<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?><rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
		>
<channel>
	<title>دیدگاه‌ها برای: درباره من</title>
	<atom:link href="http://mkalhor.ir/about/feed" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://mkalhor.ir</link>
	<description>يادداشتهاي روزانه يك خبرنگار درپيت در مورد مسائل فرهنگي، اجتماعي و هر آن چه كه پيرامونش اتفاق مي‌افتد.</description>
	<lastBuildDate>Wed, 08 Sep 2010 17:40:07 +0000</lastBuildDate>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.0.1</generator>
	<item>
		<title>با: ...</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-2060</link>
		<dc:creator>...</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-2060</guid>
		<description>محمد جان از این نوشته خوشم اومددیدم با روحیه ات سازگاره واست فرستادم
امیدوارم یپسندی
خدا

خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله 
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم

بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد 

خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده 
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست 
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد 
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟ 
خدا: او جز من کسی را ندارد...شاید توبه کرد...
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.
برگرفته از وبلاگ عاشقانه ها</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>محمد جان از این نوشته خوشم اومددیدم با روحیه ات سازگاره واست فرستادم<br />
امیدوارم یپسندی<br />
خدا</p>
<p>خدا: بنده ی من نماز شب بخوان و آن یازده رکعت است.<br />
بنده: خدایا !خسته ام!نمی توانم.<br />
خدا: بنده ی من، دو رکعت نماز شفع و یک رکعت نماز وتر بخوان.<br />
بنده: خدایا !خسته ام برایم مشکل است نیمه شب بیدار شوم.<br />
خدا: بنده ی من قبل از خواب این سه رکعت را بخوان<br />
بنده: خدایا سه رکعت زیاد است<br />
خدا: بنده ی من فقط یک رکعت نماز وتر بخوان<br />
بنده: خدایا !امروز خیلی خسته ام!آیا راه دیگری ندارد؟<br />
خدا: بنده ی من قبل از خواب وضو بگیر و رو به آسمان کن و بگو یا الله<br />
بنده: خدایا!من در رختخواب هستم اگر بلند شوم خواب از سرم می پرد!<br />
خدا: بنده ی من همانجا که دراز کشیده ای تیمم کن و بگو یا الله<br />
بنده: خدایا هوا سرد است!نمی توانم دستانم را از زیر پتو در بیاورم<br />
خدا: بنده ی من در دلت بگو یا الله ما نماز شب برایت حساب می کنیم</p>
<p>بنده اعتنایی نمی کند و می خوابد </p>
<p>خدا:ملائکه ی من! ببینید من آنقدر ساده گرفته ام اما او خوابیده است چیزی به اذان صبح نمانده، او را بیدار کنید دلم برایش تنگ شده است امشب با من حرف نزده<br />
ملائکه: خداوندا! دوباره او را بیدار کردیم ،اما باز خوابید<br />
خدا: ملائکه ی من در گوشش بگویید پروردگارت منتظر توست<br />
ملائکه: پروردگارا! باز هم بیدار نمی شود!<br />
خدا: اذان صبح را می گویند هنگام طلوع آفتاب است ای بنده ی من بیدار شو نماز صبحت قضا می شود خورشید از مشرق سر بر می آورد<br />
ملائکه:خداوندا نمی خواهی با او قهر کنی؟<br />
خدا: او جز من کسی را ندارد&#8230;شاید توبه کرد&#8230;<br />
بنده ی من تو به هنگامی که به نماز می ایستی من آنچنان گوش فرا میدهم که انگار همین یک بنده را دارم و تو چنان غافلی که گویا صد ها خدا داری.<br />
برگرفته از وبلاگ عاشقانه ها</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد کلهر</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-2038</link>
		<dc:creator>محمد کلهر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-2038</guid>
		<description>سلام مصطفی جان
ممنون داداش، شما خوبی؟ تشکر از لطفت که همیشه از من دریغ نکردی
باز هم سر بزن تا خوشحالم کنی
اون که بعـــــــله، جوابیدم  ;) 
شما هم موفق باشی
در پناه حق</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام مصطفی جان<br />
ممنون داداش، شما خوبی؟ تشکر از لطفت که همیشه از من دریغ نکردی<br />
باز هم سر بزن تا خوشحالم کنی<br />
اون که بعـــــــله، جوابیدم  <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/winking.gif' alt=';)' class='wp-smiley' /><br />
شما هم موفق باشی<br />
در پناه حق</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: mzkh</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-2037</link>
		<dc:creator>mzkh</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-2037</guid>
		<description>سلام آقا محمد
خوبی ؟ من دیر رسیدم ولی خیلی خوشحالم که رسیدم  :) 
پاتوق جالبی بنا کردی با موضوعات متفاوت .
بازم اینجا سر میزنم و تا جایی که بتونم با ایمیل با شما در ارتباطم .
موفق باشی .</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>سلام آقا محمد<br />
خوبی ؟ من دیر رسیدم ولی خیلی خوشحالم که رسیدم  <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/happy.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
پاتوق جالبی بنا کردی با موضوعات متفاوت .<br />
بازم اینجا سر میزنم و تا جایی که بتونم با ایمیل با شما در ارتباطم .<br />
موفق باشی .</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: دادش مرتضی</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-1600</link>
		<dc:creator>دادش مرتضی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-1600</guid>
		<description>مخلصم
من یه چند وقتی هست که یکی از بر و بچ سافت گذر شدم!
دقیقا از بعد از نمایشگاه رسانه دیجیتال
درخدمتیم
یاعلی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مخلصم<br />
من یه چند وقتی هست که یکی از بر و بچ سافت گذر شدم!<br />
دقیقا از بعد از نمایشگاه رسانه دیجیتال<br />
درخدمتیم<br />
یاعلی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: محمد کلهر</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-1597</link>
		<dc:creator>محمد کلهر</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-1597</guid>
		<description>مرتضی جان ما واسه وارز پیر شدیم دیگه :)
البته تو سافت گذر خیلی وقته عضوم، ولی چندان سر نمیزنم، مگر اینکه لینک مستقیم نرم افزاری نیاز بشه (وگرنه خدا وارز بی بی رو از ما نگیره :)) )
حالا شما با بروبچ سافت گذر در ارتباطی؟
تو نمایشگاه دیجیتال به غرفشون سر زدم، با دو تاشون هم صحبت کردم، بچه های خوبی بودن</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>مرتضی جان ما واسه وارز پیر شدیم دیگه <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/happy.gif' alt=':)' class='wp-smiley' /><br />
البته تو سافت گذر خیلی وقته عضوم، ولی چندان سر نمیزنم، مگر اینکه لینک مستقیم نرم افزاری نیاز بشه (وگرنه خدا وارز بی بی رو از ما نگیره <img src='http://mkalhor.ir/wp-includes/images/smilies/biggrin.gif' alt=':))' class='wp-smiley' /> )<br />
حالا شما با بروبچ سافت گذر در ارتباطی؟<br />
تو نمایشگاه دیجیتال به غرفشون سر زدم، با دو تاشون هم صحبت کردم، بچه های خوبی بودن</p>
]]></content:encoded>
	</item>
	<item>
		<title>با: داداش مرتضی</title>
		<link>http://mkalhor.ir/about#comment-1595</link>
		<dc:creator>داداش مرتضی</dc:creator>
		<pubDate>Thu, 01 Jan 1970 00:00:00 +0000</pubDate>
		<guid isPermaLink="false">#comment-1595</guid>
		<description>عرض ادب مجدد
قربانت دادشی
سلامتی

اگه هنوز وارز رو ترک نکردید به این سایت سر بزنید؛ سافت گذر

یاعلی</description>
		<content:encoded><![CDATA[<p>عرض ادب مجدد<br />
قربانت دادشی<br />
سلامتی</p>
<p>اگه هنوز وارز رو ترک نکردید به این سایت سر بزنید؛ سافت گذر</p>
<p>یاعلی</p>
]]></content:encoded>
	</item>
</channel>
</rss>
