تبليغات X
۱۶
دی

«نیروهای ویژه»؛ مذمت طالبان، منقبت خبرنگاران

هشتم دی‌ماه جاری، خیلی اتفاقی و درست در روزی که دو خبرنگار فرانسوی ربوده شده توسط گروه تندروی «طالبان» در افغانستان آزاد شدند، فیلمی مرتبط با این موضوع دیدم.

منظور فیلم «نیروهای ویژه» با نام اصلی Forces spéciales (نام انگلیسی Special Forces) محصول سال ۲۰۱۱ سینمای فرانسه است که در ژانرهای اکشن، ماجراجویی و درام در ۱۰۹ دقیقه با بودجه حدوداً ۱۰ میلیون یورویی ساخته شده؛ این فیلم در کشورهای فرانسه، روسیه، سوئیس، بلژیک، ترکیه، برزیل، استونی، لیتوانی و سنگاپور اکران شده است. لوکیشن‌های این فیلم نیز علاوه بر فرانسه، جمهوری جیبوتی (از مستعمرات پیشین فرانسه) و تاجیکستان است که البته انتخاب هوشمندانه‌ای به نظر می‌رسد، چرا که زبان تاجیکی‌ها نیز فارسی است و جغرافیای آن ـ به ویژه وجود رشته‌کوه‌های پامیر که ادامه آن در افغانستان هندوکش نامیده می‌شود ـ به دلیل همسایگی با افغانستان شباهت و قرابت بسیاری به این کشور (و نیز پاکستان) دارد.

دنباله ی نوشته را بخوانید…

۰۲
دی

«خاک و آتش»؛ فیلمی سراسر غرور و غیرت

اکران فیلم تاریخی «خاک و آتش» از اواخر هفته گذشته آغاز شده، بی‌مناسبت ندیدم نقدی که سال گذشته (۱۳ اسفند ۸۹) درباره این فیلم و پس از دیدنش در انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نوشتم رو توی وبلاگم هم منتشر کنم.
فقط دو نکته در این نقد باید توجه بشه: اول اینکه با رویکرد مثبت نوشتم و دوم این که زمانی که این نقد رو نوشتم مجموعه تلویزیونی مختارنامه کولاک کرده بود، برای همین نقد رو با توجه به اون شروع کردم.

مهدی صباغ‌زاده (کارگردان) و میترا حجار (بازیگر) در پشت صحنه فیلم «خاک و آتش»

  دنباله ی نوشته را بخوانید…

۰۳
آذر

وال‌استریت؛ مرگ تراژیک دموکراسی در بن‌بست کاپیتالیسم

جنبش مردمی در اعتراض به انباشت سرمایه در جیب اقلیت به خیابان وال‌استریت آمد تا پایان تراژیکی برای مدعیان دموکراسی به ویژه دموکراسی لیبرال رقم بخورد.

در تاریخی نه چندان دور، حمایت سیاستمداران آمریکایی از دموکراسی لیبرال به فربه‌شدن سرمایه‌داری انجامید، تا جایی که به مرور زمان، اقلیت یک درصدی با اتکا به قدرت سرمایه‌ موفق شدند بر اکثریت ۹۹ درصدی حکومت کنند. این استبداد مدرن با شعار لیبرال‌دموکراسی به کار خود ادامه داد تا این که آگاهی مردم از یک سو و نبود رفاه برای آن‌ها از سوی دیگر، موجب شکل‌گیری جنبش اعتراضی وال‌استریت شد.
به واقع «وال‌استریت» پایانی است بر سلطه نظام سرمایه‌داری به ویژه امپریالیسم و مرثیه‌ای است بر مرگ دموکراسی غربی؛ این نه یک شعار که یک حقیقت تلخ برای مدعیان مردم‌سالاری است. چیزی که «اسلاوی ژیژک» فیلسوف مشهور اسلوونیایی از آن به «جدایی همیشگی دموکراسی از سرمایه‌داری» تعبیر می‌کند.
این ادعا بسیار جدی بوده و مسلم این است که حوزه‌های دموکراسی در غرب تعریف شده و هنگامی که بحث تراست‌ها، کارتل‌ها یا لابی‌های صهیونیستی مطرح می‌شود، دموکراسی به خود اجازه ورود نمی‌دهد، چون جزء اصول ممنوعه و از خط قرمزهاست.

اکنون این سؤال مطرح می‌شود که آیا می‌توان بار دیگر میان دموکراسی و سرمایه‌داری پیوند برقرار کرد؟

برای بررسی رابطه دموکراسی با سرمایه‌داری باید ابتدا هر یک از این دو مفهوم ـ به ویژه مفهوم دموکراسی و فرآیندهای دموکراتیک ـ را تعریف کنیم.
لازمه تحلیل چرایی تلازم دموکراسی و سرمایه‌داری، پاسخ‌دادن به این پرسش است که کجا می‌توان جلوی سرمایه‌داری را گرفت و قدرت سرمایه را محدود کرد، بدون اینکه به فرآیندهای دموکراتیک لطمه‌ای وارد شود؟ به بیان دیگر باید اثبات کرد فرآیندهای دموکراتیک و مناسبات سرمایه‌داری مانعة الجمع نیستند.
بنابراین گام اول پس از اعلام موضع درباره «تلازم یا عدم تلازم دموکراسی و سرمایه‌داری» این است که نظریات مختلف درباره دموکراسی را بررسی و سپس یک تلقی حداقلی مورد پذیرش عموم از آن ارائه کرد.
سپس در گام بعدی، باید نشان داد می‌توان نظامی دموکراتیک داشت که سرمایه‌داری نیست. در این نظام، یک فرد می‌تواند سرمایه داشته باشد ولی هنجارها و مناسبات سرمایه‌سالارانه در آن ممنوع شده است.
البته ذکر این نکته ضروری است که محدود کردن یک نظام دموکراسی به معنای عدم تحقق آن نیست و نظام‌های دموکراتیک همواره دارای ممنوعیت‌ها و خط قرمزها هستند و ادعای داشتن دموکراسی با وجود خط قرمزها در هر کجایی از دنیا ممکن است.

می‌توان چنین گفت آنچه که اکنون در غرب رخ داده، خط بطلانی است بر این تفکر که «دموکراسی فقط یک صورت دارد و آن هم دموکراسی سرمایه‌داری غربی است»؛ به بیان دیگر در غرب سعی می‌کنند به «دموکراسی» بار مفهومی لیبرالیستی بدهند، اما در نگاه نظریه‌پردازان و متفکران اسلامی، «تئوکراسی» جایگاه ویژه‌ای دارد و معتقدند نباید اجازه داد که دموکراسی به نفع مردم یک مکتب خاص مصادره شود؛ به همین دلیل در ایران نسخه‌ای که برای حکومت پیچیده شد، «مردم‌سالاری دینی» نام گرفت؛ مردم سالاری دینی مرادف دموکراسی است اما آن بار انحرافی که در مفهوم دموکراسی گنجانده شده را ندارد.
شاید اکنون وقت آن رسیده است که مردم‌سالاری دینی و کرامت انسانی را به عنوان نسخه‌ای شفابخش و جایگزینی برای دموکراسی غربی معرفی کنیم. البته مستلزم این امر تحقق ۱۰۰ درصدی مردم‌سالاری دینی در جمهوری اسلامی ایران است و تا این امر به صورت کامل محقق نشود،‌امکان نسخه‌پیچی آن وجود ندارد!

۱۲
آبان

آدمهای چندش در فیسبوک

واقعا چه آدمهای چندشی توی فیسبوک پیدا میشن!
همیشه میخوان پز روشنفکری بدن، همیشه میخوان خلاف جریان شنا کنن، همیشه میخوان بگن مثلا زیاد میفهمن!

یارو یه عمل غیراخلاقی جلوی چشم کلی بیننده انجام داده، براش دایه عزیزتر از مادر شدن، تازه در دفاع ازش ۴ تا مصداق و قیاس مع الفارق عنوان میکنن که آدم آی کیوش ۸۰ هم باشه از خنده روده بر میشه

فیفا خودش رو میکشه که فوتبال سیاسی نشه، بعد اینا از شوخی دستی دو تا بازیکن برای اهداف و اغراض سیاسی استفاده میکنن، تازه یه نقبی هم به جنازه پوسیده ندا آقا سلطان میزنن

ای تو روح این جنبش که تئوریسین هاش انقدر احمقن

آخه عزیز من! ما برای کسانی که ۳۰۰۰میلیارد اختلاس کردن هیچوقت هورا نکشیدیم، ولی واسه این دو تا بازیکن هورا کشیدیم و کف زدیم، حالا تو هی بگو چرا به اختلاس گیر نمیدیم؟!

لااقل اون ناکثایی که اختلاس کردن، هیچ وقت آبروی اخلاقی ایران رو اینجوری نبردن، حالا تو هی بگو دسیسه رسانه های داخلی بوده

ای گور بابای هر چی معانده صلوات