حرف حساب سیاسیترین فیلم سینمای ایران چیست؟
فیلم «قلادههای طلا» با چند سطر توضیحات درباره شخصی به نام «مک گورین» با نام حقیقی یعقوب قادری و تلاشهای او برای توطئه در ایران در آگوست ۲۰۰۷ آغاز میشود.
به گفته فیلم، این شخص ایرانیالاصل است، اما نام او بیننده را یاد «بن گورین» بنیانگذار اسرائیل میاندازد. حتی نام «یعقوب» نیز ماهیت یهودی بودن این شخص را بر ملا میکند، چرا که «اسرائیل» نام دوم یعقوب است و بنیاسرائیل یا اسرائیلیان از نسل او هستند.

پس از این توضیحات، قایقی تفریحی در ترکیه نشان داده میشود که افراد MI6 (سازمان جاسوسی انگلیس) در آن حضور دارند و در صدد ایجاد اغتشاش و راهاندازی جنگ داخلی در ایران هستند. چنانچه از زبان یکی از این افراد و پس از اشاره به ماجرای بمبگذاری در هواپیمای سیدمحمد خاتمی در آستانه انتخابات عنوان میشود: مکگورین کاری میکنه که جنگهای داخلی رواندا پیشش عادی باشه … خون با خون شسته میشه!
موضعگیری بیطرفانه
در همین دقایق ابتدایی، موضع فیلم نسبت به وقایع پس از انتخابات روشن میشود؛ فیلم نه در پی محکوم کردن شخص و جنبش خاصی است و نه قصد تطهیر کسی را دارد، بلکه سعی میکند با رویکردی بیطرفانه و میهنپرستانه، دستهای پشت پرده و عوامل خارجی و برانداز را نشان دهد، یعنی همان چیزی که از آن به عنوان «فتنه ۸۸» یاد میشود.
پس از شکست در طرح ترور سیدمحمد خاتمی و ناکامی در انفجار هواپیمای حامل رئیسجمهور پیشین ایران، عامل نفوذی MI6 با نام «مازیار فناییزاده» (با بازی علیرام نورایی) از ترکیه وارد ایران میشود. نام اصلی وی امیر فلاحی و بزرگشده اردوگاه اشرف است. او مأموریت دارد با کمک سایر سرویسهای اطلاعاتی و مخرب، مقدمات آشوب در ایران را فراهم کند. اما به محض ورود به کشور، پیامکی مبنی بر «راننده عامله/ تحت تعقیبی» دریافت میکند و به همین دلیل راننده را میکشد و فرار میکند. به قتل رسیدن راننده و لو رفتن عملیات، «دکتر جواد رخصفت» یکی از مسئولان ردهبالای وزارت اطلاعات را آشفته و خشمگین میکند، چرا که او معتقد است یک عامل نفوذی در وزارتخانه وجود دارد.
تعقیب و گریز فیلم از اینجا آغاز میشود و تعلیق بسیار خوب مانع آن است که تماشاچی تا پایان فیلم بتواند عامل نفوذی را شناسایی کند. این تعلیق آنچنان خوب و گیرا از کار در آمده است که علاقهمندان به سینما را یاد فیلم کرهای «امور دوزخی» محصول ۲۰۰۲ و کپی هالیوودی آن («مرحوم» به کارگردانی اسکورسیزی محصول ۲۰۰۶) میاندازد.
دیالوگهای نیشدار
از مهمترین شاخصههای «قلادههای طلا» میتوان به شهامت کارگردان در بازآفرینی وقایع و بیان دیالوگهای نیشدار اشاره کرد.
«ابوالقاسم طالبی» در قلادههای طلا وقایع پس از انتخابات ۸۸ را با استفاده از مستندات موجود ـ منتشر شده و منتشر نشده ـ بازسازی کرده و در این میان از نشان دادن هیچ حقیقتی، از جمله: تیراندازی نیروهای بسیج به متجاوزان پایگاه ۱۱۷ عاشورا، حضور عوامل خودفروخته در نیروی انتظامی و نیز چند سلیقگی در نهادهای امنیتی ابا ندارد.
این موضوع در دیالوگهای فیلم نیز به چشم میخورد:
ـ ساسان (عامل اطلاعاتی با بازی شریفینیا) هنگام پخش مناظره انتخاباتی و سخنان محمود احمدینژاد درباره فرزندان هاشمی رفسنجانی خطاب به کامران (عامل اطلاعاتی با بازی حیایی): چی داره میگه؟ مملکت رو که با این حرفاش ریخت به هم!/ مملکت خیلی وقته ریخته به هم.
ـ دکتر رخصفت: اینجا وزارت اطلاعاته، ما هم تو انتخابات دخالت نمیکنیم. میخوای کار انتخاباتی بکنی استعفا بده برو بیرون!
ـ کامران خطاب به روحانی اطلاعاتی: آخوند خائن اطلاعاتی رو هم میشه گیر انداخت… دبیر شورای امنیت کشور نفوذی بود، بمب رو گذاشت زیر پای نخستوزیر.
ـ سفیر انگلیس در دیدار با یکی از جاسوسان: ۳۰۰ ساله تو این مملکتیم و نرفتیم. بچههای اونا رو ما توی انگلیس، کانادا و استرالیا (هر دو مستعمره انگلیس) تربیت میکنیم. آینده این مملکت دست این بچههاست.
ـ «مازیار» در پاسخ به جمله (اینا یه مشت قلاده به گردن هستن که به محض امتیاز گرفتن از آخوندا، صاحباشون اونا رو میفروشن) یکی از عوامل حاضر در خانه تیمی: همه ما قلاده به گردنیم، ولی بعضیها «قلادههای طلا» به گردن دارن، بعضیها هم از چرم گاوهای بلغارستان.
پیام مطلوب
کارگردان فیلم سینمایی «قلادههای طلا» به دور از بیانصافی یا هیجانزدگی ناشی از غلبه بستر حقیقی داستان بر بدنه روایی آن، فیلم خوشساختی ارائه کرده است که بدون توهین به مردم، برچسب زدن بر اشخاص و پرهیز از اظهارنظرهای شخصی، از چگونگی شکلگیری وقایع پس از انتخابات ۸۸ پرده بر میدارد.
از نکات بسیار قوی این فیلم میتوان به بازسازی بدون نقص صحنههای اعتراضات خیابانی و نیز فیلمبرداری سطح بالا اشاره کرد.
طالبی در فیلم خود جز در یکی ـ دو مورد، نماها و پلانهای زاید ندارد. او توجه ویژهای به پیام فیلم دارد و نشان میدهد دود آتشی که عامل نفوذی در برپایی آن نقش داشته، اول از همه در چشم خود و خانوادهاش رفته است.
کارگردان فیلم «قلادههای طلا» در پایان نیز با نشان دادن صحنه ورود جاسوسان و عوامل اطلاعاتی دیگر به ایران، ضمن بیان این موضوع که کشور همواره در معرض خطر معاندان قرار دارد، شناساییشدن این عوامل را نیز نشان میدهد تا به تماشاچی حس امنیت القا شود و بداند کشورش از گزند بیگانگان در امان است.


