<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: فرج الله سلحشور: نمی دانم برای چه کسی باید کار کنم</title>
	<atom:link href="http://mkalhor.ir/archives/82/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mkalhor.ir/archives/82</link>
	<description>يادداشت‌هاي روزانه يك خبرنگار در مورد مسائل فرهنگي، اجتماعي و هر آن چه كه پيرامونش اتفاق مي‌افتد.</description>
	<lastBuildDate>Thu, 10 May 2012 07:05:08 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.2</generator>
	<item>
		<title>با: ناشناس</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-2036</link>
		<dc:creator>ناشناس</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-2036</guid>
		<description>این سلحشورهم یک روزی میشه مخملباف</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>این سلحشورهم یک روزی میشه مخملباف</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: مریم</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-513</link>
		<dc:creator>مریم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-513</guid>
		<description>اگر این سریال را یک نفر خارجی با همین کیفیت میساخت چه به به چه چهی میگفتند ولی متاسفانه چون این سریال را یک ایرانی ساخته نقدهایی که به سریال میشود بیشتر مغرضانه وخیلی ناجوانمردانه به آن حمله میشود که باز هم متاسفانه خیلی کم نقد سالم دیده میشود</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>اگر این سریال را یک نفر خارجی با همین کیفیت میساخت چه به به چه چهی میگفتند ولی متاسفانه چون این سریال را یک ایرانی ساخته نقدهایی که به سریال میشود بیشتر مغرضانه وخیلی ناجوانمردانه به آن حمله میشود که باز هم متاسفانه خیلی کم نقد سالم دیده میشود</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نفسانیات یک من</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-204</link>
		<dc:creator>نفسانیات یک من</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-204</guid>
		<description>مصاحبه خوب و با ریتم مناسبی بود.

در مقایسه سریال های امام علی(ع) و حضرت یوسف(ع) و بازتاب های آنها یک نکته دیگری هم که باید مدنظر داشت اینه که به نطر من علما اون موقع(ده سال پیش) کمتر تلویزیون می دیدند کمتر به اینجور چیزا گیر میدادند!
هر چند که امام علی هم واقعا یه چیز یگه بود.</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مصاحبه خوب و با ریتم مناسبی بود.</p>
<p>در مقایسه سریال های امام علی(ع) و حضرت یوسف(ع) و بازتاب های آنها یک نکته دیگری هم که باید مدنظر داشت اینه که به نطر من علما اون موقع(ده سال پیش) کمتر تلویزیون می دیدند کمتر به اینجور چیزا گیر میدادند!<br />
هر چند که امام علی هم واقعا یه چیز یگه بود.</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: صدرا</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-202</link>
		<dc:creator>صدرا</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-202</guid>
		<description>سلام محمد جان.

شقشقه هدرت قسمتی از کلام مولا علی است در نهج البلاغه و خطبه شقشقیه. آخر خطبه وقتی کسی سوالی به تعبیر ما بی ربط می کند حضرت که می خواهند ادامه بدهند دیگر ادامه نمی دهند و می گویند: شقشقه هدرت و ثم قرت.

این خطبه را توانستی بخوان. هرباری که می خوانم اش مو بر تنم راست می شود.

در مورد حرفهایی که نسیم درباره حاتمی کیا زد کاملن موافقم. با این حرفت هم موافقم که همیشه استاد است.

من باب همشهری جوان هم زرد نیست ولی بعضی اوقات خیلی بدش نمی آید زرد بودن را تجربه کند.

یا علی :)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام محمد جان.</p>
<p>شقشقه هدرت قسمتی از کلام مولا علی است در نهج البلاغه و خطبه شقشقیه. آخر خطبه وقتی کسی سوالی به تعبیر ما بی ربط می کند حضرت که می خواهند ادامه بدهند دیگر ادامه نمی دهند و می گویند: شقشقه هدرت و ثم قرت.</p>
<p>این خطبه را توانستی بخوان. هرباری که می خوانم اش مو بر تنم راست می شود.</p>
<p>در مورد حرفهایی که نسیم درباره حاتمی کیا زد کاملن موافقم. با این حرفت هم موافقم که همیشه استاد است.</p>
<p>من باب همشهری جوان هم زرد نیست ولی بعضی اوقات خیلی بدش نمی آید زرد بودن را تجربه کند.</p>
<p>یا علی <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/happy.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: نسیم</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-191</link>
		<dc:creator>نسیم</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-191</guid>
		<description>جناب کلهر خیلی مهم نیست که نفهمیدید منظورم را.
اما...
ممنون از دو خط آخر. داشتم شک می کردم.
حرف اولتان هم درست. من دقت نکردم.
خدا را شکر یک نفر پیدا شد که بگوید حلقه ی سبز قشنگ بود. هم قشنگ و هم لطیف. اما در مورد حاتمی کیا. متاسفانه یا خوشبختانه چون شدیدا روی این آدم تعصب دارم معمولا نظری نمی دهم چون طبعا تحت تاثیر تعصبم است. من هم دعوت اش را ندیدم اما گمان می کنم این حاتمی کیا همان حاتمی کیاست. با این تفاوت که دوست دارد متفاوت بودن را تجربه کند والبته این نوع تجربه ها هم خاص خودش است. خدا رحمت کند رسول ملاقلی پور را. مراسم ختم اش بود که حاتمی کیا را دیدم. وقتی پرسیدم چرا حاتمی کیای آژانس باید به نام پدر را این طور بسازد گفت من نمی توانم تصویری باشم که تو در ذهنت از من داری!من نمی توانم آدمی باشم که تو دوست داری. حرفش درست اما کاش بهش گفته بودم که حاتمی کیای ذهن من را خودش ساخته با کارهایش. البته بعد از چند بار به نام پدر دیدن آخرش به این نتیجه رسیدم که این فیلم واقعا دست پخت خود حاتمی کیاست. همان حاتمی کیای همیشگی. شاید چون خیلی دلم برای خودمان می سوزد انتظار دیگری ازش دارم یا شاید هم داشتم. بماند برای بعد...
اما در مورد شریفی نیا. در اینکه بازیگر توانمندی است شکی نیست. از آن دست بازیگرهایی است که در هر نقشی بازی کند انگار ساخته شده است برای آن نقش. هنوز هم خیلی با بازی ماندگار ولید می شناسندش. 
چیزهایی که بعضا خواندم اتفاقا مربوط است به هنرمندی اش وگرنه من را چه کار به زندگی شخصی شریفی نیا؟البته ترجیحا خوب است آدم بعضی چیزها را نداند اما یک وقت هایی هم...
قطعا ما معیار نیستیم. شما هم سخت نگیرید. ای کاش اینقدری که ما حرص می خوریم در مورد بقیه دیگران هم کمی در مورد ما حرص می خوردند!</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>جناب کلهر خیلی مهم نیست که نفهمیدید منظورم را.<br />
اما&#8230;<br />
ممنون از دو خط آخر. داشتم شک می کردم.<br />
حرف اولتان هم درست. من دقت نکردم.<br />
خدا را شکر یک نفر پیدا شد که بگوید حلقه ی سبز قشنگ بود. هم قشنگ و هم لطیف. اما در مورد حاتمی کیا. متاسفانه یا خوشبختانه چون شدیدا روی این آدم تعصب دارم معمولا نظری نمی دهم چون طبعا تحت تاثیر تعصبم است. من هم دعوت اش را ندیدم اما گمان می کنم این حاتمی کیا همان حاتمی کیاست. با این تفاوت که دوست دارد متفاوت بودن را تجربه کند والبته این نوع تجربه ها هم خاص خودش است. خدا رحمت کند رسول ملاقلی پور را. مراسم ختم اش بود که حاتمی کیا را دیدم. وقتی پرسیدم چرا حاتمی کیای آژانس باید به نام پدر را این طور بسازد گفت من نمی توانم تصویری باشم که تو در ذهنت از من داری!من نمی توانم آدمی باشم که تو دوست داری. حرفش درست اما کاش بهش گفته بودم که حاتمی کیای ذهن من را خودش ساخته با کارهایش. البته بعد از چند بار به نام پدر دیدن آخرش به این نتیجه رسیدم که این فیلم واقعا دست پخت خود حاتمی کیاست. همان حاتمی کیای همیشگی. شاید چون خیلی دلم برای خودمان می سوزد انتظار دیگری ازش دارم یا شاید هم داشتم. بماند برای بعد&#8230;<br />
اما در مورد شریفی نیا. در اینکه بازیگر توانمندی است شکی نیست. از آن دست بازیگرهایی است که در هر نقشی بازی کند انگار ساخته شده است برای آن نقش. هنوز هم خیلی با بازی ماندگار ولید می شناسندش.<br />
چیزهایی که بعضا خواندم اتفاقا مربوط است به هنرمندی اش وگرنه من را چه کار به زندگی شخصی شریفی نیا؟البته ترجیحا خوب است آدم بعضی چیزها را نداند اما یک وقت هایی هم&#8230;<br />
قطعا ما معیار نیستیم. شما هم سخت نگیرید. ای کاش اینقدری که ما حرص می خوریم در مورد بقیه دیگران هم کمی در مورد ما حرص می خوردند!</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد کلهر</title>
		<link>http://mkalhor.ir/archives/82#comment-190</link>
		<dc:creator>محمد کلهر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">http://mkalhor.bloghaa.com/archives/82#comment-190</guid>
		<description>در مورد قسمت اول نظری ندارم.
در مورد حاتمی‌کیا هم فکر می‌کنم هنوز هم بشه این تعبیر رو به کار برد: «همیشه استاد!»
در مورد سلحشور هم این رو خوب گفتی: «کسی هست که به حرفی که میزنه و کاری که می‌سازه معتقده. خوبیش هم اینه. مثل بعضی‌ها نیست که کار سفارشی بسازه و پولش رو بزنه به جیب و بعدش هم به ریش همه صدا و سیما بخنده و پشت سر مذهب هزار تا صفحه بذاره.
در مورد شریفی نیا؛ من معتقدم وقتی یک شخصیت هنری (یا هر مقوله دیگه) رو داریم نقد می کنیم باید واقعاً شخصیت حقوقیش رو نقد کنیم نه شخصیت حقیقی‌اش رو!
اما ما همیشه سعی در تخریب و ترور شخصیت‌ها داریم و همه چیز رو به شخصیت حقیقی طرف ربط می‌دیم.
به نظر من شریفی‌نیا یک هنرمند خیلی ماهره، کاری به شخصیت واقعی‌ش ندارم.
حرف‌های حبیب احمدزاده رو آویزه گوشم کردم. کلاً 3 تا حرف خیلی خوب از سه نفر شنیدم که سعی می‌کنم هیچ‌وقت نصیحتشون رو فراموش نکنم.

در مورد همشهری جوان هم باید بگم خیلی وقته که به نسبت خودش زرد شده! تازه این هفته این دخترک به حاتمی‌کیا هم تعرض کرده بود! نمی‌گم حاتمی‌کیا معصومه و نمیشه نقدش کرد، من خودم بارها شدیداً نقدش کردم، اما با اون لحنی که اون خانم نوشته بود به نظرم کار زشتی بود (گفته بود حاتمی‌کیا داستان آژانس‌شیشه‌ای رو از روی یک فیلم خارجی -اسمش رو یادم نیست_ دزدیده!)

این شقشقه هدر رو متوجه نشدم! منظورت از شقشقه Headr چی بود؟

خواهش می‌کنم، مگه گناه کردی که موستوجب بخشایش باشی؟ :)

غلط تایپی‌ها رو هم تا اونجا که دیدم درست کردم ;)</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>در مورد قسمت اول نظری ندارم.<br />
در مورد حاتمی‌کیا هم فکر می‌کنم هنوز هم بشه این تعبیر رو به کار برد: «همیشه استاد!»<br />
در مورد سلحشور هم این رو خوب گفتی: «کسی هست که به حرفی که میزنه و کاری که می‌سازه معتقده. خوبیش هم اینه. مثل بعضی‌ها نیست که کار سفارشی بسازه و پولش رو بزنه به جیب و بعدش هم به ریش همه صدا و سیما بخنده و پشت سر مذهب هزار تا صفحه بذاره.<br />
در مورد شریفی نیا؛ من معتقدم وقتی یک شخصیت هنری (یا هر مقوله دیگه) رو داریم نقد می کنیم باید واقعاً شخصیت حقوقیش رو نقد کنیم نه شخصیت حقیقی‌اش رو!<br />
اما ما همیشه سعی در تخریب و ترور شخصیت‌ها داریم و همه چیز رو به شخصیت حقیقی طرف ربط می‌دیم.<br />
به نظر من شریفی‌نیا یک هنرمند خیلی ماهره، کاری به شخصیت واقعی‌ش ندارم.<br />
حرف‌های حبیب احمدزاده رو آویزه گوشم کردم. کلاً ۳ تا حرف خیلی خوب از سه نفر شنیدم که سعی می‌کنم هیچ‌وقت نصیحتشون رو فراموش نکنم.</p>
<p>در مورد همشهری جوان هم باید بگم خیلی وقته که به نسبت خودش زرد شده! تازه این هفته این دخترک به حاتمی‌کیا هم تعرض کرده بود! نمی‌گم حاتمی‌کیا معصومه و نمیشه نقدش کرد، من خودم بارها شدیداً نقدش کردم، اما با اون لحنی که اون خانم نوشته بود به نظرم کار زشتی بود (گفته بود حاتمی‌کیا داستان آژانس‌شیشه‌ای رو از روی یک فیلم خارجی -اسمش رو یادم نیست_ دزدیده!)</p>
<p>این شقشقه هدر رو متوجه نشدم! منظورت از شقشقه Headr چی بود؟</p>
<p>خواهش می‌کنم، مگه گناه کردی که موستوجب بخشایش باشی؟ <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/happy.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /> </p>
<p>غلط تایپی‌ها رو هم تا اونجا که دیدم درست کردم <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/winking.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /> </p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>

