۱۹
مرداد

۶۵ خطاطی زیبا با موضوع ماه مبارک رمضان

سلام
دوباره ماه مبارک از راه رسید.
فکر کنم امسال اولین باری هست که پیشواز نمیرم :(

تنها کاری که از دستم بر میاد قرار دادن همین فایلهای PDF و Ai هست که به کار دوستان طراح و گرافیست میاد
امیدوارم من رو هم از دعای خیر خودشون محروم نکنند.

این مجموعه شامل ۶۵ فایل با طرح ها و رنگ های زیباست که در مجموع کمتر از ۶۵۰ کیلوبایت حجم داره!!!

۶۵Calligraphies | .ai & .pdf |620 KB

دانلود از سرور ۴shared

دانلود از سرور MediaFire

پی‌نوشت:
اگه از این پست خوشتون اومده، به این پست هم سری بزنید :)

۱۳
مرداد

شیطنت وهابی‌ها در مخدوش ساختن نام مبارک امام مهدی (عج)

من که تا حالا به مکه و مدینه مشرف نشده‌ام، اما آنهایی که رفته‌اند، حتماً تصدیق می‌کنند؛ در دو حیاط جانبی مسجدالنبی (ص) که به‌کمک چتر‌هایی مسقف می‌شوند، نام‌های شریف اهل بیت عصمت و طهارت (ع) به شیوه زیبایی حک شده است. البته در کنار این اسامی، نام‌ برخی صحابه رسول خدا (ص) از عاقبت به خیران آنان گرفته تا دیگران، به چشم می‌خورد.

* * * * *

این حکاکی‌ها توسط عثمانی‌ها صورت گرفته و جلوه زیبایی به این قسمت‌ بخشیده است. به ویژه‌ آن‌که شیعیان با دیدن این اسامی شریف، حال و هوای دیگری را در شهر پیامبر (ص) تجربه می‌کنند.

متأسفانه از دو سال پیش، دست عناد و لجاج وهابی‌ها گریبان این اسامی منقوش را نیز گرفته است. به طوری که در اصلاحاتی ناشیانه، نام مبارک «محمد المهدی حیّ» را ـ چنانچه در تصویر مشهود است ـ به «محمد المهدی» تغییر داده‌اند.

این معاندان که وجهه اسلام را نیز خدشه‌دار کرده‌اند، با دست‌بردن در حکاکی نام زیبای امام زمان (عج)، اتصال حرف «ح» به حرف «ی» را که نمادی از حیات و زنده‌بودن امام زمان (عج) است را به هم زده‌اند و به صورت ناشیانه‌ای، زائده‌ای بر حرف «ی» افزوده‌اند.

پی‌نوشت:
ـ‌ متأسفانه عکس بهتری از زمان قبل از ایجاد تغییرات پیدا نکردم، ‌اگر داشتید ممنون می‌شم لطف کنید.
ـ‌ با تشکر از حاج‌حسین عزیز که موجبات انعکاس این خبر رو فراهم کرد. خدا خیرش بده.
ـ با تشکر از نسیم عزیز که تصویر پیش از تغییرات رو معرفی کردند.

۰۹
مرداد

گزارش به خاک زنجان

هنگامی که دکتر دینانی خاک‌های یونان و زنجان را حکیم‌پرور و به نوعی مقدس معرفی می‌کند، چرا به تقلید از نیکوس کازانتزاکیس که «گزارش به خاک یونان» را نوشته است، شرح سفر به زنجان را‌ «گزارش به خاک زنجان» ننامیم؟!

* * * * *

با اینکه سه‌شنبه، نیمه شعبان و روز تعطیل بود، باز هم از ورود اتوبوس‌ها به شهر ممانعت شده بود. به همین دلیل با ۷۵ دقیقه تأخیر به مؤسسه پژوهش حکمت و فلسفه رسیدند.

به سمت اتوبوس سبز رنگ راهنمایی شدیم و پس از بالا رفتن از پله‌های آن، متوجه شدیم این اتوبوس مخصوص اساتید همایش است و چهره‌های آشنایی همچون شهین اعوانی، غلامرضا اعوانی و غلامحسین ابراهیمی دینانی به چشم می‌خوردند.

هر دو اتوبوس، نوفل لوشاتو را به سمت خیابان ولی عصر (عج) و سپس انقلاب ترک گفتند و سفر به زنجان رسماً آغاز شد.

نمایشگر اتوبوس دمای هوای داخل را ۲۰ درجه سانتی‌گراد و دمای بیرونی را ۳۱ درجه سانتی‌گراد اعلام می‌کرد. اما هر چه از تهران دور می‌شدیم، این اعداد کاهش می‌یافت. تا جایی که دمای داخل به ۱۳ درجه سانتی‌گراد بالای صفر رسید و خواب را از چشمان خسته‌مان ربود.

پیراهن دیگری نیز که برای مبارزه با سرما به تن کرده بودم، افاقه نکرد. کز کرده و کلافه نشسته بودم که ناگهان یک خودروی ون جلوی اتوبوس متوقف شد و به تبع آن، اتوبوس نیز توقف کرد. کنجکاو برای اینکه چه اتفاقی رخ داده است، ناگهان چهره‌ای آشنا در مقابل دیدگانمان ظاهر شد.

این چهره آشنا «بیژن شکرریز» بود که چند روز قبل به همراه مسعود فراستی در برنامه هفت شبکه سوم سیما شرکت کرده بود.
هنوز گیج و متعجب بودیم که سر و کله یک فیلمبردار هم پیدا شد و تازه فهمیدیم؛ این سفر به یک فیلم مستند بلند تبدیل خواهد شد.

۱۵ دقیقه‌ای معطل ماندیم تا آقای کارگردان راش‌های مورد نظر خود را که بیشترین آنها به دکتر دینانی اختصاص داشت، تهیه کند.

عوارضی قزوین- زنجان را رد کرده بودیم که بار دیگر و این بار شدیدتر از دفعه قبل، اتوبوس در حاشیه اتوبان متوقف شد. لابد این بار هم قضیه فیلم و مستند و این‌ها بود، اما نه! یکی از درهای اتوبوس دوم خراب شده بود و بسته نمی‌شد. ۲۰ دقیقه هم به همین نحو سپری شد.

۲۱:۴۵ سوسوی چراغ‌های رنگارنگ، نزدیک شدن به شهر زنجان را نوید می‌داد.

ورودی شهر را پشت سر گذاشتیم و هنوز به بافت اصلی شهر نرسیده بودیم که اتوبوس وارد محوطه هتلی به نام «پیام» وابسته به مخابرات زنجان شد.

خیلی سریع به سوئیت‌هایمان راهنمایی شدیم و پس از استقرار موقت، بار دیگر برای صرف شام به رستوران‌ هتل بازگشتیم و روز اول سفر با صرف شام و بازگشت به سوئیت‌ها خاتمه یافت.

صبح روز بعد، صبحانه که صرف شد، همان دو اتوبوس سبز و زرد را سوار شده و به سمت دانشگاه زنجان، محل برگزاری روز اول همایش رهسپار شدیم.

اتوبوس به موازات ریل راه‌آهن و از حاشیه شهر عبور می‌کرد. ۱۰ کیلومتر مزارع زرد و باغ‌های سبز را پشت سر گذاشتیم که سر در دانشگاه زنجان نمایان شد. ورودی دانشگاه زنجان به در شمالی سازمان صدا و سیما که به سالن همایش‌های بین‌المللی منتهی می‌شود، شباهت بسیار داشت.

در تصور من که دانشگاه‌های زیادی را به چشم ندیده‌ام، دانشگاه زنجان پس از دانشگاه فردوسی مشهد، بزرگ‌ترین دانشگاه ایران از نظر مساحت بود.

اتوبوس جلوی کتابخانه مرکزی و مراکز اسناد دانشگاه توقف کرد و پس از گروه فیلمبرداری، وارد سالن الغدیر شدیم. سالنی که به نظر می‌رسید؛ گنجایش ۷۰۰ نفر را دارا باشد.

دکتر متفکر آزاد، رئیس دانشگاه زنجان، خیر مقدم گفته و سخنانی کوتاه بیان کرد و پس از وی، دکتر کمالی‌زاده، معاون اجرایی همایش به سخنرانی پرداخت.

سخنرانی‌ها یکی پس از دیگری ایراد می‌شد و حاضران که تنها یک سوم سالن را پر کرده‌ بودند، محظوظ می‌شدند.
نوبت به سخنرانی دکتر دینانی رسید که برای اولین بار دبیری علمی یک همایش را پذیرفته بود.

صراحت لهجه دینانی لحظه‌به‌لحظه بیشتر می‌شد. تا جایی که خود او نیز احتمال ناراحتی برخی حضار را پیش‌بینی و از آنها درخواست کرد؛ اگر تاب شنیدن ندارند، سالن را ترک کنند.

دکتر تأکید می‌کرد ناسیونالیست نیست اما به تاریخ باستان ایران و پادشاهان خردمندی همچون کی‌خسرو می‌بالد.
سخنان صریح دکتر به مباحث مربوط به آتش و نور و مجوس نبودن سهروردی رسیده بود که ناگهان برق سالن قطع شده اما دینانی همچنان به سخنان خود ادامه داد. ۱۵ دقیقه‌ای گذشت تا جریان برق سالن برقرار شد و ۵ دقیقه بعد دکتر در میان خیل تشویق حاضران تریبون را ترک کرد.

هنوز هم مشخص نیست قطع برق عمدی بود یا نه، اما مطمئناً خللی در اثرگذاری سخنان دکتر دینانی وارد نکرد.
هنگام پرسش و پاسخ، یکی از اساتید حاضر در سالن سخنانی در مخالفت با گفته‌های دکتر دینانی مطرح کرد که با واکنش تند وی همراه بود. این جدل علمی با وساطت مجری و به دلیل نزدیکی به اذان ظهر خاتمه یافت.

پس از صرف ناهار در سالن غذاخوری دانشگاه، همایش ادامه یافت.

میزگردی با حضور شهین و غلامرضا اعوانی، غلامحسین ابراهیمی دینانی و محسن جوادی برگزار شد که تضارب آرا در آن موج می‌زد و این مباحثه علمی، حاضران در سالن را به وجد آورده بود.

پایان روز اول همایش با بازدید از رختشویخانه و موزه باستان‌شناسی استان زنجان همراه بود.

در این موزه، مردان نمکی نگهداری می‌شدند که مرد شماره ۴ با قدمت ۲۸۰۰ سال و با اندام و حتی ناخن‌های سالم، بهت و حیرت بازدیدکنندگان را در پی داشت.

روز دوم همایش، با سفر به شهر قیدار آغاز شد.

در طول مسیر از شهر سلطانیه و از کنار گنبد غرور آفرین سلطانیه عبور کردیم. گنبدی که ۸ قرن پیش بنا شده است و هنوز هم بزرگترین گنبد آجری جهان محسوب می‌شود. پیش از این، گنبد مسجد گوهرشاد و مسجد امام اصفهان را بزرگترین گنبدها می‌دانستم؛ اما گنبد فیروزه‌ای سلطانیه، غرور و افتخار را به ارمغان می‌آورد. خدا را شکر کردم که این گنبد از گزند بناهای مرتفع مصون مانده و همچون میدان امام اصفهان، اسیر چنگال «جهان‌نما»ها نشده است.

بیابان‌های ارغوانی و گندم‌زارهای زرد را پشت سر گذاشتیم تا قیدار از پشت تپه‌ماهورها نمایان شد.

فرهنگسرای اشراق میزبان مراسم اختتامیه همایش بزرگداشت روز سهروردی بود. مراسم آغاز شد و شاید بتوان جنجالی‌ترین سخنان این روز از همایش را از آن دکتر یثربی‌ دانست. وی در پایان سخنان خود ضمن تأکید بر علاقه وافر خویش به سهروردی گفت: تصور نمی‌کنم کسی بیش از من شیخ اشراق را دوست بدارد. اما در عین حال معتقدم جایگاه وی در فلسفه، چندان مثبت نیست. چرا که سهروردی در گسترش گرایش‌های غیرعقلانی از جمله رشد و گسترش تصوف کمک کرده و عقلانیت اسلام و مشائیان را تضعیف کرده است.

پس از اتمام رسمی همایش، از مقبره قیدار نبی (ع) که نوه حضرت ابراهیم (ع) است، دیدن کرده و سپس راهی سهرورد، زادگاه سهروردی شدیم.

سهرورد، روستایی سرسبز و زیبا بود و جالب‌تر اینکه مراسم در فضایی باز و در میان باغ‌های این روستا و زیر درختان کهنسال گردو برگزار شد.

استقبال شایسته اهالی سهرورد، اساتید حاضر را به وجود آورد و سه سخنرانی پیش‌بینی نشده دینانی، اعوانی و یثربی را به همراه داشت. روحانی جوان روستا نیز از این سه استاد با عنوان «پروفسور» یاد کرد که در نوع خود جالب بود.

در انتهای این مراسم نیز هر یک از اساتید حاضر، وعده‌هایی شیرین و امیدبخش مبنی بر تجهیز کتابخانه کانون پرورش فکری کودکان و نوجوانان روستا دادند.

یکی از خواسته‌های اهالی روستا، ایجاد یک سالن برای برپایی همایش‌های مشابه بود. وقتی علت اجرایی نشدن این موضوع را از اهالی جویا شدم، چشمانم از تعجب گرد شد! قیمت هر متر مربع زمین در چنین روستایی نزدیک به یک میلیون تومان است.

پس از اتمام مراسم، سوار بر اتوبوس‌ها، سهرورد را به مقصد تهران ترک گفتیم. در حاشیه جاده خاکی روستا، دختری خردسال ایستاده و خواهر کوچک خود را به صورت سنتی بر پشت بسته بود. دستی برایش تکان دادم و او نیز لبریز از شادی و احساس، تکان دستانش را به نشانه خداحافظی بدرقه راهمان کرد.

پی‌نوشت:
ـ بخشی که با مربع قرمز رنگ در تصویر آخر مشخص شده است، مربوط به بقایای خانه سهروردی است.
ـ دوست داشتم مطالبی رو هم درباره الکساندر واسیلینوف (دانشجوی دوره دکترای مؤسسه و اهل بلغارستان) بنویسم، و از علاقه شدیدش به فوتبال و گفت‌وگوی من و او در این خصوص بنویسم، اما متأسفانه فرصت نشد.
ـ با تشکر از آقایان مرادی و عابدینی و خانم‌ها حسینی‌معصوم و عظیمی

۰۸
مرداد

گزارشی از سخنرانی‌های همایش دو روزه بزرگداشت سهروردی در زنجان

همایش دو روزه «بزرگداشت روز سهروردی» با سخنرانی حضرات آیات واعظی و فیاضی و اساتیدی همچون اعوانی، دینانی، یثربی، جوادی، کمالی‌زاده، حبیبی، بستانی و متفکر آزاد، عصر روز گذشته در زنجان خاتمه یافت.

همایش «بزرگداشت روز سهروردی» طی روزهای ششم و هفتم مرداد ماه در تالار الغدیر دانشگاه زنجان و فرهنگسرای اشراق شهر قیدار زنجان برگزار شد.
این همایش با دبیری علمی غلامحسین ابراهیمی دینانی و در سه پانل تخصصی با موضوعاتی هم‌چون «حکمت اشراق، فلسفه و منطق» و «حکمت اشراق، ایران» برگزار ‌شد و اساتید حاضر به بیان سخنانی در خصوص «سهروردی» پرداختند که گزیده هر یک به اختصار در پی می آید:

ـ کمالی‌زاده: رساله «عشق سهروردی» محل تلاقی سُنن ایران، اسلام و یونان است
ـ آیت‌الله واعظی: «شیخ اشراق» شهید راه تشیع است
ـ متفکر آزاد: اندیشه‌ سهروردی روشنگر راه جوانان تشنه حقیقت است
ـ حبیبی: شیخ اشراق در تصحیح مغالطه‌های مشائیان کوشیده است
ـ بستانی: سهروردی آغازگر دوره جدید تاریخ فلسفی ایران است
ـ دینانی: سهروردی مأنوس‌ترین حکیم ایرانی با قرآن است
ـ اعوانی: سهروردی احیاگر معنای حکمت در شرق است
ـ یثربی: سهروردی عقلانیت اسلام و مشائیان را تضعیف کرده است

پی‌نوشت:
برای خواندن مشروح این سخنان به ادامه مطلب مراجعه کنید ;)
هفت تا تیتر مثبت زدم، گفتم یکی هم منفی باشه تا دل مخالفان سهروردی هم کباب نشه :))
به زودی حواشی این همایش دو روزه رو منتشر میکنم، پس منتظر بمانید :)

دنباله ی نوشته را بخوانید…

۰۱
مرداد

آهنگ‌های منتخب تیرماه

سلام
دومین مجموعه از آهنگ‌های منتخب ماه رو که متعلق به ماه تیر هست رو تقدیم میکنم.
امیدوارم اگه شما هم اهل موسیقی جوان پسند هستید، از شنیدن این آهنگ‌ها لذت ببرید :)
راستی این رو هم اضافه کنم که در مجموعه قبلی، آهنگ «دستا بالا» با صدای آرش و آیلار با ۶۴ بار دانلود، محبوبترین آهنگه، بعدش هم آهنگ «نبش قلب» مازیار فلاحی با ۲۷ بار دانلود در رتبه دوم هست.

این ماه قصد معرفی ۱۲ آهنگ رو دارم که بیشتر اونها دارای کاور و همگی بدون تگ های تبلیغاتی هستند

«ولوله» با صدای مهدی مقدم
مهدی مقدم سه سالی هست که به دلیل حضور در کلیپهای ماهواره ای، ممنوع الصدا شده. این آهنگ او بازخوانی یک آهنگ قدیمی با همین نام از صادق نجوکی است.

* * * * *

«فاصله ها» با صدای علی لهراسبی
این آهنگ هم که تیتراژ پایانی سریال نه چندان جالب فاصله ها هست. صدای علی خوبه اما تو این آهنگ زیادی پالایش شده.

* * * * *

«وابسته ات شدم» با صدای احمد سعیدی
از این خواننده تا به حال آهنگی نشنیده بودم، این کارش بد نبود.

* * * * *

«دلا تا کی» با صدای حسین کشتکار
حسین کشتکار بوشهری از مداحان معروفه جنوبه که البته مثل غلام کویتی پور با ساز هم مداحی کرده و کاست داده بیرون. البته به نظر من یه سر و گردن از حاج غلام بالاتره. این آهنگش هم به زیبایی و به سبک تکنو ریمیکس شده.

* * * * *

«شهزاده رویا» با صدای میلاد محمدیان
این ترانه خیلی سرو صدا به پا کرد. چرا که با اسم «شهاب حسینی» منتشر شد و آقای سوپر استار مجبور شد براش تکذیبیه بده. از این حرفها که بگذریم، فوق العاده آهنگ زیبایی هست و در واقع بازخوانی یه ترانه قدیمی از «عهدیه» هست.

* * * * *

«ساز مخالف» با صدای مسعود سعیدی
هر چند مسعود خان سوسوله و عشق تیریپ و صداش هم کلی پالایش میشه، اما برخی آهنگهاش قشنگه و کلاً جنس صداش رو دوست دارم. اسم این آهنگش هم که آدم رو یاد یکی از آلبومهای مجتبی کبیری میندازه.

* * * * *

«رویا نیست» با صدای سعید بزمی پور
سعید بزمی پور حدود ۳ سالی میشه که نخونده بود. صداش شبیه به شادمهر هست. این آهنگش رو خیلی دوست دارم. بدجوری بهم روحیه میده!

* * * * *

«آینه حق طلبی» با صدای قاسم افشار و پژمان مبرا
این ترانه در رابطه با مرحوم ناصر عبداللهی هست (که خیلی خیلی دوستش داشتم) و اگر کسی با ترانه های ناصر آشنا باشه، با این آهنگ خیلی حال میکنه.

* * * * *

«بی تو» با صدای سیاوش قمیشی
یادمه تا پیش دانشگاهی از صدا و سبک قمیشی خوشم نمی اومد اما الآن فکر میکنم باید با لقب استاد ازش یاد کرد. این ترانه اش هم فوق العاده آروم و زیباست.

* * * * *

«کم کم عاشقم شو!» با صدای راما
راما رو از سال ۸۱ میشناسم. یادمه قبل از اینکه خواننده بشه، مدل لباس بود. کلاً حنجره باز و حجیمی نداره، اما سبکش جالبه. این آهنگ از جدیدترین آلبومش انتخاب شده و با اینکه تماماً بدون ساز زنده ساخته شده (احتمالاً با سینتی سایزر) اما بدجوری زیباست.

* * * * *

«حاجة مش طبیعیة» با صدای محمد حماقی
یه آهنگ عربی زیبا با یک صدای زیبا همراه شده و من رو مجذوب خودش کرده. به ویژه اینکه ملودی این ترانه اصلاً شبیه به ملودیهای معمول عربی نیست و از تلفیق سازهای سنتی عربی با سازهای الکتریک به وجود اومده که زیبایی اون رو دو چندان کرده.

* * * * *

و اما آخرین آهنگ منتخب این ماه:

«خونه مادربزرگه» با صدای تهم و سیاوش
یه رپ به معنای واقعی اجتماعی! به قول رپرها این آهنگ واقعاً شاخه؛ هم تو بیت و هم تو تکس. این آهنگ شما رو پرتاب میکنه به دوران کودکی و تمامی کارتون های اون زمان رو به یادتون میاره و در عین حال از وظیفه اصلی خودش که نقد ناهنجاریهای اجتماع هست، دور نمیشه. این رو هم اضافه کنم که «تهم» عضو نسبتاً جدید پایدار رکورد هست.

مرجع عکس و مدل