت و ماهیانه ۵۰۰ هزار تومان دریافت می‌کرد. سعی کردیم ایشان را تأمین کنیم تا نقش دیگری تا قبل از شروع سریال ایفا نکند. چرا که بکر بودن چهره ایشان برایمان مهم بود. مثلاً آقای اردلان شجاع‌کاوه نقش فرشته وحی را برای ما بازی کرد اما به دلیل بازی در چند نقش کمدی، قبل از شروع سریال، این نقش در ذهن بینندگان تخریب شد.

*در حال حاضر خبری از پروژه‌های جدید بازیگری آقای زمانی دارید؟
ایشان هنوز برای بازی در فیلمی مشغول به کار نشده است و بنا هم ندارد تا پایان سریال یوسف در نقش دیگری ظاهر شود. این تصمیمی است که خودش گرفته و محبتی است که به سریال یوسف دارد.

*راجع به بازیگر کودکی سریال یوسف هم انتقاداتی شده است و عده‌ای معتقدند اگر جای بازیگران یوسف و بنیامین عوض می‌شد بهتر بود.
شاید جاذبه‌های بصری بنیامین بیشتر از یوسف بود اما خشونتی که در چهره بنیامین وجود دارد در چهره یوسف نیست.
شما عنوان کردید که بکر بودن چهره یوسف برایتان مهم بود و دوست نداشتید مردم ذهنیتی منفی از بازیگر آن در خاطرشان داشته باشند. در مورد بازیگر نقش حضرت یعقوب این حساسیت وجود نداشت؟ با توجه به این نکته که آقای پاک‌نیت قبلاً ‌نقش منفی هم بازی کرده‌اند، از جمله حضورشان در سریال روزی-روزگای که براحتی از ذهن بینندگان پاک نخواهد شد.
بازیگران دیگری هم بودند که می‌توانستند این نقش را بازی کنند اما به خاطر شخصیت مثبت و معتقدی که از آقای پاک‌نیت سراغ داشتم، همچنین توانمندی ایشان در بازیگری باعث شد که انتخاب شوند.

*این مطلب که خودتان مایل به بازی در این نقش بوده‌اید حقیقت دارد؟
بدم نمی‌آمد ولی رها کردن پشت دوربین در کارگردانی یک نقیصه است. کارگردان باید پشت دوربین باشد تا بر کارش تمرکز داشته باشد.

*حدوداً‌ ۲۳ فیلم، کارتون و سریال از داستان یوسف ساخته شده است. شما تا قبل از ساخت این سریال چه تعداد از آنها را دیدید؟
من فقط یوسفی که قبل از انقلاب در ایران ساخته شده بود را دیده‌ام. یک نسخه هم از ایتالیایی‌ها دیدم که بسیار ضعیف بود و به نظر می‌رسید قصد تخریب و تحقیر تمدن مصر را داشته‌اند. من در ندیدن این فیلم‌ها تعمد داشتم،‌ زیرا نمی‌خواستم از آنها تأثیر بپذیرم.

*همزمان با پخش سریال یوسف در ایران، این سریال با دوبله عربی از شبکه الکوثر پخش می‌شود. آیا نظارتی بر دوبله سریال دارید؟
متأسفانه من هنوز موفق به دیدن دوبله عربی سریال نشده‌ام. بر دوبله آن هم هیچ نظارتی نداشته و ندارم. فقط مشاوره‌ای با مدیر دوبلاژ داشتم و بازیگران اصلی را معرفی کردم تا صداهای بهتری برایشان انتخاب کنند.
*در حال حاضر برخی سایت‌های اینترنتی اقدام به ضبط سریال از تلویزیون و قرار دادن آن برای دریافت توسط کاربران می‌کنند. قصد ندارید سریال یوسف را پس از اتمام با کیفیت بالا و قیمت مناسب به دست مخاطبان و علاقمندان برسانید؟
سروش سیما چنین قصدی دارد و قرار است طی سه مرحله و در هر مرحله ۱۵ قسمت از سریال را روانه بازار کند. تا آنجا که بنده خبر دارم اولین ۱۵ قسمت سریال برای پخش آماده شده است.

*و صحبت آخر؟
عده‌ای از سر دلسوزی و خیرخواهی از سریال انتقاد می‌کنند. عده‌ای نیز با سینمای مذهبی مخالفند و انتقاد و کوبیدن سریال از سوی آنها امری عادی است. در این میان سکوت دوست برای بنده بی‌معنی و غیر قابل هضم است. متأسفانه در جنگی که دشمنان علیه سریال یوسف به راه انداخته‌اند من حمایتی از جانب دوستان نمی‌بینم و اگر هم حمایتی بوده است بسیار کم و نادر بوده. آیا دوستان این سریال را یک سریال مذهبی و قابل دفاع نمی‌دانند یا اینکه نسبت به این سریال بی‌تفاوتند؟ اگر یوسف یک سریال مذهبی نیست که قصور از من است و سکوت دوستان قابل فهم. اما اگر این طور که از اخبار و شنیده‌ها بر‌ می‌آید سریال یوسف یک اثر مذهبی است، بی‌تفاوتی ایشان در مقابل این همه عنادی که آشکارا می‌بینند برای من قابل درک نیست. لااقل روش مسلمانی نیست، شیوه امر به معروف نیست.
بنده شخصا‌ً وظیفه خود می‌دانم که زمینه رشد و تشویق آثار مذهبی را فراهم کنم و اگر اثر خوبی در تلویزیون ببینم تماس می‌گیرم و کارگردان آن را تشویق می‌کنم و یا در محفلی از آن اثر تعریف می‌کنم ولی متأسفانه خیلی از مذهبیون ما سکوت کرده‌اند و دشمن با تمام توان و عنادش این سریال را می‌کوبد و هیچ کس هم چیزی نمی‌گوید. این برای من به هیچ وجه قابل فهم نیست.

*با این صحبت‌هایی که فرمودید باز هم منتظر کار جدیدی از سوی شما باشیم یا خیر؟
با این همه عنادی که به سریال یوسف شد و با این همه بی‌تفاوتی و بی‌مهری‌ای که دوستان نسبت به ما داشتند دیگر انگیزه‌ای برای کار کردن ندارم. واقعاً نمی دانم برای چه کسی باید کار کنم؟!

پ.ن:
این روزنامه دنیای اقتصاد هم عجب سوتی خفنی داد!

البته فرداش عذرخواهی کرد.

سایر پیوندها:

خبرگزاری فارس

سایت تحلیلی خبری عصر ایران

جامعه خبری تحلیلی الف

آفتاب

صنایع نیوز

۲۷
آبان

هدف اردوهای جهادی فقط و فقط رضای خداست

چند سالی است که اردوهای جهادی در میان جوانان به خصوص قشر دانشجو جای خود را باز کرده است. این جوانان با هدف کمک به مردم مناطق محروم، راهی دیار ایشان می‌شوند و بدون کوچکترین چشم‌داشتی دست به اقدامات فرهنگی، عمرانی و … می‌زنند. اردوهای جهادی با نام «طرح‌های هجرت ۳» شناخته می‌شوند. دلیل این نلمگذاری را طبق فرموده مقام معظم رهبری «انقلاب فرهنگی» عنوان می‌کنند که از وظایف اصلی نسل سوم انقلاب است. چنانچه از انقلاب اسلامی و جنگ تحمیلی به عنوان طرح‌های هجرت اول و دوم یاد می‌کنند.

به بهانه آشنایی بیشتر با طرح‌های هجرت ۳، پای صحبت یکی از افراد شرکت‌کننده در این اردوها می‌نشینیم.

-لطفاً در ابتدا خودتان را معرفی کنید.
بسم الله الرحمن الرحیم. بنده محمدحسین سیف‌الهی هستم. از سال ۱۳۸۲ افتخار حضور در اردوهای جهادی را دارم.

-در صورت امکان تاریخچه مختصری از اردوهای جهادی ارائه دهید.

تا جایی که بنده اطلاع دارم و از دوستان سوال کرده‌ام این دوره‌ها از دوران شهید رجایی کلید خورده است و همین قضیه منجر به تأسیس وزارت جهاد سازندگی شده است. این وزارتخانه در زمان ریاست جمهوری آقای خاتمی با وزارت کشاورزی ادغام شد و به وزارت جهاد کشاورزی تغییر نام داد. اما اینکه کدام گروه برای اولین بار به صورت امروزی به مناطق محروم رفت دقیقاً مشخص نیست. در حال حاضر اردوهای جهادی توسط طلاب و دانشجویان بسیجی و به نام «طرح‌های هجرت ۳» برگزار می‌شود.

-در مورد پیشینه گروه جهادی خودتان توضیح دهید.
گروه ما در سال ۸۱ رسماً فعالیت خود را آغاز کرد. ما در ابتدا تحت لوای گروه «آل یاسین» فعالیت می‌کردیم. با افزایش تعداد نفرات این گروه به ۲۵۰ نفر و با مشورت با حاج آقای والی (سرپرست گروه)، برای افزایش بهره‌وری، گروه «محبین الائمه» را با حدود ۵۰ عضو تشکیل دادیم.

-هدفتان از شرکت در این اردوها چیست؟
هدف بنده به شخصه یا هدف گروه؟

-مگر هدف شما با گروه متفاوت است؟
خیر ولی گروه چهارچوبی ویژه خودش دارد.

-چهارچوب گروه توسط چه شخص یا اشخاصی تعیین می‌شود؟
مسئول گروه. ایشان گروه یکی از بچه‌های قدیمی گروه هستند که همگی از ایشان حرف‌شنوی دارند.

-برگردیم به سوال قبل، آیا هدف شما با گروه متفاوت است؟
نه اینطور نیست. گروه یک هدف ظاهری دارد که همانا خدمت‌رسانی به مناطق محروم است، چه از لحاظ فرهنگی، چه از لحاظ عمرانی. اما گروه هدف پشت پرده‌ای هم دارد که در نگاه اول به چشم نمی‌آید. تقریباً یک جور خودسازی.

-پس هدف اصلی شما شخصی است و در پی ارضای نفس خودتان هستید؟
دقیقاً، من خودم به این صورت هستم.

-فکر نمی‌کنید این طرز فکر تا حدودی اشتباه است؟
نه این طور نیست. ما خیلی از گروههای جهادی داریم که کارشان نتیجه نمی‌دهد و یا نتایج خیلی ضعیفی به بار می‌آورد، چرا؟ چون در پی ساختن خودشان نبوده‌اند. ما در کنار خدمت‌رسانی به مناطق محروم، در خودسازی و ارضای نفس خودمان هم تلاش می‌کنیم. اصلاً فلسفه اردوهای جهادی همین است.

-طرح هجرت شما عمرانی است یا فرهنگی؟
هم عمرانی است، هم فرهنگی. شاید ما کار عمرانی بیشتری انجام دهیم اما کار عمرانی ما هم به نوعی کار فرهنگی است. ما مسجد می‌سازیم و مسجد پایگاهی فرهنگی است.

-به نظرتان کدامیک موثرتر است؟ فعالیت عمرانی یا فعالیت فرهنگی؟
فکر می‌کنم هر دو در کنار هم جواب می‌دهد و هر دو موثر هستند.

-شناسایی مناطق محروم چگونه صورت می‌گیرد؟ آیا شرایط خاصی دارد؟
ابتدا منطقه توسط خود اهالی آن، دوستان و یا موارد دیگر به ما معرفی می‌شود. سپس عده‌ای از بچه‌ها به عنوان پیش‌قراول برای شناسایی محل به منطقه می‌روند. از آنجایی که کار عمرانی ما فقط مسجد سازی است، اولین شرط این است که آن منطقه مسجد نداشته باشد، اما اهالی هم بی‌کار ننشسته باشند و کلنگ ساخت مسجد را زده باشند. در واقع اولویت با مناطقی است که مسجدشان حدوداً ۳۰ درصد پیشرفت فیزیکی داشته است.

-یعنی برای شما بعد مسافت مهم نیست؟
خیر.

-به نظرتان بعد مسافت نمی‌تواند مشکل‌ساز باشد؟ بهتر نیست استانهایی را انتخاب کنید که نزدیک تهران باشند؟
خب طبعاً مسافتهای دور مشکلاتی را هم به همراه دارد اما خب این اردوها به کسانی نیاز دارد که آب‌دیده باشند و با مشکلات و سختی ‌ها بسازند. مطمئناً کسانی که چندین سال است کارشان همین شده، با تمامی مشکلات کنار می‌آیند. البته ناگفته نماند بعضی ها هم جا می‌زنند و برای دفعه اول و آخرشان است که با ما همسفر می‌شوند.

-فکر نمی‌کنید اگر مناطق نزدیک‌تر و با شرایط بهتر را انتخاب کنید در جذب افراد موفق‌تر هستید؟ به نظرتان بهتر نیست کسی که برای بار اول با شما همسفر شده است در این کار ماندگار شود و یک پای ثابت اردوهای جهادی باشد؟
اتفاقاً ما می خواهیم که شرایط سخت باشد تا بدانیم روی کسی که ماندگار شده است می‌توان حساب کرد.

-مگر افرادی که با شما همسفر می‌شوند گزینش نمی‌شوند؟
خیر، ما هیچ فیلترینگ و گزینشی نداریم و هر کسی اعلام آمادگی کند می‌تواند با ما همسفر شود.

-به نظرتان این که هیچ صافی و گزینشی در کار نباشد صحیح است؟
بله، دقیقاً. چرا که خیلی از افراد هستند که کار جهادی و بسیج را قبول ندارند و یا حتی دید مذهبی ندارند اما وقتی که وارد کار می‌شوند و جوّ گروه را می‌بینند کاملاً متحول می‌شوند.

-شاید هم عکس این قضیه اتفاق بیافتد، یعنی یک نفر بقیه را هم دلسرد کند!
نه به هیچ وجه. تجربه خلاف این را ثابت کرده است.

-اگر کسی بخواهد با شما همسفر شود چطور با شما ارتباط بر قرار کند؟
دوستانی که مایل هستند می‌توانند با شماره تلفن ۴۴۷۰۶۳۴۷-۰۲۱ «گروه جهادی محبین الائمه» تماس بگیرند.

-آیا مرمت مساجد را هم انجام می‌دهید؟
خیر، ما صرفاً مسجد می‌سازیم.

-اینجا سوالی پیش می‌آید که چرا فقط مسجد؟ شاید حمام یا خانه بهداشت برای یک روستا اولویت داشته باشد نه مسجد، اینطور فکر نمی‌کنید؟
مسجد متولی ساخت ندارد اما حمام و خانه بهداشت متولی دولتی دارد. ضمن اینکه ما معتقدیم که کار فرهنگی فقط در مسجد جواب می‌دهد.

-چرا؟ مگر کار فرهنگی کردن نیازمند مکان است؟
کار فرهنگی در جایی غیر از مسجد جواب نمی‌دهد. به عنوان مثال بسیاری از مبلغان به مناطق محروم می‌روند تا کار فرهنگی انجام دهند اما به واقع نتیجه نمی‌گیرند.

-شاید شیوه‌شان اشتباه است؟
خب آن یک بعد قضیه است. یک بعد دیگر هم اینست که در مناطق محروم اولین جایی که دولت بهشان خدمت‌رسانی می‌کند روستاهایی هستند که مسجد دارند. الآن هم به همین شکل است. مثلاً ما برای روستایی مسجد ساختیم که نه آب لوله‌کشی داشت، نه برق و نه جاده آسفالته. چند وقت پیش در ماه رمضان که مجدداً برای سرکشی به آنجا رفتیم، دولت هم در حال برق‌رسانی به روستا بود و هم در حال آسفالت کردن جاده.

-فرض کنیم شما مسجد هم ساختید و به زعم خودتان یک پایگاه فرهنگی ایجاد کردید. مگر نمی‌گویند «شرفُ المکانِ بالمکین»، وقتی مسجدی متولی نداشته باشد باز هم می‌تواند یک پایگاه فرهنگی تلقی شود؟
گروه ما متشکل از دانشجویان و طلاب حوزه علمیه معصومیه قم است. ما این موضوع را به اطلاع حوزه می‌رسانیم و آنها برای این مساجد روحانی اعزام می‌کنند.

-پس مسجد در تمام طول سال دارای امام جماعت است؟
بله.

-طول دوره اردوی جهادی شما چند روز است؟
اصل دوره اردوی ما ۱۰ الی ۱۵ روز است. اما از یک ماه قبل بچه‌ها برای شناسایی منطقه و هماهنگی اقدام می‌کنند. بعد از اتمام دوره ۱۰-۱۵ روزه، چند نفر از دوستان دیگر به منطقه می‌روند تا ساخت مسجد را به اتمام برسانند.

-یعنی اردوی جهادی شما از چند گروه تشکیل شده است؟
نه، منظور این بود که بعد از پایان دوره اصلی، چند نفر از بچه‌ها داوطلبانه به منطقه باز می‌گردند تا با کمک اهالی، کار ساختن مسجد را به پایان برسانند.

-طرح هجرت شما در چه ایامی از سال برگزار می‌شود؟
ما قبلاً عید نوروز به مناطق می‌رفتیم اما از آنجایی که اکثر بچه‌ها متأهل هستند و مشکلات خاص خودشان را دارند، دوره‌مان را به تابستان منتقل کردیم. البته تابستان هم مشکلات آب و هوایی خاص خودش را داشت و مجدداً از امسال دوره‌مان به عید نوروز بازگشت.

-معمولاً در هر دوره چند نفر حضور دارند؟
تقریباً ۵۰ نفر

-خانمها هم حضور دارند؟
خیر، طرح هجرت ما فقط شامل برادران است.

-هزینه‌های سفرتان از کجا تأمین می‌شود؟ آیا بودجه ثابتی دارید؟
خیر، بودجه ثابتی نداریم. بچه‌ها به دنبال بانی خیر می‌گردند و از محل همین کمک‌ها، تمامی هزینه سفر و ساخت مسجد تأمین می‌شود.

-چه می‌کنید تا خیّرین از مصرف‌شدن پولشان در جای درست مطمئن شوند؟
ما قبل از این که به سراغ بانیان برویم، طرحی از پروژه‌ای که در پیش داریم تهیه می‌کنیم و عکس های کارهای قبلی را هم ضمیمه آن می‌کنیم. این دیگر بستگی به بانی دارد که کمک کنید یا نه.

-معمولاً برای ساخت یک مسجد چه مقدار هزینه می‌کنید؟
هزینه مسجدی که سال قبل ساختیم در حدود ۵۰ میلیون تومان بود.

-مبلغ کمی نیست، این مبلغ را از کجا جذب کردید؟
منابع مختلفی بودند اما بیشترین کمک را سپاه و بسیج به ما کردند.

-انتظاری که از برگزاری اردوهای جهادی دارید برآورده شده است؟ آیا مسجد توانسته است به پایگاه فرهنگی مدنظر شما مبدل شود؟
بله، به عنوان مثال مسجدی ساختیم در یکی از روستاهای باغ ملک در شمال خوزستان. اخیراً در سفری که به آنجا داشتیم دیدیم خود اهالی نمای مسجد را هم سنگ کرده‌اند و مسجد کاملاً فعال است.

-آیا در انتهای تکمیل مسجد هزینه‌ای هم دریافت می‌کنید؟

به هیچ وجه. اصولاً فلسفه اردوهای جهادی با دریافت هزینه مغایرت دارد. هدف ما به هیچ وجه مادی نیست.
-تا به حال چه اقداماتی برای معرفی گروه جهادیتان به دیگران انجام داده‌اید؟

قاعدتاً برای دریافت کمک از ارگانهای دولتی مجبور به ارائه رزومه گروهمان هستیم.ضمن اینکه چند سالی است که همایش مهرباران با هدف معرفی گروه‌های جهادی برگزار می‌شود.

-اتفاق خاص یا خاطره جالبی هست که مایل به تعریف آن باشید؟
ما امسال به روستایی رفتیم به نام تییَک در ۵۰ کیلومتری شهرکرد. روستایی با ۳۰۰ نفر جمعیت، فاقد خانه بهداشت و هرگونه امکانات رفاهی. این روستا جاده ندارد و تنها راه ارتباطی آن با مناطق اطراف از طریق کابلی که بین دو کوه متصل شده میسر می‌شود. حال شما فرض کنید که در فصل زمستان خانم بارداری نیاز به زایمان داشته باشد. واقعاً راه حلی وجود دارد؟

کلاً در اردوهای جهادی اتفاقات زیادی می‌افتد، به عنوان مثال سال قبل هنگام ساختن مسجد، آجر به سر یکی از بچه‌ها اصابت کرد و دیگر نتوانست به کار ادامه دهد.
اما زیباترین خاطره‌ای که دارم کمک کردن خود اهالی محل در ساخت مسجد است و اشکهایی است که موقع خداحافظی از دیدگان جاری می‌شود.

-گفتید که آجر به سر یکی از دوستانتان اصابت کرد، آیا افرادی که با خودتان می‌برید بیمه می‌شوند؟
بله، همه دوستان بیمه می‌شوند.

-و حرف آخر…

هدف اردوهای جهادی فقط و فقط رضای خداست. اردوی جهادی جایی است که یک عده جوان یک‌دست دور هم جمع می‌شوند و کاری انجتم می‌دهند که رضای خدا در آن است. اردوی جهادی تنها جایی است که شاید بتوان خلوص جبهه را در آن یافت. به جوان‌ها توصیه می‌کنم اگر جایی اردوی جهادی سراغ دارند برای یک بار هم که شده امتحان کنند، مطمئن باشند ضرر نمی‌کنند.