۱۲
شهریور

۴ تصویر زیبا از نیلوفرهای آبی (Water Lilies)

چند وقتی بود پست تصویری نداده بودم، گفتم این گل‌های خیلی زیبا رو بذارم تا شما هم از دیدنش لذت ببرید :)

آخه من علاقه شدیدی به «گل مرداب» یا همون «نیلوفر آبی» دارم.

۴jpg | ~3000 Pix | 300 dpi | 10 MB

دانلود از سرور rapidshare / دانلود از سرور ۴shared

۰۹
شهریور

اوصاف قرآن در کلام امیرالمؤمنین علی (ع)

شب قدر از راه می‌رسد، شبی که به فرموده خود قرآن، ظرف نزول آن است. ضربت‌خوردن و شهادت امیرالمؤمنین (ع) در شب‌های نزول قرآن، بهانه‌ای شد تا به بررسی اوصاف قرآن از زبان قرآن ناطق بپردازم.
امام علی (ع)‌ در توصیف قرآن می‌فرماید: «قرآن» معدن ایمان و پایه‌ها و بنیادهای اسلام است.

در مورد کیفیت چگونگی نزول قرآن، عده‌ای از قرآن‌پژوهان قائل به «نزول دفعی» قرآن در شب قدر هستند و عده‌ای دیگر، ‌نظریه «نزول تدریجی» را می‌پسندند.
حال پذیرش هر یک از این نظریات با روایات اسلامی که شب قدر را شب تقدیر و برنامه‌ریزی عنوان می‌‌کنند، منافاتی ندارد. همچنین با توجه به آیه شریفه «إنا انزلناه فی لیلة القدر»، خداوند می‌فرماید؛ از آنجایی که قرآن از امور مهم و لازم برای مردم است، در شب قدر نسبت به نزول آن برنامه‌ریزی کردیم. دلیل واضحی نیز در آیه سوره مبارکه «دخان» وجود دارد. آنجا که در ادامه آیه «إِنَّا أَنزَلْنَاهُ فِی لَیْلَةٍ مُّبَارَکَةٍ» آمده است: «فِیهَا یُفْرَقُ کُلُّ أَمْرٍ حَکِیمٍ» یعنی ما قرآن را در شب مبارکی نازل کردیم، زیرا هر امر حکیمی در این شب رقم می‌خورد. در واقع خداوند با این بیان امر می‌خواهد بگوید از آنجایی که قرآن هم یکی از امور مهم این عالم است، در این شب (شب قدر) رقم خورده است.
حال که در ارتباط تنگاتنگ «نزول قرآن» و «شب قدر» شک و شبهه‌ای وجود ندارد، با توجه به این که لیالی قدر را پشت سر می‌‌گذاریم و این شب‌ها با شهادت اولین امام شیعیان،‌ امیرالمؤنین علی (ع) همزمان است، خالی از لطف نیست با مراجعه به نهج‌البلاغه آن حضرت، اوصاف قرآن از زبان ایشان را بررسی کنیم.
متن عربی نهج‌البلاغه از نسخه «ابن‌شدقم» انتخاب شده و ترجمه فارسی خطبه‌ها، حکمت‌ها و فرازهای ذیل به قلم سیدمحمد مهدی‌جعفری، مترجم و شارح برگزیده نهج‌البلاغه است.

- – – – – – – – – -

* ثم أنزل علیه الکتاب نوراً لا تُطفأ مصابیحه، وسراجاً لا یخبو توقّده، وبحراً لا یدرک قعره، و منهاجاً لا یضل نهجه، و شعاعاً لا یظلم ضوءه، وفرقاناً لا یخمد برهانه، وبنیاناً لا تهدم ارکانه، وشفاء لا تخشی اسقامه، وعزاً لا تهزم انصاره، وحقّاً تخذل اعوانه.
فهو معدن الایمان وبحبوحته، وینابیع العلم وبحوره، وریاض العدل و غدرانه، و أثافیّ الاسلام و بنیانه، و أودیه الحق و غیطانه، و بحر لا ینزفه المستنزفون، و عیون لا ینضبها الماتحون، و مناهل لا یغیضها الواردون، و منازل لایضلّ نهجها المسافرون، و اعلام لا یعمی عنها السّائرون، و آکام (إرکام، إکام) لا یجوز عنه القاصدون.
جعله الله ریّا لعطش العلماء، و ربیعا لقلوب الفقهاء، و محاجّ لطرق الصلحاء، و دواءً لیس بعده داءٌ، و نوراً لیس معه ظلمه، و حبلاً وثیقاً عروته، و معقلاً منیعاً ذروته، و عزّاً لمن تولاه، و سلماً لمن دخله، و هدی لمن ائتمّ به، و عذراً لمن انتخله، و برهاناً لمن تکلّم به، و شاهداً لمن خاصم به، و فلجاً لمن حاجّ به، و حاملاً لمن حمله، و مطیّة لمن أعمله، و آیةً لمن توسّم، و جنّة لمن استلأم، و علماً لمن و عی، و حدیثاً لمن روی، و حکماً لمن قضی.

ـ سپس کتاب را چون روشنایی درخشانی بر او فرو فرستاد که چراغدان‌هایش خاموش نگردد، و چراغی که فروزش آن نمیرد، و دریایی که ژرفای آن را در نیابند، و روشن راهی که نشانه‌اش گم و ناپدید نشود، و پرتوی که فروغش به تیرگی نگراید، و جدا کننده‌ای (میان حق و باطل) که روشن رهنمودش به خاموشی نیفتد، و بر افراشته ساختمانی که پایه‌هایش ویرانی نپذیرد، و بهبودی بخشنده‌ای که بیم بیماری‌اش نرود، و پیروزی و نیرویی که یاورانش را شکست و پشت کردن نباشد و حقی که یارانش فرو گذاشته و بی‌یاور نشوند.
پس قرآن، معدن ایمان است و میانه جای آن، و چشمه‌ساران دانش و دریاهای آن، و باغستان‌های دادگری است و آبگیرهای آن، و دیگ پایه‌های اسلام است و بنیادهای آن، و دشت‌های خرم حق است و سبزه‌زارهای آن، و دریایی است که آب بردارندگان، آب آن را به پایان نتوانند رساند، و چشمه‌هایی است که آب کشندگان آن را خشک نتوانند ساخت، و آبشخورهایی است که در آب درآیندگان، فرو بردن آن را توانایی ندارند، و فرودگاه‌هایی که راهیان راه روشن آن را گم نکنند، و پرچم‌های راهنمایی که رهروان آن، نابینا و گم نمی‌شوند، و پشته‌های برجسته‌ای است که آهنگ کنان از آن نمی‌گذرند.
خدا آن را مایه سیرابی تشنگی دانشمندان ساخت، و بهاری برای خرم گردانیدن دل‌های ژرف‌اندیشان، و آماج‌گاه‌هایی برای راه‌های شایستگان، و دارویی که پس از آن دردی نیست، و آن چنان روشنایی که با آن تیرگی نیست، و ریسمانی که دستگیره آن استوار است، و پناهگی که چکاد آن نگاهدار است، و پیروزمندی هر کس که خود را با آن همبسته کند، و آشتی آسوده کننده کسی که درون آن درآید، و راهنمایی برای کسی که آن را پیشوای خود گیرد، و بهانه راستینی برای آن که خود را بدان وابسته سازد، و روشن رهنمودی برای کسی که بدان سخن گوید و گواهی دهنده‌ای برای کسی که بدان دادخواهی کند، و به پیروزی رساننده‌ای برای آن کس که به وسیله آن با دیگران حجت آرد، و بر پشت برنده کسی که آن را بر پشت بردارد، و بار کشنده‌ای برای آن کس که آن را به کار گیرد، و نشانه‌ای برای کسی که به نیکی در آن بنگرد و بیندیشد، و سپری نگاهدارنده برای کسی که پاییدن از آن بخواهد، و دانشی برای آن کس که دریابد و در درون نگاه دارد، و نوگفتاری برای کسی که گزارش دهد و داوری‌‌ای برای آن که داوری کند.

- – – – – – – – – -

* و اعملوا أنّ هذا القرآن هو الناصح الذی لا یغشّ، و الهادی الذی لا یضلّ، و المحدث الذی لا یکذب. و ما جالس هذا القرآن احد الا قام عنه بزیادةٍ او نقصانٍ: زیادة فی هدی، او نقصان من عمی.
و اعلموا انه لیس علی احد بعد القرآن من فاقه، و لا لاحد قبل القرآن من غنی، فاستشفوه من ادوائکم، و استعینوا به علی لأوائکم، فإنّ فیه شفاء من اکبر الدّاء، و هو الکفر و انفاق، و الغیّ و الضّلال، فاسألوا الله به، و توجهوا إلیه بحبّه، و لا تسألو به خلقه، إنه ما توجّه العباد الی الله بمثله.
و اعملو انّه شافع مشفّع، و قائل مصدّق، و انه من شفع له القرآن یوم القیامة شُفّع فیه، و من محل به القرآن یوم القیامه صُدّق علیه، فإنه ینادی منادِ یوم القیامة «ألا إنّ کل حارث مبتلی فی حرثه و عاقبة عمله، غیر حرثة القرآن!» فکونوا من حرثته و أتباعه، و استدلّوه علی ربّکم و استنصحوه علی أنفسکم، و اتّهموا علیه آراءکم، و استغشّوا فیه أهواءکم.

ـ و بدانید که این قرآن همان اندرزگویی است که نیرنگ نمی‌زند، و همان راهنمایی است که به گمراهی نمی‌کشاند، و سخنگویی است که دروغ نمی‌گوید. و هیچ‌کس با این قرآن همنشینی نکند جز این که با یک افزونی یا کاستی از کنار آن برمی‌خیزد: گونه‌ای افزونی برای رفتن به راه راست یا گونه‌ای کاستی از کوری گمراهی.
و بدانید که بر تن هیچ کس پس از (نشستن با) قرآن (جامه) هیچ‌گونه نیازمندی نباشد هیچ کس را پیش از (نشستن با) قرآن هیچ گونه توانگری و بی‌نیازی نباشد؛ پس بهبودی دردهای خود را از آن بخواهید، و بر دشواری‌هایتان از آن یاری بجویید، زیرا درمان بزرگترین درد در قرآن است، و آن درد کفر است و دورویی نشان دادن، و بیراهه رفتن و گمراه شدن. پس وسیله قرآن از خدا هر چیزی را درخواست کنید، و با دوستی آن به خدا روی آرید، و به وسیله قرآن از آفریدگان خدا چیزی نخواهید، زیرا بندگان به وسیله چیزی مانند قرآن به خدا راهی ننهاده‌اند.
و بدانید که قرآن میانجی‌گری است پذیرفته کار، و گوینده‌ای است راست دانسته گفتار، این که هر کس که قرآن در روز رستاخیر برای او میانجی‌گری کند درباره‌اش بپذیرند، و هر کس که قرآن علیه او در روز رستاخیز به سخن‌چینی پردازد، راستش داند. چه، بی‌گمان در روز رستاخیز آوا دهنده‌ای بانگ بر آرد: «هان بدانید که هر کشت‌کننده‌ای در کشت خود و سرانجام کار خود گرفتار آزمایش است، جز کشتکاران قرآن!» پس شما هم از کشتکاران و پیروان قرآن باشید و آن را راهنمایی برای شناخت پروردگار خود گیرید و از آن بخواهید که اندرزگویی برای شما باشد و اندیشه‌های خود را با سنجیدن بر قرآن نادرست بپندارید و خواست‌های دل خود را در ناهماهنگی با قرآن ناراست و کژرو به شمار آرید.

- – – – – – – – – -

* و تعلموا القرآن، فانّه احسن الحدیث، و تفقهوا فیه، فإنه ربیع القلوب، و استشفوا بنوره؛ فإنه شفاء الصّدور و أحسنوا تلاوته، فإنه انفع ألقصص.

ـ و قرآن را بیاموزید که زیباترین نوگفتار است؛ و در آن ژرف بنگرید و نیک دریابید که دل‌ها را بهار است؛ و از روشنایی آن بهبودی بجویید که بی‌گمان بهبود بخش سینه‌ها (ی بیمار) است؛ و پی در پی و سنجیده و اندیشیده خواندنش را به نیکی انجام دهید که سود بخش‌ترین داستان‌ها (در آن پدیدار) است.

- – – – – – – – – -

* کتاب الله تبصرون به، و تنطقون به، و تسمعون به، و ینطق بعضه ببعض، و یشهد بعضه علی بعض، و لا یختلف فی الله، و لا یخالف بصاحبه عن الله.

ـ و اینک کتاب خداست که با آن (حق را) می‌بینید، و با آن (به حق) سخن می‌گویید، و با (سخن حق) را می‌شنوید، برخی از آن گویای برخی دیگر است، و پاره‌ای از آن گواه بر پاره دیگر است، هیچ بخشی از آن درباره خدا با بخش دیگر ناهمگون نیست، و هرگز همراه خود خدا بر نمی‌گرداند.

- – – – – – – – – -

* و الله ـ سبحانه ـ یقول: (مَّا فَرَّطْنَا فِی الکِتَابِ مِن شَیْءٍ)، و فیه تبیان کلّ شیء، و ذکر أن الکتاب یصدّق بعضه بعضاً، و إنه لا اختلاف فیه؛ فقال ـ سبحانه: (وَلَوْ کَانَ مِنْ عِندِ غَیْرِ اللهِ لَوَجَدُواْ فِیهِ اخْتِلاَفًا کَثِیراً)؛ و إنّ القرآن ظاهره أنیق و باطنه عمیق، لا تفنی عجائبه، و لا تنقضی غرائبه، و لا تکشف الظلمات الا به.

ـ با آن که خدای پاک از هر کاستی می‌گوید: «در بیان حکم هیچ چیزی، در این کتاب کوتاهی نکردیم و ناتمامش نیاوردیم» و در این کتاب بیان روشن و رسایی برای هر چیزی است، و همچنین یادآوری کرده است که برخی از حقایق این کتاب برخی دیگر را تصدیق می‌کند، و این که در آن هیچ‌گونه اختلافی نیست، چه خدای پاک از هر کاستی گفته است: «اگر از جانب غیر خدا بود، بی‌شک در آن اختلاف‌های بیشماری می‌یافتند» هان آگاه باشید که قرآن را ظاهری است آراسته و بس شگرفت و باطنش دریایی پهناور و ژرف است، شگفتی‌هایش به نیستی نرود، و نکات بی‌مانندش به پایان نرسد، و جز به وسیله قرآن پرده‌های اختلاف انگیزی که بر روی حقایق فرو افتاده است، برکنار نشود.

- – – – – – – – – -

* و کتاب الله بین أظهرکم؛ ناطقُ لا یعیا لسانه، و بیت لا تُهدم ارکانه، و عزّ لا تُهزم أعوانه.

ـ در حالی که کتاب خدا در میان شماست، گویایی است که زبانش از سخن در نمی‌ماند، و خانه‌ای است که پایه‌هایش ویران نمی‌گردد، و نیرومندی است که یارانش به شکست و پشت کردن در نمی‌آیند.

- – – – – – – – – -

* اصطفی الله منهجه، و بین حججه من ظاهر علم، و باطن حکم؛ لا تفنی غرائبه، و لا تنقضی عجائبه، فیه مرابیع النّعم، و مصابیح الظّلم، لا تفتح الخیرات إلّا بفماتیحه، و لا تُکشف الظلمات إلا بمصابیحه. قد أحمی حماه، و أرعی مرعاه. فیه شفاء المشتفی، و کفایه المکتفی.

ـ خدا راه روشن آن را برگزید، و استوار رهنمودهایش را روشن گردانید: از پدیدار دانشی گرفته تا نهان فرمانی؛ ناآشناهای آن راه نابودی در پیش نگیرد، و شگفتی‌هایش به سر نیاید، باران‌های زندگی‌بخش بهاری بهره‌ها، و تابان چراغ‌های تیرگی‌زدا در آن است. جز با کلیدهای آن درهای به گزیده‌ها گشوده نشود، و تیرگی‌ها جز با چراغ‌های فروزان آن زدوده نگردد. جایگاه بایسته آن را از در آمدن بیگانه ناروا کرد، و چرا گاه آن را پر گیاه گردانید. بهبودی شفا جویان، و بسندگی کفایت خواهان در آن می‌باشد.

- – – – – – – – – -

* و علیکم بکتاب الله، فإنّه الحبل المتین، و النّور المبین، والشّفاء النّافع، و الرِّیّ النّاقع، و العصمة للمتمسّک، والنجاة للمتعلّق. لا یعوجّ فیُقام، و لا یَزیغُ فیستعتب، و لا تخلقه کثرة الرّدّ، و ولوج السّمع. من قال به صدق، و من عمل به سبق.

ـ برگردن شما باد (چنگ زدن) به کتاب خدا، زیرا ریسمان استوار، و نور روشنگر، و بهبودبخشی است سودرساننده، و سیراب‌کننده‌ای تشنگی فرونشاننده، و نگهداری برای چنگ‌زننده، و رهایی‌بخش برای درآویزنده، نه کج گردد تا راستش گردانند، و نه به کژی گراید تا بازگشت آن را بخواهند. بسیاری بر زبان راندن و به گوش درآمدن، کهنه‌اش نگرداند. هر کس بدان سخن گفت راست گفت،‌ و هر کس بدان رفتار کرد، پیشی جست.

- – – – – – – – – -

* ارسله علی حین فترة من الرسل، و طول هجعة من الامم، و انقاض من المبرم.
فجاء هم بتصدیق الذی بین یدیه، و النّور المقتدی به. ذالک القرآن فاستنطقوه، ولن ینطق، ولکن اُخبرکم عنه: ألا إنّ فیه علم ما یأتی، و الحدیث عنی الماضی، و دواء دائکم، و نظم ما بینکم.

ـ او [محمد (ص)] را به هنگام تهی بودن جهان از فرستادگان، و پس از درازی خواب بیهشی مردمان، و از هم گسستن رشته استوار ایمان، فرستاد.
پس (پیامبر) با راست دانستن (کتاب‌های) پیش از خود به نزدشان آمده است، و با آن روشنایی که از پرتو آن پیروی شده است. آن «قرآن» است، از آن بخواهید به زبان درآید، و هرگز به زبان درنخواهد آمد، لیکن من شما را از آن آگاه می‌کنم: هان بدانید که دانش آینده در آن است، و سخن نو گفتن از گذشته، و درمان درد شما، و به سامان درآوردن کارهایتان در میان خودتان.

- – – – – – – – – -

* فالقرآن آمرٌ زاجرٌ، و صامتٌ ناطقٌ. حجة‌ الله علی خلقه. أخذ علیهم میثاقه، و ارتهن علیه أنفسهم. أتمّ نوره، و أکرم به دینه، و قبض نبیّه ـ صلّی الله علیه وآله ـ و قد فرغ إلی الخق من أحکام الهدی به.

ـ «قرآن» فرمان‌دهنده‌ای است بازدارنده، و خاموشی است گوینده. حجت خداست بر آفریدگانش. بر (پاسداری آن) از آنان پیمان گرفت، و خویشتن ایشان را بر آن گرو گرفت. روشنی آن را به انجام رسانید، و دین خود را با آن گرامی داشت، و پیامبر (ص) خویش را در هنگامی به سوی خود برگرفت که فرمان‌های رهنمونی را با قرآن به مردم رسانیده و بپرداخته بود.

- – – – – – – – – -

* إنّا لم نُحکّم الرّجال؛ و إنما حکّمنا القرآن، و هذا القرآن إنّما هو خطّ مسطور بین الدّفّتین، لا ینطق بلسان، و لابد له من ترجمان؛ و إنما ینطق عنه الرّجال. و لمّا دعانا القوم إلی أن نحکم بیننا القرآن، لم نکن الفریق المتولّی عن کتاب الله ـ تعالی ـ و قال سبحانه: (فَإِن تَنَازَعْتُمْ فِی شَیْءٍ فَرُدُّوهُ إِلَى اللّهِ وَالرَّسُولِ)؛ فردّه إلی الله أن نحکم بکتابه، و ردّه إلی الرّسول أن نأخذ بسنّته؛ فإذا حکم بالصّدق فی کتاب الله؛ فنحن أحق الناس به؛ و إن حکم بسنّة رسول الله – صلی‌الله علیه و آله – فنحن أولاهم به.

ـ بی‌گمان ما افراد بشر را به داوری نگمارده‌ایم؛ بلکه قرآن را داور ساخته‌ایم. و این قرآن تنها نوشته‌ای است نگاشته شده میان دو جلد، به هیچ زبانی سخن نمی‌گوید‌، و ناچار از داشتن سخنگویی است، و تردیدی نیست که افراد بشری از زبان آن سخن می‌گویند. و هنگامی که آن گروه از ما خواستند که قرآن را میان خود داور کنیم، ما دسته‌ای نبودیم که رویگردان از کتاب خدای والا جایگاه باشیم، و خدای سبحان گوید: «پس اگر در چیزی به ستیزه با یکدیگر برخاستید آن را به خدا و پیامبر برگردانید». پس باز گردانید آن به خدا، داوری کردن به کتاب اوست، و باز گردانیدن به پیامبر، گرفتن شیوه رفتار آن بزرگوار است. از این روی اگر به راستی با کتاب خدا داوری شود؛ ما از همه مردم برای بهره‌مند شدن از آن داوری سزاوارتریم؛ و اگر به شیوه رفتار پیامبر خدا (ص) داوری گردد؛ باز هم ما بدان شایسته‌تریم.

- – – – – – – – – -


(نهج البلاغه، گردآورنده: سید رضی، کاتب: محمد بن احمد النقیب، تاریخ تحریر: ۵۴۴ هجری قمری)

۰۵
شهریور

آهنگ‌های منتخب مردادماه

سلام
خب عذرخواهی مبکنم که یه کم دیر شده، آهنگها رو چند روزی هست آپلود کردم اما ارتقای بلاگها و در دسترس نبودن وبلاگ باعث شد که این پست به تأخیر بیفته.
به هر حال، سومین مجموعه از آهنگ‌های منتخب ماه رو که متعلق به ماه مرداد هست رو تقدیم میکنم.

قطعاً بیشترین آهنگهای این ماه مربوط به دو آلبوم «سورپرایز» محمد علیزاده و «رگ خواب» محسن یگانه است. البته باید بگم از نظر من آلبومی موفق هست که حداقل ۵ تا Track خوب داشته باشه و به همین دلیل آلبوم محسن یگانه رو موفق نمیدونم!

محمد علیزاده با خوندن تیتراژ برنامه کوله پشتی یعنی ترانه «خداحافظ همین حالا!» معروف شد. شاید یکی از مهترین دلایلش هم تنظیم فوق العاده استاد بهروز صفاریان باشه. به نظر من، بهروز صفاریان ـ هر چند که خیلی مغرور و بد اخلاقه ـ در حال حاضر بهترین تنظیم کننده موسیقی پاپ ایرانی هست و تنظیم کننده های دیگه مثل الیاس شیرزاد حالا حالاها باید یاد بگیرند. این موضوع رو بهروز تو آلبوم سال پیش سعید شهروز (که به نظر من بهترین آلبوم پارسال بود) ثابت کرد.
محمد علیزاده برای تبلیغ آلبوم جدید خود، از دو سال پیش اقدام به پخش دو Track به نامهای «جز تو …» و «تو جون منی» کرد (البته بدون پخش تصویری از خودش) و بازخورد این دو ترانه نشون داد که مردم از سبک و صدایش استقبال میکنن (به همین دلیل این دو آهنگ رو به صورت مجزا معرفی نمیکنم). البته حیف که تلاشهای علیزاده برای دریافت مجوز نتیجه نداد و آلبوم وی به صورت اینترنتی پخش شد. البته «میلاد ترابی» به عنوان آهنگساز و تنظیم کننده آلبوم از این اتفاق ناخوشایند ابراز خوشحالی کرده بود و دلیل اون هم شنیده شدن ترانه ها توسط مردم بود.

محسن یگانه هم با آلبوم «رگ خواب» که از نظر من ۴ تا Track خوب داره، باز هم توی این اوضاع نابسامان موسیقی پاپ، خوش درخشید. البته یگانه با تنظیم دو قطعه «سکوت» و «نباشی» نشون داد که توی قطعات Trance هم میتونه آینده خوبی داشته باشه، به شرطی که از Sampleهای بهتری استفاده کنه و لوس بازی رو هم بذاره کنار! (واقعاً جلف بازی آهنگ «آدمها» حال آدم ر به هم میزنه!)

«این اولین باره» با صدای محمد علیزاده
شاید اغراق نباش اگه این آهنگ رو بهترین آهنگ آلبوم «سورپرایز» بدونیم. البته این آهنگ چه از نظر ترانه، چه از نظر سبک و چه از نظر صدای خواننده خیلی به کارهای «بنیامین» شبیهه! مطمئناً کسانی که یک بار طعم عاشق شدن رو چشیده باشن از این آهنگ لذت میبرن.

«بی حوصله» با صدای محمد علیزاده
یه ترانه با ریتم شاد

«گریه نکن» با صدای محمد علیزاده
یه جورایی ریتمش ترکی هست. صدای خواننده هم اونجایی که اوج میگیره و میگه «منم…» آدم رو یاد چنگیز حبیبیان میندازه!

«خیلی خوشحالم» با صدای محمد علیزاده
یه آهنگ آروم با ریتم بسیار زیبا. شعرش هم تیریپ «همه چی آرومه» مثبت و امیدبخش هست!

«زیر حرفام میزنم» با صدای محمد علیزاده
این هم آخرین آهنگ انتخابی از آلبوم محمد علیزاده هست که ریتمش رو دوست دارم، به خصوص که به صورت ترنس و مردن تنظیم شده. آهنگ اولش هم در حال حاضر رینگتون گوشیم هست.

«سکوت» با صدای محسن یگانه
خب این آهنگ آغازین آلبوم «رگ خواب» هست و مطابق اکثر آلبومها، آهنگی با Level بالا و رتبه قابل قبول هست. البته این آهنگ دومین ترانه محبوب من توی این آلبوم هست. حیف که صدای یگانه تو این آلبوم بم هست و این اصلآً به صداش نمیاد! (بم خوندن به صدای یکی مثل امین فیاض میاد) حیف که ابتدای آهنگ با افکت دو کاناله شروع میشه که وقتی قرار باشه با هدفون اون رو گوش کنید واقعاً اذیت میشید!

«رگ خواب» با صدای محسن یگانه
خب این ترانه هم که نام آلبوم رو به خودش اختصاص داده و قطعاً باید ترانه ای قابل قبول باشه. ریتمش هم آروم و خوب هست.

«نباشی» با صدای محسن یگانه
این ترانه از دید من بهترین ترانه آلبوم هست. مطمئناً این ترانه همون ترانه «تابوت» هست که قرار بود نام آلبوم باشه، اما به دلایلی ـ لابد ممیزی ارشاد ـ این چنین نشده.
اگه تو این آهنگ یه کم صدای یگانه اوج بیشتری میگرفت (یعنی یه پرده بالاتر) قطعاً موندگارتر میشد. منظورم دقیقاً اونجایی هست که میگه «دنیا رو بی تو، نمیخوام یه لحظه / دنیا بی چشمات، یه دروغ محضه»، مخصوصاً که منو یاد شعر «پیش از چشمان تو…» نزار قبانی میندازه!
سبکش هم خوشبختانه ترنس هست. نمیدونم چرا با وجود اینکه نزدیک به یک دهه هست که سبک تکنو توی اروپا و آمریکا مهجور شده و ترنس جاش رو گرفته، اما همچنان خوانندگان وطنی از اون بهره میبرند؟!

«بمون» با صدای محسن یگانه
اصولاً محسن یگانه تو کاور کردن آهنگهای ترکی (و اسپانیش) ید طولایی داره. ملودی این آهنگ هم برای خوانند ترک زبان «کارا» هست که البته بسیار زیباست.

«عشقم» با صدای امین رستمی
قطعاً این ترانه جزو سه ترانه برتر این ماه هست. آهنگش هم ریتم شاد و بسیار خوبی داره.

«شروند» با صدای حسین کشتکار بوشهری
برخلاف آهنگ بالایی که ریتم شادی داره، این آهنگ ۱۲ دقیقه ای ریتم بسیار ملایمی داره و به صورت دشتی و به روی ملودی پیانو خونده شده که در نوع خودش بسیار جالبه.
من نمیدونم شروند به چه معنی هست اما فکر میکنم از همون «شروه خوانی» جنوبی ها گرفته شده و این شروه خوانی رو بسیار دوست دارم. شاید یه نمونه موفق اون رو بشه تو آهنگ «بوی شرجی» مرحوم ناصر عبداللهی و با صدای «اسحاق احمدی» پیدا کرد. البته اسحاق احمدی بعد از شهادت ناصر اعلام کرد که دیگه هیچ وقت شروه نمیخونه!

«دوست دارم» با صدای میلاد شیرزادیان
خواننده ش که اولین کارشه، ولی در کل آهنگ بدی نیست.

«نازنین ناز نکن» با صدای نریمان و کامیار
یه آهنگ R&B (رپ ـ پاپ) این آهنگ رو قبلاً با صدای نریمان و سعید پانتر شنیده بودم که انصافاً ملودی بخش پاپش عالی و بخش رپش مزخرف بود! حالا دوباره کامیار (خوانند گروه بلک کتز که هیچ وقت از این گروه خوشم نیومده) یه میکس جدید از این آهنگ داده که بهتر از قبلی هست. مطمئناً ملودی زیبای قسمت مربوط به نریمان ارزش دانلود کردن داره.

«دست تو جیب» با صدای گروه تن به ۱۰
من آخرش نفهمیدم این تن به دهی ها واقعاً ۱۰ نفرن یا نه! ولی خب تو این اوضاع آشفته رپ فارسی که همه مزخرف میخونن و یاس هم میره با یه خانم دکتر تو دکلمه ش Feat میده (تازه اون هم خفن سیاسیه)، شنیدن بیت (و نه تکست) این آهنگ خودش کلی ارزش داره!

و اما آخرین آهنگ منتخب این ماه:

«دوچرخه چی» با صدای میلاد عشقی
این آهنگ مثلاً (تأکید میکنم؛ مثلاً) یه آهنگ رپه! اما یه آهنگ فان هست که با لهجه اصفهانی (که دوستش ندارم) خونده شده و با گوش دادن بهش میتونید کلی شاد باشید و بخندید!

۲۷
مرداد

برگنبد و بارگاهت از دور سلام

وقتی به عشق زیارت، آن هم زیارت امام رئوف قصد سفر کنی؛ آنگاه روزه خواری در ماه مبارک رمضان نیز برایت تلخ نخواهد بود.

چشم که بر هم‌زنی، خودت را جلوی صحن و سرای حرم می‌یابی! هرچند که دیگر مانند گذشته گنبد و ایوان طلا را نمی‌توان دید اما با همین دل زنگار گرفته و سرگشته وادی حیرانی، ایمان داری که پشت این دیوارهای سیمانی، پشت این کاشی‌کاری‌های فیروزه‌ای و آبی، پشت بال این کبوتران چاهی، پشت این حباب‌ها و چراغانی، یک وجود مقدس نورانی، آغوش ملکوتی و کبریایی خویش را به استقبالت گشوده است.

مات و مبهوت متأثر از فضای ملکوتی حرم، می‌روی، می‌روی و می‌روی و ناخودآگاه در آستانه ورود به صحن مسجد گوهرشاد، زاویه معروف عشق خودنمایی می‌کند.

گنبدی زیبا که طلایش عیار نگاه هر بیننده‌ای را بالا می‌برد. آنچنان که روشنی چشمانت آمیخته با زلالی اشکانت، روح و جانت را جلا می‌دهد.

ماه رمضان است، اما مگر می‌شود صحن و سرای آقا بدون زائر بماند؟! جمعیتی مشتاق،‌ فوج فوج به سمت ضریح در حرکت‌اند. آنها که می‌توانند جلوتر رفته و دستشان را به ضریح گره می‌زنند. آنها هم که نمی‌توانند، دلشان را با ضریح آقا پیوند می‌زنند. آقا هم دست و دل همه‌شان را خریدار است. این را از چهره تک‌تکشان می‌شود فهمید.

اینجا ستونی از نور به آسمان می‌رود و صفی از ملائکه فرود می‌آید. اینجا می توان بوی بال ملائک را حس کرد و آواز پر جبرئیل را شنید.
نزدیک اذان مغرب لحظه به لحظه بر تعداد زائران علی‌بن‌موسی‌الرضا افزوده می‌شود. ایوان مقصوره و صحن مسجد گوهرشاد یکی از مکان‌های مورد علاقه زوار برای ادای فریضه نماز جماعت است.

منبر چوبی تقدیم شده به امام زمان (عج) نیز همچنان در مسجد گوهرشاد خودنمایی می‌کند. شاید اگر زبان باز کند، تنها آرزویش این باشد که قبل از پوسیدن و فرسوده شدن امام زمانش ظهور کند، حتی اگر هیچگاه بر پلکان آن گام ننهند.

بانگ ملکوتی نماز مغرب در فضا طنین‌انداز می شود و زائران از هر استان و با هر قومیتی، شانه‌به‌شانه در صفوف وحدت‌آفرین نماز جماعت می‌ایستند.

نماز تمام می‌شود، چند لحظه‌ای با نمازگزار کناردستی هم کلام می‌شوم. می‌گوید اهل استان کرمان است و ماه رمضان هر سال، عشق امام آهودلان به مشهد‌الرضا می‌آید و قصد ۱۰ روز اقامت می‌کند تا از روزه‌هایش نیز باز نماند.

جمعیت، آرام آرام پراکنده می‌شوند و به سمت آبخوری‌ها می‌روند. عجیب است که از سوی مسئولان آستان قدس رضوی هیچ برنامه‌ای برای پذیرایی از زائران روزه‌دار در نظر گرفته نشده است.

دلم طاقت نمی‌آورد، به سمت پنجره فولاد حرکت می‌کنم. از مرد و زن، کودک و بزرگسال، ایرانی و غیرایرانی و مسلمان و غیرمسلمان دخیل بسته‌اند تا گوشه چشمی و اشارتی، گره از کار و بلا از جانشان بگشاید.
دلم را به پنجره فولاد گره می‌زنم و زیر لب می‌خوانم:

گویند جواز کربلا دست رضاست/ شاهی که تجلیگه الطاف خداست
جایی که برات کربلا می‌گیرند/ آنجا به یقین پنجره فولاد رضاست

دلم می‌خواهد بیشتر از این‌ها روبروی پنجره فولاد بایستم و کوه ایمان و معرفت انسان قرن ۲۱ را به نظاره بنشینم اما این درد گلو که نمی‌دانم از روی بیماری است یا ناشی از بغض فروخفته هر شیعی مذهب، امانم نمی‌دهد.

به ناچار راهی دارالشفاء آستان قدس می‌شوم و پس از معاینه و نسخه‌پیچی، برای تهیه چند قلم دارو به داروخانه مراجعه می‌کنم.

مرد عرب‌زبانی که اهل عراق است، نام دارویی آمریکایی را برای رفع آلرژی خویش بر زبان می‌آورد. دکتر داروساز داروخانه با غرور می‌گوید داروهای آمریکایی نداریم و مشابه ایرانی آن موجود است. چنان صلابتی در صدای خانم دکتر وجود دارد که ناخودآگاه لبریز از عزت و غرور می‌شوم.

بار دیگر به سمت حرم رضوی باز می‌گردم. هنگام عبور از صحن غدیر جمعیت انبوه اعراب نشسته بر روی زمین مفروش، جلب توجه می‌کند. هنوز در حیرت و تعجب هستم که سخنرانی روحانی محفل به تمام سؤالات ذهنم پاسخ می‌دهد. روحانی ایرانی محفل با زبان عربی فصیح برای اعراب حاضر تکلم و موعظه می‌کند. پرس‌وجوها نشان می‌دهد برپایی سخنرانی به زبان‌های عربی و انگلیسی یکی از برنامه‌های دائمی صحن غدیر حرم رضوی برای زائران غیرایرانی است.

با عبور از صحن‌های مختلف صداهای گوناگون سخنرانی، تلاوت قرآن، ‌تواشیح و همخوانی و خواندن ادعیه از بلندگوهای حرم به گوش می‌رسد.

دست ادب بر روی سینه گذاشته و سلامی تقدیم امام می‌کنم و از باب‌الرضا خارج می‌شوم. در حالی که غرق در این اندیشه‌ام آیا دلم تا نیمه شب و دیدار دوباره صبوری می‌کند یا نه، لرزش تلفن همراه بار دیگر به دنیای خاکی پرتابم می‌کند. پیامکی است از یک دوست با این مضمون:
ای شرح شفاعت تو مشهور، سلام/ آمیزه‌ای از کرامت و نور، سلام
گویند زیارت تو حج فقراست/ بر گنبد و بارگاهت از دور سلام

پی‌نوشت:
به یاد همه دوستان بوده و هستم.
ان شاءالله برگشتم این پست رو تکمیل میکنم. (هنوز وقت نکردم تکمیلش کنم)
کامنتها نیز در بازگشت به تهران تأئید خواهند شد ;)
التماس دعا

۲۱
مرداد

یک هموطن کلیمی در نمایشگاه قرآن مسلمان شد

یک هموطن ۶۰ ساله کلیمی،‌ با شهادت به یگانگی خدا و پیامبری حضرت محمد (ص) در روز اول ماه مبارک رمضان و در نمایشگاه قرآن به دین مبین اسلام گروید.

روز چهارم هجدهمین نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم در حالی سپری شد که مهمترین اتفاق آن، پذیرفتن آیین اسلام و مذهب تشیع توسط یک هموطن کلیمی بود.
این هموطن ۶۰ ساله، پس از چهار جلسه مشاوره و یک گفت‌وگوی طولانی با یکی از مشاوران و کارشناسان دینی حاضر در نمایشگاه، آمادگی خود را برای پذیرفتن آیین اسلام اعلام کرد و شهادتین را بر زبان جاری ساخت.
این مراسم در حضور تنی چند از حجج اسلام و کارشناسان دینی نمایشگاه قرآن انجام شد و در پایان، یک گواهی مبنی بر پذیرفتن آیین اسلام، تنظیم و به وی اعطا شد.

- راهروی ورودی جنوب غربی ایستگاه متروی شهید بهشتی به شیوه زیبایی با تابلوهای قرآنی تزئین شده است که با حال و هوای مبارک رمضان و نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم متناسب است.

- توفیق اجباری عبور از نمایشگاه مواد غذایی که در ابتدای خروجی شمالی ایستگاه متروی شهید بهشتی قرار دارد، موجبات نارضایتی بسیاری از بازدیدکنندگان نمایشگاه بین‌المللی قرآن کریم را فراهم آورده است.

- برخلاف سال‌های گذشته علاوه بر خودروهای ون صلواتی، چند دستگاه اتوبوس صلواتی نیز وظیفه انتقال بازدیدکنندگان از در مترو تا مصلای تهران را بر عهده دارند که البته به نظر می‌رسد با ورود به ماه مبارک رمضان و به تبع آن استقبال بیشتر روزه داران از نمایشگاه‌، تردد این اتوبوس‌ها با مشکل و به کندی صورت پذیرد.

- محل بخش‌های مختلف نماشگاه امسال نسبت به سالیان گذشته تغییرات بسیاری داشته است که از جمله مهم‌ترین آنها می‌توان به تغییر محل بخش‌های حوزوی و محصولات فرهنگی اشاره کرد.

- نامناسب بودن محل استقرار غرفه‌های بخش محصولات فرهنگی، موجبات ناراحتی و اعتراض این غرفه‌داران را پدید آورده است.

- حضور چهره‌های جدید در بخش پژوهش با استقبال خوب بازدیدکنندگان همراه بوده است. البته بازدیدکنندگان ثابت و دائمی این بخش نیز جویای احوال برخی کارشناسان قدیمی این بخش هستند. «شرکت در طرح ضیافت» و «حضور در مکه مکرمه» عمده‌ترین دلیل عدم حضور برخی کارشناسان سال پیش در بخش حضوری است.

- تابلوی زیبای «سرّ عشق» که سال گذشته نظر بسیاری از بازدیدکنندگان را به خود جلب کرده بود، امسال نیز در این نمایشگاه و در کنار تابلوی جدیدی با نام «ساقی عشق» قرار دارد. پیش از این خبری مبنی بر اهدای تابلوی «سرّ عشق» به حرم مطهر امام حسین (ع) ‌اعلام شده بود.
موضوع نصب این تابلو در حرم حضرت سیدالشهداء (ع) همچنان به قوت خود باقی است و یکی از دلایل تعویض قاب آن نیز به همین دلیل است.

- یکی دیگر از تابلوهایی که نظر بازدیدکنندگان را به خود جلب می‌کند، تابلویی با عنوان «تمام قرآن در یک خط» است. در این تابلو تمام قرآن کریم به صورت دایره‌وار نوشته شده است که ابتدای آن، مرکز این دایره و آخرین آیه نیز در دورترین فاصله از مرکز (یعنی محیط دایره)‌ قرار دارد.

ـ در ساعات پایانی نمایشگاه، سید محمد حسینی، وزیر فرهنگ و ارشاد اسلامی از نمایشگاه بازدید کرد. این بازدید تا ساعت یک بامداد به طول انجامید.

پی‌نوشت:
خیلی همت و غیرت و بصیرت میخواد آدم تو ۶۰ سالگی دین و آئینش رو عوض کنه و به حق بپیونده! درود بر شرف این هموطن عزیز.

مرجع