تبليغات X
۰۲
دی

«خاک و آتش»؛ فیلمی سراسر غرور و غیرت

اکران فیلم تاریخی «خاک و آتش» از اواخر هفته گذشته آغاز شده، بی‌مناسبت ندیدم نقدی که سال گذشته (۱۳ اسفند ۸۹) درباره این فیلم و پس از دیدنش در انجمن سینمای انقلاب و دفاع مقدس نوشتم رو توی وبلاگم هم منتشر کنم.
فقط دو نکته در این نقد باید توجه بشه: اول اینکه با رویکرد مثبت نوشتم و دوم این که زمانی که این نقد رو نوشتم مجموعه تلویزیونی مختارنامه کولاک کرده بود، برای همین نقد رو با توجه به اون شروع کردم.

مهدی صباغ‌زاده (کارگردان) و میترا حجار (بازیگر) در پشت صحنه فیلم «خاک و آتش»

 

این روزها تماشای بازی «فریبرز عرب‌نیا» آن‌قدر جذاب هست که هر مخاطبی را کیفور کند. حال تفاوتی نمی‌‌کند که عرب‌نیا در نقش «مختار» عرب و شیعه‌مذهب در سریال مختارنامه حاضر شود و یا «جیند» بلوچ و سنّی‌مذهب در فیلم سینمایی خاک و آتش.
جیند (جی‌اند) یک جوان غیور بلوچ است که حضور اجنبی در خاک آبا و اجدادی‌اش را تاب نمی‌آورد و با توکل بر خدا جلوی چپاولگران انگلیسی قد علم می‌کند تا به تعبیر او، فرزندانش روی زمین پدری قد بکشند.
در واقع فیلم‌نامه «خاک و آتش» را می‌توان به نوعی اقتباسی قلمداد کرد. چرا که به گفته «مهدی صباغ‌زاده» کارگردان اثر، طراحی تمام شخصیت‌های فیلم، غیرواقعی و ساخته و پرداخته ذهن اوست، به استثنای «جیند» که بر پایه واقعیات تاریخی شکل گرفته است.
«جیند خان یار احمد زهی» یکی از سرداران شجاع بلوچستان بود که در واپسین سال‌های قرن ۱۳ از سرحدات ایران ـ که به واسطه حضور کمپانی هند شرقی بریتانیا به خطر افتاده بود ـ در برابر استعمار بریتانیا دفاع کرد. جیند خان نزدیک به ۹۰ سال پیش در مقابل اجنبی‌ها ایستاد تا این شعر فردوسی که؛ «سپاهی ز گردان کوچ و بلوچ / سگالیده جنگ مانند قوچ / که کس در جهان پشت ایشان ندید / زمانه نیارد چو آنان پدید» بار دیگر در آن زمان محقق شود.

فیلم سینمایی «خاک و آتش» فارغ از قومیت و مذهب، داستان دلاوری‌های ایرانیان است. قهرمان این فیلم جوانی بلوچ از اهل‌تسنن است، اما تعصب ملی و حب دینی دارد. «جیند» در یکی از دیالوگ‌های خود در فیلم می‌گوید: «اسلحه می‌خواهم برای دفاع از دین و خاک و ناموسمان». و یا در پاسخ به یکی از اطرافیان که او را به «یاغی‌گری» متهم می‌کند، می‌گوید: «یاغی‌گری؟! من آرزو دارم بچه‌هایم روی زمین پدری قد بکشند». همچنین او در جای دیگری، بیرون راندن اجنبی را نه «سودا» که یک «تکلیف» می‌داند و می‌گوید: «به انگلیسی‌ها بگو اینجا نمانند، این خاک جای بیگانگان نیست!».
کم نیستند از این دست دیالوگ‌ها در فیلم «خاک و آتش» که با شنیدن آن هر ایرانی احساس افتخار می‌کند.
حضور یک روحانی در فیلم که فراتر از اختلاف نظرهای مذهبی فکر می‌کند و شخصیتی تقریب مذاهبی دارد، یکی دیگر از نقاط قوت فیلم است. «ملا»ی فیلم نمونه بارز یک روحانی اهل تقوا، اندیشه و عمل است. او در مواقع لازم موضع می‌گیرد، خطابه می‌خواند، روشنگری می‌کند و حتی لباس رزم به تن می‌کند و می‌جنگد.
رفتار «ملا» نمونه بارزی از اتحاد شیعه و سنی است. او در یکی از دیالوگ‌های خود می‌گوید: «نوکری اجنبی گناه کبیره است. بیش از این بتازید، به خدا قسم حکم جهاد می‌دهم! آن‏وقت است که شیعه و سنی خاکتان را به توبره می‌کشند». در جای دیگری از فیلم نیز نقش بارز روحانیت در مبارزه با استعمار ـ از جمله فتوای تحریم تنباکو ـ با ظرافت بیان می‌شود و «ملا» در دیالوگ دیگری در بیان جواز شرعی قیام مسلحانه می‌گوید: «از‌ آقایان مشهد کسب تکلیف کردم . . . محاربه با اجنبی، بالعموم و با انگلیس بالخصوص واجب است!».

وقایع «خاک و آتش» اگرچه مربوط به یک قرن پیش است، اما زبان فیلم مربوط به حال است. به بیان دیگر، «خاک و آتش» در قاب تصویر بیانگر برهه‌ای از تاریخ است و در این روایتگری، به خوبی از سنت‌های پسندیده ایرانی نظیر «نان و نمک‌ خوردن»، «دست گذاشتن روی قرآن و قسم یاد کردن» و «از زیر قرآن رد شدن» بهره می‌برد. اما از روایت بصری فیلم که فاصله بگیریم، مفهوم و پیام فیلم مربوط به زمان حال و حتی آینده است. یعنی؛ دیالوگ‌هایی در فیلم بیان می‌شود که اعتبار آنها در زمان حال نیز پابرجاست. به عنوان مثال، بزرگ خاندان هنگام عقد قرارداد با انگلیسی‌ها مواردی را شرط می‌‌کند که از جمله آن‌ها «محترم شمردن هر دو قوم شیعه و سنی» و «عدم انجام رفتارهای مغایر با ایرانیت و اسلامیت» است. او در نمای دیگری نیز به عامل‌ خودفروخته ایرانی می‌گوید: «اگر به دنبال شیطنت و اختلاف باشی، اجنبی به هیچ‌کداممان رحم نخواهد کرد».

به اعتقاد نگارنده، «خاک و آتش» در لایه‌های زیرین نیم‌نگاهی به وقایع یک سال اخیر کشور دارد و شاهد این مدعا نیز گفت‌وگوی کارگردان فیلم با «دوچرخه» است که می‌گوید: «البته این فیلم‌نامه چند بار بازنویسی و با شرایط روز تطبیق داده شد». علاوه بر این، به‌روز بودن موضوع فیلم در برخی دیالوگ‌های «ملا» نظیر «تا به حال یک دشمن داشتیم که انگلیسی‌ها بودند، حال کسی از خودمان نیز اضافه شده است» و «اگر این فتنه را خاموش کردم و عده‌ای کشته شدند؛ فردا مرا مقصر ندانید» به وضوح مشخص است.
حتی پایان‌بندی فیلم نیز به گونه‌ای است که بیانگر تکرار دوباره داستان هجوم بیگانگان به کشور است، هرچند که این پایان می‌توانست با شکوه و هیجان بیشتری همراه باشد تا ریتم نسبتاً کند فیلم تماشاچی را خسته نکند. البته با توجه به کم‌شدن ۱۷ دقیقه از فیلم برای اکران عمومی (با توجه به گفته محمد قهرمانی) [*] می‌توان امیدوار بود که شاهد روایت منسجم‌تر و بهتری از فیلم باشیم.
در یک اظهار نظر کلی می‌توان «خاک و آتش» را فیلم موفقی قلمداد کرد که با وجود بودجه نسبتاً محدود (۸۰۰ میلیون تومان) از فیلم‌نامه، طراحی لباس و صحنه و گریم مناسب بهره‌مند است و این ویژگی‌ها می‌توانست مورد توجه داوران بیست ‌‌و نهمین جشنواره فیلم فجر قرار گیرد که البته این‎چنین نشد.

 

پی‌نوشت:
* اکنون برای اکران عمومی ۲۴ دقیقه از فیلم کاسته شده است

 

یک دیدگاه

دیدگاه خود را بنویسید

flower D: ;) ;( :> :)) :) :(

خروجی خوراک دیدگاه ها   نشانی بازتاب