۲۱
مرداد

یک هموطن کلیمی در نمایشگاه قرآن مسلمان شد

یک هموطن ۶۰ ساله کلیمی،‌ با شهادت به یگانگی خدا و پیامبری حضرت محمد (ص) در روز اول ماه مبارک رمضان و در نمایشگاه قرآن به دین مبین اسلام گروید.

روز چهارم هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در حالی سپری شد که مهمترین اتفاق آن، پذیرفتن آیین اسلام و مذهب تشیع توسط یک هموطن کلیمی بود.
این هموطن ۶۰ ساله، پس از چهار جلسه مشاوره و یک گفت‌وگوی طولانی با یکی از مشاوران و کارشناسان دینی حاضر در نمایشگاه، آمادگی خود را برای پذیرفتن آیین اسلام اعلام کرد و شهادتین را بر زبان جاری ساخت.
این مراسم در حضور تنی چند از حجج اسلام و کارشناسان دینی نمایشگاه قرآن انجام شد و در پایان، یک گواهی مبنی بر پذیرفتن آیین اسلام، تنظیم و به وی اعطا شد.

- راهروی ورودی جنوب غربی ایستگاه متروی شهید بهشتی به شیوه زیبایی با تابلوهای قرآنی تزئین شده است که با حال و هوای مبارک رمضان و نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم متناسب است.

- توفیق اجباری عبور از نمایشگاه مواد غذایی که در ابتدای خروجی شمالی ایستگاه متروی شهید بهشتی قرار دارد، موجبات نارضایتی بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم را فراهم آورده است.

- برخلاف سال‌های گذشته علاوه بر خودروهای ون صلواتی، چند دستگاه اتوبوس صلواتی نیز وظیفه انتقال بازدیدکنندگان از در مترو تا مصلای تهران را بر عهده دارند که البته به نظر می‌رسد با ورود به ماه مبارک رمضان و به تبع آن استقبال بیشتر روزه داران از نمایشگاه‌، تردد این اتوبوس‌ها با مشکل و به کندی صورت پذیرد.

- محل بخش‌های مختلف نماشگاه امسال نسبت به سالیان گذشته تغییرات بسیاری داشته است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به تغییر محل بخش‌های حوزوی و محصولات فرهنگی اشاره کرد.

- نامناسب بودن محل استقرار غرفه‌های بخش محصولات فرهنگی، موجبات ناراحتی و اعتراض این غرفه‌داران را پدید آورده است.

- حضور چهره‌های جدید در بخش پژوهش با استقبال خوب بازدیدکنندگان همراه بوده است. البته بازدیدکنندگان ثابت و دائمی این بخش نیز جویای احوال برخی کارشناسان قدیمی این بخش هستند. «شرکت در طرح ضیافت» و «حضور در مکه مکرمه» عمده‌ترین دلیل عدم حضور برخی کارشناسان سال پیش در بخش حضوری است.

- تابلوی زیبای «سرّ عشق» که سال گذشته نظر بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کرده بود، امسال نیز در این نمایشگاه و در کنار تابلوی جدیدی با نام «ساقی عشق» قرار دارد. پیش از این خبری مبنی بر اهدای تابلوی «سرّ عشق» به حرم مطهر امام حسین (ع) ‌اعلام شده بود.
موضوع نصب این تابلو در حرم حضرت سیدالشهداء (ع) همچنان به قوت خود باقی است و یکی از دلایل تعویض قاب آن نیز به همین دلیل است.

- یکی دیگر از تابلوهایی که نظر بازدیدکنندگان را به خود جلب می‌کند، تابلویی با عنوان «تمام قرآن در یک خط» است. در این تابلو تمام قرآن کریم به صورت دایره‌وار نوشته شده است که ابتدای آن، مرکز این دایره و آخرین آیه نیز در دورترین فاصله از مرکز (یعنی محیط دایره)‌ قرار دارد.

ـ در ساعات پایانی نمایشگاه، سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایشگاه بازدید کرد. این بازدید تا ساعت یک بامداد به طول انجامید.

پی‌نوشت:
خیلی همت و غیرت و بصیرت میخواد آدم تو ۶۰ سالگی دین و آئینش رو عوض کنه و به حق بپیونده! درود بر شرف این هموطن عزیز.

۰۹
مرداد

گزارش به خاک زنجان

هنگامی که دکتر دینانی خاک‌های یونان و زنجان را حکیم‌پرور و به نوعی مقدس معرفی می‌کند، چرا به تقلید از نیکوس کازانتزاکیس که «گزارش به خاک یونان» را نوشته است، شرح سفر به زنجان را‌ «گزارش به خاک زنجان» ننامیم؟!

* * * * *

با اینکه سه‌شنبه، نیمه شعبان و روز تعطیل بود، باز هم از ورود اتوبوس‌ها به شهر ممانعت شده بود. به همین دلیل با ۷۵ دقیقه تأخیر به مؤسسه پژوهش حکمت و فلسفه رسیدند.

به سمت اتوبوس سبز رنگ راهنمایی شدیم و پس از بالا رفتن از پله‌های آن، متوجه شدیم این اتوبوس مخصوص اساتید همایش است و چهره‌های آشنایی همچون شهین اعوانی، غلامرضا اعوانی و غلامحسین ابراهیمی دینانی به چشم می‌خوردند.

هر دو اتوبوس، نوفل لوشاتو را به سمت خیابان ولی عصر (عج) و سپس انقلاب ترک گفتند و سفر به زنجان رسماً آغاز شد.

نمایشگر اتوبوس دمای هوای داخل را ۲۰ درجه سانتی‌گراد و دمای بیرونی را ۳۱ درجه سانتی‌گراد اعلام می‌کرد. اما هر چه از تهران دور می‌شدیم، این اعداد کاهش می‌یافت. تا جایی که دمای داخل به ۱۳ درجه سانتی‌گراد بالای صفر رسید و خواب را از چشمان خسته‌مان ربود.

پیراهن دیگری نیز که برای مبارزه با سرما به تن کرده بودم، افاقه نکرد. کز کرده و کلافه نشسته بودم که ناگهان یک خودروی ون جلوی اتوبوس متوقف شد و به تبع آن، اتوبوس نیز توقف کرد. کنجکاو برای اینکه چه اتفاقی رخ داده است، ناگهان چهره‌ای آشنا در مقابل دیدگانمان ظاهر شد.

این چهره آشنا «بیژن شکرریز» بود که چند روز قبل به همراه مسعود فراستی در برنامه هفت شبکه سوم سیما شرکت کرده بود.
هنوز گیج و متعجب بودیم که سر و کله یک فیلمبردار هم پیدا شد و تازه فهمیدیم؛ این سفر به یک فیلم مستند بلند تبدیل خواهد شد.

۱۵ دقیقه‌ای معطل ماندیم تا آقای کارگردان راش‌های مورد نظر خود را که بیشترین آنها به دکتر دینانی اختصاص داشت، تهیه کند.

عوارضی قزوین- زنجان را رد کرده بودیم که بار دیگر و این بار شدیدتر از دفعه قبل، اتوبوس در حاشیه اتوبان متوقف شد. لابد این بار هم قضیه فیلم و مستند و این‌ها بود، اما نه! یکی از درهای اتوبوس دوم خراب شده بود و بسته نمی‌شد. ۲۰ دقیقه هم به همین نحو سپری شد.

۲۱:۴۵ سوسوی چراغ‌های رنگارنگ، نزدیک شدن به شهر زنجان را نوید می‌داد.

ورودی شهر را پشت سر گذاشتیم و هنوز به بافت اصلی شهر نرسیده بودیم که اتوبوس وارد محوطه هتلی به نام «پیام» وابسته به مخابرات زنجان شد.

خیلی سریع به سوئیت‌هایمان راهنمایی شدیم و پس از استقرار موقت، بار دیگر برای صرف شام به رستوران‌ هتل بازگشتیم و روز اول سفر با صرف شام و بازگشت به سوئیت‌ها خاتمه یافت.

صبح روز بعد، صبحانه که صرف شد، همان دو اتوبوس سبز و زرد را سوار شده و به سمت دانشگاه زنجان، محل برگزاری روز اول همایش رهسپار شدیم.

اتوبوس به موازات ریل راه‌آهن و از حاشیه شهر عبور می‌کرد. ۱۰ کیلومتر مزارع زرد و باغ‌های سبز را پشت سر گذاشتیم که سر در دانشگاه زنجان نمایان شد. ورودی دانشگاه زنجان به در شمالی سازمان صدا و سیما که به سالن همایش‌های بین‌المللی منتهی می‌شود، شباهت بسیار داشت.

در تصور من که دانشگاه‌های زیادی را به چشم ندیده‌ام، دانشگاه زنجان پس از دانشگاه فردوسی مشهد، بزرگ‌ترین دانشگاه ایران از نظر مساحت بود.

اتوبوس جلوی کتابخانه مرکزی و مراکز اسناد دانشگاه توقف کرد و پس از گروه فیلمبرداری، وارد سالن الغدیر شدیم. سالنی که به نظر می‌رسید؛ گنجایش ۷۰۰ نفر را دارا باشد.

دکتر متفکر آزاد، رئیس دانشگاه زنجان، خیر مقدم گفته و سخنانی کوتاه بیان کرد و پس از وی، دکتر کمالی‌زاده، معاون اجرایی همایش به سخنرانی پرداخت.

سخنرانی‌ها یکی پس از دیگری ایراد می‌شد و حاضران که تنها یک سوم سالن را پر کرده‌ بودند، محظوظ می‌شدند.
نوبت به سخنرانی دکتر دینانی رسید که برای اولین بار دبیری علمی یک همایش را پذیرفته بود.

صراحت لهجه دینانی لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد. تا جایی که خود او نیز احتمال ناراحتی برخی حضار را پیش‌بینی و از آنها درخواست کرد؛ اگر تاب شنیدن ندارند، سالن را ترک کنند.

دکتر تأکید می‌کرد ناسیونالیست نیست اما به تاریخ باستان ایران و پادشاهان خردمندی همچون کی‌خسرو می‌بالد.
سخنان صریح دکتر به مباحث مربوط به آتش و نور و مجوس نبودن سهروردی رسیده بود که ناگهان برق سالن قطع شده اما دینانی همچنان به سخنان خود ادامه داد. ۱۵ دقیقه‌ای گذشت تا جریان برق سالن برقرار شد و ۵ دقیقه بعد دکتر در میان خیل تشویق حاضران تریبون را ترک کرد.

هنوز هم مشخص نیست قطع برق عمدی بود یا نه، اما مطمئناً خللی در اثرگذاری سخنان دکتر دینانی وارد نکرد.
هنگام پرسش و پاسخ، یکی از اساتید حاضر در سالن سخنانی در مخالفت با گفته‌های دکتر دینانی مطرح کرد که با واکنش تند وی همراه بود. این جدل علمی با وساطت مجری و به دلیل نزدیکی به اذان ظهر خاتمه یافت.

پس از صرف ناهار در سالن غذاخوری دانشگاه، همایش ادامه یافت.

میزگردی با حضور شهین و غلامرضا اعوانی، غلامحسین ابراهیمی دینانی و محسن جوادی برگزار شد که تضارب آرا در آن موج می‌زد و این مباحثه علمی، حاضران در سالن را به وجد آورده بود.

پایان روز اول همایش با بازدید از رختشویخانه و موزه باستان‌شناسی استان زنجان همراه بود.

در این موزه، مردان نمکی نگهداری می‌شدند که مرد شماره ۴ با قدمت ۲۸۰۰ سال و با اندام و حتی ناخن‌های سالم، بهت و حیرت بازدیدکنندگان را در پی داشت.

روز دوم همایش، با سفر به شهر قیدار آغاز شد.

در طول مسیر از شهر سلطانیه و از کنار گنبد غرور آفرین سلطانیه عبور کردیم. گنبدی که ۸ قرن پیش بنا شده است و هنوز هم بزرگترین گنبد آجری جهان محسوب می‌شود. پیش از این، گنبد مسجد گوهرشاد و مسجد امام اصفهان را بزرگترین گنبدها می‌دانستم؛ اما گنبد فیروزه‌ای سلطانیه، غرور و افتخار را به ارمغان می‌آورد. خدا را شکر کردم که این گنبد از گزند بناهای مرتفع مصون مانده و همچون میدان امام اصفهان، اسیر چنگال «جهان‌نما»ها نشده است.

بیابان‌های ارغوانی و گندم‌زارهای زرد را پشت سر گذاشتیم تا قیدار از پشت تپه‌ماهورها نمایان شد.

فرهنگسرای اشراق میزبان مراسم اختتامیه همایش بزرگداشت روز سهروردی بود. مراسم آغاز شد و شاید بتوان جنجالی‌ترین سخنان این روز از همایش را از آن دکتر یثربی‌ دانست. وی در پایان سخنان خود ضمن تأکید بر علاقه وافر خویش به سهروردی گفت: تصور نمی‌کنم کسی بیش از من شیخ اشراق را دوست بدارد. اما در عین حال معتقدم جایگاه وی در فلسفه، چندان مثبت نیست. چرا که سهروردی در گسترش گرایش‌های غیرعقلانی از جمله رشد و گسترش تصوف کمک کرده و عقلانیت اسلام و مشائیان را تضعیف کرده است.

پس از اتمام رسمی همایش، از مقبره قیدار نبی (ع) که نوه حضرت ابراهیم (ع) است، دیدن کرده و سپس راهی سهرورد، زادگاه سهروردی شدیم.

سهرورد، روستایی سرسبز و زیبا بود و جالب‌تر اینکه مراسم در فضایی باز و در میان باغ‌های این روستا و زیر درختان کهنسال گردو برگزار شد.

استقبال شایسته اهالی سهرورد، اساتید حاضر را به وجود آورد و سه سخنرانی پیش‌بینی نشده دینانی، اعوانی و یثربی را به همراه داشت. روحانی جوان روستا نیز از این سه استاد با عنوان «پروفسور» یاد کرد که در نوع خود جالب بود.

در انتهای این مراسم نیز هر یک از اساتید حاضر، وعده‌هایی شیرین و امیدبخش مبنی بر تجهیز کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روستا دادند.

یکی از خواسته‌های اهالی روستا، ایجاد یک سالن برای برپایی همایش‌های مشابه بود. وقتی علت اجرایی نشدن این موضوع را از اهالی جویا شدم، چشمانم از تعجب گرد شد! قیمت هر متر مربع زمین در چنین روستایی نزدیک به یک میلیون تومان است.

پس از اتمام مراسم، سوار بر اتوبوس‌ها، سهرورد را به مقصد تهران ترک گفتیم. در حاشیه جاده خاکی روستا، دختری خردسال ایستاده و خواهر کوچک خود را به صورت سنتی بر پشت بسته بود. دستی برایش تکان دادم و او نیز لبریز از شادی و احساس، تکان دستانش را به نشانه خداحافظی بدرقه راهمان کرد.

پی‌نوشت:
ـ بخشی که با مربع قرمز رنگ در تصویر آخر مشخص شده است، مربوط به بقایای خانه سهروردی است.
ـ دوست داشتم مطالبی رو هم درباره الکساندر واسیلینوف (دانشجوی دوره دکترای مؤسسه و اهل بلغارستان) بنویسم، و از علاقه شدیدش به فوتبال و گفت‌وگوی من و او در این خصوص بنویسم، اما متأسفانه فرصت نشد.
ـ با تشکر از آقایان مرادی و عابدینی و خانم‌ها حسینی‌معصوم و عظیمی

۰۸
مرداد

گزارشی از سخنرانی‌های همایش دو روزه بزرگداشت سهروردی در زنجان

همایش دو روزه «بزرگداشت روز سهروردی» با سخنرانی حضرات آیات واعظی و فیاضی و اساتیدی همچون اعوانی، دینانی، یثربی، جوادی، کمالی‌زاده، حبیبی، بستانی و متفکر آزاد، عصر روز گذشته در زنجان خاتمه یافت.

همایش «بزرگداشت روز سهروردی» طی روزهای ششم و هفتم مرداد ماه در تالار الغدیر دانشگاه زنجان و فرهنگسرای اشراق شهر قیدار زنجان برگزار شد.
این همایش با دبیری علمی غلامحسین ابراهیمی دینانی و در سه پانل تخصصی با موضوعاتی هم‌چون «حکمت اشراق، فلسفه و منطق» و «حکمت اشراق، ایران» برگزار ‌شد و اساتید حاضر به بیان سخنانی در خصوص «سهروردی» پرداختند که گزیده هر یک به اختصار در پی می آید:

ـ کمالی‌زاده: رساله «عشق سهروردی» محل تلاقی سُنن ایران، اسلام و یونان است
ـ آیت‌الله واعظی: «شیخ اشراق» شهید راه تشیع است
ـ متفکر آزاد: اندیشه‌ سهروردی روشنگر راه جوانان تشنه حقیقت است
ـ حبیبی: شیخ اشراق در تصحیح مغالطه‌های مشائیان کوشیده است
ـ بستانی: سهروردی آغازگر دوره جدید تاریخ فلسفی ایران است
ـ دینانی: سهروردی مأنوس‌ترین حکیم ایرانی با قرآن است
ـ اعوانی: سهروردی احیاگر معنای حکمت در شرق است
ـ یثربی: سهروردی عقلانیت اسلام و مشائیان را تضعیف کرده است

پی‌نوشت:
برای خواندن مشروح این سخنان به ادامه مطلب مراجعه کنید ;)
هفت تا تیتر مثبت زدم، گفتم یکی هم منفی باشه تا دل مخالفان سهروردی هم کباب نشه :))
به زودی حواشی این همایش دو روزه رو منتشر میکنم، پس منتظر بمانید :)

دنباله ی نوشته را بخوانید…

۲۹
تیر

این روزها همه تکذیب می‌کنند؛ شما چطور؟!

رئیس پژوهشگاه علوم انسانی، در نشست خبری همایش «تنوع فرهنگی، همگرایی جهانی» سخنانی در نقد برگزارکنندگان همایش‌های بین‌المللی داخلی عنوان کرد، اما در فاصله کمتر از ده دقیقه، منکر سخنان خود شد و گفت: در صورتی که این موارد را در اخبار خود منعکس کنید، تکذیب می‌کنم!

نشست خبری همایش بین‌المللی «تنوع فرهنگی، همگرایی جهانی» پیش از ظهر امروز در حالی در پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی برگزار شد که از حاشیه‌های بسیاری برخوردار بود.

این نشست خبری در سکوت رسانه‌ای و تنها با حضور نمایندگان خبرگزاری‌های فارس و ایلنا و رادیو همراه بود. از ظواهر امر چنین برمی‌آمد که پژوهشگاه علوم انسانی با بایکوت رسانه‌‌های خبری مواجه است.

البته چنین رویدادی چندان دور از ذهن نبود. چرا که رئیس پژوهشگاه علوم انسانی و مطالعات فرهنگی رابطه خوبی با رسانه‌ها و مطبوعات ندارد و همچنین برخورد نه چندان جالب وی در نشست خبری سال گذشته‌ (در تاریخ هشتم اسفندماه) موجبات دلخوری خبرنگاران را پدید آورده بود.

پس از ۴۵ دقیقه تأخیر و از ساعت ۱۱:۴۵ نشست خبری مذکور با حضور حمیدرضا آیت‌اللهی، رئیس همایش بین‌المللی «تنوع فرهنگی، همگرایی» آغاز شد. البته گویا دکتر آیت‌اللهی چندان برای ارائه آمار و اطلاعات این همایش آمادگی نداشت و برای آوردن برگه اطلاعات مربوطه، مجبور به ترک چند ثانیه‌ای جلسه شد.

یکی دیگر از نکات جالب این نشست خبری، عدم اطلاع‌ کافی آیت‌اللهی از اعضای هیأت علمی همایش «تنوع فرهنگی، همگرایی جهانی» بود. وی که رئیس همایش مذکور محسوب می‌شود، در سخنی تأمل‌برانگیز در مورد فعالیت‌های اعضای علمی همایش و نام آنها گفت: «یک مقداری از کار به دور بودم»!

وی پس از ارائه اطلاعات اجمالی، به سؤالات خبرنگاران حاضر در جلسه پاسخ گفت. آیت‌اللهی در پاسخ به میزان کلی بودجه مصرفی برای برگزاری همایش‌ «تنوع فرهنگی، همگرایی جهانی» گفت: برای برگزاری این همایش تاکنون نزدیک به ۳۰ میلیون هزینه شده است و این رقم در مقایسه با همایش‌های مشابه بسیار ناچیز است. چرا که در همایش‌های مشابه، بیش از ۵۰۰ میلیون تومان برای دعوت میهمانان خارجی و برگزاری همایش نیاز است به جرأت می‌توانم بگویم؛ این همایش اولین‌ همایشی است که برای حضور اساتید خارجی، به آنان التماس نشده است و پول یا هدیه‌ای نیز به آنان داده نمی‌شود.

آیت‌اللهی با زیر سؤال بردن تمام همایش‌های بین‌المللی داخلی، به ویژه همایش‌هایی که از سوی مؤسسه پژوهشی حکمت و فلسفه ایران برگزار شده است، ارزش برگزاری کنگره بین‌المللی روز جهانی فلسفه ـ که سی‌آم آبان ماه در ایران برپا می‌شود ـ را با همایش «تنوع فرهنگی، همگرایی جهانی» یکسان دانست.

وی در پاسخ به این سؤال که آیا قانع کردن مسئولان یونسکو برای برگزاری کنگره بین‌المللی فلسفه در ایران، امری ساده و کار کوچکی است، گفت: من منکر ارزش این کار نیستم و در اینجا تنها در مورد هزینه‌ صحبت می‌کنم. ارزش کنگره روز جهانی فلسفه به این است که کاری کند؛ اساتید خارجی برای حضور در آن خواهش تقاضا کنند، نه اینکه ما به اساتید خارجی برای حضور در همایش‌هایمان التماس کنیم و هدیه هم به آنها بدهیم، آنگاه، استاد مذکور به کشور خود بازگردد و با افتخار بگوید من به ایران سفر کردم تا به آنها علم بیاموزم.

دقایقی از اظهار نظرهای جنجالی آیت‌اللهی مبنی بر ارزشمند بودن یک همایش در صورت حضور اساتید خارجی نمی‌گذشت که وی در پرسش مجدد یکی از خبرنگاران از این موضوع، منکر سخنان خود شد و گفت: من چنین چیزی نگفتم و اگر از قول من این سخنان را مطرح کنید، تکذیب می‌کنم!

پی‌نوشت:
نمی‌دونم این «تکذیب کردن» چه فعلی هست که این روزها همه گیر شده؟
به قول معروف: این روزها همه تکذیب می‌کنند؛ شما چطور؟!