۲۰
تیر

دکتر کاکایی: مفهوم «عشق» در آموزه‌های اسلامی موج می‌زند

حجت‌الاسلام والمسلمین قاسم کاکایی، استاد دانشگاه شیراز و نویسنده رسالات گوناگونی در باب حکمت، فلسفه و عرفان است.
به بهانه انتشار کتاب «هستی و عشق و نیستی» گفت‌وگویی با استاد کاکایی انجام شد که اهمّ موضوعات مطرح شده در آن عبارتند از:

ـ فیلسوف همواره از پشت حجاب مفاهیم به هستی می‌نگرد
ـ «عشق» نوعی از نوسان میان هستی و نیستی است
ـ «ابن‌عربی» قهرمان وحدت وجود در جهان اسلام است
ـ مفهوم «عشق» در آموزه‌های اسلامی موج می‌زند
ـ «عرفان» می‌تواند محور گفت‌وگو میان اسلام و مسیحیت باشد

پیشنهاد می‌کنم این گفت‌وگوی خواندنی رو از دست ندید.
خواندن این پست رو هم قبل از ورود به بحث توصیه می‌کنم.

* * * * * *

دنباله ی نوشته را بخوانید…

۱۹
تیر

کیفیت نزول و تدوین قرآن در گفت‌وگو با رئیس دانشکده علوم قرآنی قم

حجت‌الاسلام علی احمد ناصح، عضو هیئت علمی دانشگاه قم و رئیس دانشکده علوم قرآنی این دانشگاه، عضو هیئت مؤسس انجمن قرآن‌پژوهی حوزه، نویسنده کتاب‌های «۲۰ نکته در نقد ترجمه قرآن چاپ عربستان سعودی» و «تاریخ تفسیر قرآن کریم» است.
با توجه به فرارسیدن سالروز مبعث رسول گرامی اسلام (ص) و نزول نخستین آیات قرآن کریم بر آن حضرت، در گفت‌وگویی مشروح با حجت‌الاسلام ناصح به بررسی کیفیت نزول قرآن و چگونگی تدوین آن پرداختیم که در پی می‌آید.

اهم مباحث مطرح شده در این گفت‌وگو عبارتند از:

۱ـ شکل‌گیری سوره‌های قرآن «توقیفی» است
۲ـ چینش اکثر آیات قرآن طبق روند طبیعی صورت گرفته است
۳ـ چینش اکثر آیات قرآن طبق روند طبیعی صورت گرفته است
۴ـ قرآن‌پژوهان در بیان ظرف نزول دفعی قرآن اختلاف نظر دارند
۵ـ تمام قرآن‌پژوهان در آغاز نزول قرآن با آیات ابتدایی سوره «علق» اتفاق‌نظر دارند
۶ـ خداوند در شب قدر نسبت به نزول قرآن برنامه‌ریزی کرده است
۷ـ اولین آیه قرآن «بسم‌الله الرحمن الرحیم» و اولین سوره کامل «حمد» است

* * * * *

* * * * *

به دوستان پیشنهاد میکنم «قسمت چهارم و ششم» این گفت‌وگو رو از دست ندهند!

دنباله ی نوشته را بخوانید…

۱۰
اردیبهشت

شهید مطهری اندیشمندی نشسته در حجره یا گوشه کتابخانه نبود

محمدمهدی اعتصامی، تدوینگر مجموعه‌های «الهیات شفا» و «حرکت زمان در فلسفه اسلامی»‌ شهید مطهری گفت: آیت‌الله شهید مطهری در عین اینکه فیلسوفی تراز اول بود، اما اندیشمندی نبود که در حجره یا گوشه کتابخانه نشسته و از اجتماع جدا باشد، بلکه به صورت مستقیم با جامعه زمان خود در ارتباط بود.

استاد فرزانه «مرتضی مطهری» در شامگاه شنبه ۱۱ اردیبهشت‌ماه ۱۳۵۸ به دست گروهک گمراه «فرقان» به شهادت رسید. با شهادت این استاد فرزانه، معاندان نظام مقدس جمهوری اسلامی، اندیشه وی را پایان‌ یافته تلقی کردند اما غافل از این که گلوله نفرت و نفاق، شمع دانش و روشنایی را خاموش نمی‌کند.

شهید مطهری چراغی را برافروخت که زوزه بادهای سیاه جهالت آن را از پای در نمی‌آورد و هنوز هم با گذشت بیش از ۳ دهه از شهادت آن معلم راستین انقلاب، شعله دانش و بینش او، روشن‌گر رهجویان حقیقت است.

فرارسیدن سی‌یکمین سال شهادت استاد مطهری، بهانه‌ای شد تا برای آشنایی بیشتر با وی و اندیشه‌هایش با محمدمهدی اعتصامی؛‌ از تدوینگران مجموعه آثار این معلم شهید گفت‌وگو کنیم.

*  *  *  *  *

Etesami

* عده‌ای معتقدند که شهید مطهری، بیش از آن که یک متفکر و اندیشمند باشد، یک معلم و مصلح اجتماعی است که نظراتش تنها در مقطعی خاص کابرد داشته و هم‌اکنون از حیث انتفاع ساقط است. نظر شما چیست؟

ـ شهید مطهری متفکر بزرگ دوران ماست. منظور از متفکر این است که وی صرفاً انتقال‌دهنده معارف و اندیشه متفکران پیش از خود نیست، بلکه حقیقتاً تفکر و تعمق می‌کند و از برآیند این تفکر، اندیشه‌های جدید متجلی و متظاهر می‌شود. در واقع می‌توان گفت که اندیشه‌های شهید مطهری «اصیل» است.

شهید مطهری نه تنها از منبع بزرگ تمدن اسلامی و متفکرانی که در دوره تمدن اسلامی ظهور کرده‌اند، استفاده کرده است، بلکه نسبت به چالش‌های زمان خود نیز بی‌تفاوت نبوده و برای آنها راه حل ارائه داده است. از این باب، شهید مطهری اندیشمندی نیست که اختصاص به دوره خود داشته باشد.

بسیاری از اندیشمندان به دلیل داشتن تفکرات ناب و خاص، منحصر در زمان خود نمی‌شوند و قرن‌های متمادی از تفکرات آنها استفاده می‌شود. به عنوان مثال بیش از دو هزار و ۴۰۰ سال از افلاطون می‌گذرد و هنوز هم رساله‌های وی در غرب بررسی و تحلیل می‌شود چرا که حرفی برای گفتن دارد.

* چه دلیلی بر اصالت اندیشه‌های شهید مطهری دارید؟

ـ برای اینکه اصالت اندیشه‌های شهید مطهری را دریابیم و ببینیم آیا متفکر آینده نیز بوده است یا خیر، باید به اندیشه‌های او مراجعه کنیم و صرف حضورش در گذشته، دلیل بر پایان تفکراتش نیست.

اگر از ائمه معصومین (ع) که به منابع غیبی متصل بوده‌ و کلامشان در هر دورانی حجیت دارد، گذر ‌کنیم، افراد بسیاری در گذشته حضور داشته‌اند که کلامشان همچنان در زندگی امروز جاری و ساری است.

در گذشته اندیشمندان بزرگی وجود داشته‌اند و اندیشه آنها همچنان از جایگاه و منزلت برخوردار است، مانند ملاصدرا که مکتب وی هنوز هم جزء مهم‌ترین مکاتب فلسفی اسلامی به شمار می‌رود.

در غرب نیز چنین اندیشمندانی وجود دارند، مانند دکارت، کانت و هگل که مربوط به قرن‌های ۱۶، ۱۷ و ۱۸ هستند. علت بزرگی آنها نیز بزرگی اندیشه آنهاست که به یک زمان محدود نمی‌شود.
از نظر بنده شهید مطهری دارای اندیشه‌های ناب و عمیقی است که به دلیل عمق این تفکر، در آینده نیز قابل استفاده است.
شهید مطهری در مورد استاد خود علامه طباطبایی می‌گفت: ارزش «تفسیر المیزان» یک‌صدسال بعد دریافت می‌شود. در مورد شهید مطهری نیز این گفتار صادق است و ارزش برخی اندیشه‌های وی، پس از بحث و بررسی از سوی متفکران، در آینده مشخص می‌شود.

* از منظر شما، بارزترین ویژگی شهید مطهری چیست؟

ـ شهید مطهری به دلیل اینکه فاصله زمانی زیادی از ما ندارد، بسیاری از سؤالات مطرح برای ما را نیز پاسخ داده است. به عنوان مثال در حوزه مسائل مربوط به «زنان و حجاب» و مواردی مانند «آزادی» که به نظام اجتماعی مربوط می‌شود، شهید مطهری آراء و اندیشه‌های کارگشایی را ارائه کرده است.

شهید مطهری در عین اینکه فیلسوفی تراز اول بود، اما فیلسوفی نبود که در حجره یا گوشه کتابخانه نشسته و از اجتماع جدا باشد، بلکه مستقیماً با اجتماع زمان خود در ارتباط بود و به همین دلیل، تفکرات وی راه‌حل‌هایی برای ناهنجاری‌های اجتماع و مشکلات جامعه ارائه می‌کرد.

شهید مطهری حتی مجلات یا روزنامه‌هایی را مطالعه می‌کرد که شاید اکنون برای ما تعجب برانگیز باشد، مانند مجله «زن روز». چرا که وی می‌خواست با بینش حاکم بر جامعه و نظریات اجتماعی در خصوص زن آشنا شود تا بتواند پاسخ مناسبی برای مسائل مربوط به آن بیابد.

کم‌تر اندیشمندی وجود دارد که منابع نظری محض خود را بتواند بر مسائل عملی و جزئی زندگی پیاده کند و جلوه‌گر باشد. یکی از این معدود افراد شهید مطهری است که اگر از «اصالت وجود» و «جوهر و عرض» در فلسفه صحبت می‌کند، از همین علوم، راه حلی برای حل مشکلات اجتماعی و زندگی روزانه نیز ارائه می‌دهد.

شهید مطهری تفکر منسجمی دارد که به تعبیر خود وی، می‌تواند اصول ثابت و بنیادهای فکری را به امور متغیر ارتباط دهد.

* شهید مطهری اندیشمندی مسلمان است و به همین دلیل، برخی ادعا می‌کنند که اندیشه‌های او، تنها به قرآن و سنت اهل‌بیت (ع) محدود می‌شود و برای جامعه امروز که با جامعه صدر اسلام متفاوت است، راهکاری ارائه نمی‌کند. چه پاسخی بر این مدعا دارید؟

ـ شهید مطهری مجموعه دروسی تحت عنوان «اسلام و مقتضیات زمان» دارد که در سه مجلد به چاپ رسیده است. در این مجلدات به تبع علامه طباطبایی به این موضوع پاسخ می‌دهد که چگونه اسلامی که مربوط به ۱۴ قرن پیش است می تواند پاسخگوی امروز بشر نیز باشد.

شهید مطهری در این زمینه مبحث اصول ثابت و امور متغیر را مطرح می‌کند. وی برای تبیین این موضوع مثالی از یک «درخت» ارائه می‌دهد و می‌گوید؛ یک نهال کوچک تا زمانی که به درخت تنومندی تبدیل شود، دچار تحولات بسیاری می‌شود، اما این تحولات تنها زمانی اتفاق می‌افتد که درخت از یک اصول ثابت با نام «رشد» تبعیت می‌کند.

* یعنی شما قائل به این هستید که اسلام درختی است که با گذشت زمان روز به روز تنومندتر و پربارتر می‌شود؟

ـ متفکران می‌توانند از اسلام استنباط جدید متناسب با زمان خود داشته باشند و شاخه و برگ درخت تفکر اسلامی را تکثیر کنند.

اینچنین نیست که متفکران امروز فرمایشات پیامبر را عیناً تکرار کنند، بلکه فرمایشات پیامبر (ص) مبنای بازگشایی دریچه‌های مختلفی بر روی انسان است. این موضوع در خصوص آیات قرآن نیز صادق است، یعنی قرآن «تبیان لکلّ شیء» است و می‌توان همواره نکات جدیدی را از آن کشف و استخراج کرد.

گروهی از متفکران تصور می‌کردند که باید عیناً سنت پیامبر (ص) و قول ایشان را اجرا کرد، این گروه به «اخباریون معروف» بودند. تفکر «اخباری» اسلام را به بن‌بست می‌رساند، اما اسلامی که بر اصول ثابت، اجازه اجتهاد داده است، هیچ گاه به بن‌بست نمی‌رسد.

* شاید این سؤال مطرح شود که چرا اصول اسلام، یک سری اصول ثابت است؟

ـ در پاسخ به این سؤال باید گفت؛ برای اینکه انسان به عنوان نوع انسان، یک امر ثابت است. یعنی انسان قرن ۲۱ با انسان قرن اول از منظر انسانی تفاوتی ندارد. چرا که انسانیت تغییر نکرده، بلکه تنها نیازهای او دچار تغییر شده است.
پاسخگویی به نیازهای جدید انسان در بستر انسانیت صورت می‌گیرد، به همین دلیل شهید مطهری، به اصول فطری مشترک میان انسان‌ها معتقد است.

* شما گفتید که شهید مطهری نسبت به چالش‌های زمان خود حساس بود و راه حل ارائه می‌کرد. آیا افرادی که اندیشه وی را در زمان حال چاره‌ساز نمی‌دانند، به همین موضوع استناد می‌کنند؟

ـ چالش‌های زمانه، چالش‌های موقت و محدود امسال و سال بعد نیستند. چالش‌هایی مانند «مدرنیسم» به یک یا دو سال منحصر نمی‌شود. مدرنیسم که یکی از چالش‌های مهم کنونی است و در حدود ۵ قرن سابقه دارد و ما هنوز هم با چالش‌های دوره مدرن درگیر هستیم. حتی عده‌ای که ادعای عبور از این چالش‌ها را مطرح و «پست‌مدرن» را مطرح می‌کنند نیز در حدود یک قرن پیشینه دارند.

چالش‌های عمیق اجتماعی، چالش‌هایی هستند که یک دوره گذار را طی می‌کنند و پاسخ کسانی که به این چالش‌ها جواب می‌دهند، به میزان توانمندی و قدرت اندیشه‌شان، پایدار است.

ممکن است پاسخی تنها برای امروز ما را قانع کنند، اما شخص دیگری که تفکر عمیق‌تری دارد، پاسخی ارائه کند که تا قرن‌های متمادی بشریت را راضی نگه دارد و قانع کند. ما هنوز هم از برخی اصول ابن‌سینا استفاده می‌کنیم، در عین حال که در حدود یک‌هزار سال از عمر وی می‌گذرد.

کلام یک متفکر بزرگ ـ در مقیاسی نازل‌تر از کلام معصومین (ع) ـ خود به مثابه یک تنه درخت است که آن را با تحلیل ، تعمق و بررسی می‌توان شاخه و برگ بخشید و از محصول نهایی و میوه آن بهره‌مند شد.

* ممکن است این مثال را به شهید مطهری تعمیم دهید؟

ـ برخی آثار منتشر شده در حوزه نبوت در دو دهه اخیر ، معتقدند که متن قرآن متناسب با زمان پیامبر نازل شده و رنگ و بوی آن زمان را دارد و نمی‌تواند یک کتاب جاویدان باشد. بسیاری از پاسخ‌هایی که به این شبهه داده می‌شود، برگرفته از کتاب «ختم نبوت» شهید مطهری است. وی در این کتاب به نقادی متفکران اسلامی همچون علامه اقبال می‌پردازد و سپس پاسخی ارائه می‌کند که هنوز هم قابل استفاده و استنتاج است.

* این مدعا که «با فربه‌ساختن اندیشه برخی متفکران قدیم، می‌توان پاسخ شبهات امروز را ارائه کرد» متقن و صحیح است، اما عده‌ای معتقدند این مدعا هنگامی درست است که یک اندیشمند، تفکرات خود را مکتوب کرده باشد، نه اینکه گفتار وی را بعدها به صورت مکتوب درآورده باشد.

ـ نیمی از کتب شهید مطهری ـ که اتفاقاً جزء کتاب‌های بسیار مهم وی محسوب می‌شوند ـ تألیف خود او هستند. از جمله این کتاب‌ها می‌توان «اصول فلسفه و روش رئالیسم»، «نظام حقوقی زن در اسلام»، «عدل الهی»، «مسئله حجاب»، «انسان و سرنوشت» و «مجموعه ۷ جلدی جهان‌بینی توحیدی» را نام برد.

ضمن اینکه آن بخش دیگر از محتویات فکری شهید مطهری که مربوط به دروس اوست و پس از شهادتش مکتوب شده نیز به دلیل پشتوانه علمی و بهره‌مندی از تفکری فوق‌العاده، همچنان قابل اتکا است.

همچنین از ویژگی‌های بارز شهید مطهری این بود که تفاوت چندانی میان گفتار و نوشتارش وجود نداشت.

* لطفاً در خصوص دو مجموعه‌ای که توسط شما تنظیم شده است، توضیح دهید؟

ـ مجموعه سه جلدی الهیات کتاب شفا ابن‌سینا و مجموعه پنج جلدی حرکت زمان در فلسفه اسلامی را در محدوده سال‌های ۱۳۶۷ تا ۱۳۷۰ تألیف کردم. البته جلد اول «حرکت زمان» را بنده تنظیم نکرده‌ام.

* پیاده‌سازی درس‌های شهید مطهری و تألیف آنها توسط شما از روی علاقه بود یا جبر کاری ایجاب می‌کرد؟

ـ از همان دوره جوانی که به مطالعات اسلامی علاقه داشتم، آثار متفکران مختلفی را می‌خواندم. مطالعه آثار شهید مطهری و حضور در برخی سخنرانی‌های ایشان مرا به شخصیت و اندیشه وی علاقه‌مند کرد. بعدها نیز با دکتر غفاری؛ مدیر انتشارات حکمت آشنا شدم و وی پیشنهاد پیاده‌سازی و تألیف این کتب را به بنده ارائه کرد.

* در تدوین کتاب‌های شهید مطهری تا چه میزان به گفتار وی وفادار بوده‌اید؟

ـ اصل بر این بود که جز ویراستاری نگارشی یا حذف جملات تکراری، تغییر دیگری صورت نگیرد و کوشش شده است که حتماً لحن سخنرانی و شیرینی بیان حفظ شود.

* باتوجه به مسئولیت خود ـ یعنی تألیف کتاب‌های درسی دین و زندگی دوران دبیرستان ـ تا چه میزان در انتقال اندیشه‌های شهید مطهری از طریق کتب درسی تلاش‌ کرده‌اید؟

ـ با توجه به فرمایشات حضرت امام (ره) در خصوص نیکو خواندن تمام آثار استاد مطهری، رویکرد ویژه‌ای به‌ آثار این متفکر شهید داریم. ضمن اینکه مقام معظم رهبری نیز بیان کردند که اندیشه‌های شهید مطهری می‌تواند پایه‌گذار دانشگاه تفکر اسلامی باشد. به همین دلیل تلاش ما این است که برنامه‌های درسی را بر مبنای آثار شهید مطهری تدوین کنیم.

* این شیوه تفکر به چه صورت در کتاب‌های درسی بیان می‌شود، آیا عین گفتار شهید مطهری نقل می‌شود؟

ـ بیان سخنان این معلم شهید مد نظر ما نیست، بلکه تسرّی نوع نگاه و شیوه تفکر این استاد در نظر است. به همین دلیل از رویکرد کتاب «تعلیم و تربیت در اسلام» برای تدوین اصل برنامه‌ریزی کتاب‌های درسی استفاده کرده‌ایم.

شهید مطهری، تربیت عقلانی را مبنای سایر اقوال تربیتی می‌داند و فطرت را نیز اصل قرار می‌دهد. ما از این دو نکته برای تدوین مباحث ـ به ویژه مباحث توحیدی ـ استفاده کرده‌ایم.

شهید مطهری توحید عبادی را به دو گروه فردی و اجتماعی تقسیم می‌کند و توحید اجتماعی را تحقق عدالت اجتماعی در همه ابعاد می‌داند.

همچنین نوع نگاه شهید مطهری به تمدن‌های جدید و تقابل آن با تمدن اسلامی و نیز مسئله انتظار و مهدویت، از مهم‌ترین دیدگاه‌های شهید مطهری است که به صورت غیرمستقیم و ساده‌شده در کتاب‌های درسی معارف اسلامی تزریق شده است.

۰۹
اردیبهشت

گناهان شهوانی احتمال وقوع زلزله را افزایش می‌دهد

پژوهشگر مؤسسه دارالحدیث با اشاره به حدیث «إذا فشا الزّنا ظهرت الزّلازل» که در جلد سوم صفحه ۱۴۸ «تهذیب‌الاحکام» آمده است، گفت: امام صادق (ع) می‌فرماید:‌ اگر زنا زیاد شود، احتمال وقوع زلزله نیز افزایش می‌یابد.

Bagherian

حجت‌الاسلام محمد باقریان، استاد حوزه و دانشگاه با تأکید بر گستردگی موضوعات مرتبط با انجام گناه و نزول عذاب گفت: آیات بسیاری نیز از این ارتباط سخن به میان آورده‌اند، اما در این گفت‌وگو تنها به روایات مرتبط با این مبحث می‌پردازیم.

* «سلب نعمت»، «قساوت قلب» و «فراموشی علوم» از آثار سوء انجام گناه است

حجت‌الاسلام باقریان باتأکید بر اینکه در روایات اسلامی، آثار متعدد مادی و معنوی برای انجام گناه و معصیت برشمرده شده است، گفت: انجام گناه رابطه مستقیم با نزول نعمت و نقمت دارد.

این حدیث پژوه معاصر با اشاره به عناوین مختلف گناه در روایات اسلامی گفت: در این روایات، گناه با عناوینی همچون «درد» (الذّنوب داء)، «چرک و آلودگی» و یا «اسب چموشی که صاحبش را بر زمین می‌زند» بیان شده است.

باقریان با اشاره به آیه «کَلَّا بَلْ رَانَ عَلَى قُلُوبِهِم» گفت: از آثار گناه، تأثیر سوء بر قلبی آدمی است. طبق روایات اسلامی کسی که مرتکب گناه شود، نور قلبش خاموش می‌شود و استمرار بر انجام گناه تمام دل را سیاه و تیره می‌کند و در این حالت، امکان رستگاری شخص بسیار اندک است.
وی ادامه داد: معصیت، گاهی اوقات نیز شخص را «قسی‌القلب» کرده و به دلیل سخت‌دلی، حرف حق در او اثر نمی‌کند.
این استاد حوزه و دانشگاه، یکی از آثار سوء گناه را «سلب نعمت» عنوان کرد و افزود: در کلام معصومان آمده است که خداوند هیچ نعمتی را از بنده‌ای دریغ نمی‌کند؛ مگر به سبب انجام معصیت. حال این نعمات ممکن است مادی و یا معنوی باشند. یکی از اصحاب امام علی (ع) از ایشان در خصوص عدم توفیق برای خواندن نماز شب سئوال می‌کند و حضرت در پاسخ می‌فرماید «قد قیدتک ذنوبک»، یعنی گناهانت تو را به بند کشیده است.

وی ادامه داد: امام صادق (ع) نیز می‌فرماید:‌ «إن الرّجل یذنب الذّنب ویحرم صلاة اللیل» یعنی بنده به سبب انجام گناه از نماز شب محروم می‌شود.

باقریان با تأکید بر اینکه فراگیری دانش با گناه نیز در ارتباط مستقیم است، گفت:‌ گناه، تأثیر منفی در فراگیری علم و رابطه مستقیم با فراموشی آن دارد. روایتی از پیامبر اکرم (ص) نیز در «بحارالانوار» موجود است که می‌فرماید: همانا بنده گناهی را مرتکب می‌شود که به سبب آن، دانشی را که فرا گرفته بود، از دست می‌دهد.

* علل معنوی در طول علل مادی وقوع بلا قرار دارند

حجت‌الاسلام باقریان با اشاره به آثار مادی انجام گناه گفت: ارتکاب معصیت، آثار و ظواهری دارد که با طبیعت نیز در ارتباط است. البته این بدان معنا نیست که وقوع بلاها را صرفاً به دلیل انجام گناه بدانیم و علت‌های طبیعی را فراموش کنیم. مراد ما این است که علاوه بر علل طبیعی وقوع بلاها، علل معنوی نیز در طول آن قرار دارند.

وی با ذکر یک مثال برای تبیین بهتر موضوع گفت:‌ نوشتن را می‌توان به عوامل گوناگون مانند قلم، دست انسان یا اراده آدمی نسبت داد.

این استاد دانشگاه با اشاره به حدیث ‌«إنّ العبد لیذنب الذّنب فیزوی عنه الرزق» از امام باقر (ع) گفت:‌ این حدیث که در جلد دوم «بحارالانوار» موجود است، ارتکاب برخی گناهان را باعث کم شدن روزی یا قطع آن عنوان می‌کند.

باقریان با اشاره به برخی روایات که در آنها به طور خاص به نوع معصیت و گناه اشاره شده است، گفت:‌ امام صادق (ع) در روایتی می‌فرماید، «اما إنه لیس من عرق یضرب ولانکبة ولاصداع ولا مرض إلا بذنب» یعنی هیچ رگی بریده نمی‌شود، و هیچ پایی به سنگ نمی‌خورد، و سردرد و بیماری عارض نمی‌شود؛ مگر به واسطه انجام گناه.

وی ادامه داد: در ادامه روایت، امام صادق (ع) دلیل این امر را نیز از قول خداوند و آیه ۳۰ سوره شوری بیان می‌کند که می‌فرماید: هر مصیبتی که به شما می‌رسد، به خاطر اعمال خود شماست، ضمن اینکه خداوند بسیاری از آنها را می‌بخشد. در روایتی از امام علی (ع) آمده است: گاهی آسیبی به بدن مؤمن، خانواده یا مال او می‌رسد و این به سبب گناهانی است که انجام داده است.

* ارتکاب برخی گناهان، فرا رسیدن زمان مرگ را سرعت می‌بخشد

حجت‌الاسلام باقریان با اشاره به روایتی از امام رضا (ع) که می‌فرماید: «کلما احدث العباد من الذنوب ما لم یکونوا یعملون احدث الله لهم من البلاء ما لم یکونوا یعرفون» اظهار داشت: امام می‌فرماید «هر گاه بندگان مرتکب گناهی شوند که قبلاً انجام نمی‌دادند، خداوند بلاهایی را بر آنان نازل می‌کند که تا پیش از آن سابقه نداشته است». شاید برخی بیماری‌های جدید را نیز بتوان به این موضوع مرتبط دانست.

این استاد حوزه و دانشگاه با بیان اینکه در برخی روایات آمده است که انجام گناهان، می‌تواند زمان فرا رسیدن اجل انسان را جلو بیندازد، ادامه داد: امام صادق (ع) می‌فرماید: «من یموت بالذنوب اکثر ممن یموت بالآجال» یعنی کسانی که بر اثر گناهان می‌میرند، بیشتر از کسانی هستند که بر اثر فرا رسیدن اجل می‌میرند.

وی با بیان اینکه گاهی تأثیرات گناهان در طبیعت جلوه می‌کند، گفت: خداوند در آیه ۴۱ سوره مبارکه روم می‌فرماید: فساد در خشکی و دریا به خاطر کارهاییکه مردم انجام داده‏اند، آشکار شده است، خدا می‌خواهد نتیجه بعضی از اعمالشان را به آنان بچشاند.

پژوهشگر مؤسسه دارالحدیث ادامه داد: البته این موضوع با قیامت هیچ تناقضی ندارد و رسیدگی کامل به اعمال انسان در قیامت انجام می‌شود و جزا و پاداش کامل نیز در آخرت اعطا می‌شود. به گناهانی همچون قطع رحم، زورگویی، آزردن پدر و مادر و ناسپاسی نسبت به خوبی‌های دیگران، در همین دنیا رسیدگی می‌شود و عقوبت آن نیز دامن شخص را می‌گیرد.

* «قضاوت ظالمانه» و «ایراد شهادت دروغ» نزول باران را به تأخیر می‌اندازد

حجت‌الاسلام باقریان در خصوص رابطه گناه با طبیعت و وقوع بلایای ارضی و سماوی گفت: گاهی اوقات مردم مرتکب گناه می‌شوند و خداوند، بارانی را که برای آنها مقدر کرده بود، از آنها باز می‌دارد. این مطلب در حدیث «ان‌الله اذا عمل قوم بالمعاصی صرف عنهم ما کان قدر لهم من المطر» امام رضا (ع) مشاهده می‌شود.

پژوهشگر مؤسسه دارالحدیث با بیان اینکه در روایات اسلامی، آثار خاصی برای برخی گناهان ذکر شده است، گفت: برخی گناهان نیز آثار مختص خود را دارند. مثلاً اگر زکات داده نشود، چهارپایان می‌میرند و یا اگر حکمرانان دروغ بگویند، نزول باران قطع می‌شود.

وی ادامه داد: گناهی که باعث قطع یک‌باره نعمت می‌شود، «زورگویی» است و نزول نقمت با ظلم ارتباط مستقیم دارد. همچنین طبق فرموده امام صادق (ع) در حدیث «الذنوب التی تحبس الرزق الزّنا» زنا باعث قطع روزی می‌شود. گناه دیگری مانند قطع رحم نیز باعث می‌شود نابودی سرعت گیرد. روایت دیگری نیز قضاوت ظالمانه، ایراد شهادت دروغ یا کتمان شهادت را باعث قطع نعمت باران بیان می‌کند.

حجت‌الاسلام باقریان در پایان با تأکید بر پرهیز از اندیشه گناه و فکر کردن به معصیت گفت: در روایتی از معصوم (ع) فکر کردن به گناه، همچون روشن کردن آتش در اتاق بیان شده است که اگرچه خانه را نمی‌سوزاند، اما دیوارهای آن را سیاه می‌کند. بنابراین فکر کردن به انجام گناه، ذهن آدمی و لوح وجودی او را تیره و تار می‌کند.

۱۵
اسفند

ملایری: خواجه نصیر در تقریب علوم فلسفه و کلام کوشیده است

یک عضو هیأت علمی دانشگاه با اشاره به شخصیت کلامی و فلسفی خواجه‌نصیر گفت: خواجه‌نصیر در تقریب بین علوم فلسفه و کلام یا باز گرداندن علم کلام به فلسفه نقش بارزی ایفا کرد و با نگارش «تجریدالاعتقاد» سعی در پیوند فلسفه و کلام داشت.


موسی ملایری، عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز و استاد دانشکده علوم حدیث با اشاره به پنجم اسفندماه، روز بزرگداشت خواجه نصیر طوسی گفت: این عالم برجسته قرن هفتم از اساتید برجسته‌ای بهره‌مند نبوده است، بلکه علم و دانش وی حاصل مطالعه و تحقیق شخصی‌اش است.

وی، «فریدالدین داماد» و «قطب‌الدین» را به عنوان اساتید خواجه‌نصیر در فلسفه معرفی کرد و افزود: خواجه‌نصیر، فقه و اصول را نزد «سالم بن بدران» آموخت و بخش دیگری از علوم را نزد پدر خود آموخته است.

این استاد دانشگاه، تأسیس رصدخانه مراغه را یکی از مهم‌ترین کارهای خواجه‌نصیر عنوان کرد و افزود: علاوه بر فعالیت‌های نجومی، خواجه‌نصیر در تقریب بین علوم فلسفه و کلام یا باز گرداندن علم کلام به فلسفه نقش بارزی داشته است.

وی با بیان اینکه فلاسفه بر حصول ایمان از شناخت و معرفت تأکید دارند، ابراز داشت: اگر ایمان را نتیجه شناخت و معرفت تلقی کنیم؛ در این صورت نقش علم کلام به عنوان مولد و زاینده تضعیف می‌شود و در حد پاسخ به شبهات تنزّل می‌یابد. این گرایشات در میان فیلسوفان، سبب تنزل شأن علم کلام در میان اهل علم شد و به تدریج، جایگاه شیوه جدلی علم کلام با شیوه فلسفی برهانی تغییر کرد.

ملایری ادامه داد: خواجه نصیرالدین طوسی با این گرایشات ضدکلامی مخالف بود و با نگارش کتاب «تجریدالاعتقاد» سعی در پیوند فلسفه و کلام داشت. ملاصدرا در هر موقعیتی از متکلمان انتقاد می‌کرد، اما خواجه‌نصیر سعی بر حفظ موضوعات و شیوه‌های کلامی داشت و به همین دلیل، کتاب مستقلی نیز در علم کلام می‌نویسد. البته شیوه این کتاب بر اساس اخذ مبانی تئوریک علم کلام از فلسفه نوشته شده و تفاوت‌های بسیاری با آرای متکلمان دارد.

عضو هیأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد تهران مرکز در خصوص برخی تفاوت‌های عمده میان متکلم و فیلسوف گفت: یک متکلم معمولاً به دنیا از پایین به بالا نگاه می‌کند، یعنی سعی در اثبات ماوراء طبیعت از راه طبیعت دارد، اما فیلسوف بر خلاف متکلم، از بالا به پایین می‌نگرد و شریعت، ضرورت نبوت و معاد را از طریق خداشناسی اثبات می‌کند.

ملایری در پاسخ به این سئوال که آیا آرای فلسفی خواجه‌نصیر در مباحث کلامی به کلام شیعی ضرر می‌رساند یا نه، گفت: این عمل به ضرر علم کلام است. فلسفه علمی برهانی است که نسبت به کلام مزیت‌های خاصی دارد، اما علم کلام که علمی جدلی است، در بین مردم گستره وسیعی دارد.علم فلسفه این برد و گستره را ندارد و هر شخصی نیز قدرت درک برهان را نیز ندارد، بنابراین این کار به ضرر کلام تمام شده است، زیرا این اختلاط کار متکلمان را تمام می‌کند، اما فیلسوفان همچنان به کار خود ادامه می‌دهند.

مرجع