هدیه تهرانی: اگر به جای هنرمند مانند یک مجرم با من برخور شود، کلاً میروم
اواخر هفته گذشته رسانهها به نقل از «هدیه تهرانی»، هزینه آمادهسازی عکسهای نمایشگاه اخیر وی را بر اساس صحبتهای او ۲۲۰ میلیون تومان عنوان کردند و به نقل از او نوشتند: «برای تأمین این هزینه، از سازمان میراث فرهنگی وام گرفتم.»
تهرانی که از ابتدای جلسه مذکور با انتقاد سخت حاضران روبرو شده بود، در حالی که سعی میکرد واکنش تندی از خود نشان ندهد، با صدایی بغض آلود به سئوالات خبرنگاران پاسخ میداد و در نهایت با چشمانی اشکبار خانه هنرمندان را ترک کرد.
در ادامه وی به تکذیب رقم منتشر شده در رسانهها پرداخت و سخنگوی سازمان میراث فرهنگی، صنایع دستی و گردشگری از تأسیس صندوق حمایت از فعالان عرصه هنر خبر داد و گفت: در همین راستا برای نمایشگاه عکس «آبانگان» هدیه تهرانی از محل این صندوق ۶۰ میلیون تومان تسهیلات ارائه شده است.

در آخرین روز برپایی این نمایشگاه، پیرامون آن گفتوگویی با وی انجام دادیم که مشروح آن در پی میآید:
* در برخی رسانهها از قول شما عنوان شد که ۲۲۰ میلیون تومان برای برپایی نمایشگاه خود از سازمان میراث فرهنگی دریافت کردهاید که البته بلافاصله پس از آن تکذیب شد. واقعیت ماجرا چیست؟
ـ من گفتم که از قول من این موضوع را تکذیب کنند. ۲۲۰ میلون تومان هزینه کل نمایشگاه بود، چرا که برای برپایی آن یک گروه ۵۰ نفری، حدود ۴ ماه به طور مداوم با بنده همکاری داشتهاند.
* ممکن است میزان وام دریافتی از سازمان میراث فرهنگی را بیان کنید؟
ـ مبلغ ۸۰ میلیون تومان درخواست شده بود که با کسب ۲۰ میلیون تومان حق مالیات و بیمه، به ۶۰ میلیون تومان کاهش پیدا کرد. البته هنوز هم این ۶۰ میلیون تومان را به صورت کامل دریافت نکردم.
* برای دریافت این وام با چه ارگانی رایزنی کردهاید؟
ـ برای دریافت این وام با صندوق بخش فرهنگی و هنری سازمان میراث فرهنگی مذاکره کردم و امکان استفاده از تسهیلات این صندوق برای همگان امکانپذیر است.
* یعنی برای دریافت این وام با آقای مشایی مذاکره نداشتید؟
ـ خیر. بنده ملاقاتی با آقای مشایی نداشتم. البته ایشان به طور سرزده از نمایشگاه من بازدید کردند، اما ایشان را ملاقات نکردم.
* شما عنوان کردهاید که هدفتان از برگزاری این نمایشگاه، انگیزههای مالی نبوده است. آیا به دنبال بازگشت هزینههایتان نیستید؟
ـ برای برپایی این نمایشگاه سختیهای فراوانی را متحمل شدم و به دلیل اعتباری که داشتم، از کمکهای مالی دوستانم استفاده کردم و اگر بازگشت هزینهها در کار نباشد، ورشکسته میشوم (با خنده)، البته قیمتگذاری تابلوها به گونهای است که اگر همه آنها به فروش برسد، تقریباً هزینه برپایی نمایشگاه باز میگردد.
* انگیزهتان از اینکه به هنر عکاسی روی آوردید، چه بود؟ زیرا قبلا ًهنرپیشههایی نیز به این عرصه پا گذاشتند اما با اقبال عمومی مواجه نشدند.
ـ من تنها انسانی نیستم که در روی کره زمین عکاسی میکنم. پس باید این سئوال را از عکاسان دیگر نیز پرسید. هر انسانی انگیزههای خاص خود را دارد. من قبل از فعالیت بازیگری، فعالیتهای هنری دیگری از قبیل طراحی صحنه، نقاشی و موسیقی داشتهام. یک هنرمند آزاد است که هر هنری را در رشتههای هنری و در جهانبینی و شناخت هستی است، تجربه کند.
* برخی معتقدند که شهرت هدیه تهرانی باعث شده است که به برپایی نمایشگاه عکس بپردازد. نظر خودتان چیست؟
ـ خیر، چنین نیست. من دستیار کارگردان و مدیر پروژههای بزرگ نیز بودهام، گالری داشتهام و طراحی و نقاشی و کار با فلز نیز میکنم. پس چرا تاکنون از آنها سخنی به میان نیامده است؟
* در برخی رسانهها از قول شما عنوان شده است که دیگر شاهد کارهای هنری شما در داخل کشور نخواهیم بود، آیا این مطلب را تأئید میکنید؟
ـ یادداشتهایی که در دفتر نمایشگاه موجود است، از استقبال مردم و تأثیر تابلوها بر روی آنها حکایت میکند و همین برای من کافی است. اما این که همیشه به حاشیهها پرداخت میشود و به جوسازی و جنجال میپردازند، باعث میشود که انسان از هر گونه فعالیتی در اینجا صرفنظر کند! من چهار سال از کار سینما گوشهگیری کردم و در طبیعت بودم و با مدیوم عکاسی شروع به تقسیم کشف و شهودم با دیگران کردم، اما همگان به من اشکال میگیرند، در صورتی که هیچ کدام از این اشکالها، ایراد فنی و هنری نیست. حتی یک نفر از من راجع به تکنیک عکسبرداری سئوال نکرده است. هیچ نگاه تخصصی و فرهنگی راجع به نمایشگاه وجود ندارد و فقط میپرسند که از کجا پول گرفتهای و چرا چهار طبقه خانه هنرمندان به نمایشگاه تو اختصاص یافته است؟
بنده میزان هزینه برپایی نمایشگاه را خودم عنوان کردم، آیا تاوان صداقت این است؟ اگر اسپانسر تجاری برای نمایشگاه استفاده میشد، میپسندیدید؟ من این طور نمیخواستم و از این ماجرا دوری کردم و میخواستم به خاطر مردم و به خاطر ایران، یک حرکت ملی و ثبتشده باشد. اما اگر به جای هنرمند، به عنوان مجرم شناخته شوم، فعالیتی نخواهم داشت و مانند همان چهار سالی که گوشهگیری کردم، باز هم می روم. اصلاً، کلاً به گوشه دیگری میروم.
* وقتی هنرمندی در عرصههای دیگر هنری نیز پا میگذارد، باید منتظر واکنشهای مختلف باشد و با اولین برخوردها صحنه را خالی نکند؟
ـ انتقاد و مخالفت کردن مشکلی ندارد اما نفی حضور … من صحنهای را خالی نکردم. خوب است نقد صحیح صورت بگیرد تا اگر فقط فکر میکنم هنرمند هستم و در واقعیت چنین نیستم، بروم و هنرمند بشوم و یا اگر هستم و کارم اشکال دارد، به فکر رفع اشکال کارم باشم.
* اگر این روند ادامه پیدا کند، دیگر شاهد فعالیت هنری شما در داخل کشور نخواهیم بود؟
ـ هیچوقت، هیچ چیز ثابت نیست. من هم نه هیچ چیزم ثابت است و نه به دنبال اثبات خود هستم. همه چیز در تغییر است و من هم تغییر میکنم. از روزی که شروع کردم، گفتهام که مشخص نیست بازیگری را ادامه بدهم یا نه. این مطلب در اولین مصاحبهام نیز موجود است. فردا هم ممکن است به کار دیگری بپردازم. مسئله این است که یک انرژی و پویایی در جهان موجود است که قصد تقسیم آن را داریم.
* آیا در این تقسیم، اولویت با ایران است؟
ـ تا به حال که چنین بوده است.
* از این به بعد چطور؟
ـ من چهار سال است که از ایران بیرون نرفتهام و اگر تا آخر عمرم نیز از ایران بیرون نروم، علاقه زیادی به یاد گرفتن و مشاهده مناطق دیدنی کشورم دارم.
* و سخن پایانی؟
ـ من آنچه که دیدهام، با مردم تقسیم کردهام. اگر کسی ذرهای هنر داشته باشد، نباید حرف بزند، بلکه آثارش باید حرف بزنند. از مردم خواستم، فارغ از نام هدیه تهرانی بیایند و تصویری که آب خلق کرده است را ببینند.
- – - – - – - – - -
پینوشت:
- بعد از مدتها یه گفتوگوی متفاوت گرفتم، در نوع خودش جالب بود برام
- «آبانگان» نام نمایشگاه هدیه تهرانی آنچنان بیربط هم به آثار نمایش درآمده در آن نیست. آبانگان نام جشنی در ایران قدیم بوده است و آبان نیز نام دیگر آناهیتا، الهه آب است. عنصری که در تمامی عکسهای تهرانی به چشم میخورد نیز آب است که یا بر عناصر دیگر قالب شده و یا عنصری مانند ماهی یا برگ بر آن قالب شدهاند.
- لینک خبر در فارس
هیچ دیدگاه
بدون دیدگاه.