ریشهری: همه احادیث اسلامی شناسنامهدار میشوند
آیتالله ریشهری، رئیس مؤسسه علمیـفرهنگی دارالحدیث گفت: در صدد تهیه شناسنامهای برای همه احادیث اسلامی هستیم که شامل همه نیازهای پژوهشگران در زمینه سند و دلالت احادیث باشد. این اقدام، بزرگترین پروژه پژوهشی مؤسسه دارالحدیث خواهد بود.
وی همچنین در پاسخ به پرسش دیگری، رابطه دین و سیاست را این گونه ارزیابی کرد: این واقعیت را من در طول سی سال خدمت خود در نظام جمهوری اسلامی با همه وجود تجربه کردهام که جمع میان سیاست و دین در صحنه عمل، کاری است که تنها و تنها از امام علی (ع) و رهروان حقیقی او ساخته است.
* * * * *

* * * * *
مشروح این مصاحبه ۴۰۰۰ کلمهای را که ناظر به شخصیت علمی و حوزوی آقای ریشهری و نتیجه ماهها نامهنگاری، رایزنی و پیگیری است را در ادامه بخوانید!
* قرآن و حدیث تا چه میزان به یکدیگر وابستهاند؟
ـ حدیث نقش بسیار مهمی در خدمت به قرآن و معارف عمیق و گسترده آن دارد. نقشآفرینی حدیث در خدمت قرآن را میتوانیم در این عرصهها خلاصه کنیم: ۱٫ آموزش شیوه «تفسیر قرآن به قرآن»؛ ۲٫ آموزش شیوههای اجرای قوانین و تطبیق شریعت در حوزههای زندگی؛ ۳٫ بیان موارد تقیید، تخصیص و نسخ برخی آیات قرآن؛ ۴٫ بیان تفاصیل احکام قرآن؛ ۵٫ بیان احکام اسلام در حوزه سکوت قرآن؛ ۶٫ شرح تاریخ انبیای گذشته و بیان آموزههای آنان؛ ۷٫ آشنا کردن مردم با معارف عمیق قرآن، از طریق بیان تأویلها، بطون و مصادیق آیات آن؛ ۸٫ و از همه مهمتر، زمینهسازی برای اجتهاد و استنباط احکام اسلام و استنتاج نهایی از معارف قرآن و در یک کلام، ارائه دین قابل اعتقاد و عمل در دوران غیبت امام عصر، مهدی آل محمد (عج).
برای آگاهی بیشتر در این زمینه میتوانید به درآمد کتاب دانشنامه میزان الحکمة مراجعه کنید. آنجا در ذیل موضوع جایگاه سنّت در حوزه معرفت دینی از صفحه ۱۹ تا ۵۲ در این باره به تفصیل پرداختهایم.
* به نظر شما کدام یک از کتب حدیثی از اعتبار بیشتری نسبت به سایرین برخوردار است؟
ـ در طول تاریخ حدیث شیعه، چهار عنوان از منابع حدیثی که در قرن چهارم و پنجم هجری نگاشته شده از اعتبار بیشتری نزد عالمان محدث برخوردار شدند. از میان این چهار عنوان نیز کتاب «کافی» از اعتبار ویژهای برخوردار است. اما به هر حال منابع دیگر حدیثی هر یک دارای درجهای از اعتبار هستند؛ اگر چه به اعتبار «کتب اربعه» حدیثی نمیرسند. اعتبار منابع حدیثی بر پایه سند، قدمت و زمان تألیف و نیز اعتبار مؤلف و نیز محتوای احادیث آن، قابل ارزیابی هستند. هر منبع حدیثی بدین گونه درجه خاصی از اعتبار را به خود اختصاص میدهد.
* فکر میکنید کتابی هست که جایش در بین «کتب اربعه» شیعه خالی باشد؟
ـ شماری از منابع بسیار ارزنده حدیثی در کنار کتب اربعه وجود داشته که متأسفانه به دلایل مختلف از بین رفته و اکنون در اختیار ما نیست؛ مثلاً مرحوم کلینی هفت کتاب مهم تألیف کرده است به نامهای: ۱٫ کتاب تعبیر الرؤیا، ۲٫ کتاب الردّ علی القرامطه، ۳٫ کتاب رسائل الأئمه، ۴٫ کتاب الرجال، ۵٫ کتاب ما قیل فی الأئمه من الشعر، ۶٫ کتاب خصائص الغدیر (خصائص یوم الغدیر)، ۷٫ کتاب الکافی. در حال حاضر فقط کتاب «الکافی» در اختیار ما قرار دارد؛ در صورتی که طبق اسناد موجود، برخی از این کتابها مانند «رسائل الأئمه» تا عصر «صدر المتألهین» وجود داشته است که «علمالهدی» فرزند فیض کاشانی در کتاب «معادن الحکمة» بدان اشاره کرده است. توضیح این موضوع در مقدمه «الکافی» تحقیق مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث آمده است.
همچنین بسیاری از منابع ارزنده حدیثی که شیخ صدوق تألیف کرده است در حال حاضر موجود نیست. تعداد کتابهای ایشان از ۱۹۹ اثر تا ۲۲۱ اثر گزارش شده که آنچه فعلاً در اختیار ما قرار دارد؛ کمتر از ۲۰ اثر است! بنابراین، جای شمار قابل توجهی از منابع حدیثی کهن و معتبر در میان منابع موجود کهن خالی است.
* نظر حضرتعالی در مورد «بحارالأنوار» و میزان وثاقت احادیث آن چیست؟
ـ «بحارالأنوار الجامعة لدّرر اخبار ائمة الاطهار» در ۱۱۰ جلد، بزرگترین کتاب حدیثی شیعه است که میتوان آن را به مثابه کتابخانهای عظیم از میراث روایی شیعه دانست. این کتاب مهمترین اثر عالم بزرگ و محدث سختکوش، محمدباقر مجلسی است که تألیف آن در چهل سال با یاری گروهی از شاگردان او به پایان رسید. هدف وی از تألیف این مجموعه حدیثی، احیا و در امان نگاه داشتن آثار حدیثی شیعه از خطر نابودی و فراهم آوردن زمینه مناسب برای رویکردی جدید به معارف حدیثی بوده است.
برخی از ویژگیهای کتاب چنین است:
۱٫ جامع بودن نسبی؛ این اثر حوزههای معارف دینی اعم از عقاید، تاریخ، جهانشناسی، اخلاق و فقه را در بردارد.
۲٫ ارائه آیات مرتبط با موضوع هر باب در آغاز هر باب؛
۳٫ ارائه توضیحات سودمند تحت عنوان «بیان» در ذیل برخی روایات؛
۴٫ مؤلف، احادیث را از نسخههای صحیحی که آنها را گردآورده بود، نقل کرده است. متأسفانه، بسیاری از این نسخهها از بین رفته و اکنون در اختیار ما قرار ندارد؛
۵٫ در برداشتن اصول و کتابهایی که تنها از همین طریق به ما رسیدهاند؛
۶٫ گنجاندن ۱۸ رساله مستقل در آن؛ مانند: طب الرضا (ع)؛ توحید مفضل؛ مسائل علی بن جعفر؛ فهرست شیخ منتجبالدین.
مرحوم مجلسی برای تألیف این کتاب از صدها کتاب حدیثی، تفسیری، ادبی، تاریخی و … استفاده کرده است که رقم آنها به بیش از ۶۰۰ میرسد.
* آیا میتوان «میزانالحکمه» را به نوعی خلاصه و مرتب شده «بحارالأنوار» دانست؟
ـ «بحارالأنوار» یکی از منابعی بوده است که در تألیف میزانالحکمه از آن سود برده شده است. میزان الحکمه علاوه بر دربرداشتن گزیدهای از احادیث منابع شیعی، گزیدهای از منابع اهل سنت را نیز در بردارد. میزان الحکمه خلاصه و مرتب شده هیچ کتابی است، بلکه مجموعهای است از احادیث برگزیده در ذیل موضوعات اخلاقی، اعتقادی، ادبی و تاریخی و سیره معصومان.
* فکر نگارش و جمعآوری احادیث در قالب موسوعهای به نام «میزان الحکمه» چه زمانی در ذهن شما ایجاد شد؟
ـ در سال ۱۳۴۶ که در حوزه نجف، مشغول تحصیل بودم، با مراجعه به برخی از مجموعههای حدیثی، آنچه را به نظرم جالب میرسید، یادداشت میکردم؛ امّا هرگز فکر نمیکردم که این یادداشتها چه برکاتی خواهند داشت و به کجا منتهی میشوند. در واقع، آن یادداشتها جرقّههای نورانی و مبارکی بود که به برکت باب حکمت پیامبر اسلام (ص)، به چراغ پرفروغ میزانالحکمة تبدیل شد.
ضمن مطالعه و کاوش در احادیث اسلامی، دو نکته مهم، نظر مرا به خود معطوف داشت که الهامبخش اصلی تألیفات حدیثی بنده شد:
نکته اوّل؛ ظرفیت بینظیر قرآن و حدیث در پاسخگویی به نیازهای اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، اقتصادی و سیاسی جامعه است، به گونهای که اگر حقیقتاً برآیند صحیح آن به زبان روز برای مردم جهان بیان شود، در عصر حاضر، اسلام بیش از هر وقت دیگر هوادار خواهد داشت.
نکته دوم؛ این که احادیث اسلامی، مانند آیات قرآن مفسّر یکدیگرند و تنظیم احادیث به صورت موضوعی، به خصوص در کنار ارائه موضوعی آیات قرآن، علاوه بر آن که میتواند در تشخیص میزان صحّت و یا سقم احادیث، مؤثّر باشد، موجب فهم دقیق رهنمودهای خداوند متعال و پیشوایان بزرگ اسلام نیز میشود و افزون بر این، دسترسی پژوهشگران و عموم علاقهمندان را به اسلام راستین، آسان میسازد.
این اقدام، تقریباً در مورد احادیث فقهی انجام شده است، هر چند تا نقطه مطلوب، فاصله وجود دارد؛ امّا در خصوص احادیث غیر فقهی (اعم از: اعتقادی، اخلاقی، اجتماعی، تاریخی و …) که در عصر حاضر، فوقالعاده ضروری و مورد نیاز مردم است، تلاشهای گذشته پژوهشگران مسلمان ـ که به طور انفرادی، به حق، زحمت فراوان کشیدهاند ـ به هیچوجه، پاسخگوی نیازهای جامعه امروز نیست.
از سوی دیگر، تألیف دانشنامهای از قرآن و حدیث که بتواند پاسخگوی نیازهای جامعه امروز در زمینههای مختلف علمی و فرهنگی باشد، در آن روزها برای من، کار سادهای نبود و شاید چیزی شبیه به رؤیا مینمود؛ امّا جاذبه سخنان نورانی خدا، پیامبر خدا و خاندان پیامبر (ص)، مرا بر آن داشت که با بضاعتی اندک، ولی با ارادهای استوار و با تمام توان، در راه تحقّق این هدف بزرگ، حرکت کنم.
در سال ۱۳۴۷ در مدّت کوتاهی که به اتّهام اقدام علیه رژیم شاه در بازداشتگاه مشهد بودم، برای بهرهگیری از فرصت، تصمیم گرفتم احادیثی را که در زمینههای مختلف به نظرم جالب میآید، به صورت موضوعی تنظیم کنم. در واقع، تألیف کتاب میزان الحکمه ـ بدون آن که بدانم چنین نامی را برای آن انتخاب میکنم ـ از آن جا آغاز شد، و پس از بیرون آمدن از زندان، مصمّمتر از گذشته کار ادامه یافت.
فراموش نمیکنم که روزی در تابستان سال ۱۳۵۷، پیش از پیروزی انقلاب اسلامی ایران، شهید مطهری، در منزل ما در شهر مقدّس قم، ظهر، میهمان ما بودند. در آن هنگام، استاد در پایان هر هفته برای جمعی از طلاب علوم دینی حوزه قم، درسهایی درباره «شناخت در منطق قرآن» ایراد میکردند. به علّت وجود پیوند و ارتباط میان این درسها و فصلی که در میزان الحکمه به «شناخت» اختصاص دادهام، فهرستی از عناوین این فصل کتاب را به ایشان نشان دادم. ایشان فرمود: »این، آماده چاپ است» و تأکید کردند به همان شکلی که به ایشان عرضه کردم، چاپ شود. سپس ادامه دادند: «شیوه دانشمندان غربی در تألیف، این است که اگر کتاب تا حدّ معقولی سودمند باشد، آن را چاپ میکنند و سپس در چاپهای بعد، مطالب تازهای به آن میافزایند». استاد شهید مطهری (ره) این شیوه غربیها را میستودند؛ امّا با این حال، من ترجیح دادم زمانی کتاب را چاپ و منتشر کنم که از کار تألیف آن، کاملاً فراغت حاصل کنم؛ لیکن در سال ۱۳۶۰، با شروع ترورها، به این باور و اعتقاد رسیدم که شرایط خاصّی که اکنون من در آن به سر میبرم، اقتضا میکند هر چه زودتر آن را برای چاپ، آماده کنم؛ چرا که مشکل است کس دیگری جز خود من، کار فصلبندی و آمادهسازی این کتاب را به گونهای که مطلوب و آرزوی من است، انجام دهد. سرانجام با وجود گرفتاریهایم، تصمیم گرفتم برای به پایان بردن کار این کتاب، از ایام تعطیلی و اوقات فراغت شبانه، بیشترین بهرهبرداری را بکنم، که بحمدالله، پس از گذشت چهارده سال از آغاز تألیف میزان الحکمه، این اثر به گونهای شایسته و درخور به سرانجام رسید.
* حدوداً چه تعداد از احادیث «میزان الحکمه» از به راویان اهل سنت اختصاص دارد؟
ـ آمار روایاتی که در میزان الحکمه از منابع اهل سنت اخذ شده را تاکنون تهیه نکردهایم. در واقع نه کسی چنین پرسشی داشته و نه ما احساس نیاز کردهایم. خوب است همکاران دارالحدیث آماری برای پاسخ به این پرسش تهیه کنند.
* دلایل شما از استفاده احادیث اهل سنّت در کتابهایتان چیست؟
ـ برای پاسخ به این سؤال توجه به چند نکته ضروری است:
۱٫ در روایات اهلبیت (ع) تصریح شده که بخشی از روایاتی که اهل سنت نقل کردهاند حق است. این بخش از روایات آنها قطعاً قابل بهرهداری است و به همین جهت، محدثان بزرگ شیعه مانند شیخ المحدثین «ابن بابویه»، «شیخ مفید» و در این اواخر علامه مجلسی (ره) به صورت گسترده از روایات آنها استفاده کردهاند.
۲٫ با عنایت به آن چه در بند یک بدان اشاره شد، شناخت روایات قابل قبول از رویات اهل سنّت نیازمند قواعدی است که استناد واقعی آنها را به پیامبرخدا (ص) اثبات نماید؛ چنان که همه روایاتی که در منابع شیعی وجود دارد را بدون ارزیابی نمیتوان پذیرفت.
گفتنی است که شیخ طوسی در کتاب «العدة فی اصول الفقه» تا حدودی اصول کلی استفاده از روایات اهل سنّت را بیان کرده است.
۳٫ در حوزه تبیین معارف ـ و نه احکام ـ روایاتی را از اهل سنّت مییابیم که در مصادر شیعی نیز مشابه آنها وجود دارد و با آرای عالمان شیعی هم مخالفتی ندارد. حتی در مواردی میتوان آن روایات را به صورت نقل به معنی یا هم مضمون با روایات شیعی بدانیم. قطعاً استفاده از این روایات در کنار روایات شیعی به علت توافق آنها، مجاز بلکه به دلایلی، که بعضاً مورد اشاره قرار خواهد گرفت، لازم است.
۴٫ با تدوین خانواده احادیث و شناخت ارتباطاتی که میان مفاهیم موجود در روایات مختلف یک موضوع در شیعه و سنّی مییابیم، میتوانیم با قرینهسازی روایات وارد شده در یک موضوع، به فهم منسجم و دقیق و جامع از آن موضوع دست یابیم. نظامسازی اندیشه حدیثی بر پایه مجموع این روایات، رهاوردی عظیم است که برآیند این کار خواهد بود.
۵٫ تجانس و همگونی برخی از روایات اهل سنّت با روایاتی که در منابع شیعه وجود دارد، سبب افزایش اعتماد به آنها و وثوق به صدور میشود.
۶٫ تنظیم روایات اهل سنّت در کنار روایات شیعی و ارائه آن در یک نظام خاص، زمینهساز اقبال برادران اهل سنّت به مجموعههای حدیثی ما میشود و معارف اهل بیت (ع) در جهان اسلام منتشر میشود.
۷٫ شماری از روایات و آموزههای شیعی ناظر به معارف و باورهای عمومی مردم ـ به ویژه اهل سنّت ـ بوده و آشنایی با فضای صدور روایات، به فهم بهتر آن کمک میکند و لذا بر اساس نقلهای متعدی آیتالله بروجردی (ره) در نظر داشتهاند که جامع روایی تدوین کند که روایات شیعه و سنی در هر موضوع در کنار هم قرار گیرند.
علاوه بر همه نکاتی که مطرح شد، بهرهگیری از روایات اهل سنّت در کنار روایات شیعه، یکی از بهترین راهکارهای علمی و عملی تقریب مذاهب اسلامی است که توطئه دشمنان اسلام را جهت ایجاد تفرقه میان مسلمانان خنثی میکند و تفاهم و همدلی همه پیروان اسلام را در جهت تشکیل امت واحده اسلامی را تقویت مینماید.
ظرایف دیگری نیز درباره اصول و معیارهای استفاده از روایات اهل سنّت وجود دارد که در این مجال جای پرداختن بدانها نیست و به تفصیل میانجامد.
* ملاک شما برای نقل احادیث اهل سنت، «سند» حدیث بوده است یا «متن» آن؟
ـ البته سند هم یکی از معیارهای ماست، ولیکن عمده کار ما روی قرائن است، یعنی عرضه احادیث به قرآن و عقل و سایر سخنان اهل بیت (ع). خود پیامبر (ص) سخنی بدین مضمون فرمودهاند که اگر حدیثی از من روایت کردند و دیدید صددرصد خلاف عقل است؛ نپذیرید، زیرا من سزاوارتر هستم که آن سخن را نگفته باشم.
* برخورد جنابعالی با احادیث اخلاقی و «اخبار من بلغ» که از سند معتبری برخوردار نیستند، چگونه است؟
ـ احادیث اخلاقی چون منطبق با عقل و فطرت است، محدثین دنبال آن نبودند که سندش را بیاورند؛ زیرا دستور العملهای اصولی و عام قرآن و اسلام مانند: «إن الله یأمر بالعدل والاحسان» و «ایتاء ذی القربی وینهی عن الفحشاء و المنکر والبغی» و امر به معروف و نهی از منکر شامل ترغیب اسلام به همه ارزشهای اخلاقی و نهی از همه زشتیها دارد. بنابراین هر سخنی که مردم را به ارزشها دعوت کند و از ضد ارزشها باز دارد قابل قبول است؛ چه این که استناد آن به اهل بیت ثابت باشد یا نباشد.
اما «اخبار من بلغ» دلالت دارند بر این که اگر کسی براساس روایتی که به او رسیده و وعده داده مثلاً فلان کار ثواب دارد و او برای رسیدن به آن ثواب اگر آن کار را انجام دهد، خداوند ثواب آن عمل را به او میدهد؛ هر چند که در واقع، مطلب آن گونه نباشد؛ یعنی حدیث برای او درست نقل نشده باشد. ولی همان طور که گفته شده «اخبار من بلغ» تنها دلالت بر حسن انقیاد و ترتب ثواب دارد، لیکن شرایط حجیت خبر در باب مستحبات را ساقط نمیکنند. همچنین این اخبار، به عنوان ثانوی، کاری که دلیلی بر استحباب آن نداریم را مستحب نمیکند.
* نظر جنابعالی در مورد «غرر الحکم» و «نهجالفصاحه» که هر دو بدون سند و مصدر هستند چیست؟
ـ اخیراً کتاب نهجالفصاحه مصدریابی و همراه با مصادر آن منتشر شده است. با این حال نمیتوان گفت که این مصادر از اعتبار لازم برخوردارند. به هر حال روایات هر یک از این دو کتاب را نمیتوان به طور مستقیم به پیامبر (ص) و یا امام علی (ع) نسبت داد؛ بلکه بر اساس رهنمود اهل بیت (ع) باید به منابع آنها مستند شوند. این مطلب در مورد سایر منابع حدیثی نیز صادق است که بدون ارزیابی سند و متن نمیتوان سخنی را به معصوم نسبت داد. البته در مورد منابعی مانند نهج الفصاحه و غرر الحکم باید بیشتر احتیاط کرد.
* تا چه میزان بر روند نگارش کتب انتشارات دارالحدیث نظارت دارید؟ آیا در مراحل تحقیق و پژوهش این کتب نیز نظارت مستقیم دارید و یا تنها بر محصول نهایی اعمال نظر میکنید؟
ـ بخش پژوهشکده در مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث، قسمتهای مختلف دارد. یک قسمت آن، دانشنامه (موسوعه) نگاری است که دانشنامههای مختلف و حکمتنامهها و فرهنگنامهها در این بخش، تهیه میشوند. در این بخش، بنده، هم در صف هستم، هم در ستاد. دانشنامهها مراحل مختلفی دارند. کتابهایی که اسم بنده روی آنهاست، یک جمعآوری یا تنظیم اولیه دارد، یک تنظیم ثانویه دارد و بعد هم مراحل پردازش و نقد و تحلیل نهایی. غالباً مبنای تنظیم اولیه، همان میزانالحکمه قدیم است که همکارانی که اسمشان روی جلد کتاب آمده، از طریق کلیدواژههای مختلف، طبق ضوابطی، موادّ اولیه را تکمیل میکنند. بعد، آن را به بنده میدهند. بنده، ساختار کار را مشخّص میکنم که به چه شکلی باشد. شکلی که الآن هست، شکلی است که من به کار دادهام. بعد، این را به همکاران بر میگردانم و نواقص کار را میگویم این روند ادامه دارد تا کار کامل شود. وقتی شکل نهایی مشخّص شد، آن را به یک یا دو نفر از همکاران خودمان در دارالحدیث یا در خارج از دارالحدیث میدهیم تا نقد کنند که این تنظیمی که شده و این ارتباطاتی که میان احادیث برقرار شده، به نظر آنها چگونه است. نقد که میکنند، این نقدها را ملاحظه میکنم. مواردی که قابل قبول باشند، قبول میکنم و مواردی که باید پاسخ بدهم، پاسخ میدهم.
تا این جا شکل اوّلیه کار، شکل میگیرد. همکاران برای نوشتن تحلیلهای لازم پرونده علمی تهیه میکنند؛ یعنی اگر کسی درباره این موضوعی که ما داریم، در حوزه یا دانشگاه، نظری داده باشد، آن را جمع میکنند و به صورت پرونده، در اختیار من قرار میدهند. من، تحلیلها و درآمدهای مورد نیاز را مینویسم. در مواردی هم بدون پرونده علمی، درآمدها و تحلیلها را تهیه میکنم. تحلیلی را که نوشتهام، میدهم نقد کنند و بعد از نقد آن را میبینم. گاهی سه نفر نقد میکنند. مسائل تاریخی را کارشناس تاریخ، مسائل اخلاقی را کارشناس اخلاقی، مسائل اقتصادی یا کلامی را طلبههایی که رشتهشان اقتصاد یا کلام است، نقد میکنند و به طور کلّی، معمولاً در زمینههای مختلف، ما از طلبههایی که دانشگاهی هم باشند و در رشته خودشان تخصّص داشته باشند، استفاده میکنیم.
این مطلب را هم اضافه کنم که مقام معظّم رهبری، در پیامی که به مناسبت افتتاح رسمی دارالحدیث در سال ۱۳۷۴ دادند، به نکته خیلی مهمّی در پیامشان اشاره فرمودند که «حدیث، مادرِ بسیاری از علوم اسلامی و یا همه آنهاست». بعد هم ایشان به سخن مرحوم کلینی در الکافی استناد میکنند که آورده است: «شیخ اقدم، حدیث را مساوی با علم دین دانسته». به همین جهت، پیام ایشان ما را تشویق کرد که در این قسمت، سرمایهگذاری کنیم، که اگر بخواهیم برای دین به طور عام و برای مکتب اهل بیت (ع) کاری انجام دهیم، باید روی حدیث، بیشتر از گذشته سرمایهگذاری کنیم؛ یعنی کار اساسی و سازماندهی شده که متأسفانه انجام نشده و در گذشته، کسانی که در ارتباط با حدیث کار کردهاند، به صورت فردی کار کردهاند.
مؤسّسه علمی ـ فرهنگی دار الحدیث، یک حرکت جمعی است برای این که حدیث را کاربردی کند و در اختیار عموم مردم در داخل و خارج کشور قرار دهد. هدف نهایی ما این است و امیدوارم بتوانیم در این راه، گامهای بلندی برداریم.
یک نکته دیگر هم این جا اضافه کنم. در روایتی آمده که امام صادق (ع) قبل از این که حوزه علمیه قم تأسیس شود، پیشبینی میکنند که روزی معارف ما و علوم، از قم به همه دنیا صادر میشود و فکر میکنم یکی از مصداقهایش در حال انجام گرفتن است.
* هدف جنابعالی از تأسیس دانشکده علوم حدیث چه بوده است؟ تا چه میزان به اهدافتان دست یافتهاید؟
ـ دانشکده علوم حدیث یکی از ارکان مؤسسه علمی ـ فرهنگی دارالحدیث، است. این دانشکده از مؤسسات آموزش عالی غیر انتفاعی ـ غیر دولتی کشور است که از سال ۱۳۷۸ با مجوز شورای عالی انقلاب فرهنگی فعالیت خود را آغاز کرد و از طریق آزمون سراسری، دانشجو جذب میکند و مدرک آن، مورد تأیید وزارت علوم، تحقیقات و فناوری است.
هدف از تأسیس این دانشکده، انسجام بخشیدن به آموزشهای حدیثی، تربیت استادان و پژوهشگران علوم حدیث، ایجاد ارتباط میان تحصیلات حوزوی و دانشگاهی در زمینه حدیث است. دانشکده علوم حدیث در حال حاضر در شهر ری، قم و اصفهان فعالیت میکند و در آینده در برخی از شهرها نیز شعبه خواهد داشت.
دانشکده علوم حدیث در شهر ری در کنار موفقیتهای درخشانی که در بخش آموزش حضوری به دست آورده، این توفیق را داشته که به عنوان یکی از مراکز پیشتاز دانشگاهی در زمینه آموزش الکترونیکی، با استفاده از شبکه اینترنت، امکان بهرهگیری از آموزشهای خود را برای گروه بیشتری از مشتاقان فراهم سازد. برنامه اصلی این طرح، ارائه تمامی دروس مصوب رشته دانشگاهی علوم حدیث به صورت غیرحضوری (مجازی) و اعطای مدرک رسمی به دانشآموختگانی است که بتوانند این دوره را با موفقیت و بازدهبالای علمی پشت سر بگذارند.
به طور خلاصه میتوانم بگویم هر چند تا رسیدن به قله اهداف بلند، متعالی و مطلوب دارالحدیث فاصله داریم ولی موفقیتهایی که تاکنون نصیب این مؤسسه علمی فرهنگی شده، بسیار فراتر از تلاش و انتظار ما بوده است و این چیزی جز عنایت ویژه خداوند و اهل بیت (ع) به ویژه حضرت بقیةالله الأعظم به این مؤسسه نورانی نیست.
* آیا برای فارغالتحصیلان این دانشکده زمینههای شغلی متناسب با مدرکش مهیا است؟
ـ میتوان گفت در شرایط فعلی کشور، بازار کار و شغل مناسب برای غالب قریب به اتفاق رشتههای دانشگاهی فراهم نیست. اما تجربه کوتاهمدت دانشکده علوم حدیث نشان میدهد که فارغالتحصیلان این دانشکده نه تنها جذب بازار کار شدهاند، بلکه بسیاری از آنها در شغلهای مناسبی مورد استفاده قرار گرفتهاند.
فارغالتحصیلان دانشکده به دو گروه تقسیم میشوند: طلاب و دانشجویانی که از کنکور سراسری جذب میشوند. طلاب که علاوه بر تحصیل در دانشکده، از تحصیلات حوزوی نیز برخوردارند، در زمینههای تبلیغ و تدریس در حوزه و سایر مراکز آموزش عالی میتوانند از آموختههای خود بهره ببرند. دانشجویانی که مستقیم از کنکور سراسری جذب شدهاند، مانند سایر فارغ التحصیلان در رشتههای الهیات میتوانند در زمینههای مختلف از جمله تدریس در آموزش و پرورش و کانونهای قرآن و حدیث که فعالیت دینی دارند، جذب شوند. تعداد قابل توجهی از فارغالتحصیلان دانشکده نیز در مقاطع کارشناسی ارشد و دکتری مشغول تحصیلاند که زمینه جذب آنان به عنوان هیئت علمی و تدریس در دانشگاهها فراهم آمده است.
* بزرگترین کاری که در زمینه علوم دینی قصد انجام آن را دارید و هنوز موفق به انجام آن نشدهاید، چیست؟
ـ در حال حاضر چند پروژه پژوهشی بزرگ و سنگین در دست داریم که تکمیل آنها سالها وقت لازم دارد. به برخی اشاره میکنم:
یک؛ دانشنامه قرآن و حدیث یا «موسوعة معارف الکتاب والسنة» که امیدوارم ۱۸ جلد آن در آینده نزدیک منتشر شود. تاکنون تا حرف (باء) از دانشنامه آماده انتشار است و هر سال انشاءالله چند جلد آن آماده بهرهبرداری خواهد شد.
دو؛ «دانشنامه عقاید اسلامی» که تاکنون ۱۰ جلد آن شامل «معرفت شناسی»، «خداشناسی» و «عدل الهی» منتشر شده است. سایر مباحث مانند «نبوت»، «امامت»، «معاد» و «جهانشناسی» نیز در دست پژوهش است.
سه؛ «تفسیر اهلبیت (ع)» یک دوره تفسیر قرآن براساس روش اهل بیت (ع) است که در آینده نزدیک بخش اوّل آن با عنوان «شناختنامه قرآن» منتشر خواهد شد.
چهار؛ «موسوعه احادیث فقهی»، کاری که حضرت آیتالله بروجردی در عصر خود میخواست درباره احادیث فقهی اهل سنّت و در تکمیل کتاب «وسایل الشیعه» انجام دهد، کار بزرگ دیگری است که در دستور کار است و امیدوارم در سه سال آینده آماده بهره برداری شود.
پنج؛ در کنار این اقدامات، در صدد تهیه شناسنامهای برای همه احادیث اسلامی هستیم که شامل همه نیازهای پژوهشگران در زمینه سند و دلالت احادیث باشد. این اقدام بزرگترین پروژه پژوهشی مؤسسه علمی فرهنگی دارالحدیث خواهد بود.
البته کارهای دیگری در دست اقدام داریم که به موقع توضیح داده خواهد شد. همچنین سه پژوهشکده حدیثی دیگر در آینده نزدیک در مؤسسه ایجاد خواهد شد: «پژوهشکده کلام اهل بیت»، «پژوهشکده اخلاق و روانشناسی» و «پژوهشکده تفسیر اهلبیت (ع)».
* رابطه دین و سیاست از نظر جنابعالی به چه صورت است؟
ـ رابطه دین و سیاست به دو صورت قابل ارزیابی است. یکی؛ از لحاظ «نظری» و دیگری؛ از لحاظ «عملی».
از لحاظ نظری، دین و سیاست قابل تفکیک نیست. به فرموده حضرت امام خمینی (ره) «حکومت، فلسفه عملی فقه است». این سخن بدان معنا است که بدون حکومت، فقه ـ که برنامه عملی دین است ـ بهطور کامل قابل پیاده شدن و اجرا نیست. از این رو رابطه دین و سیاست، رابطه دین و فلسفه عملی آن است.
اما از نظر عملی و واقعیت خارجی، جمع میان سیاست و دین، فوقالعاده دشوار است؛ همان طور که در نهجالبلاغه آمده است: «الحق أوسع الأشیاء فی التواصف وأضیقها فی التناصف». در سخنرانی خیلی آسان میتوان گفت: «دین ما عین سیاست ما است» ولی در عمل، سیاستمدارانی که بتوانند به ارزشهای دینی کاملاً وفادار باشند، فوقالعاده کمیاب و یا نایاباند. تنها کسانی میتوانند میان دین و سیاست پیوند حقیقی برقرار کنند که به معنای واقعی خودسازی کرده و در جهاد اکبر پیروز شده باشند؛ یعنی از لاک خودخواهی و خودبینی بیرون آمده باشند. این واقعیت را من در طول سی سال خدمت خود در نظام جمهوری اسلامی با همه وجود تجربه کردهام که جمع میان سیاست و دین در صحنه عمل، کاری است که تنها و تنها از امام علی (ع) و رهروان حقیقی او ساخته است.
khaste nabashi
gozareshe fogholadeii bod
[پاسخ]
شنبه ۸ آبان ۱۳۸۹ در ۹:۱۳ ق.ظسلام آقا محمد
همه ی کاری که وبلاگ بچه ها دوست داشت در فاصله ی ری شهری از واقعیت تا حقیقت رو نشون بده رو تو این مصاحبه نشون دادی البته که همه ی بچه ها ی علوم حدیثی سر کارن کار های خوووووووووب آقا خووووب
و دین از سیاست ما هم که ماجراش معلومه
[پاسخ]
محمد كلهر
پاسخ داده در آبان ۸م, ۱۳۸۹ ۴:۴۸ ب.ظ:
سلام اخوی
ممنون از لطفت
[پاسخ]
خب من الآن وقت خوندن اینآ رو ندارم! :>
از نمایشگاه مطبوعات نمینویسین؟
[پاسخ]
محمد كلهر
پاسخ داده در آبان ۹م, ۱۳۸۹ ۱۰:۴۷ ق.ظ:
نه، راستش هنوز نرفتم
یعنی اینقدر مزخرفه که اصلاً انگیزهای برای رفتن ندارم. تا الآن هیچ یک از دوستانی که رفتن نظر مثبتی راجع به نمایشگاه نداشتن.
[پاسخ]
ای بابا
ری شهری و مصاحبه اختصاصی؟
خدا نگه داره بند(پ) را
ولی در کل عالی بود
راستی نمایشگاه مطبوعات اینقدر هم که تو زدی تو پرش بد نبود.من که استفاده کردم.
[پاسخ]
دوشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۹ در ۲:۴۵ ب.ظبند پ چیه مرد حسابی؟!
یک سال و اندی دویدم تا تونستم!
خوبه که شما از نمایشگاه استفاده کردی،لااقل بیمصرف نبوده
[پاسخ]
دوشنبه ۱۰ آبان ۱۳۸۹ در ۶:۱۲ ب.ظاون هادی من بودم اشتباه به جای نوشتن اسم قشنگ”حامد” اسم سیو شده هادی فرستاده شد
[پاسخ]
سه شنبه ۱۱ آبان ۱۳۸۹ در ۲:۲۳ ب.ظبسم الله
سلام آقای کلهر خوب هستید؟
بعد از کلی وقت خوشحال شدم که تینجا میبینمتون.
امیدوارم موفق باشید.
بااجازه لینکتون کردم حوشحال میشم لینگ وبلاگم را اینجا ببینم
[پاسخ]
محمد كلهر
پاسخ داده در آبان ۱۲م, ۱۳۸۹ ۱:۵۵ ب.ظ:
سلام
ممنونم، امیدوارم شما هم خوب باشید
لطف دارید، انشاءالله شما هم موفق و مؤید باشید
بابت لینک هم سپاس
[پاسخ]