دلشاد تهرانی: پیامبر(ص)، اسوه حسنه زیست مسلمانی است
دلشاد تهرانی گفت: رویکردمان به زندگانی پیامبر بایستی رویکردی الگویی باشد نه تاریخی. راه عزت مسلمانی و راه زندگی سالم و ایمانی، سیره نبوی است و پیامبر نمونه کامل و اسوه حسنه زیست مسلمانی است.
«مصطفی دلشادتهرانی» در گفتوگویی مشروح با خبرنگار آئین و اندیشه فارس، با اشاره به ولادت پیامبر اکرم(ص)، به تبیین آموزههای اخلاقی و دینی حضرت و سیره عملی ایشان پرداخت که در پی میآید:
# در کتب عهدین به آمدن پیامبر(ص) بشارت داده شده است
بشارت آمدن پیامبر آخرین، در کتب عهد قدیم مانند تورات و نیز عهد جدید مانند انجیل آمده است. این بشارات و توصیفات در اناجیل اربعه آمده است و نیازی به تأیید انجیل برنابا نیست. در مجموع عبارات موجود آنقدر واضح است که به سختی بتوان به شخص دیگری نسبت داد.
کلمه «فارقلیط» در انجیل از نظر معنایی همان عنوان احمد (ستوده) را میدهد. این گونه اشارات در کتابهای پیامبران قبل -ولو تصرف شده باشند- کفایت میکند که آمدن پیامبر آخرین را ثابت کند.
یکی از مسائلی که از نظر تاریخی در آن نمیتوان تشکیک کرد، این است که یهود مدینه از آمدن پیامبر اسلام(ص) خبر داشتند و این مسأله را مطرح میکردند. از آنجایی که آنها ویژگیهای پیامبر را میدانستند، انتظار میرفت وقتی ایشان ظهور کند قبل از دیگر مردمان به وی بپیوندند. بنابراین زمینه مناسبی ایجاد شد که قبایل اوس و خزرج تمایل به شناخت بیشتر این پیامبر(ص) پیدا کردند.
یهودیان تصور میکردند پیامبر جدید مؤید شریعت آنهاست اما بعد از دوران مکه که شریعت پیامبر کاملاً نمود پیدا کرد و انتظاراتشان برآورده نشد، تنها اندکی ایمان آورده و مابقی سر ناسازگاری گذاشتند. البته در این که اهل یثرب از زمینهسازان مطرحشدن پیامبر(ص) بودند جای تردیدی نیست.
# تربیت پیامبر نزد دایه استثناء نیست
«دلشاد تهرانی» در پاسخ به این سوال که آیا تربیت کودک در دامان دایه از رسوم رایج عرب بوده است، گفت: احتمالاً رسمی در خانوادههای شریف عرب وجود داشت که وقتی کودکی به دنیا میآمد، وی را به بادیه و نزد دایه میفرستادند. چند دلیل احتمالی برای این امر میتوان برشمرد:
- به دلیل این که مکّه در مسیر آمد و رفت کاروانهای بسیاری بوده، احتمال شیوع بیماری در آن بسیار بوده است. بنابراین با فرستادن کودک به بادیه در سالهای اول زندگی، احتمال ابتلاء وی به بیماریها را به حداقل میرساندند.
- خاندان شریف میخواستند کودک در سالهای نخست در بیابان بزرگ شود تا قوی بار آید.
- در قبائل اطراف مکه واژهها دستنخوردهتر بود و کودک در سالهای اول زندگی، واژههای دقیقتر و اصیلتری یاد میگرفت.
- بزرگشدن در صحرا و بیابان، نزد عرب نشانه شرافت بود.
بنابراین بزرگشدن پیامبر در نزد دایه و به دور از مادرش، استثناء محسوب نمیشود.
# پیامبر اسوه حسنه زیست مسلمانی است
مدیر گروه نهجالبلاغه دانشکده علوم حدیث در پاسخ به این سوال که رویکرد بایسته و شایسته به پیامبر و جایگاه ایشان در زندگی امروز مسلمانان کدام است، گفت: اکثر رویکردهایی که تا به امروز اتفاق افتاده است، پاسخ مناسبی برای این پرسش نیست. بیشترین رویکردی که به پیامبر شده، رویکرد تاریخی است.
ما پیامبر را شخصیتی تاریخی دیدیم که در زمانی به دنیا آمده، بزرگ شده، مبعوث شده، دوران مکی و مدنی سر شده و سپس رحلت کرده است. این نوع نگاه، نگاهی تاریخی و البته درست است، اما باید رویکرد دیگری در نظر بگیریم.
معتقدم رویکردمان به پیامبر بایستی رویکردی اسوهای، نمونهای و الگویی باشد. یعنی پیامبر مدل زندگی ایمانی است. پیامبر اسوه حسنه زیست مسلمانی است. اگر به دنبال زیست مسلمانی، ایمانی و انسانی هستیم، بهترین نمونه پیامبر(ص) است.
امیرالمؤمنین در خطبه ۱۶۰ نهجالبلاغه جملهای دارد که میگوید «لقد کان فی رسولالله کافٍ لکف الاسوة» یعنی پیامبر نمونهای کافی برای شما، برای الگو گرفتن است. بعد حضرت میرسد به عبارت «فتأسٍّ بنبیّ الاطیبِ الأطهر، فإنّ فیه اُسوة لمَن تَاسّی و عزاء لمن تعزّی و أحب العباد الی الله المتأسّی بنبیّه وَ المقتصُ لأثره». پس به پیامبر پاک و پاکیزهات اقتدا کن، بیگمان در پیامبر اسوه و نمونهای است برای کسی که بخواهد الگو بگیرد و الگویی است عالی برای هر کس که بخواهد الگو پذیرد. محبوبترین بندگان نزد خدا کسی ایت که به پیامبرش تأسّی کند و او را دنبال نماید.
# سیره مدل زندگی پیامبر را به ما معرفی میکند
نویسنده کتاب «چشمه خورشید» در پاسخ به این سئوال که سراغ کدام بخش از زندگی پیامبر برویم تا زندگی سالم و با عزتی داشته باشیم، گفت: چیزی که مدل زندگی پیامبر را به ما معرفی میکند سیره است. سیره یعنی مجموعه اصول کلی ثابت در زندگی.
گاهی برخی بزرگان مسلمانان ما را به سیره توجه دادهاند. مثلاً سعدی علیهالرحمة میگوید: مپندار سعدی که راه صفا / توان رفت جز در پی مصطفی. اگر کسی زیست انسانی میخواهد باید دنبالهروی راه و رسم پیامبر باشد. همچنین علامه اقبال لاهوری نیز میگوید: «تا کجا بیغیرت دین زیستن؟ / ای مسلمان مردن است این زیستن! ، مرد حق باز آفریند خویش را / جز به نور حق نبیند خویش را ، بر عیار مصطفی خود را زند / تا جهان دیگری پیدا کند».
باید توجه داشت رویکرد الگویی به معنای سَلَفیگری نیست. ظاهرگرایی و به پوست چسبیدن نیست. رویکرد الگویی، مدل زندگی نبوی را برای دنیای امروز استخراج میکند.
# بایستی با شناخت بخشهای مختلف زندگی پیامبر، آنها را وارد زندگیمان کنیم
نویسنده کتاب «سیره نبوی» در پاسخ به این سوال که استخراج مدل منطبق با زندگی امروز از زندگانی پیامبر به چه صورت امکانپذیر است، گفت: ابتدا بایستی بخشهای مختلف زندگی پیامبر(ص) را بشناسیم و سپس آنها را وارد زندگیمان کنیم. کتاب سیره نبوی دفتر-دفتر است و شامل دفاتر سیره فردی، سیره اجتماعی، سیره مدیریتی، سیره خانوادگی، سیره سیاسی، سیره نظامی و سیره اقتصادی است که هنوز سه دفتر آخر به چاپ نرسیده است. مثلاً در سیره فردی اصل اعتدال را داریم. همچنین اصل کیفیت استخدام وسیله را داریم. یعنی مسلمان نمیتواند با دروغ، خیانت و فریبکاری کارش را توجیه کند. آیا این اصول امروزه زنده است یا نه؟ مسلماً این اصول در زندگی امروز ما نقش دارد و بلکه بایستی امروزه بیشتر دغدغه این اصول را داشته باشیم.
وی افزود: در سیره اجتماعی نیز بیشتر از هر زمان دیگری به اصل «رفق و مدارا» نیاز داریم. همچنین اصول «تعاون و تکاون» و «عدالت اجتماعی» را داریم که کهنهشدنی نیستند.
وی تصریح کرد: در سیره مدیریتی، اصل اصلاح رابطه خود و خدا، اصل تصمیمگیری، اصل آداب نبوی و اصل رعایت اهلیت را داریم. اصل رعایت اهلیت یعنی هر کسی در هر جایی قرار میگیرد شایستگی و صلاحیتهای لازم برای آن را داشته باشد. خداوند در قرآن میفرماید: إنّ الله یأمرکم ان تؤدوا الأمانات إلی أهلها. خدا فرمان میدهد که امانت را به اهلش واگذارید. یعنی برای هر کاری بایستی کار به شخصی سپرده شود که شایستگیاش را دارد. این همان اصل شایستهسالاری است. حدیثی از پیامبر در صحیح بخاری آمده است که میگوید: إذا وسّد الأمر إلی غیر أهله فانتظر الساعة. هر گاه کار به غیر شایستهاش سپرده شود، منتظر هلاکت باشید. اگر کسانی زمام امور را به دست گیرند که صلاحیت لازم را نداشته باشند، فلاکت و تباهی ظاهر میشود. رعایت این اصل حکومت را متحول میکند.
امیرالمؤمنین میفرماید: «سوءالتدبیر مفتاح الفقر»، یعنی سؤمدیریت (بیتدبیری)، کلید فقر است. بنابراین هر جا فقری دیده میشود، علت آن در درجه اول، سوء مدیریت است. در حدیثی از پیامبر آمده اگر کسی به کسی کاری را بسپارد، در حالیکه کسی تواناتر از او باشد، به خداوند، رسولش و همه مسلمانان خیانت کرده است.
# رعایت اهلیت مهمترین اصل در حوزه مدیریت است
نویسنده کتاب حکومت حکمت با اشاره به تعبیری از علی(ع) که میفرماید «واجعل لرأس کل أمرٍ من أمورک رأساً منهم لا یقهره کبیرها ولا یتشتًت علیه کثیرها»، گفت: امام به مالک اشتر میفرماید بر سر کارهایت کسی را قرار بده که بزرگی کار بر او چیره نشود و کثرت کار او را آشفته نسازد. این دقیقاً همان اصل رعایت اهلیت است.
امیرالمؤمنین در جای دیگری نیز میفرماید «أیّها النّاس! إنّ احقّ النّاس بهذا الأمر أقواهم علیه واعلمهم بأمر اللّه فیه»، مردم! سزاوارترین کس برای زمامداری، تواناترین آنان در کار مدیریت و داناترین آنان به فرمانهای خدا در این کار است. با توجه به این گفتار به نظر میرسد در حوزه مدیریت، رعایت اهلیت کلیدیترین اصل است. شاید بتوان گفت هر جا فسادی است حاصل عدم رعایت این اصل است و خردمندی اقتضا میکند که این مسئله به صورت جدی مورد توجه قرار گیرد.
سعدی علیهالرحمة میگوید: ندهد هوشمند روشنرای / به فرومایه کارهای خطیر ، بوریا باف اگر چه بافنده است / نبرندش به کارگاه حریر. دلشاد تهرانی ادامه داد: مدیریت حریر بافی است نه گونی بافی! اگر مدیریت را به انسان خشن بسپاریم، به انسانی که ریزهکاریها و لطایف انسانی را درک نمیکند و با زور میخواهد کار را جلو ببرد مثل این است که حریر بافی را به یک گونیباف سپرده باشیم.
امیرالمؤمنین در خطبه ۹۳ نهجالبلاغه تعبیری در مورد امویان دارد اما سخن حقیقتی کلی را بیان میکند: «بعدها کسانی خواهند آمد و بر شما حکومت خواهند کرد که انواع بلاها، مصیبتها، تحقیرها و روابط غیر انسانی را بر شما تحمیل خواهند کرد». برای درک این شرایط با مراجعه به خطبه ۱۵۸ میبینیم: «در چنین شرایطی هیچ خانهای در شهر و هیچ خانهای در روستا باقی نمیماند مگر این که نا اهلان و ستمگران غمی در آن مینشانند و رنجی بدان وارد میکنند و در آن روز برای شما عذرخواهی در آسمان، دریا و در روی زمین نخواهد بود». حال حضرت دلیل آن را اینطور بیان میکند «أصفیتم بالأمر غیر أهله وأوردتموه غیر مورده» یعنی کسانی را که شایستگیهای لازم را نداشتند برگزیدید و به آبشخور و جایگاهی که از آن ایشان نیست وارد کردید.
منظور آن که اگر کسانی زمام امور را در دست گیرند که شایستگیهای لازم را نداشته باشند، دارائیهارا به باد میدهند و برای همه مردم رنج به بار میآورند. مردم را به ذلت میکشانند، مناسبات پر از خواری فراهم میکنند و این عوارض همینطور ادامه پیدا میکند.
در نامه ۶۲ نهجالبلاغه حضرت عبارتی دارد که میفرماید: همه تأسف و اندوه من این است که کسانی زمام امور را به دست گیرند که نابخرد و نابکار باشند، آنگاه داراییهای مردم را میان خود دستبهدست بگردانند و بندگان خدا را به بردگی خود گیرند و شایستگان را دشمن انگارند و فاسقان را حزب خود گیرند. اینها آموزههای سیره نبوی است که توسط امیرالمؤمنین بازگو شده و اگر همین یک اصل رعایت شود، بسیاری از موارد اصلاح میشود. مراد از الگوی زیست مسلمانی این است که این سیره با جامعیتش مورد توجه قرار گیرد و ما آن را به تناسب زمان اجرای و عملیاتیاش کنیم. در واقع، راه عزت مسلمانی و راه زندگی سالم و ایمانی، سیره نبوی است. علامه اقبال میگوید: تا شعار مصطفی از دست رفت / قوم را رمز بقا از دست رفت. البته منظور از شعار، شعار صرف نیست، منظور شعاری که همراه با عمل باشد، یعنی پیروی از سیره.
# پیامبر منهای ائمه و برعکس اشتباه است
دلشاد تهرانی در پاسخ به این سوال که با توجه به سیره و آموزههای پیامبر چگونه میتوان ملاکهای شایستگی فرد برای احراز پست را تشخیص داد، گفت: ۵ معیار مختلف برای قرار گرفتن افراد در پستهای مختلف از روایات استخراج میشود که عبارتند از: «معرفت» یعنی داشتن دانش و اطلاعات لازم. «درایت» یعنی داشتن تدبیر، فکر، تعقل، خردمندی و دوراندیشی لازم. «عدالت» یعنی ظلم نکردن، تبعیض قائل نشدن و هر چیزی را در جای خود قرار دادن. «قوت» یعنی صبور بودن، داشتن حاشیه تحمل زیاد، شکننده نبودن و ثبات داشتن. «سلامت» یعنی لجباز، کینهجو، آزمند، تنگنظر، حسود ، قدرتطلب، دنیا دوست، بخیل و شهوتگرا نبودن. بایستی این ۵ مورد را برای هر شخصی عملیاتی کنیم.
دلشاد تهرانی سیره پیامبر و ائمه معصومین را مؤید یکدیگر دانسته و گفت: در سیرهای که بنده تنظیم کردم، ابتدا سیره را در قرآن مییابیم. سپس در امتداد آموزههای قرآن، آموزههای پیامبر قرار دارد و به همین ترتیب سیره بقیه معصومین علیهمالسلام از نظر میگذرد. البته ائمه همگی یک واحدند و نباید از نظر خط و مشی بین آنها تفکیکی قائل شویم. پیامبر منهای ائمه و ائمه منهای پیامبر خطا و اشتباه است.
مصطفی دلشاد تهرانی، عضو هیئت علمی دانشکده علوم حدیث است. این استاد دانشگاه علاوه بر کتاب «پیشگاه حقیقت» آثار دیگری نیز مانند «مدرسه حسینی»، «نهضت حسینی و عزت حسینی» و «حماسه حسینی و ظهور حقیقت آدمی» را تألیف و منتشر کرده که برخی از این آثار تا ۳۰ بار تجدید چاپ شدهاند. سیره نبوی، دولت آفتاب، حکومت حکمت و چشمه خورشید عناوین برخی دیگر از آثار او را تشکیل میدهند. کتاب «سیره نبوی» که به بررسی زندگانی و احوال پیامبر اکرم(ص) میپردازد در سال۸۶ به عنوان کتاب سال برگزیده شد.
پیامبر منهای ائمه و برعکس اشتباه است
از این میان تیتر خوشم اومد موفق باشید
[پاسخ]
دوشنبه ۲۶ اسفند ۱۳۸۷ در ۱۰:۳۸ ق.ظ