۲۳
تیر

توبه اسب خاکستری

وقتی خاکستری‌ترین سلول‌های مغزم را هدف می‌گرفتی
نمی‌دانستی که بوی تعفنش
حال خودت را هم خراب خواهد کرد

*
سرم تیر می‌کشد
و تیر تو زوزه…
حالا با تیر خلاص تو
انفجاری هسته‌ای در سرم رخ داده است
و گرد خاکستری‌اش
سبزترین لحظات را نیز به کام مرگ می‌کشاند

*
آری، مرگ!
«مرگ پایان کبوتر نیست» ۱
اما من اسبم،‌۲ اسبی خالی از نجابت، یله و رها
و خواب سال‌های پرباران، ۳
و «گل شبدر» می‌بینم
چه توقعی داری تو؟!
اسب که لاو (Love) و «لاله قرمز» سرش نمی‌شود
واقعاً فکر می‌کنی روزی ما دوباره شبدرهایمان را پیدا خواهیم کرد؟! ۴

*

سرم تیر می‌کشد
تیر تو زوزه می‌کشد
و به خطا می‌رود
«اسب خسته» ۵ رفته است برای قدم‌زنی… ۶

————
۱- فروغ فرخزاد
۲- موزیکی از یاس (یاسر بختیاری): من اسبم و تویی سوار من // من همسایه و تو همجوار من
۳- سید علی صالحی: حوالی خواب‌های ما سال‌ پر بارانی بود
۴- احمد شاملو: روزی ما دوباره کبوترهایمان را پیدا خواهیم کرد
۵- عنوان شعری از حمیدرضا شکارسری
۶- ترانه‌ای از حامد عسگری: مرد برای هضم دلتنگی‌هاش // گریه نمی‌کنه، قدم می‌زنه

. . . . . . . . . . . . . . . . . . . . . .

پی‌نوشت:
خودم هم نفهمیدم چی نوشتم، هر چی به ذهنم رسید روی کاغذ آوردم،‌ بدون خط‌خوردگی و ویرایش! شما اگه فهمیدید بگید.

۹ دیدگاه

  • همنفس گفت:

    سلام کار نشد نداره چند بار بخونیم حله . موفق باشید

    [پاسخ]

    محمد كلهرNo Gravatar پاسخ داده در تیر ۲۴م, ۱۳۸۸ ۶:۵۰ ق.ظ:

    سلام
    درسته، شما هم موفق باشید

    [پاسخ]

  • زهرا گفت:

    شعرهات خیلی پخته تر شده ، هر جملش جداکانه زیباست .

    [پاسخ]

    محمد كلهرNo Gravatar پاسخ داده در تیر ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۳ ق.ظ:

    این که تعارفه!
    ولی اگه یه نمور جدی گفته باشی خب باید بگم وقتی آدم کتابهای بیشتری بخونه و ۲-۳ سال هم به عمر و تجربیاتش اضافه بشه باید یه جایی نمود پیدا کنه دیگه. (چقدر از خودم تعریف کردم! لول!)

    [پاسخ]

  • تبسم گفت:

    سلام. شغر زیبا و متفاوتی بود. خوشم اومد اسب که لاو و لاله قرمز سرش نمی‌شود رفته هواخوری! خوش به حالش. کاش منم اسب بودم که لاو و لاله قرمز سرم نمی شد (چشمک)

    [پاسخ]

    محمد كلهرNo Gravatar پاسخ داده در تیر ۲۵م, ۱۳۸۸ ۱۱:۵۰ ق.ظ:

    سلام
    نظر لطفتونه
    هر کسی میتونه یه اسب خسته باشه، فقط باید خودش بخواد ;)

    [پاسخ]

  • سعيد مهرپورNo Gravatar گفت:

    سلام بر دوست و همکاران نازنینم محمد حسین کلهر من سعید مهرپور هستم خواستم بگوییم اولا عجب وبلاگ زیبایی داری دوما دلم برای آن روزهای اول خبرنگاری که دور هم بودیم تنگ شده بی تعارف خبرنگاری را مدیون شما هستم موفق باشی یکسری هم به ما بزن یا علی(ع)

    [پاسخ]

    محمد كلهرNo Gravatar پاسخ داده در مرداد ۳م, ۱۳۸۸ ۸:۰۶ ب.ظ:

    سلام سعید جان
    ممنون از لطفت
    شما استادی عزیز، شکسته‌نفسی می‌کنی! راستی حاج‌آقا فهیم چطوره؟! :)
    آخ راست گفتی، یاد روزهای اول بخیر…

    [پاسخ]

  • سعيد مهرپورNo Gravatar گفت:

    مخلص آقا کلهر حاج آقا خوبه شیگاروشو کشیده و منتظر تماس منه خیلی خوشحال شدم از اینکه به ما هم یکسری زدی امدوارم در سراسر زندگی ات همراه با خانواده محترم شاد و پیروز باشی.

    [پاسخ]

دیدگاه خود را بنویسید

flower D: ;) ;( :> :)) :) :(

خروجی خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب